پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۲۳۱۱
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۰
به بهانه 14 مرداد سالروز نهضت مشروطیت؛
فاطمه تفتیان


انقلاب مشروطه همان‌گونه که مقطع مهمی ‌از تاريخ ایران را به تصویر کشیده است، نقطه عطفی در بیداری زنان ایرانی بوده است. زنان ایرانی در افق حركت پرجوش و خروش مشروطه، چهره ديگرى از خود را باور كردند و علی‌رغم محدودیت‌های موجود زمان خود، در پیروزی و به ثمر رسیدن این انقلاب نقش به‌سزایی ایفا کردند.

(در همین زمینه: زن ایرانی؛ قبل و بعد از مشروطه)

نوشتار حاضر ضمن تمرکز بر مبارزه مسلحانه زنان در این برهه حساس از تاریخ ایران، نگاهی گذرا به اقدامات تنی چند از زنان مبارزی دارد که دست به اسلحه برده و در راه دفاع از مشروطه و حقوق ایرانیان جان‌فشانی‌های بسیار کردند.

زینب پاشا؛ قهرمان بی‌باک جنبش تنباکو در آذربایجان
هرچند فرمان مشروطه در سال 1285 ه.ش به امضای مظفرالدین شاه رسید، اما این پیروزی حادثه‌ای نبود که یک‌شبه اتفاق بیفتد؛ بلکه سال‌ها پیش از این، تاریخ ایران آبستن حوادثی بود که در جریان آنها جرقه‌های آغازین آتش انقلاب مشروطه زده شد؛ حوادثی چون نهضت تنباکو که به تمرینی برای انقلاب مشروطه تبدیل شد.

گفتنی است که زنان در جریان نهضت تنباکو و خیزش‌های اجتماعی پیش از مشروطه نقش مهمی ‌ایفا کردند؛ کاساکوفسکی در این‌باره می‌نویسد: «زنان ایرانی ... در تمام حرکت‌ها از مردان جسورترند و نقش اساسی بر عهده آنهاست» در جریان قحطی بزرگ سال 1277ه.ش نیز زنان پیشگام اعتراض بودند و به طرق مختلفی از جمله مبارزه مسلحانه به نقش‌آفرینی پرداختند؛ زینب پاشا یکی از شیر زنانی است که در این زمان لباس رزم به تن کرد و نقشی ‌به‌سزا در جنبش تنباکو ایفا کرد.

زینب معروف به «زینب ‌پاشا»، «بی‌بی شاه زینب»، «زینب باجی» و «ده‌باشی زینب» سردسته زنان شرکت‌کننده در نهضت تحریم تنباکو و گشودن انبارهای محتکران تبریز در اواخر سلطنت ناصرالدین‌شاه و اوایل سلطنت مظفرالدین‌شاه بود که در خانه روستایی و تهیدست شیخ سلیمان رشد یافت.

او در دوران پرتلاطم اواخر دوران قاجار پیشاهنگ مبارزه مردم در تبریز بود و در زمره زنان مبارز تبریزی به شمار می‌رفت که در نهضت تنباکو سهمی ‌تعیین‌کننده داشت. هنگامی‌که به دستور روحانی و مجتهد بزرگ شهر میرزا جواد مجتهد، بازار تبریز تعطیل شد و مأموران دولتی با تهدید و ارعاب تلاش می‌کردند بازار را باز کنند، زینب‌پاشا همراه عده‌ای زن مسلح که گوشه‌های چادر خود را به کمر بسته بودند در آنجا ظاهر شدند و بازاریان را به تعطیلی بازار تشویق کردند و اقدامات مأموران دولتی را ناکام گذاشتند.(1)

این زن مبارز در سال‌های بعد نیز در کار کشف انبارهای مالکان و محتکران و گشودن آن به روی مردم و خانواده‌های فقیر فعالیت می‌کرد؛ روزی در محل ازدحام مردم ظاهر شد و مردم را به مبارزه تشویق کرد: «اگر شما مردان جرأت ندارید جزای ستم‌پیشگان را کف دستشان بگذارید، اگر می‌ترسید که دست دزدان و غارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، چادر ما زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید، ما جای شما با ستمکاران می‌جنگیم»(2)

«فاطمه نساء»، «سلطان بیگم»، «ماه شرف»،«جانی بیگم»، «خیرالنساء»، «ماه بیگم» و «شاه بیگم» هفت زن مبارز و هفت یار هم‌قسم زینب پاشا بودند و در کلیه عملیات‌ها از جمله شورش‌های نان و حمله به انبار محتکران او را تنها نگذاشتند؛ از جمله معروف‌ترین عملیات زینب و یارانش حمله به انبار «نظام العلماء» بود که زینب پاشا در این عملیات رشادت‌های زیادی از خود نشان داد؛ بدین ترتیب زینب پاشا و یارانش چهره ماندگاری از زن مبارز را در ادورار تار یخ معاصر ایران به یادگار گذاشتند.(3)

آخرین خبرهایی که از زندگی و سرنوشت زینب پاشا در دست است به زمانی برمی‌گردد که او همراه با کاروانی عازم زیارت کربلا می‌شود و هنگامی‌که مأموران تفتیش زائران (عساکر عثمانی) با سخت‌گیری زیاد موجبات آزار زوار را فراهم کردند، این زن مبارز عصیان کرده و دیگران را نیز به حمله به آنها تشویق می‌کند؛ در نتیجه مأموران مجبور به فرار می‌شوند و قافله به حرکت خود به سوی کربلا ادامه می‌دهد.(4)

(در همین زمینه: زینب پاشا؛ قهرمان جنبش تنباکو در تبریز)
(در همین زمینه: انیس‌الدوله، زنی که در نهضت تنباکو نقش‌آفرینی کرد)

بانو قزی؛ زن دلاور لرستان در جریان مشروطه
یکی دیگر از زنان مبارز و شجاع که مقارن با انقلاب مشروطیت در دفاع از مشروطیت رشادت‌ها و اقدامات جسورانه‌ای از خود به نمایش گذاشت، زنی به نام «قزی» یا «غزی» دختر یکی از خوانین بزرگ لرستان در زمان ناصرالدین شاه قاجار به نام مهدی‌خان بود. شرایط خانوادگی و زندگی ایلی که وی در آن پرورش یافته بود، شرایط کاملاً مطلوبی برای پرورش زنی جسور و بی‌باک و در عین حال روشن‌اندیش به‌شمار می‌آمد.

ناظم‌الاسلام کرمانی در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» در وصف شجاعت و دلیری این زن می‌نویسد: «... زنی غزی نام که دختر مهدی خان و رئیس ایل سک وند (حسنوند)، خیلی تعریف و تمجید کرد که صباحت و ملاحت و شجاعت را دارا و به کمالات آراسته است. یک زمانی با یک سوار، صد نفر را که برای گرفتاری شوهرش قاسم خان نامی ‌مأ‌مور بودند تعاقب کرده، هشت نفر به قتل رسانیده باقی را به هزیمت داده و تقریباً یک فرسخ سوارها را تعاقب نمود. مجملاً این زن صباحت و ملاحتی دارد که کمتر زنی دارد و در شجاعت از مردان عالم محسوب است و در عفت و پاکدامنی مثل و بدل ندارد»(5)

متأسفانه اطلاعات چندانی از این زن شجاع در دست نیست و فقط در برخی از منابع تاریخی از او به صورت پراکنده و مختصر یاد شده است؛ فریا استارک در سفرنامه خود با نام «الموت لرستان و ایلام»، قزی را یکی زنان قهرمان لک معرفی می‌کند و می‌نویسد که او خواهر مهرعلی‌خان حسنوند؛ امیر سرکش لر بوده، که تربیتی مردانه داشته و همیشه سوار بر اسب، همراه برادرش بوده است.(6)

از اقدامات بسیار مهم این زن دلاور و مبارز در جریان انقلاب مشروطیت، نامه‌ای است که او به «سید حسین بروجردی؛ معروف به مدیرالاسلام» نوشته است و پیروزی مشروطه‌خواهان در برابر محمدعلی شاه پس از به توپ بستن مجلس و استقرار دوباره مشروطه را تبریک و تهنیت گفته است.

بی‌بی مریم؛ سردار شجاع و مبارز بختیاری در مشروطه
بی‌بی مریم بختیاری؛ دختر حسینقلی‌خان، خواهر علیقلی‌خان سردار اسعد و مادر علی مردان‌خان بختیاری بود که مردم به خاطر روحیه جسورانه‌‌اش، به او لقب «سردار» دادند و او را سردار مریم می‌نامیدند. وی یکی دیگر از زنان مبارز عصر مشروطیت است که دست به اسلحه برده و در راه آزادی از استبداد و دفاع از مشروطه رشادت‌های زیادی از خود نشان داده است.

بی‌بی مریم که پدرش را در کودکی و به دستور حکام وقت از دست داده بود، به‌واسطه حمایت‌های برادرانش جزو معدود زنان ایل خود شد که توانایی خواندن و نوشتن داشت و در عین حال به فراخور زندگی ایلی در فنون تیراندازی و سوارکاری نیز مهارتی تام یافت؛ وی همواره از شرایط سخت زنان اظهار نارضایتی می‌کرد؛ چراکه خود او هم قربانی سنت‌های غلط قبیله‌ای شده بود و مجبور به ازدواج با مردی شده بود که 25 سال از او بزرگ‌تر بود و دو زن و چندین فرزند داشت.(7)

با تمام این احوال سنن قبیله‌ای و تبعیض‌های جنسیتی نتوانست سد راه این زن شجاع در دفاع از آزادی و آزادی‌خواهی شود؛ وی در جریان فتح تهران یکی از مشوقین اصلی برادرش سردار اسعد بختیاری بود و علاوه بر آن با فرستادن نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف برای سران ایل و ایراد سخنرانی‌های گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر محمدعلی شاهی آماده می‌کرد.

البته نقش سردار مریم به ترغیب و آماده‌سازی ایل برای فتح تهران خلاصه نشد و در ادامه، او سلاح به دست، وارد میدان مبارزه برای مشروطه شد؛ سردار مریم قبل از فتح تهران، مخفیانه با عده‌ای تفنگدار بختیاری وارد تهران شده، در منزلی که مشرف به میدان بهارستان بود، اقامت گزید و به محض ورود سردار اسعد به تهران، در پشت‌بام خانه سنگربندی کرده و از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او در این جنگ شخصاَ تفنگ به دست گرفت و با قزاق‌ها جنگید و بدین ترتیب در فتح تهران نقش مهمی ‌ایفا کرد.(8)

گفتنی است که این زن شجاع در جریان جنگ جهانی اول نیز رشادت‌های زیادی از خود نشان داد. او که راه نجات ایران از دسیسه‌های استعمار انگلیس و روس را در روی آوردن به نیروی سوم می‌دانست، برخلاف ایل خود که از انگلیس حمایت می‌کرد، به پشتیبانی از آلمان‌ها پرداخت و با یورش‌های مداوم خود به انگلیسی‌ها، صدمات زیادی به آنها وارد کرد تا آن جا پلیس جنوب مبارزات دائمی ‌و پیگیری را با او شروع کرد.(9)

جریان مبارزات سردار مریم با استعمار در سال‌های بعد و در جریان قراداد 1919 و کودتای 1292 نیز ادامه یافت و خانه او همیشه پناهگاه ارفرادی چون علی‌اکبر دهخدا، ملک‌الشعرای بهار، مصدق و بود.

سرانجام سردار مریم بختیاری در سال 1316ه.ش یعنی سه سال پس از کشته شدن فرزندش علی مردان‌خان در اصفهان به دستور رضا شاه، زندگی را بدرود گفت.(10)

عذرا کردستانی؛ اولین زن شهید مشروطه
عذرا کردستانی یکی دیگر از شیر زنانی است که علیه استبداد قیام کرد و به یاری مشروطه‌خواهان شتافت؛ تا آن‌جاکه در این راه جان خود را از دست داد. از این بانوی مبارز هم اطلاعات زیادی در دست نیست. همین‌قدر می‌دانیم که شوهر او از مجاهدان میهن‌دوست کردستان بود که به مبارزان مشروطه‌خواه تبریز پیوست و در آن‌جا به دست سربازان محمدعلی شاه به قتل رسید؛ عذرا بعد از شهادت شوهرش درنگ را جایز ندانسته، تفنگ او را به دست گرفت و به صف مجاهدان پیوست.(11)

البته عذرا تنها زنی نبود که به صف مبارزین تبریز می‌پیوست، بلکه به روایت برخی منابع در بین مجاهدین تبریز، نزدیک به ۳۰ زن - که لباس مردان را پوشیده بودند و سر خود را با شال و کلاه پوشانده بودند- حضور داشتند. به هر حال عذرا که برای دفاع از مشروطه تفنگ به دست گرفته بود، به هنگام فتح رشت زخمی‌ شد؛ اما جراحت نتوانست او را از هدفش باز دارد. لذا با بدن زخمی ‌همراه مجاهدین به طرف تهران حرکت کرد و نهایتاً در جریان درگیری با سربازان شاه در منطقه قزوین به شهادت رسید و نامش به عنوان اولین زن شهید مشروطه بر صفحه تاریخ فداکاری‌های این مرز و بوم ثبت گردید.(12)

فرجام سخن
در جریان انقلاب مشروطه، زنان ایرانی چهره دیگری از خود را باور کردند و هم‌پای مردان افدامات متعددی در راستای دفاع از مشروطه انجام دادند. حمایت‌های مالی، تأسیس مدارس دخترانه، تأسیس نهادهای مدنی و انجمن‌های مختلف و انتشار نشریات؛ نمونه‌هایی از اقدامات آنها در ادوار مختلف مشروطه است.

(در همین زمینه: تشکل های زنان از مشروطه تا انقلاب اسلامی- اینفوگرافی)
(در همین زمینه: نشریات زنان از مشروطه تا انقلاب اسلامی- اینفوگرافی)
(در همین زمینه: زنان و مشروطه؛ انجمن نسوان تبریز)
(در همین زمینه: زنان و مشروطه؛ انجمن حریت نسوان)
(در همین زمینه: زنان و مشروطه؛ اتحادیه غیبی نسوان و کمیته زنان)
(در همین زمینه: زنان و مشروطه؛ انجمن مخدرات وطن)


در کنار این فعالیت‌های اجتماعی، زنان ایرانی به فراخور زمان، به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. این زنان مبارز علی‌رغم وجود تبعیض‌های جنسیتی در جامعه آن روز، اسلحه به دست گرفته و در راه دفاع از مشروطه و میهن جان‌فشانی‌های بسیار کردند، جراحت دیدند و کشته شدند. زینب پاشا، بانو قزی، سردار مریم بختیاری و عذرا کردستانی؛ تنها چند تن از خیل بسیار این زنان مبارز هستند که شرح رشادت‌هایشان در تاریخ معاصر ایران ثبت شده است. نامشان جاوید و یادشان گرامی‌ باد.

(در همین زمینه: گفتگو با منصوره اتحادیه؛ برگی از تاریخ مشروطه در دست زنان)

(در همین زمینه: زنان؛ نیمه پنهان تاریخ- مشروطه 1)
(در همین زمینه: زنان؛ نیمه پنهان تاریخ- مشروطه 2)
(در همین زمینه: زنان؛ نیمه پنهان تاریخ- مشروطه 3)


پی‌نوشت
1.    رحیم رئیس‌نیا، زینب پاشا چهره یک زن شجاع و عدالت‌خواه، ماهنامه کلک، مهر و آبان 1382، شماره 141، ص 33.
2.    زهرا میرزایی پری، زینب پاشا، پیشتاز بیداری زنان مشروطه‌خواه در تبریز، گنجینه اسناد، تابستان 1385، شماره 62، ص 99.
3.    نوشین احمدی خراسانی، زینب پاشا: نماد مبارزه مردم آذربایجان بر علیه ظلم، بایا، فروردین و اردیبهشت 1378،  شماره 1و 2، ص 96.
4.    میرزایی پری، همان، ص 101.
5.    سعادت خودگو، لرستان در انقلاب مشروطیت، خرم‌آباد، شاپورخواست، 1386، صص 54- 55.
6.    همان.
7.    سروناز بهبهانی، بی بی مریم بختیاری سردار مشروطه‌خواه، گزارش، مرداد 1389، شماره 219، ص 64.
8.    همان.
9.    راف گارثویت، بختیاری در آئینه تاریخ، ترجمه مهراب امینی، تهران، سهند، 1345، صص 227 – 228.
10.    مریم بختیاری، خاطرات سردار مریم بختیاری از کودکی تا آغاز انقلاب مشروطه، تهران، آنزان، 1382، ص 21.
11.    بی‌نام، زنان سردار، زنان سالار، همشهری آنلاین، پنجشنبه 18 بهمن 1386 ، http://hamshahrionline.ir/print/43700
12.    همان

مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار