پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۲۷۹۴
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۱
به مناسبت روز جهانی سوادآموزی؛
آمار نشان می‌دهد که همواره تعداد زنان مراجعه‌کننده به نهضت سوادآموزی تقریباً دو برابر تعداد مردان بوده‌ است. البته این فرض وجود دارد که بی‌سوادان مرد به دلیل اشتغال و در نتیجه به خاطر کمبود وقت و خستگی، مایل به تحصیل نباشند. همچنین باید توجه داشت که نرخ بی‌سوادی مردان معمولاً ۲۰ درصد کمتر از زنان ‌است. نکته جالب این‌که میزان قبولی زنان همواره از مردان بیشتر بوده ‌است.


روز جهانی سوادآموزی یک رویداد سالانه است که در 8 سپتامبر مطابق با 17 شهریور، برگزار می‌شود. این روز توسط یونسکو نام‌گذاری شده است. امسال، روز جهانی سوادآموزی به‌طور خاص بر رابطه بنیادین میان سوادآموزی و صلح متمرکز شده است.

به گزارش مهرخانه، بر اساس آخرین آمار سازمان یونسکو، در جهان 79 میلیون نفر بزرگسال، فاقد مهارت‌های اولیه سوادآموزی‌اند و از هر سه نفر بی‌سواد، 2 نفر از آنها زن هستند. همچنین بیش از 67 میلیون کودک در رده سنی ابتدایی هنوز وارد مدرسه نشده‌اند و 72 میلیون نوجوان در سنین پایین‌تر از مدارس متوسطه نیز از حق هرگونه آموزش بی‌بهره‌اند.

در ایران نیز به گفته علی باقرزاده؛ رئیس سازمان نهضت سوادآموزی، 20 درصد افراد بالای 16 سال در ایران بی‌سوادند و کشور ما در سال ۹۰ از این نظر در میان کشورهای منطقه، رتبه پانزدهم را داراست.

تاریخ سوادآموزی در ایران
برنامه‌های سوادآموزی ایران در طی سال‌های ۱۳۱۵ تا ۱۳۵۰ را می‌توان سه مرحله دانست. مرحله اول، "سازمان تعلیمات اکابر"؛ اولین سازمانی است که به‌طور رسمی برای باسوادکردن بزرگسالان در ایران در سال 1315 تأسیس شد. در این دوره با استفاده از فضای مدرسه‌های موجود، کلاس‌های شبانه برای بزرگسالان تشکیل گردید. فعالیت‌های این سازمان تا زمان اشغال ایران در شهریور ماه 1320 ادامه داشت. در ابتدا سوادآموزی تنها با هدف کاستن از تعداد بی‌سوادان و بدون توجه به ملاحظات اقتصادی- اجتماعی بود. در این دوره که از سال ۱۳۱۵ تا ۱۳۴۱ ادامه داشت، پیوند بین آموزش ابتدایی و بزرگسالان گسسته بود.

در مرحله دوم، یعنی در دوره ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۳ سوادآموزی به‌عنوان ابزاری برای تحقق اهداف توسعه و عمران کشور تلقی شده است. تأسیس سپاه دانش در سال ۱۳۴۱ نیز ظاهرأ با همین هدف صورت گرفته است.

مرحله سوم، خصوصیات خاصی دارد که مهم‌ترین آن تشکیل سازمان جهانی به نام "کمیته بین‌المللی پیکار جهانی با بی‌سوادی" است. در این مرحله، اثرات اقتصادی سواد مورد توجه قرار گرفت و تشکیلات سوادآموزی متحول شد. فعالیت کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی تا سال ۱۳۴۹ بیشتر در اجرای برنامه‌های آموزشی خلاصه می‌شد. تجربیات حاصل از اجرای برنامه‌های سوادآموزی در این دوره اتخاذ این راهبرد را که امور اجرایی برنامه‌های سوادآموزی به ادارات و سازمان‌های دولتی واگذار شود و کمیته ملی پیکار با بی‌سوادی در نقش برنامه‌ریز و طراح طرح‌های اجرایی و نیز تدبیر امور سوادآموزی فعالیت نماید، ضرورت بخشید؛ لکن تمام این تدابیر نتایج مورد انتظار را به دست نیاورد و با وجود افزایش نرخ سواد، تعداد بی‌سوادان هم‌چنان افزایش یافت.

پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و آغاز دوباره فعالیت‌های سوادآموزی، امیدهای تازه‌ای به‌وجود آمد، اما سرشماری ۱۳۶۵ آشکار ساخت که با وجود گسترش آموزش ابتدایی و اجرای فعالیت‌های سوادآموزی در مناطق شهری و روستایی و به‌ویژه در میان دختران و زنان، قدر مطلق بی‌سوادان افزایش یافته و از ۱۴.۲ میلیون نفر در سال ۱۳۵۵ به ۱۴.۷ میلیون نفر در سال ۱۳۶۵ رسیده است. البته نرخ باسوادی در دهه یاد شده از ۴۱.۷ به ۶۲ درصد ارتقا یافت.

(در همین زمینه: زنان در مسیر سوادآموزی)
 
تعریف باسوادی
در تعریف سنتی؛ سواد، توانایی خواندن و نوشتن است و یا توانایی به‌کاربردن زبان برای خواندن، نوشتن، گوش‌دادن و سخن‌گفتن؛ ولی در مفهوم نوین این واژه به سطحی از خواندن و نوشتن که برای ارتباط کافی است، گفته می‌شود و یا سطحی که یک فرد بتواند مفهوم را بفهمد و انگاره‌ها و اندیشه‌هایش را تا جایی که بتواند در آن جامعه سهیم باشد، بیان کند.

سازمان آموزشی، علمی‌ و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو UNESCO) این تعریف را از باسوادی داده ‌است: «باسوادی توانایی شناخت٬ درک٬ تفسیر٬ ساخت، برقراری ارتباط و محاسبه در استفاده از مواد چاپ‌شده و نوشته‌شده مربوط به زمینه‌های گوناگون است. باسوادی زنجیره آموزشی را که توانایی رسیدن به اهداف، توسعه دانش و پتانسیل، و شرکت کامل در جامعه‌ای بزرگ‌تر را برای یک فرد فراهم می‌کند، دربر دارد.»

سوادآموزی زنان ایرانی به روایت امار
در فهرستی که در گزارش سازمان ملل تهیه شده است، با استفاده از اطلاعات میزان باسوادی بزرگسالان از سازمان ملل متحد، یونسکو و مؤسسه آمار (UIS)، تخمینی از میزان باسوادی، در کشورهای مختلف دنیا زده شده است که بر این اساس، کشور ایران در میان 178 کشور دنیا، با رتبه 120 دارای نرخ 82.3 درصد باسوادی است. در این جدول 3 کشوری که در ابتدای لیست هستند، شامل گرجستان، کوبا و استونی با 100 و 88.2 درصد باسوادی‌اند و البته در انتهای این جدول آخرین نرخ باسوادی متعلق به کشور مالی با نرخ باسوادی 26.2 است. در ادامه نگاهی به آمارهای مربوط به باسوادی زنان ایرانی طی چندین دهه خواهیم داشت.

"مقایسه نرخ با سوادی کل در سال‌های میان 1345 تا 1390 " و " نرخ باسوادی بر حسب جنس (زنان) در سال‌های میان 1345 تا 1390"




مطابق آمار‌های سازمان مرکز آمار ایران و سال‌نامه آماری مشاهده می‌کنیم، آمار نرخ باسوادی زنان نسبت به کل زنان و مردان در هر سال کمتر بوده و البته این اختلاف در سال‌ها و دهه‌های اخیر کمتر شده است.

" نرخ باسوادی زنان طی سال‌های 1335 تا 1390 به تفکیک نقاط شهری و روستایی و جنسیت"




نتایج حاصل از این جدول نشان می‌دهد که باسوادی میان زنان و مردان دارای تفاوت آماری بسیاری است و زنان همچنان دارای نرخ کمتری در باسوادی هستند. این مسئله خصوصاً در نقاط روستایی بیشتر خود را نشان می‌دهد. البته این تفاوت در سال‌های 35، 45 و 55 بسیار بیشتر خود را نشان داده و هر چه به دهه‌های اخیر نزدیک می‌شویم، این تفاوت کمتر دیده می‌شود.

" تعداد قبول‌شدگان نهضت سوادآموزی بر حسب جنس طی سال‌های 1370 تا 1389"



مطابق آمار مشاهده می‌کنیم که تعداد قبول‌شدگان زن در دوره‌های نهضت سوادآموزی در کل، طی سال‌های 1370 تا 1389 همواره بیش از مردان بوده است.

به گفته باقرزاده، رئیس نهضت سوادآموزی کشور، در حال حاضر در گروه سنی 10 تا 49 سال، یک میلیون و 600 هزار نفر از افراد بی‌سواد در نقاط شهری و یک میلیون و 800 هزار نفر در نقاط روستایی زندگی می‌کنند که از این تعداد یک میلیون و 200 هزار نفر از افراد بی‌سواد مرد و 2 میلیون و 200 هزار نفر زن هستند.

وی در تکمیل توضیحات خود گفت: بیشترین آمار بی‌سوادی از سال‌های ابتدای انقلاب در بین زنان بوده است که زنان روستایی بیشترین سهم را داشته‌اند. به همین دلیل 80 درصد فعالیت‌های سوادآموزی ما در طول 34 سال متمرکز بر زنان؛ به‌ویژه زنان روستایی، مناطق محروم و عشایری بوده است تا بتوانیم فاصله بی‌سوادی را در میان مردان و زنان و همچنین نقاط شهری و روستایی کاهش دهیم.

وی درباره آنکه فاصله بی‌سوادی در سال‌های پس از انقلاب تا چه میزان کاهش یافته است؟، گفت: در طول سال‌های پس از انقلاب در گروه سنی زیر 50 سال، فاصله باسوادی بین نقاط شهری و روستایی از 39 درصد به 8 درصد کاهش یافته است. همچنین این فاصله در بین زنان و مردان از 26 درصد به 3.5 درصد کاهش یافته است.

نهضت سوادآموزی پس از انقلاب متولی باسوادی شد
هنگامی‌که در 7 دی ماه 1357 به دستور امام خمینی (ره)، نهضت سوادآموزی تشکیل شد، جمعیتی بالغ بر ۱۴ میلیون نفر بی‌سواد در کشور وجود داشت. در آن زمان شور و شوق مردم برای مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی در بالاترین حد خود بود. بی‌شک این اشتیاق‌ بهترین فرصت و زمینه برای حرکتی بنیادی برای ریشه‌کنی بی‌سوادی بود، اما متأسفانه به دلیل جنگ سنگین تحمیلی و درگیری‌های داخلی و در نتیجه عدم ثبات کشور، امکان بهره‌گیری از توان مردم و دولت به حد اعلی میسر نبود.

در طول دوران جنگ تحمیلی بیشتر بودجه کشور صرف هزینه‌های دفاعی می‌شد و جنگ مهم‌ترین مسئله کشور بود که باعث می‌شد سایر امور کشور از جمله سوادآموزی مورد کم‌توجهی قرار گیرد. پس از پایان جنگ تحمیلی نیز به دلیل خرابی کشور بیشتر امکانات، در جهت سازندگی قرار گرفت.

از آمار فعالیت‌های نهضت در سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ اطلاع دقیقی در دست نیست. تنها اعلام شده است که طی این سال‌ها ۷۴۱ هزار نفر تحت پوشش برنامه‌های سوادآموزی قرار گرفته‌اند. در سال ۱۳۶۱ نهضت سوادآموزی طرح ضربتی سوادآموزی را مطرح کرد، اما طرح یادشده شکست خورد. همچنین طرح آموزش فردبه‌فرد در سال ۱۳۶۲ مطرح شد که براساس آن افراد باسواد خانواده بی‌سوادان را یاری می‌کردند تا به مهارت‌های سوادآموزی دست یابند. از آن زمان به بعد طرح‌های گوناگون دیگری به اجرا در آمده ‌است که شامل طرح‌های «گامی ‌به سوی نور»، «سرباز معلم»، «لازم‌التعلیم» و «مساجد» می‌شود. علاوه بر آن نهضت سعی کرده ‌است که مهاجران جنگ تحمیلی، مهاجران افغانی و عراقی، اسیران جنگی، سربازان و کارکنان دولت را تحت پوشش برنامه‌های خود قرار دهد.

به استثنای سه سال اول فعالیت نهضت، به طور متوسط سالانه نزدیک به ۹۰۰ هزار نفر در کلاس‌های سوادآموزی شرکت کرده‌اند. بالاترین میزان شرکت در سال ۱۳۶۶ (۱٬۶۶۰٬۰۰۰ نفر) و کمترین مقدار آن در سال ۱۳۶۳ (برابر با ۸۴۴٬۰۰۰ نفر) اعلام شده ‌است.

آمار نشان می‌دهد که همواره تعداد زنان مراجعه‌کننده به نهضت سوادآموزی تقریباً دو برابر تعداد مردان بوده‌ است. البته این فرض وجود دارد که بی‌سوادان مرد به دلیل اشتغال و در نتیجه به خاطر کمبود وقت و خستگی، مایل به تحصیل نباشند. همچنین باید توجه داشت که نرخ بی‌سوادی مردان معمولاً ۲۰ درصد کمتر از زنان ‌است. نکته جالب این‌که میزان قبولی زنان همواره از مردان بیشتر بوده ‌است.

به گزارش مهرخانه، باید توجه داشت که علم‌آموزی و کسب دانش از سطح باسوادی تا حضور در عرصه‌های علمی ‌بالاتر؛ همگی تأثیر به‌سزایی در ایجاد شرایط بهتر زندگی برای زنان و البته خانواده‌هایشان داشته است. بسیاری از باورهای عامیانه و غیرواقعی، رفتارهای ناشایست با فرزندان و بعضاً دختران؛ گاهی ناشی از بی‌سوادی و کم‌سوادی زنان بوده است که خود بزرگ‌ترین آموزگار فرزندانشان بوده و افکار و نگرش‌های خود را از نسلی به نسل دیگر زنجیره‌وار منتقل کرده‌اند. ناآگاهی و بی‌سوادی مطلق در زندگی روزمره زنان بسیار آسیب‌زا بوده و گرفتاری‌های جسمی، روحی، فرهنگی و اجتماعی زیادی را برای زنان و خانواده‌هایشان رقم می‌زند.

اما در عین حال باید توجه داشت در حالی‌که امروزه بی‌سوادی مطلق زنان بسیار کم و اندک شده و کمتر از 15 درصد است، ما با ابعاد دیگری از بی‌سوادی غیرمطلق زنان روبه‌رو هستیم. در واقع اگر معنای سواد؛ با توجه به آنکه اکثریت زنان و افراد جامعه خواندن و نوشتن می‌دانند، فراتر از این سطح در نظر گرفته شود، مشاهده می‌کنیم که همچنان با کم‌سوادی و حضورهای غیرعلمی، سطحی و نمایشی بسیاری از زنان در عرصه‌های علمی ‌کشور روبه‌رو هستیم؛ حضوری که گرچه در آمار جایگاه ایران را در باسوادی و مرتبه دانشگاهی بالا می‌برد، اما عملاً به زندگی بهتر، موفقیت و خوشبختی زنان منجر نمی‌شود.

انتهای پیام/ 901201
مطالب مرتبط :
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار