پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۰۳۹۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۰
در میزگرد «آینده‌پژوهشی خانواده ایرانی» مطرح شد؛
در گذشته و در جامعه سنتی با نهادی به نام خانواده مواجه نبودیم. این که بخواهیم بگوییم در دوره‌های پیش خانواده داشتیم و آدم‌ها با هم خوب بودند و طلاق نبوده و... همگی فانتزی‌کردن تاریخ است و غیرواقعی است. در گذشته اساساً خانواده‌ای وجود نداشته است. خانواده به شکل حاضر آن، یک نهاد مدرن است.
میزگرد آینده پژوهشی خانواده ایرانی

چندی پیش میزگرد «آینده‌پژوهشی خانواده ایرانی» به همت پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه در محل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این نشست دکتر تقی آزادارمکی؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، دکتر محمدتقی کرمی؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، دکتر سید ضیاء‌ هاشمی؛ جامعه‌شناس، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و معاون فرهنگی- اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری اطلاعات ‌و دکتر سید مهدی اعتمادی‌فر؛ استاد دانشگاه، به بحث و گفتگو در زمینه وضعیت حال و آینده خانواده ایرانی، چالش‌های پیش روی آن و نحوه مداخله حاکمیت در امور مربوط به این نهاد اجتماعی پرداختند.

ازسوی دیگر دیروز، نشست سالانه مرکز تحقیقات زن و خانواده حوزه علمیه قم با موضوع "مناسبات خانواده و دولت" و با مشارکت دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور و مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران برگزار شد که در آن نیز کارشناسان از منظر اجتماعی و حقوقی به بررسی رابطه حاکمیت و نهاد خانواده پرداختند. از آنجاکه مباحث مطرح در میزگرد تخصصی مهرخانه، تاحدودی مرتبط با این نشست بود، به همین بهانه گزارش میزگرد پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه منتشر می‌شود.

به گزارش مهرخانه، در ابتدای بحث دکتر محمدتقی آزادارمکی در پاسخ به این پرسش که توصیف و ارزیابی وضعیت خانواده ایرانی از منظر این جامعه‌شناس چیست؟، گفت: من در توصیف و ارزیابی خود از وضعیت خانواده ایرانی نمی‌گویم طلاق بالا نرفته و سن بیوگی پایین نیامده است، اما معتقدم این مسایل مسایل نوپدیدی نیست. یعنی خانواده ایرانی به این شدت در بحران نیست. برای اینکه مشخص شود خانواده ایرانی در بحران است یا نه، باید افرادی وقت و آبرویشان را چند سالی صرف پژوهش در این زمینه کنند تا دقیقاً بتوانیم نسبت به وضعیت حال حاضر خانواد ایرانی توصیف دقیقی ارائه دهیم.

دکتر سید ضیاء ‌هاشمی: من به طور کلی با این بحث که خانواده ایرانی در معرض چالش است موافقم، اما در کنار آن عقیده دارم که نهاد خانواده ایرانی امروزه با مشکل مواجه است. یعنی در تغییرات اجتماعی و فرهنگی گسترده معاصر، نهاد خانواده به چالش کشیده شده است. زمانی که خانواده گسترده به خانواده هسته‌ای تبدیل شد، یک روند طبیعی طی شد و اینگونه خانواده با بحران مواجه نگردید. البته الان هم نمی‌توان گفت دچار بحرانیم و بیشتر در شرایط قبل از بحران به سر می‌بریم.

اما تحولات فرهنگی و اجتماعی که در حال حاضر در جامعه ما رخ داده، تعادل خانواده را از بین برده است. گویا که دیگر خانواده جوابگوی کارکردهای اصلی خود نیست. در واقع روابط مبتنی بر اعتماد و صمیمیت که در روابط خونی و خویشاوندی وجود داشته است، در حال حاضر کم شده است و حتی روابط همه‌جانبه و هويت‌بخش ميان اعضاي خانواده نیز در شهرهای بزرگ کم شده و این روابط رسمی ‌است که جایگزین روابط غیررسمی‌ شده است؛ اما روابط غیررسمی ‌نمی‌تواند تمام کارکردهای روابط رسمی ‌را داشته باشد.

برای مثال وقتی دریانی‌ها یا یزدی‌ها در مراسم عزاداری در یک حسینیه دور هم جمع می‌شود، دوباره خانواده و خویشاوندان دور هم جمع می‌شوند، اما در یک حالت نیمه‌رسمی ‌قرار می‌گیرند که باید برنامه‌ریزی داشته باشد؛ یعنی کسانی دعوت می‌کنند، پذیرایی می‌کنند، و صمیمیت روابط غیررسمی ‌در آن حاکم نیست. و در این قالب رقابت و تعارضاتی که در روابط رسمی‌ وجود دارد، شکل می‌گیرد. این مسئله، تعارضات در روابط بیرون از خانواده را نشان می‌دهد.

حال اگر روابط افراد داخل خانواده را هم بررسی کنیم، می‌بینیم که تعارض در دورن خانواده هم وجود دارد. روابط میان زوجین و والدین با فرزندان دچار تغییراتی شده، در معرض چالش قرار گرفته و ارتباطات درون خانواده کم شده است. شرایطی مانند اشتغال زنان و به‌طور کلی همسران، باعث کاهش تعاملات میان اعضای خانواده شده و سرمایه اجتماعی خانواده کم شده است. ازطرفی در فضای خانواده به خصوص درفضای متوسط شهری که تقریباً همه در خانه رایانه و اینترنت و تلویزیون و ماهواره دارند، تنوع فعالیت‌های رسانه‌ای، سبب کاهش تعاملات میان والدین با فرزندان و روابط میان زوجین شده است.

با وجود اين جاذبه‌ هاي متنوع اساساً فرصت و فراغتی در محیط خانواده باقی نمی‌ماند تا ارتباطاتی شکل بگیرد. در خارج از خانه نیز مدرسه است و حتی گروه همآلان نیز در بخش‌هایی میزان تعاملاتشان کم شده است. گویی تمام روابط در داخل و خارج از خانواده به سمت روابط رسمی‌ پیش می‌رود که همین باعث می‌شود خانواده که به عنوان یک محیط صمیمی ‌پرهیجان و جذاب باید بین اعضا ارتباط برقرار کند و آنها را به جامعه نیز پیوند بزند، برعکس نتواند به این کارکرد خود بپردازد و در درون نیز امکان انتقال عمیق فرهنگی و تأمین عاطفی را از دست بدهد. این وضعیت، کارآمدی و محصول غایی خانواده را کم می‌کند.

دکتر تقی آزادارمکی

ازطرفی آسیب‌های دیگری نیز در کمین خانواده است. برای مثال در فرآیند همسریابی مشکلاتی وجود دارد. نظام متولي همسریابی، کارکرد خود را از دست داده و جایگزین رسمی‌ یا غیررسمی ‌هم نداشته است و در کنار آن مشکلات اقتصادی و مسکن موجب شده است امکان ازدواج به شکل عینی کم شود. تنوع‌ها، جاذبه‌ها و الگوهای جایگزین ازدواج مانند هم‌زیستی‌ها و انواع ارتباطات مشروع و نامشروع به لحاظ فرهنگی و دینی؛ همگی در جهت کاهش انگیزه ازدواج عمل کرده است.

تمام این رقبایی که برای روابط عاطفی دورن خانواده ایجاد شده است و افزایش الگوهای رقیب خانواده، همراه با کاهش انگیزه‌ها و تسهیلات لازم برای شکل‌گیری خانواده؛ همگی موجب کاهش میزان شکل‌گیری خانواده شده است. وقتی هم خانواده شکل می‌گیرد، نتایج و محصولاتش به نسبت قبل کم است. در عین حال تخریب‌هایی که نسبت به خانواده صورت می‌گیرد مانند تربیت و جامعه‌پذیری‌هایی که افراد قبل و بعد از ورود به خانواده دارند، که باعث شده افراد حتی پس از ازدواج در فضاهای مختلفی سیر کنند و دارای فضای مشترک نشوند؛ سبب می‌شود همه این تعارضات و تفاوت‌ها تداوم پیدا کند و چالش‌های درون خانواده بیشتر ‌شود.

در نتیجه در چنین فضایی الگوهای جدیدی از خانواده شکل می‌گیرد که فقط یکی از آنها الگوی همزیستی و روابط هم‌خانگی است، بلکه در حال حاضر الگوهای دیگری همچون خانواده‌های منفک و مستقل از فضای محیطی خانواده یا خانواده‌های مهاجر و... نیز وجود دارند. برای مثال زن و مردی که پس از ازدواج به تهران مهاجرت می‌کنند و مرد از صبح تا شب برای کارگری از منزل خارج می‌شود و زن در نقطه‌ای دورافتاده تنها و دور از خویشاوندانش است، چه تعامل مثبتی در ساعات کوتاهی که این دو در کنار هم هستند، به عنوان دو موجود خسته و آشفته، می‌تواند میانشان اتفاق افتد؟

بدین ترتیب می‌توان گفت در حال حاضر خانواده در معرض چالش‌های جدی قرار گرفته است و آن خانواده‌ای که باید مسئول تربیت، جامعه‌پذیری و تأمین عواطف و... برای اعضایش باشد، در مقایسه با چند دهه گذشته تغییراتی کرده است؛ گرچه به نظرم به شرایط بحران نرسیده، اما در شرایط پیش از بحران قرار دارد.

دکتر مهدی اعتمادی‌فر: به نظر من مشکل اصلی ما در حال حاضر در حوزه جامعه‌شناسی خانواده این است که از اساس خانواده را یک نهادی در نظر گرفتیم که همیشه با چالش مواجه است و همواره در حال آب رفتن و کوچک شدن است و بدون آنکه کل جامعه را در نظر بگیریم، مرتب می‌گوییم چرا این مشکلات در خانواده است و مثلاً چرا طلاق زیاد شده است؟؛ در حالی‌که به نظرم این بحث، بحث درستی در جامعه ایرانی نیست.

دکتر مهدی اعتمادی‌فر

در گذشته و در وضعيت‌هاي بسيط پيشين با نهادی به نام خانواده مواجه نبودیم. این که بخواهیم بگوییم در دوره‌های پیش خانواده داشتیم و آدم‌ها با هم خوب بودند و طلاق نبوده و... همگی فانتزی‌کردن تاریخ است و غیرواقعی است. در گذشته اساساً نهاد مستقل و تمایزیافته‌ای به نام «خانواده» وجود نداشته است. خانواده به شکل حاضر آن، یک نهاد مدرن است.

در گروه‌های خانگی گذشته، افراد هم روابط زناشویی و خویشاوندی داشتند، هم گروه تولید اقتصادی بودند، هم تربیت و انتقال هنجارها به نسل‌های بعدی صورت می‌گرفته و حتی روابط عشیره‌ای تعیین‌کننده نظم سیاسی ایران نیز بوده است. بر همین اساس ملاحظه می‌کنید که آن زمان تحولات سیاسی در ایران و بالا و پایین شدن سلسله‌های حکومتی، توسط عشیره‌ها صورت می‌گرفته است.

می‌خواهم بگویم در گذشته ما با نهادی به نام گروه‌های خانگی روبه‌رو بودیم که اساساً ساختار متفاوتی با نهاد خانواده داشته و در چنین ساختاری حرفی برای طلاق نبوده است. چون فرد در صورت طلاق جایی برای رفتن و زندگی نداشته است.

در این گروه‌های خانگی همه چیز با هم و به لحاظ جامعه‌شناختی، تمایزنیافته بوده است. در این شرایط کاملاً بدیهی است در صورت شکل گرفتن یک نهاد مدرن مانند خانواده، تمایز زیاد شده است و در چنین شرایطی دیگر نمی‌توان انتظار داشت باز هم همان وضعیت که در گروه‌های خانگی وجود داشته است، وجود داشته باشد. پس نهاد مدرنی مثل خانواده امروزی، قطعاً دارای پیامدهای مدرن نیز خواهد بود.

نکته دیگر آنکه امروزه یکی از مشکلات اساسی خانواده این است که همچون گوشت قربانی در مباحث سیاسی شده است و برای حل هر مشکل کلان، به خانواده رجوع می‌کنند. مثلاً برای حل معضل اعتیاد مستقیم سراغ خانواده می‌روند. در حالی‌که خانواده ایرانی منطق خاص خود را با همه مشکلاتش دارد. چنین روندی، استقلال خانواده به منظور تحقق اهداف و نیازهای وابسته به خود را مخدوش می‌کند.

دکتر محمدتقی کرمی: به نظر من در تحلیلی‌هایی که درخصوص خانواده ایرانی ارائه می‌دهیم، باید به خاص‌بودگی‌های جامعه ایرانی که آن را متمایز از دیگر جوامع می‌کند، نزدیک شویم؛ چراکه خانواده در ایران مسائل خاص خود را دارد. لکن در این راستا گاهی این مسائل، مسائل "درون‌بود" است و گاهی این مسائل از بیرون و حاشیه به خانواده تحمیل شده است.

برای مثال یکی از پژوهش‌هایی که من در رابطه با پرونده‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتم، در خصوص طلاق بود که در خانواده ایرانی امروزه به عنوان یک معضل جدی مطرح است. در این پژوهش یک مصاحبه متمرکز(focus group)  با قضات دادگستری داشتیم و اینکه کسانی که برای طلاق مراجعه می‌کنند، مسئله‌شان چیست؟ آیا مسئله‌شان تغییر گفتمان است یا فرد گرایی و ... است؟ و... را مورد بررسی قرار دادیم.

به نظر قضات مسئله اصلی مراجعه به دادگاه برای طلاق، بیکاری است و عدم توانایی مرد برای برآورده کردن حداقل نیازها برای تأمین معیشت خانواده به هر دلیلی. مسئله دوم اعتیاد است که باز از بیرون به خانواده‌ها تحمیل شده است. ضمن آنکه هر خانواده که دارای یک معتاد است، خانواده‌های اطراف خود را نیز درگیر کرده است.

دکتر محمد تقی کرمی

اما در اینجا لازم است عمیق‌تر به خاص‌بودگی‌های خانواده ایرانی توجه کنیم و به این سؤالات بپردازیم که آیا خانواده ایرانی با این معضلات و مشکلات در حال اتمام است؟ این نهاد چه پتانسیل‌هایی دارد که بتواند خودش را ترمیم کند؟

دکتر تقی آزادارمکی:
من نمی‌گویم خانواده مشکل ندارد، بلکه معتقدم مشکل در جای دیگر است. من می‌خواهم به نکته هوشمندانه‌ای که دکتر اعتمادی اشاره کرد، بپردازم و یادآوری کنم وقتی ما در دوره‌های پیشین اساساً نهادی به شکل خانواده امروزی نداشتیم و تنها نهاد خویشاوندی داشتیم و ناگهان یک نهاد مدرنی مانند خانواده شکل گرفته است، طبیعی است که دچار اضطراب شویم. ازطرفی چون آنچه ایجاد شده، با تعابیر دینی ما هم هم‌خوانی ندارد، بیشتر برایمان عجیب است.

من قبلاً هم عرض کرده‌ام که حوزه سیاست و دین نباید دخالتی درخانواده داشته باشد. مشکل ما مداخله‌گری نهادهای اجتماعی در عرصه خانواده است.

(در همین زمینه: ادامه مداخلات فرهنگی دولت، خانواده را عصبانی و خسته می کند)

بر اساس همان نکته‌ای که دکتر اعتمادی ذکر کردند، می‌خواهم بگویم در این حالت احتیاج است ابتدا معلوم کنیم که خانواده ایرانی از کجا مدرن شده است؟ و در این مدرن شدن چه عنصری موجب اختلال شده است تا بتوانیم آن عامل مخل را حذف کنیم. در غیر این صورت در حالت کلی چرا باید بگوییم نباید طلاق وجود داشته باشد؟؛ در گذشته اساساً کسی نمی‌فهمید مرد بد و زن بد چیست؛ افراد فقط با همسرشان زندگی نمی‌کردند و در داخل یک نظام خویشاوندی همه با هم بودند.
 
حال باید دید به‌واقع عاملی که در فرآیند مدرنیته مخل شده است، چیست؟؛ آیا نیازهاست؟ رسانه و شرایط بیرونی است؟ ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی‌است؟ زنان هستند یا مردان؟ من پاسخ روشنی برای این سؤال ندارم. چون پاسخ به چنین سؤالاتی نیازمند یک پژوهش تاریخی و عمیق است و به سادگی نمی‌توان به آن پاسخ داد.

دکتر تقی آزادارمکی

دکتر مهدی اعتمادی‌فر در پاسخ به این پرسش که سیر تحولات مفهوم وضعیت خانواده به چه صورت است و آیا گروه خویشاوندی همان خانواده گسترده است؟، گفت: گروه خانگی و خانواده گسترده؛ اینجور نبوده که در دوره‌ای تنها یکی از این دو سنخ بوده باشد. بحث من بیشتر این است Ideal Type هستند و هر چه بیشتر مدرن می‌شویم، این سنخ خانواده به معنای امروز غالب می‌شود. باید نسبت به آن فهم کاملی داشته باشیم.

نکته دوم این است که در شرایط کنونی پروبلاماتیک شدن وضعیت خانواده ناشی از آن است از یک سو ارتباط این نهاد با ساخت اجتماعی زیادتر شده و از سوی دیگر استقلال نیز پیدا کرده است. مطابق با آنچه دورکیم در کتاب تقسیم کار اجتماعی می‌گوید، یک فردگرایی خانوادگی اتفاق افتاده است و به قول پارسونز خانواده‌ها هسته‌ای شده‌اند؛ و از سوی دیگر خانواده تحت‌تأثیر کوچک‌ترین سیاست‌گذاری‌ها در عرصه اقتصاد یا فرهنگ قرار مي‌گيرند.

در این جا بحث این است که آیا ما باید برگردیم به سمت خانواده و با تحلیل آن، مشکلات را از آن نقطه حل کنیم؟ به نظر من این روش جواب نمی‌دهد؛ یعنی اینکه فقط خانواده را متهم کنیم و آنقدر بارش را سنگین کنیم که نتواند زیر این همه مسئله قد علم کند.

به نظر می‌رسد در طول این سال‌ها پرابلماتیزه شدن فضای اجتماعی به معنای اعم؛ چه در حوزه اقتصادی، سیاسی و یا اجتماعی، قطعاً سر ریز در خانواده می‌کند که به همین دلیل چنین حرف‌هایی غیردقیق، کلی و بی‌نتیجه است.گویا خانواده محملی شده است برای توجیه کردن مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. ازطرفی در چنین وضعیتی انتظار داریم که خانواده در بهترین شرایط باشد.

بنابراین لازم است فهم دقیق‌تری از تحولات نهاد خانواده داشته باشیم و بدانیم که این به معنای تک افتادن خانواده نیست؛ بلکه به معنای افزایش نوعی استقلال و تمایز در قبال سایر نهاد‌هاست، اما ارتباطات تنگاتنگ و ساختی هم اتفاقاً بیشتر و همبسته‌تر شده است؛ یعنی کوچک‌ترین تعارضاتی در عرصه‌های دیگر، در خانواده سر ریز می‌کند.

دکتر محمدتقی کرمی: من موافق سر ریز شدن مشکلات ساختارهای مختلف جامعه در خانواده هستم، اما می‌خواهم اشاره کنم به شباهت این بحث با دانشگاه. برای مثال بسیاری از مشکلات دانشگاه برای دانشجو و استاد، در واقع مشکلات این محیط نیست، بلکه جای دیگری تولید شده است، اما در دانشگاه دیده می‌شود. این بحث تفاوت در محل ایجاد مشکل و نمایش آن در خانواده هم به همین ترتیب است و تازه در خانواده این مسئله پررنگ‌تر می‌شود.

دکتر محمدتقی کرمی و مهدی اعتمادی فر

علت آن هم این است که خانواده در جامعه ما بیش از حد آرمانی شده و بیشتر جنبه طنز پیداکرده است که نشان‌دهنده اوج تراژدی است. برای مثال وقتی در مراسم خواستگاری در مورد سکه‌های مهریه و مناسک با هم چانه‌زنی می‌کنیم، هیچ المانی از آرمان نمی‌بینیم، اما رسانه‌ها دائماً می‌خواهند به افراد القا کنند که خانواده نهادی مقدس است؛ گرچه من معتقدم خانواده البته کارکردهای مقدسی هم دارد.

بالا بردن انتظارات از خانواده و ترسیم Ideal type از خانواده، در حالیکه در تاریخ ما مصداق نزدیکی هم ندارد، همگی موجب آرمانی‌شدن خانواده شده است و به همین خاطر لازم است نگاهی تاریخی به خانواده داشته باشیم. خانواده وجه طبیعی، کارکردی و عاطفی دارد و البته وجوه مقدس نیز دارد؛ بدین ترتیب لازم است که ما مفهوم خانواده را نیز مورد مداقه قرار بدهیم تا ببینیم این مفهومی‌ که از خانواده در ذهن سیاست‌مداران ما است، وجه تاریخی و عینی دارد یا خیر، تنها یک مفهوم کاملاً برساخت است؟ که البته به نظر من دومی‌ بیشتر قابل دفاع است.  

دکتر تقی آزادارمکی:
بله ما هنوز تکلیفمان در مورد اینکه خانواده چیست؟ مشخص نیست. این دوگانه دیدن خانواده که شامل یک دوره تاریخی خوب و یک دوره تاریخی بد است، برای من سؤال‌برانگیز است که از چه زمانی وارد ادبیات ما شده است؟

آیا ما هیچ نقطه آرمانی نسبت به خانواده نداریم؛ به این معنا که این تغییرات به عنوان یک سیری باید طی شود تا به نقطه‌ای برسد؟
دکتر مهدی اعتمادی‌فر: به نظر من باید میان آرمانی‌کردن و آرمان‌زدگی تفاوت قائل شویم. ببینید ایدئولوژیک‌کردن خانواده با اینکه آرمان‌هایی در خانواده وجود دارد، دو امر جدا از هم است. اساساً نظم اجتماعی بدون وجود آرمان‌های غایی ارزش‌مدار شکل نمی‌گیرد، اما اینکه ما خانواده را امر مقدسی کرده و بر آن تأکید می‌کنیم، آن هم در شرایطی که اساساً این‌گونه نیست، همان مشکل آرمان‌زدگی پیش می‌آید و در این صورت فرم سنگین‌تر از محتوا می‌شود و این بحث در جامعه ما غیر از خانواده در دانشگاه هم، قابل دیدن است.

در این حالت فرم‌های خانوادگی در تبلیغات و فیلم‌ها و رسانه، همچنان گل و بلبل نشان داده می‌شود، اما درون آن سرشار از مشکل و مسئله است. این فرم‌های آرمان‌زده آن‌چنان سنگین می‌شود که اجازه نمی‌دهد محتوای پوسیده داخل آن مشخص گردد. وقتی ملاحظه می‌کنیم که برخی از مدیران به عنوان یک سیاست‌گذار فقط به بیان روایت‌های دینی برای کاهش طلاق می‌پردازد و وظیفه اصلی خود را در جهت سیاست‌گذاری برای کاهش طلاق فراموش می‌کنند، می‌توانیم بیشتر به اصل مشکل پی ببریم.

به اعتقاد من عمده مسائل ما این است که آرمان‌ها را تبدیل به کلیشه (stereotype) می‌کنیم و بهترین نمود آن در برنامه‌های رسانه ملی ما مشخص می‌شود که پر از فرم‌های خالی از محتواست؛ نشان دادن فرم‌هایی از زندگی خانوادگی که واقعیت ندارد و در زندگی هیچ‌کس نیست و کاملاً صوری است. در نتیجه این کلیشه‌های غیرواقعی، فرم‌های پوسیده‌ای ایجاد می‌شود که تو خالی است و با یک نسيم فرو می‌ریزد. این وضعیتی به مراتب بدتر است.

دکتر محمدتقی کرمی: باید به این مسئله اشاره کنم که وقتی نهاد خانواده بیش از اندازه مقدس می‌شود، اولین پیامد آن این است که این تقدس‌زدگی اجازه نمی‌دهد که واقعیت اجتماعی و مسئله اجتماعی را بفهمیم و ببینیم. برای مثال در حال حاضر ما با سبکی از هم‌باشی (cohabitation) مواجه هستیم؛ به این معنا که زوج‌های مطلقه در حال زندگی با هم هستند؛ اینکه دختر و پسری از هم طلاق می‌گیرند و هر کدام می‌روند خانه پدری‌شان، اما همچنان با هم زندگی می‌کنند، نشان می‌دهد این فرم‌ها به قدری سنگین شده است که اجازه زندگی به افراد نمی‌دهد. اینها ترجیح می‌دهند فرم را دور بریزند و به محتوا بپردازند. این اتفاق، مصداق همان چیزی است که می‌گوید: "هر آنچه که سخت و استوار است، دود می‌شود و به هوا می‌رود."

ما قطعاً آرمان می‌خواهیم و خانواده و جامعه هم به آرمان احتیاج دارند، اما این آرمان‌ها باید در درون خود امکان پوست انداختن به خانواده بدهد. وقتی همه چیز غیرواقعی می‌شود و برای تسهیل این پوست‌اندازی راهکاری اندیشیده نمی‌شود، در صورتی‌که پتانسیل تسهیل این پوست‌اندازی‌ها به راحتی در فقه ما وجود دارد؛ اوج فرم‌زدگی رخ می‌دهد.

وقتی ما از همه چیز تعریف مجرمانه ارائه می‌دهیم، به دلیل آن است که آرمان‌هایمان صلب است. ما تعریف و آرمان می‌خواهیم، اما این تعریف و آرمان باید آنقدر سیال باشد که تنها موارد نادر از آن بیرون بزند. اگر تعریفی از موضوعی کردیم که اکثریت از آن تعریف بیرون بودند، باید تعریفمان را عوض کنیم.

لازم است اضافه کنم که من مخالف فرم‌ستیزی هستم، اما معتقدم می‌شود فرم‌ها را به‌گونه‌ای طراحی کرد که در خدمت معنا باشند؛ در حالی‌که در حال حاضر فرم‌ها ضدمعنا عمل می‌کنند که این نیز بخاطر همان ایدئولوژی‌زدگی است که در جامعه ما وجود دارد.

دکتر تقی آزادارمکی

دکتر تقی آزادارمکی: هزینه اجتماعی زندگی مشترک زیاد است و همین موضوع موجب گرایش به طلاق در میان زوجین شده است. همچنین هزینه طلاق هم زیاد است و طلاق آسان وجود ندارد؛ مسئله‌ای که ازدواج افراد پس از طلاق را دشوار می‌کند و طلاق را با آبروریزی برای افراد همراه می‌کند.

همچنین سرکوب جنسی در جامعه و میان جوانان در حال حاضر زیاد شدن است و این مسئله جامعه را بیمار کرده است. فقه و عرف لازم است در این زمینه اندیشه‌ای کرده و با استفاده از پویایی فقه به دنبال راهکاری برای کاهش این هزینه‌ها باشیم.

راهکارهایی که جامعه‌شناسان برای رهایی از چالش‌های خانواده ایرانی در حال حاضر پیشنهاد می‌کنند، چیست؟
دکتر تقی آزادارمکی:
فقدان مداخله‌گری در خانواده؛ مهم‌ترین راهکار برای رهایی از این چالش‌هاست. مراقبت‌های دستوری برای خانواده و برای مثال رسانه‌ای که در طول شبانه‌روز همواره در حال پخش برنامه‌های باید و نبایدی برای خانواده است، تأثیر منفی بر خانواده دارد.

باید خانواده را رها کنند تا این نهاد مطابق عرف و فقه خودش را تنظیم کند. این عدم مداخله‌گری موضوعی است که فکر نمی‌کنم به این سادگی‌ها در جامعه و دولت ما اتفاق بیفتد. لازم است برای خانواده و زوجین یک سری تعهد در زندگی در نظر بگیریم که زندگی‌ها راحت‌تر شود و اگر خودشان خواستند آن را به حداکثر برسانند.

دکتر مهدی اعتمادی‌فر: ببینید ما دو نوع سیاست‌گذاری داریم؛ سلبی و ایجابی. یعنی اتفاقاً گاهی ما باید سیاست‌گذاری سلبی داشته باشیم؛ به این معنا که سیاست‌گذار وارد این جریان نشود، چون نه توانش را دارد و نباید هم وارد شود.

ازطرفی هرگونه سیاست‌گذاری که متناسب با وضع کنونی ما نباشد، نقض آرمان‌های مطلوب ماست. مانند حرف‌هایی که گاهی می‌شنویم که "می‌خواهیم 6 ماهه مشکلات آمار طلاق را حل کنیم" چیزی که اساساً قابل انجام نیست. این نوع سیاست‌گذاری‌ها ابزاری است و اگر ابزار، متناسب با موضوع و مشکل نباشد، مشخص است که جواب نمی‌دهد و بی‌نتیجه می‌ماند.

برای حل مشکلات خانواده اولاً، باید سیاست‌گذاری‌های سلبی برای عدم مداخله‌گری صورت بگیرد و ثانیاً بجای تجویزات برای حل مشکل طلاق، مشکلات اصلی که به خانواده هجوم آورده و آن را دچار مشکل کرده است، حل شود. مسائل اصلی و مهم‌تری که بر خانواده سایه انداخته است؛ مانند مشکلات محیط اقتصادی، سیاست و ... که حل شدن و آرام کردن آنها به حل مشکلات خانواده بسیار کمک می‌کند.

(در همین زمینه: نقش میان‌داری دولت/ دولت باید به عنوان حامی ‌آخر به میان آید)

دکتر محمدتقی کرمی: متأسفانه بررسی‌ها نشان می‌دهد غیر از مداخله انقباضی در خانواده، ما هیچ کار دیگری برای آن انجام نداده‌ایم. متأسفانه نگاهی به برنامه‌های مرکز پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در این مدت برای خانواده حتی اقدام ایجابی صورت نگرفته است. نکته دیگر این است که علاوه بر اینکه ما همواره شعارهای انقباضی در این عرصه می‌دهیم، در جاهایی هم مشکلاتی ایجاد کرده‌ایم. در حال حاضر جوانان ایرانی در رابطه با مسائل جنسی به شدت دچار تنش و مشکل هستند، و دلیل آن این است که شکلی از رابطه در رسانه برای جوانان بازنمایی می‌شود که همیشه شورمندانه است؛ رابطه‌ای که در آن افراد همواره دلشان برای هم تنگ می‌شود و.... اینکه واقعاً چگونه چنین چیزی برای جوانان تهیه و پخش می‌شود، قابل تأمل است. تصویری که اساساً دروغ است و هیچ ما به ازای واقعی هم ندارد.

(در همین زمینه: نشست تخصصی مناسبات خانواده و دولت)

انتهای پیام/ 901201

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۱
امین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۵
0
0
سلام به نظر مبانی دیدگاه مطرح شده که خانواده را کار نگیریم تساهل و تسامح و غفلت ورزی است .نقش الگو سازی رسانه های غربی را جه کنیم که خود غافل. شویم!3
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار