پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۵۲۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۰ - ۹۲:۴۳
وارد خيابان پيروزي که مي شوي نبش پل اول، ساختماني پنج طبقه با رونمايي از سنگ از دور ديده مي شود، کمي جلوتر که مي روي نام شهربانو را مي بيني که با خط طلايي رنگ زيبايي بر سر در ورودي ساختمان خودنمايي مي کند، اين جا جايي ست که ورود آقايان ممنوع است.
                                                                                                                                                                                                   
به گزارش مهرخانه: شهربانو؛ مجموعه اي فرهنگي، ورزشي و آموزشي ست که مختص زنان است و در حال حاضر در 4 منطقه تهران –شامل مناطق 1، 2، 8 و 14- توسط مرکز امور زنان شهرداري راه اندازي شده است و منطقه 14 تهران از جمله مناطقي ست که يکي از مجموعه هاي شهربانو نزديک به دو سال است در آنجا فعاليت خود را در ساختماني به مساحت 1800 متر مربع آغاز کرده است.

شهربانو؛ محيطي امن براي زنان

قبل از ورود به ساختمان تابلوي ورود آقايان ممنوع به چشمم خورد، زماني که وارد مي شوي بر روي تابلوهايي، خدماتي که در هر طبقه ارائه مي گردد آورده شده بود که طبق آن اين مجموعه فرهنگي شامل خانه اسباب بازي، غرفه هاي فروش، مزون خياطي و لباس عروس، سالن آرايش، آتليه عکاسي و فيلم برداري، سالن ويژه جشن تولد، پاتوق گفت وگو و همايش، سالن ورزش، کافي شاپ، واحد آموزش، خانه سلامت و آموزش علوم قرآني بود.

وقتي وارد ساختمان شدم خانم مهرباني که پشت يک ميز نشسته بود و مشغول ذکر گفتن بود با گرمي پاسخ سلامم را داد و ديدن همين مهرباني در آغاز ورود برايم بسيار خوشايند بود. در همان طبقه يعني طبقه همکف چند غرفه فروش لباس، محصولات مختص زنان، کافي شاپ و يک غذاخوري ديده مي شد که در هر کدام چند خانم مشغول فعاليت بودند.
چند ميز و  صندلي فانتزي نيز در وسط سالن چيده شده بود که تعدادي زن و دختر بدون رعايت حجاب دور آن نشسته بودند و گفت وگو مي کردند گاهي هم صداي خنده شان بلند مي شد و بعد از چند لحظه دوباره به صحبتهايشان ادامه مي دادند. خودم را به يکي از ميزهايي رساندم که دو تا دختر روبروي هم نشسته بودند و چاي مي خوردند، جلوتر رفتم و سلام کردم و گفتم من خبرنگار هستم و مي خواهم نظر شما را در مورد اين مجموعه بدانم آنها هم که انگار از گفتن حرف من جا خورده بودند از جايشان بلند شدند و گفتند از ما عکس هم مي گيريد و قبل از اينکه به من مهلت بدهند که جواب بدهم سريع به سمت کيف هايشان رفتند و شال هاي رنگي خود را سرشان کردند و انگار منتظر بودند من همان لحظه عکس بگيرم، گفتم شما اجازه نداديد من حرفم را تمام کنم نيازي به عکس نيست.
بعد کمي خنديدند و گفتند: اينجا خيال مادرمان راحت است، ديگه مدام به گوشي هايمان زنگ نمي زنه و نگران نيست، من و خواهرم اگر هر روز به اينجا نياييم حتماً يک روز درميان هر موقع که احساس کسالت کنيم يک سري به اينجا مي زنيم. به نظر آنها راه اندازي اين جور مکان ها خيلي مي تواند به سلامت رواني دخترها و مادرها کمک کند چراکه امنيت اين جور جاها بسيار بالاست.
بعد از خوردن يک چاي که مهمان آن دو خواهر شده بودم از پشت ميز بلند شدم و بعد از خداحافظي با آنها، مشغول تماشاي غرفه هايي شدم که مجاور همان کافي شاپ و سالن غذاخوري بود. خانم ها که بدون داشتن پوشش با لباسي به اصطلاح راحت مشغول جابجايي اجناسشان بودند با لبخند من را براي ديدن اجناسشان دعوت مي کردند و من هم که براي خريد به آنجا نرفته بودم تنها با لبخند پاسخشان را مي دادم.

در کنار غرفه ها سروصداي بچه ها در اتاقي نظرم را به خودش جلب کرد، بچه ها در اتاقي که به اسم اتاق اسباب بازي معرفي شده بود مشغول بازيگوشي بودند و مربيشان هم که خانم جواني بود هر چه تلاش مي کرد که بچه ها کمي آرام تر بازي کنند موفق نمي شد با خوش رويي من را به داخل اتاق برد و بعد از اينکه خودم را معرفي کردم گفت: ما اينجا از بچه ها نگهداري مي کنيم در واقع يک جور مهدکودک است اما در فضايي کوچک تر. هر مادري که براي انجام کاري مي خواهد بيرون برود و نياز به کسي دارد که از فرزندش نگهداري کند آنها را به اينجا مي آورند چراکه هم محيط خوبي براي رشد خلاقيت بچه هاست و هم امنيت خاطر مادر را به همراه دارد.
بعد از تماشاي بازي بچه ها و کمي گفت وگو با مربيشان به سمت آسانسور رفتم و در طبقه دوم که مربوط به مديريت مجموعه بود از آسانسور خارج شدم. وارد اتاقي شدم که نسبتاً بزرگ بود و سه تا خانم پشت ميزهايشان نشسته بودن وهر کدام مشغول کاري بودند، زماني که متوجه ورود من شدند خواستن اگر کاري از دستشان برمي آيد برايم انجام دهند من هم باز خود را معرفي کردم و خواستم که با مدير مجموعه صحبت کنم.
يکي از خانم ها همان طور که از من مي خواست روي يکي از صندلي ها بنشينم و منتظر بمانم گفت: خانم اشتري جلسه دارند چند دقيقه صبر کنيد. بعد از چند دقيقه خانم سفيد رويي که پوشش متفاوتي با ديگر خانم ها داشت از اتاقي بيرون آمد و با خوش رويي من را به اتاقش برد و بعد از شنيدن سؤالات من شروع به توضيح دادن کرد.

"من فريبا اشتري مدير مجموعه شهربانو هستم. اين مجموعه مرداد 89 افتتاح شده و نزديک به دو سال است که فعاليت خود را در ساختمان پنج طبقه اي به مساحت 1800 متر مربع آغاز کرده است، هر طبقه شامل دو واحد 90 متري ست که بخش هاي مختلفي را پوشش مي دهد. از کارهاي هنري و فرهنگي گرفته تا نگهداري کودکان و کلاس هاي کارآفريني که رايگان برگزار مي گردد".

مدير مجموعه که زني معتقد به نظر مي رسيد شهربانو را محيطي امن براي زنان و دختران معرفي کرد و از حمايت هايي که براي زنان سرپرست خانوار انجام داده بود گفت. بعد از صحبت هاي خانم اشتري متوجه شدم زناني که غرفه هاي پوشاک در طبقه همکف در اختيارشان گذاشته شده زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداري هستند که به طور رايگان از اين غرفه ها استفاده مي کنند.
من که بيشتر دوست داشتم از نزديک شاهد عملکرد و خدمات مجموعه باشم بعد از گرفتن اطلاعات کلي از مدير مجموعه از دفتر مديريت خارج شدم. در کنار دفتر مدير واحد آموزش قرار داشت که در دو شاخه علمي و هنري دوره هاي مختلف کامپيوتر، زبان انگليسي، دروس پايه، تقويتي از ابتدايي تا دانشگاه، موسيقي، نقاشي، آشپزي، شيريني پزي، سفره آرايي، ميوه آرايي، شمع سازي، خوشنويسي وسفاگري ويژه کودکان را برگزار مي کرد.

در طبقه ديگر ساختمان واحد سلامت قرار داشت که در آن خدمات پزشکي، مشاوره هاي خانوادگي، روانشناسي، برگزاري دوره هاي مهارتهاي زندگي، کمک هاي اوليه، پرورش خلاقيت، آرامش درون، کنترل پرخاشگري در کودکان، آيين همسرداري، پيشگيري از اعتياد، بهداشت وزيبايي پوست و ... ارائه مي شد. البته ناگفته نماند که خانم اشتري در مورد هزينه هاي ناچيزي که خانم ها در استفاده از خدمات اين مجموعه پرداخت مي کنند نيز توضيحاتي دادند مثلاً اينکه براي نگهداري کودکان تنها ساعتي 600 تومان دريافت مي شود و يا اينکه هزينه بسياري از اين خدمات يک سوم هزينه آنها در بيرون از مجموعه است.

در طبقه بعدي يعني طبقه سوم، سالن آرايش در فضايي مدرن، آرام و مناسب زنان و دختران با انواع خدمات آرايشي و پيرايشي مشغول فعاليت بود، اما در کنار مدرن و شيک بودن اين سالن چيزي که توجه من را به خودش جلب کرد آتليه عکاسي وفيلم برداري بود که در واحد کناري اين سالن قرار داشت و اين خود نشان از ذوق بالاي مديريت اين مجموعه داشت که با توجه به نياز مراجعين خود خدمات را در يک يک طبقات مي توان گفت به نحوي دسته بندي کرده بود.

درطبقه چهارم سالن ورزشي وجود داشت که زنان و دختران با پوششي راحت بدون هيچ دغدغه خاطري از ديده شدن مشغول ورزش کردن بودند و اين راحتي خاطر در چهره بشاششان به خوبي ديده مي شد در اين سالن؛ بدنسازي، ايروبيک، يوگا، ورزش هاي رزمي، ماساژ درماني و ژيمناستيک ويژه کودکان با هزينه کمي نسبت به بيرون مجموعه آموزش داده مي شد و شلوغي اين سالن نشان از استقبال خوب زنان و دختران داشت.

در طبقه آخر هم در کنار نمازخانه، واحد آموزش علوم قرآني قرار داشت که در آن دوره هاي حفظ و تفسير قرآن، تجويد، روخواني، روانخواني، خواص درماني سوره هاي قرآن، تفسير نهج البلاغه و صحيفه سجاديه و... برگزار مي شد. قبل از اينکه وارد اين واحد بشوم مادر و پسر خردسالي را ديدم که مشغول صحبت کردن با هم بودند و مادر با لحن مهرباني از چگونه بودن کلاس از فرزندش سؤال مي کرد، پسربچه هم که متوجه نگاه هاي من شده بود با شيطنتي خاص پشت مادرش پنهان شد، من نزديکشان رفتم و از آموزش هاي مجموعه،  کلاس ها و خدمات ديگر سؤال کردم.
آن خانم هم که مشخص بود تازه از سالن ورزش مجموعه بيرون آمده است سريع گفت: خيلي محيط خوب و آرامش بخشي ست، با وجود اينکه من تازه نزديک به دو ماه است با اين مجموعه آشنا شدم و تبليغاتش را بر روي در و ديوار خيابان ديده بودم از امکاناتش رضايت کامل دارم. به نظر من مهم ترين حسني که اين مجموعه دارد همان تابلويي ست که بر روي در ورودي ساختمان زده شده، ورود آقايان ممنوع.
بعد از گفت وگوي کوتاهي که با مادرعلي کوچولو داشتم از آنها خداحافظي کردم و از طريق پله ها به طبقه همکف رسيدم همان جايي که در بدو ورودم شاهد مهرباني و محبت زناني بودم که هر کدام مشغول کاري بودند. از بوي کوفته تبريزيِ که تمام فضاي سالن را فرا گرفته بود و کودکاني که با اشتهاي تمام مشغول خوردن بودند بگذريم، احساس رضايت از خدمات مجموعه در چهره تمام افرادي که آنجا به نحوي مشغول بودند مشهود بود و اين امر قدر مسلم نشان از مثبت بودن اين طرح و اثرگذاري آن دارد و اينکه چقدر توانسته به هدف خود که ايجاد يک محيط امن و آرامش بخش براي زنان و دختران بوده برسد.

البته ناگفته نماند خدمات ديگري نيز در اين مجموعه توسط هر واحد ارائه مي گرديد که فرصت اندک ما مجالي براي معرفي تمام آنها به ما نمي دهد.
 


برچسب ها: شهربانو ، شهرداري ،
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
مریم
|
-
|
۲۳:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۵
0
0
خوب است
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار