پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۲۳۵۷
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۴
به بهانه روز خبرنگار؛
فاطمه تفتیان
یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی که زنان از ابتدای مشروطیت به صورت فعال در آن حضور یافتند، انتشار روزنامه و مجله بود.

(در همین زمینه: زن ایرانی؛ قبل و بعد از مشروطه)

البته ناگفته نماند که از انتشار نخستین روزنامه در ایران تا چاپ اولین نشریه اختصاصی زنان؛ 75 سال طول کشید، اما در این فاصله زمانی پای زنان به محیط‌های مطبوعاتی باز شده بود؛ به‌طوری‌که نخستین روزنامه‌نگاران زن در این دوره را باید زنان نویسنده‌ای دانست که نوشته‌های خود را برای نشریات مختلف می‌فرستادند و اکنون کمتر نام و نشانی از این زنان نویسنده در دسترس است.

(در همین زمینه: نخستین خبرنگار زن ایران را بشناسید)


در این دوران برخی از مردان آزادی‌خواه صدر مشروطیت در مطبوعاتی مانند حبل‌المتین و ندای وطن از فعالیت‌های سیاسی زنان حمایت می‌کردند. بعضی از روزنامه‌ها نیز زنان را تشویق می‌کردند که به آنها نامه بنویسند؛ نامه‌هایی که خود نشان از شور و شوق زنان برای مشارکت در مسائل سیاسی- اجتماعی کشور داشت؛ ولی با وجود این، زنان خواستار حضور مستقل در صحنه فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی بودند و لذا از میان زنانی که برای نشریات مقاله یا نامه می‌فرستادند، چند تن دست به کار شده و خود به عنوان مدیر و یا سردبیر اقدام به انتشار مطبوعات کردند.

از این زمان به بعد مطبوعات اختصاصی زنان چاپ شد که هرچند عنوان روزنامه داشتند، اما در واقع نشریاتی بودند که به صورت هفتگی و یا ماهانه چاپ می‌شدند؛ «دانش»، «شکوفه»، «زبان زنان» و «نامه بانوان»؛ از جمله نخستین تجربه‌های مستقل روزنامه‌نگاری زنان ایران بودند که در ادامه به آنها می‌پردازیم.


روزنامه دانش
روزنامه یا به بیان درست‌تر، مجله هفتگی «دانش» نخستین نشریه زبان فارسی بود که به زنان اختصاص داشت و در سال 1289ه ش به چاپ رسید. این روزنامه در شرایطی منتشر شد که فعالان حقوق زن می‌کوشیدند تا مدارس دخترانه را گسترش دهند، تشکل‌های زنان را ایجاد کنند و ضرورت دگرگونی در موقعیت و شرایط فردی و اجتماعی زن ایرانی را اثبات نمایند.

صاحب امتیاز و ناشر «دانش»؛ معصومه کحال دختر یعقوب جدیدالاسلام همدانی بود. برخلاف برخی منابع که کحال را همسر حسین کحال می‌دانند، طباطبایی هیچ‌گونه انتسابی بین کحال و حسین‌خان کحال مدیر روزنامه استقلال ذکر نکرده و رشته ارتباط ایشان را فنی می‌داند؛ چرا که هر دو چشم‌پزشک بودند.(1) وجود اعلانی مبنی بر این که «خانم دکتر کحال همه روزه به جز جمعه‌ها در اداره روزنامه دانش برای معالجه چشم حاضر است» در برخی از شماره‌های روزنامه دانش، خود گواهی است بر این مدعا که معصومه کحال خود دکتر است؛ نه این که زن = حسین کحال باشد.(2)

مجله دانش، هفته‌ای یک نوبت در هشت صفحه با قطع وزیری و چاپ سربی در تهران انتشار می‌یافت و علاوه بر  تهران، در دیگر شهرهای ایران و در ممالک خارجه نیز پخش می‌شد و گواه آن، سرصفحه مجله است که قیمت اشتراک سالانه در بلاد خارجه را 7 فرانک اعلام کرده است.

در سه شماره اول این روزنامه «ع. صفوت» به عنوان سردبیر در زیر نام خانم مدیر قید می‌شد، اما از شماره چهارم به بعد تنها نام مدیر و صاحب‌امتیاز آن ذکر گردید. طباطبایی معتقد است که بعید نیست «ع. صفوت» همان صفوت تبریزی باشد که به همراه ستارخان به تهران آمده بود و بعدها از ادبا و فرهنگیان معروف آذربایجان محسوب می‌شد.(3)

مضمون «دانش»، اجتماعی- اخلاقی بود و روند محافظه‌کارانه‌ای را در پیش گرفته و تأکید می‌کرد که مجله به‌طور کلی از سیاست پرهیز می‌کند: «روزنامه‌ای است اخلاقی، علم خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری، مفید به حال دختران و نسوان و به کلی از پلیتیک و سیاست مملکتی سخن نمی‌راند.»(4)

بدین ترتیب نخستین روزنامه اختصاصی زنان ایران، بیش از آن که سیاسی باشد، اجتماعی بود و در آن علاوه بر توصیه به زنان برای تنظیم امور خانه و تأمین آسایش و راحتی اعضای خانواده، بر صرفه‌جویی، تحصیل سواد و علم‌آموزی، توصیه‌های اخلاقی و رعایت حدود و مقررات اسلامی ‌و اجتماعی میان مردان و زنان، نیز تأکید داشت: «..... در ترتیبات راحتی شوهر مواظب باشید.... خانم نجیبه محترمه اگر سواد ندارد باید فوراَ در پی تحصیل سواد برآید و درس بخواند؛ زیرا زن بی‌سواد، صاحب عقل و تمیز نخواهد شد... باید دختران خوب همیشه در پی دلجویی مردم باشند، اگر بیمار است از او عیادت نموده، احوال‌پرسی کنند.؛ اگر فقیر است، دستگیری نمایند...»(5)

ناگفته نماند که خطاب «دانش» فقط نسوان نبود و گاهی مردان را نیز خطاب قرار می‌داد و برخی بی‌مبالاتی‌ها و بی‌حرمتی‌ها را مورد انتقاد قرار می‌داد و آنها را به نزاکت و حفظ حرمت زنان توصیه می‌کرد. این نشریه هم‌چنین به فراخور طبیب بودن صاحب امتیاز آن، به مسئله سلامت خانواده نیز توجه خاصی داشت و تربیت اطفال را راه‌گشای بسیاری از مشکلات و عقب‌ماندگی‌های اجتماعی می‌دانست؛ اخبار مربوط به مدارس دخترانه نیز در اکثر شماره‌های آن درج می‌شد.(6)

در کل می‌توان گفت «دانش» به عنوان اولین نشریه‌ای که به منظور بیداری زنان از افق مطبوعات ایران درخشید، نشریه‌ای میانه‌رو بود که افزایش دانش و بهبود وضعیت آنها را برای خدمت به خانواده و مملکت در نظر داشت؛ اما عمر آن کوتاه بود و پس از مدتی به دلیل مشکلات مالی که درآمد آن کفاف مخارجش را نمی‌داد، پیش از آن که سال آن به پایان رسد، به تعطیلی اجباری انجامید.

روزنامه شکوفه
سه سال پس از تعطیلی اجباری روزنامه دانش، در سال 1292 ه.ش مریم عمید سنایی مزین‌السلطنه، نخستین شماره روزنامه مصور «شکوفه» را منتشر کرد. «شکوفه» دومین روزنامه مخصوص زنان و اولین روزنامه رسمی ‌بود که توسط «بانوان برای بانوان» چاپ می‌شد؛ مدیر آن مزین‌السلطنه تنها دختر سید رضی رئیس‌الاطباء؛ پزشک معروف قشون ایران بود که تحصیلات ابتدایی را نزد پدر در خانه آموخته و به زبان فرانسه و فن عکاسی نیز تسلط داشت و علاوه بر انتشار روزنامه شکوفه، دو مدرسه نیز با عنوان مزینه تأسیس کرده بود.(7)

«شکوفه» روزنامه کوچکی بود که با چاپ سنگی در سه صفحه مطلب و یک صفحه کاریکاتور اجتماعی به چاپ می‌رسید و در سرصفحه، خود را این‌گونه معرفی می‌کرد: «روزنامه‌ایی‌ست ادبی، اخلاقی، حفظ‌الصحه، اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاق زنان، راجع به مدارس نسوان، فعلاً ماهی دو نمره نشر می‌شود...»(8)

برای تعیین روش روزنامه شکوفه می‌توان دوره انتشار آن را به دو قسمت تقسیم کرد؛ مرحله اول، که از شماره یکم تا دهم را شامل می‌شود، مقالات روزنامه بیش‌تر درباره تساوی حقوق زن و مرد و توسعه امور فرهنگی در بین زنان، تحصیل علم و تعلیم دوشیزگان در مدارس دخترانه، مسائل خانواده، بهداشت فردی و اجتماعی، حمله به خرافه و خرافه‌پرستی، تأکید به رعایت قوانین مذهبی و انتقاد از بی‌بند و باری‌های جامعه بود؛ در مرحله دوم، از شماره دهم تا پایان انتشار، روزنامه ارگان انجمن خواتین شده و مسئله استقلال ملی و مبارزه با نفوذ خارجیان را مورد بحث قرار داد. (9)

در واقع از سال دوم به بعد «شکوفه» رنگ و بوی سیاسی- انتقادی به خود گرفته و بحث‌های کلی‌تر و جامع‌تری چون شکافتن علل برخی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و عقب‌ماندگی‌های جامعه ایران، انتقاد از عملکرد مسئولین و صاحب‌منصبان را شامل می‌شد.(10)

گفتنی است که روزنامه شکوفه مورد تشویق و تأیید ادیب‌الممالک بود؛ به‌طوری‌که از سال دوم انتشار این روزنامه، مقالات و اشعاری از وی در آن درج می‌گردید و بعید نیست ادیب‌الممالک در تحریر مقاله هم به مزین‌السلطنه کمک می‌کرده است:

«گفتم به ادیب بهر تاریخش                                     زیبا و ستوده مصرعی برگو
افزود یکی بر آن سپس گفتا                                     گیتی شده از شکوفه چون مینو»(11)

روزنامه شکوفه هر 15 روز یک بار چاپ می‌شد، اما با وقوع جنگ جهانی اول و عوارض ناشی از جنگ، انتشار آن نامنظم شد؛ در کل انتشار شکوفه تا زمان مرگ مزین‌السلطنه، به مدت شش سال در تهران ادامه یافت.

روزنامه زبان زنان
روزنامه «زبان زنان» در سال 1298 ه ش به مدیریت صدیقه دولت‌آبادی در اصفهان به چاپ رسید. این نشریه، اولین روزنامه زنان در شهرستان و نخستین روزنامه‌ای است که به اسم زنان نوشته شده و در آن برای اولین‌بار از کلمه «زنان» برای عنوان نشریه استفاده شده است. «زبان زنان» ابتدا همانند «شکوفه» ماهی دوبار چاپ می‌شد، اما این رویه از سال دوم به بعد تغییر کرد و روزنامه هر هفته به چاپ رسید.(12)

در زیر عنوان این روزنامه درج شده بود: «فقط اعلانات و مقالات و لوایح خانم‌ها و دختران مدارس پذیرفته می‌شود و در طبع و جرح آن، اداره آزاد است». در این روزنامه، مقالات مختلف درباره اخبار داخله و خارجه منتشر می‌شد؛ این مقالات معمولاً پس از درج مقاله اصلی که راجع به زنان بود، قرار می‌گرفت و تمامی‌ مقالات این روزنامه اعم از مقالات ابتدایی در خصوص مسائل و مشکلات زنان و مقالاتی که پس از آن چاپ می‌شد، هدفی جز کسب آزادی و حقوق واقعی زنان نداشت، اما «زبان زنان» به‌تدریج در این راه افراط کرد تا آن‌جاکه روزنامه جنبه جنجالی پیدا کرد و به مناقشه قلمی ‌با مردان پرداخت و موضوع آزادی و استبداد را بیش از هرچیز دیگر به بحث گذارد. به عنوان نمونه مقارن کودتای 1299ه.ش نوشت: «... ما اینک با صدای بلند خطاب به همه مستبدین و دزدان و دشمنان کرده و می‌گوییم: ... ما برای رستگاری ملت از روزگار تاریک و برای نجات خواهران بینوای خود و برای یاری وطن قلم به دست گرفتیم... زنده‌باد ایران، نیست‌باد استبداد... »(13)

کم‌کم کار به جایی رسید که «زبان زنان» مورد حمله مخالفان قرار گرفت و به علت عدم پذیرش نشریه در اصفهان، صدیقه دولت‌آبادی ناچار به ترک اصفهان و مهاجرت به تهران گردید. او در سال 1300 ه ش مجله «زبان زنان» را منتشر کرد که در واقع همان دنباله روزنامه «زبان زنان» بود.

روزنامه نامه بانوان
«نامه بانوان» توسط دختر میرزا حسن رشدیه و همسر میرزا ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای که نام خود را به شهناز آزاد تغییر داده بود، در سال 1329 ه.ش منتشر شد. شهناز، کار روزنامه‌نگاری را از پدر و همسر خود آموخت و یک سال پس از انتشار «زبان زنان» در اصفهان، چهارمین روزنامه اختصاصی زنان را در تهران تأسیس کرد.(14)

«نامه بانوان» که در صدر آن نوشته شده بود: «برای بیداری و رستگاری زنان بیچاره ستمکش ایران» منتشر می‌شود و شعار خود را جمله «زنان نخستین آموزگار مردانند» قرار داده بود، دو هفته یک‌بار در تهران چاپ می‌شد. هرچند طبق آگهی روزنامه بیشتر مندرجات آن مخصوص زنان بود، اما این روزنامه نیز مانند «زبان زنان» حوزه نگارش خود را از مسائل مربوط به زنان فراتر برده بود و کم و بیش رنگ و بوی سیاسی به خودگرفت.

بنا به گواهی منابع تاریخی، میرزا ابوالقاسم آزاد امتیاز «نامه بانوان» را برای همسرش به‌دست آورد و اوایل که وقت آزاد بیشتری داشت، کمک‌های زیادی به شهناز می‌کرد؛ اما با گذشت زمان و پس از آن که خود ابوالقاسم‌خان به نشر روزنامه‌های «آسایش» و «آزاد» پرداخت، از میزان کمک و یاری او به خانم مدیر کاسته شد و در نتیجه بعد از چند شماره، «نامه بانوان» تعطیل شد.(15)

فرجام سخن
زنان ایرانی از همان ابتدای مشروطه گام در عرصه مطبوعات گذاشته و به‌تدریج دست به انتشار روزنامه یا به عبارت بهتر نشریه و مجلات اختصاصی زنان زدند. بعد از انتشار «دانش» به عنوان نخستین روزنامه اختصاصی زنان، فعالیت روزنامه‌نگاران زن در ایران به‌طور قابل توجهی افزایش یافت؛ به‌طوری‌که «شکوفه»، «زبان زنان» و «نامه بانوان»؛ در طی چند سال بعد منتشر شدند و سرعت انتشار این روزنامه‌ها روزبه‌روز بیشتر شد تا آن‌جاکه در سال‌های بعد، شاهد درخشش زنان در افق مطبوعات ایران و انتشار مجلات مختلف از جانب آنان هستیم؛ از جمله این مجلات می‌توان به عالم نسوان (1299 ش/ نوابه صفوی)، جهان زنان (1299ش/ فخر آفاق پارسا)، نسوان وطن‌خواه ایران (1302 ش/ ملوک اسکندری)، نسوان شرق (1304 ش/ مرضیه ضرابی)، پیک سعادت نسوان (1306 ش/ روشنک نوع‌دوست)، دختران ایران (1306 ش/ زندخت شیرازی) و ... اشاره کرد.

(در همین زمینه: نشریات زنان از مشروطه تا انقلاب اسلامی- اینفوگرافی)

پی‌نوشت
1.    محیط طباطبایی، تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تهران، بعثت، 1366، ص 172.
2.    خسرو معتضد و نیلوفر کسری، سیاست و حرمسرا: زن در عصر قاجار، تهران، علمی، 1379،  ص 289.
3.    همان.
4.    ایرج جلالی، عملکرد زنان در مطبوعات عصر مشروطیت، رشد آموزش تاریخ، تابستان1389، شماره 39، ص 44.
5.    صدیقه ببران، نشریات ویژه زنان (سیر تاریخی نشریات زنان در ایران معاصر)، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، 1381، ص 36.
6.    همان، ص 37.
7.    همان، صص 48 – 49.
8.    معصومه خداداد، نخستین روزنامه‌های زنان در ایران، حافظ، فروردین1387، شماره 49، صص 23 – 24.
9.    همان، ص 24.
10.    ببران، همان، صص 47 – 48.
11.    معتضد، همان، ص 291.
12.    معصومه کیهانی، نگاهی به مطبوعات زنان در ایران (از 1328 قمری تا 1371 شمسی)،کلک، دی 1371،  شماره 34، ص 77.
13.    معتضد، همان،  صص 291 – 292.
14.    طباطبایی، همان، ص 174.
15.    ببران، همان، ص 59.

مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: