پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۰۸۴۶
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۴
این فرآیند استمرار پیدا خواهد کرد تا با وضعیت دیگری با نام فعال‌شدن و ظهور بیشتر ساحت اجتماعی روبه‌رو شویم و اگر این وضعیت را در پیش داشته باشیم دولت بخشی از این نظام اجتماعی قرار خواهد گرفت و قدرت کنش‌گری خود را از دست خواهد داد و در آن زمان خانواده پوسته جدید خواهد انداخت و در آینده‌ای نزدیک با تغییرات نسبتاً مهم در خانواده ایرانی روبه‌رو خواهیم شد.


نشست "دولتی‌شدن خانواده در ایران؛ چالش‌ها و چشم‌اندازها" از طرف گروه جامعه‌شناسی خانواده انجمن جامعه‌شناسی، عصر دیروز در دانشکده اجتماعی دانشگاه تهران با حضور دکتر تقی آزادارمکی؛ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، و دکتر باقر ساروخانی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهرخانه،
در ابتدای این نشست دکتر ساروخانی گفت: از دید دکتر آزادارمکی، در ایران سه چیز مهم است: خانواده، دین و دولت.

وی افزود: در تاریخ بشر هیچ‌گاه دولت‌ها وارد حریم خانواده نشده‌اند. خانواده در عرصه جامعه ایران قرار گرفته است و دولت به صور مختلف؛ مستقیم و غیرمستقیم و بالاخص از طریق رسانه بر خانواده وارد می‌شود. حال باید دید ورود دولت به خانواده و دولتی‌شدن خانواده کار مفیدی است یا خیر؟

وی افزود: پدیده نوظهور، دخالت دولت در خانواده و پیدا شدن خانواده دیگری به نام خانواده‌دولتی است. کشش، نگاه و گفتمان اجتماعی ما به دخالت دولت در خانواده مجوز داده و امر اجتماعی به امر سیاسی تبدیل شده است.

ساروخانی ادامه داد: تأکید بر این است که هر چه دولت بیشتر در نظام خانواده وارد شود، خانواده درست‌تر خواهد شد؛ حال پرسش اینجاست که آیا این نظام و اندیشه درستی است؟؛ یا اینکه باید از دخالت در خانواده اجتناب شود و بگذاریم خانواده به تعادل مجدد برسد؟

خانواده از جنس خصوصی و نه عمومی
این جامعه‌شناس بیان کرد: خانواده در حال تکوین است و ما آن را از بین می‌بریم. در گذشته مرد صلاح نمی‌دید که در مورد تصمیم اجتماعی خود و مسائل اجتماعی با زن خود مشورت کند؛ زیرا زن تنها یک موجود بیولوژیک بود که کار او در فرزندآوری و پخت غذا خلاصه می‌شد؛ اما اکنون خانواده‌ها بدین صورت شده‌اند که زن و مرد هر دو نظر می‌دهند و می‌توانند با هم گفتگو داشته باشند؛ چراکه در عرصه اجتماعی حضور دارد.

ساروخانی گفت: من معتقدم خانواده از جنس عمومی نیست، بلکه از جنس خصوصی است. خانواده گروه نخستین است و عواطف انسانی باید در آن ساری و جاری باشد. گواینکه می‌خواهیم خانواده را به گروه ثانوی تبدیل کنیم. ازدواج نیز باید همیشه واقعه‌ای خانوادگی و خصوصی باشد و نباید مناسک آن را دولتی کرد و از دست خانواده بیرون آورد.

دولتی‌شدن خانواده عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود
در ادامه این نشست دکتر تقی آزادارمکی؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، گفت: من بحث را نه از منظر جامعه‌شناسی خانواده، بلکه به عنوان کسی که دغدغه جامعه ایرانی و تغییرات و نابسامانی‌ها را دارد آغاز می‌کنم.

آزادارمکی افزود: ما با شرایط غیرطبیعی روبه‌رو هستیم که این شرایط در خانواده جلوه بیشتری پیدا کرده و آن ساحت دولتی‌شدن خانواده است که اهمیت بیشتری پیدا کرده و هر روز عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود.

مفروضات موجود برای ورود دولت به خانواده
وی صحبت خود را با طرح این پرسش که باید دید منطق ظهور چنین پدیدهای چیست؟؛ منطق سیاسی، اجتماعی، فکری و تاریخی آن چیست؟، ادامه داد و گفت: دو مفروض در این خصوص وجود دارد؛ مفروض اول اینکه می‌پنداریم چون خانواده در انجام تکالیف خود ناتوان شده است، دولت باید وارد شود.

وی تشریح کرد: این مفروض عمومی شده، اما قابل بحث و چالش است. من اعتقاد دارم خانواده آنقدر ناتوان نیست که نتواند وظایف و تکالیف خود را انجام دهد. خانواده پدیده تاریخی است که دچار آسیب شده است، اما این نیست که نتواند کارکردهای اساسی خود را متعهد شود.

ادبیات مارکسیستی؛ ادبیات مکتب فرانکفورتی و ادبیات روشنفکران ایدئولوژیک در زمینه مداخله دولت در خانواده
دکتر آزادارمکی به مفروض دوم پرداخت و گفت: مفروض دوم این است که برای نجات خانواده باید اقدامی کرد و هیچ نهادی برای نجات خانواده، اولی‌تر از دولت نیست. پیدا شدن مفروض اول به دلیل مسائل سیاسی و مطالعات جامعه‌شناسی در ایران است. علت ایجاد مفروض دوم نیز به چند ادبیات در ایران برمی‌گردد.

وی ادامه داد: اولین ادبیات، ادبیات مارکسیستی است که بیان می‌کند در خانواده نابرابری جنسیتی وجود دارد و توانایی به‌سامان‌کردن خود را ندارد و خانواده را باید دچار فروپاشی کرد و این فروپاشی از طرف دولت فقط می‌تواند صورت گیرد؛ ادبیات دیگر ادبیات فرانکفورتی در بازتولید سلطه است که خانواده بازتولید سلطه را فراهم می‌کند؛ و ادبیات سوم روشنفکران ایدئولوژیک چپ‌گرا یا راست‌گرا هستند که چه اسلامی‌ها و چه غیراسلامی‌ها به کنش‌گر خلاقی به نام دولت اعتقاد دارند. نیروهای روشنفکر چپ؛ چه سکولار و چه ایران‌گرا یا غیرایران‌گرا، معتقدند چون دولت در ایران کانون اصلی است، راه به‌سامان‌کردن جامعه، دولت دموکرات است و در مقابل آن روشنفکران اسلام‌گرا نیز همین حرف را تکرار می‌کنند و به ساحت جامعه ایرانی معتقد نیستند، بلکه معتقدند همه چیز در دولت تبلور پیدا کرده و راه نجات نیز در دولت است. حرف این گروه‌ها این است که نجات جامعه از طریق دولت و کنش‌گران سیاسی میسر خواهد شد.

حضور دولت در خانواده‌ها موجب مختل شدن حوزه تعلیم و تربیت شده است
وی ادامه داد: خانواده در حوزه تعلیم و تربیت، اخلاق و انسان‌سازی کار کرده است؛ اما حضور دولت این موارد را مختل کرده است. به‌طورکلی دولتی‌شدن خانواده پدیده نوظهوری در ایران است. اصلی‌ترین کانون جامعه، فرهنگ و اصلی‌ترین بخش فرهنگ، تعلیم و تربیت است. جامعه ما اهل ادب و اخلاق و اساساً آداب بوده، اما اکنون دارای خشونتی نسبت به میانسالان و سالمندان شده است؛ بدین‌معنی که به جوانان و کودکان مدام می‌گوییم که حقوق کودکان و پیران را حفظ کنند، اما این اتفاق در جامعه عملاً رخ نمی‌دهد.

آزاد ارمکی علت این امر را در جابه‌جایی وظایف و کارکردها دانست که باعث ایجاد اختلال شده است و آنچه که باعث این جابه‌جایی شده، دولت است؛ چراکه بحث آموزه‌‌های اخلاقی به جای خانواده‌ها، به آموزش‌و‌پرورش واگذار شده است.

خانواده دچار ناموزونی در روابط شده است
وی افزود: دولت در سطح انتظارات در خانواده عمل می‌کند و این نوع مداخله‌گری انتظارات انسان‌ها از یکدیگر را نیز تغییر داده است. خانواده دچار ناموزونی در روابط شده و روابط عاطفی ناب و همچنین روابط بین‌نسلی دچار اختلال شده است.

آزادارمکی از دیگر علل دولتی‌شدن خانواده‌ها را قوانین و قاعده‌مندی دانست و گفت: اعلام و اعمال قوانین از طرف دولت برای خانواده‌ها به وفور یافت می‌شود و تولید قانون برای خانواده از طرف مجلس و قوه قضائیه، باعث نگاه مالکیت‌گونه به نهاد خانواده شده است؛ که این نگاه باید رفع شود.

خانواده خود باید کنش‌گر و تصمیم‌گیرنده باشد
این جامعه‌شناس بیان کرد: اگر خانواده مهم است، خودش باید برای خودش تصمیم‌گیرنده و کنش‌گر باشد.

تصویر خانواده در رسانه ملی
آزادارمکی گفت: باید دید رسانه ملی چه تصویری از خانواده ارائه می‌دهد. خانواده در رسانه ملی خانواده‌ای هسته‌ای یا شبه‌هسته‌ای است؛ اما دغدغه زندگی این خانواده، یک خانواده گسترده است. در رسانه ملی اتفاق‌های زندگی هستند که مشکل خانواده را حل می‌کنند و نه عقلانیت. بخشش، مورد دیگری است که در رسانه ملی تبدیل به امری بسیار ساده و نجات‌بخش شده است.

دولتی‌شدن خانواده‌ها باعث ضعیف شدن دولت می‌شود
آزادارمکی تأکید کرد: به‌طورکلی جامعه قوی در نهادهای اجتماعی قوی شکل می‌گیرد که یکی از این نهادها خانواده است. دولتی‌شدن خانواده منجر به ایجاد دولت ضعیف می‌شود.

دولت با مداخله زیاد در نهاد خانواده قدرت کنش‌گری خود را از دست خواهد داد
وی اظهار کرد: این فرآیند استمرار پیدا خواهد کرد تا با وضعیت دیگری با نام فعال‌شدن و ظهور بیشتر ساحت اجتماعی روبه‌رو شویم و اگر این وضعیت را در پیش داشته باشیم دولت بخشی از این نظام اجتماعی قرار خواهد گرفت و قدرت کنش‌گری خود را از دست خواهد داد و در آن زمان خانواده پوسته جدید خواهد انداخت و در آینده‌ای نزدیک با تغییرات نسبتاً مهم در خانواده ایرانی روبه‌رو خواهیم شد.

به عقیده آزادارمکی نقش زنان نیز در این فرآیند تغییر خواهد کرد و همچنین از فرزندمداری گذر خواهیم کرد و بحث انسان‌ها و منفعت آنها مهم خواهد شد. بدین معنی که پدر و مادر بر عکس امروز قبل از آنکه به فرزند خود توجه کند به خود توجه می‌کند.

انتهای پیام/ 920715

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: