پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۴۶۴
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۹۳:۶۲
يکي ديگر از دلايل عدم تمايل زنان براي فرزندآوري مي تواند تغيير هويت آنها باشد، در واقع زنان امروز هويت زنانه خود را در جايي خارج از خانه جستجو مي کنند
سميه سميعي

به گزارش مهرخانه: مطالعات انجام شده در مورد روند باروري در کشور بيانگر اين موضوع است که باروري درکل کشور از سال 64 به بعد شروع به کاهش نموده وازاواخر دهه 60 سرعت چشمگيري پيدا کرده است. بعد از بررسي هاي انجام شده، اقتصاد، توسعه، مدرنيزاسيون و فرهنگ جزء عوامل مؤثر درکاهش باروري در کشوراعلام شده است. آنچه مسلم است کاهش باروري،علاوه بر آنکه ساختار جمعيتي هرکشور را تحت تأثير قرار مي دهد، پيامدها و عوارض جانبي ديگري را نيز به دنبال دارد. (1) در اين گزارش تلاش شده است به برخي از علل کاهش تمايل زنان در فرزندآوري پرداخته شود.

جستجوي هويت زنانه در جايي خارج از خانه

يکي ديگر از دلايل عدم تمايل زنان براي فرزندآوري مي تواند تغيير هويت آنها باشد، در واقع زنان امروز هويت زنانه خود را در جايي خارج از خانه جستجو مي کنند و برخي از محققان و انديشمندان اين حوزه کاهش فرزندآوري را بهايي براي کسب مهارت هاي اجتماعي مثل ميزان تحصيلات، شغل و درآمد مي دانند که البته برخي ديگر از صاحب نظران معتقدند نبايد بدين شدت به اين مسئله پرداخت و آن را به طور قطع عنوان کرد گرچه قابل انکار هم نيست.
مريم يک نمونه از هزاران زني ست که فرزندآوري را مانع ادامه موفقيت خود مي داند و معتقد است هويت يک زن در دنياي امروز نه با فرزند داشتن بلکه با ميزان تحصيلات،شغل و حرفه مناسب است که تداعي مي يابد.
سحر 27 ساله و كارشناس تغذيه است، او که پس از سه سال ازدواج صاحب فرزند شده است از مادر شدن خود خوشحال نيست. از او درباره علت اين احساسش پرسيدم و سحرعنوان کرد: قبل از به دنيا آمدن فرزندم، شاغل بودم، براي به دنيا آوردنش به اجبار مرخصي گرفتم و در نهايت هم مرخصي ام به استعفا تبديل شد. او ادامه مي دهد: مادر شدن، مرا به يك زن خانه‌دار تبديل كرد، نقشي كه هميشه از پذيرفتنش متنفر بودم، دلم مي‌خواست مي توانستم كار كنم و در جامعه فعال باشم اما مادر شدن تنها فرصت كار و حضور اجتماعي را از من گرفت.
در واقع آنچه که ما به ويژه در دهه اخير شاهدش هستيم تحول در نگاه زنان نسبت به خود و نقش مادريشان است.هويت زنان امروز ديگربا مفهوم مادري و فرزندآوري تداعي نمي شود. البته به گفته پژوهشگران و محققان اين حوزه بي علاقگي زنان و دختران جوان به تجربه مادري را مي‌توان در تعريف‌هاي مختلف درباره مادري و ارزش و اهميت آن جست‌وجو كرد.
البته برداشت‌هاي متداول مربوط به مادري بيانگر نگرشي ست كه در آن تمام امور فرزندان، متوجه زنان و هويت زنان را وابسته به تجربه مادري مي‌داند. اما نمي‌توان اين نكته را از نظر دور داشت كه تجربه مادري، وابستگي عميقي به ديدگاه‌ها و تجربه‌هاي شخصي هر فرد دارد، اين تجربه براي بسياري از زنان سرشار از شادي، احساس رضايت و نشانه‌اي از پختگي، توانمندي و مسووليت‌پذيري ست.
دکتر مريم رفعت جاه جامعه شناس نيز در خصوص جستجوي هويت زنان در خارج از خانه، معتقد است: به گمان من نيز اين اتفاق در جامعه امروز رخ داده اما نه به اين شدتي که عنوان مي گردد. طبق تحقيقاتي که در اين زمينه صورت گرفته ازدواج، مادري و همسرداري همچنان براي زن و دختر ايراني قابل اهميت است، اما آنچه که تغيير کرده از يک سو نگاه به مادري ست وازسوي ديگرعدم حمايت هاي قانوني واجتماعي از زنان است که منجر مي گردد زنان هويت و شخصيت خود را تاحدودي خارج از خانه جستجو کنند.
رفعت جاه افزود: امروزه مادران تنها به دنبال کميت در خانواده نيستند يعني تعداد زياد فرزندان هدف نيست بلکه کيفيت نگهداري، اموزش وپرورش فرزندان است که اهميت دارد. از طرف ديگر نيز زنان امروز اين پتانسيل را دارند که در کنار نقش مادري و فرزندآوري خود خارج از خانه هم مشغول فعاليت باشند گرچه نمي توان انکار کرد که در دنياي امروز نگرش ها تغيير يافته و زنان به دنبال استقلال مالي و شخصيتي خود نيزهستند.
وي ادامه داد: اينکه زنان به دنبال استقلال هويتي و يا مالي خود هستند مطمئناً مي تواند در کاهش فرزندآوري آنها اثرگذار باشد اما نبايد فراموش کرد که تمام ارزش هاي نو بد نيستند و با وجود محترم بودن تمام ارزشهاي سنتي در خصوص بعضي از آنها بايد تجديدنظر کرد، مثل حضور زن در خارج از خانه چراکه اشتغال زنان جامعه را نيز بهره مند مي کند.

عوامل اجتماعي مؤثر درکاهش فرزندآوري زنان
جداي از ميل به داشتن فرزند براي بقاي نسل، حب به فرزند و والدين شدن نيز يکي از دلايلي ست که افراد را به سمت تشکيل خانواده سوق مي‌دهد اما درچند سال اخير فرزند آوري که پديده‌اي جدايي ناپذيرازازدواج بوده، تبديل به پديده اي شده که زنان در انتخاب آن دچار ترديد هستند.

عدم حمايت هاي اجتماعي از زنان

نکته قابل توجه ديگري که مي توان به آن پرداخت عدم حمايت هاي اجتماعي از زناني ست که به دلايل گوناگون امکان نگهداري فرزندشان را در کل ساعات شبانه روز ندارند، که عمده ترين دليل آن اشتغال است.
اشتغال زنان، زمينه و مقدمه اي براي حضور اجتماعي آنان است و آثار اجتماعي اين امر، دامنه وسيعي را در برمي گيرد. ضمن اين که امروزه، اشتغال زنان به عنوان يکي از عوامل تحقّق توسعه پايدار و همه جانبه تلقي مي گردد.
همين امر موجب مي گردد برخي دختران و پسران داشتن فرزند را عاملي براي محدود شدن مي‌دانند و اين تفکر جز با حمايت هاي اجتماعي قابل اصلاح نيست، چراکه مطمئناً وجود اين حمايت ها شرايط فرزندآوري را براي زنان و مردان فراهم کرده و اين اطمينان را در آنها زنده مي کند که با کم ترين دغدغه مي توانند به فعاليت هاي خود ادامه دهند و فرزندآوري نمي تواند مانعي بر سر راه آنها باشد.
مريم رفعت جاه جامعه شناس معتقد است: زنان امروز به دليل عدم حمايت هاي اجتماعي وقانوني ترجيح مي دهند شاغل باشند وازاين طريق هم توانمندي هايشان را تحقق بخشند و هم به يک استقلال مالي وشخصيتي دست يابند. درواقع امروزه ميان تقدس نقش مادري در عمل و افکار جامعه تضاد وجود دارد.

کاهش فرزندآوري نتيجه زندگي مدرن و نان آورشدن زنان

طي سال‌هاي اخير نقش مادري به دلايل گوناگون از جمله گرايش به مصرفگرايي، تجملگرايي و همچنين افزايش نگراني مادران نسبت به آينده فرزند سخت‌تر از سابق شده است و زنان بعد از گذشت زمان نسبتاً زيادي که از ازدواجشان مي گذرد به فرزنددار شدن فکر مي¬کنند و در نهايت نيز تمايل چنداني به داشتن بيش از يک فرزند نداشته، تربيت و بزرگ کردن آن فرزند نيز در نظرشان سخت و طاقت فرسا جلوه مي‌کند.
صمد فدايي دبيرکميسيون اجتماعي مجلس در گفت و گو با خبرگزاري خانه ملت اظهار داشت: تغيير نوع زندگي از سنتي به مدرن را از مهمترين دلايل کاهش ميزان زاد وولد دانسته، به عقيده وي در زندگي هاي مدرن امروزي تعداد خانواده‌ها کاهش يافته و اکثر والدين داشتن يک فرزند را براي خود مطلوب مي‌دانند.
مريم زني ست 29ساله ومهندس کامپيوتر که پس از گذشت هفت سال از زندگي مشترک خود هنوز تصميم به بچه دارشدن نگرفته است. وي در اين خصوص مي گويد: به سختي پس از فارغ التحصيل شدن توانستم کاري مناسب در يک شرکت کامپيوتري پيدا کنم به همين خاطر براي حفظ اين کار بسيار تلاش کردم و حالا بسيار موفق هستم چرا بايد در اوج اين سال‌هاي شكوفايي حرفه‌اي ام ‌، كارم را رها كنم و مشغول بچه‌داري شوم؟
وي ادامه مي دهد: يک زن زماني بايد تصميم به مادر شدن بگيرد که با توجه به شرايط کنوني جامعه ما، از نظر اقتصادي و مهم تر از آن رواني آمادگي کامل داشته باشد. چراکه مطمئناً فشارهاي اجتماعي واقتصادي مانع تربيت صحيح فرزند مي شود واين امر اصلاً قابل پذيرش از نگاه من نيست که در هر شرايطي بايد صاحب فرزند بود.
زهرا اميني مجد کارشناس مسائل زنان دراين خصوص اظهار داشت: در شريعت نقش قواميت و نان آوري خانواده برعهده مرد قرار داده شده است تا مادربا فراغ بال به نقش فرزندآوري خود بپردازد. اين در حالي است که زندگي مدرن زن را مانند مرد وارد اجتماع نموده و به او نيز مشکلاتي از جنس مشکلات مرد بخشيده است در اين شرايط زن ناچار است مانند مرد چندين ساعت خارج از خانه باشد، اين وضعيت که بخشي از آن نتيجه مدرنيته است سبب شده تا فاصله معنا داري ميان زمان ازدواج و زمان فرزندآوري در زنان ايجاد شود.

تأثيرفردگرايي در اين امر
اميني مجد نيز فردگرايي را مقصراصلي ايجاد فاصله ميان زمان ازدواج و فرزندآوري دانست وعنوان کرد: تجملگرايي، مصرف گرايي و به طور کلي فردگرايي سبب سخت شدن فرآيند مادري در زنان امروزي شده است امروز يک زن گرچه مادر است اما اولويتش تامين نيازهاي فردي است.
در واقع افزايش شدت احساس فقر و تجمل گرايي در زنان امروز و همچنين فردگرايي يعني تنها توجه به خواسته هاي خود سبب روي آوردن آنها به الگوي اشتغال تمام وقت شده و اين گرايش موجب مي گردد که مضرات اين الگوي رفتاري که در تمام دنيا شامل زنان شده، شامل زنان ايراني هم شود.
از جمله اين مضرات مي توان به عدم خوب مادري کردن اشاره کرد چراکه اين مسئله خود موجب بروز مشکلات جدي درنسل بعدي مي‌شود و  مادران از اين جهت مقصرند که وضعيت زندگي مدرنيته را يک وضعيت جبري دانسته و خودشان را به اين روال مي سپارند و گمان مي‌کنند که در برابر اين وضعيت نمي‌توانند کاري انجام دهند.
ابراهيم فياض جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز در اين خصوص به نوعي ديگر از فردگرايي زنان اشاره کرد و گفت: آنچه درحال حاضر به عنوان عدم تمايل جوانان به داشتن فرزند عنوان مي‌شود آثار کنترل جمعيت است که اين امر از 15 سال پيش قابل پيش بيني بود، چراکه کاهش نرخ رشد جمعيت براي هميشه اتفاق مي‌افتد و نمي‌توان به سادگي آن را به حالت اول بازگرداند.
فياض با تصريح اين نکته که در جامعه امروز با مبحثي تحت عنوان "تغيير نگرش جنسي" مواجه هستيم،ابراز داشت: در بحث عدم تمايل زنان به فرزندآوري بايد به بررسي مسائل جنسي پرداخت. در گذشته ما شاهد رابطه جنسي معطوف به خانواده بوديم وهويت جنسي مردان بيش از زنان نمود داشت اما امروز رابطه جنسي معطوف به لذت مطرح است در واقع هويت جنسي زنان برجسته شده و اين امر رابطه شديدي با فردگرايي زنان دارد در نتيجه با اين اوصاف کسي زير بار تشکيل خانواده و ازدواج نمي‌رود و در صورت ازدواج نيز از داشتن بچه سرباز مي‌زند چراکه با تولد بچه از برخي جذابيت‌هاي جنسي‌ زن کاسته مي‌شود.

کدام يک در فرزندآوري اثرگذارتراست؟
اقتصاد نامناسب يا سيري ناپذيري در رفع نيازهاي غيرضروري

آنچه در جامعه کنوني ما بسيار به چشم مي خورد روند رو به رشد تجملگرايي در زندگي هاي روزمره زنان است، به نحوي که اين امر توانسته مهر مادري را در زنان تحت اشاعه خود قرار دهد. زنان امروز ديگر تنها براي رفع نيازهاي ضروري زندگي خود به اشتغال روي نمي آورند، گرچه مدعي هستند شرايط اقتصادي حال حاضر آنها را واداربه اين امر کرده و مادرشدن را براي آنها دشوار ساخته اما با کمي توجه در زندگي هاي پرزرق وبرق آنها مي توان به خوبي مشاهده کرد که مسئله اصلي آنها سيري ناپذيري در رفع نيازهاي غير ضروريشان است.
گرچه نمي توان شرايط اقتصادي برخي از خانواده ها را در فرزندآوري ناديده گرفت اما متأسفانه شواهد حاکي از آن است که اگر زنان به دنبال تجملگرايي و مصرف گرايي مفرط نباشند شرايط نامناسب اقتصادي به تنهايي مانعي بر سر راه فرزندآوري آنها نيست چراکه آمارها نشان مي دهد در خانواده هايي با شرايط اقتصادي نه چندان مناسب ميل به اين امر همچنان وجود دارد با توجه به اينکه در بسياري از خانواده هاي غني ما شاهد کاهش فرزندآوري هستيم که اين مسئله نيز تا حدود زيادي مي تواند نشأت گرفته از تبليغات سوء رسانه هاي داخلي وخارجي در خصوص فرزندآوري باشد يک نمونه ساده آن جمله معروفي ست که مدام به گوشمان مي خورد "فرزند کمتر زندگي بهتر"...


1-   http://www.hawzah.net
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار