پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۳۵۱۶
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۴
بايد روشنفكر و فقيه به صورت هم‌دلانه فكري براي اين اشكال بينديشند. وقتی فقيه صحبتي مي‌كند بايد برايش حجت باشد، اما این بدین معنا نيست كه عينيت اجتماعي براي فقيه مطرح نباشد. نگاه به اجتماع با احكام ثابت و دنياي متغير بايد براساس تمام ساز و كارهاي فقهي صورت بگيرد.


چندی پیش انجمن مردم‌نهاد ترنم اندیشه جلسه معرفی و نقد کتاب «قرآن و زن، بازخوانی متن مقدس از منظر یک زن» نوشته آمنه ودود را با حضور حجت‌الاسلام مجید دهقان؛ عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده و جمعی از فعالین حوزه زنان، در محل پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه برگزار کرد.

به گزارش مهرخانه، حجت‌الاسلام مجید دهقان در این نشست، بحث خود را چنین آغاز کرد: در بررسي كتاب قرآن و زن نوشته امينه ودود مي‌توان دو بحث را مدنظر قرار داد. اولين بحث، بحث روش امينه ودود در بررسي قرآن و بحث دوم چگونگي تفسير و تطبيق قرآن است.

روش‌شناسی آمنه ودود در کتاب قرآن و زن
وی در خصوص روش‌شناسی آمنه ودود گفت: روش‌شناسي ودود دو بعد دارد؛ يك بعد بحث هرمنوتيكي است كه به صورت كلي استفاده مي‌كند و بعد ديگر روشي است كه در تفسير زنانه قرآن به‌ كار مي‌برد؛ يعني اگر امينه ودود را در کنار ساير روشنفكران غرب كه به تفسير قرآن پرداخته‌اند بگذاريم، اينها همه در يك هرمنوتيك مشخص قرار دارند، ولی ودود علاوه بر آنها بايد يك روش‌شناسي ویژه‌ای داشته باشد تا توجيه كند که باز خواني متن مقدس از منظر يك زن به چه معناست.

تأثیر روش هرمنوتیکی فضل‌الرحمان بر آمنه ودود
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده در خصوص تأثیر روش هرمنوتیکی فضل‌الرحمان بر آمنه ودود تصریح کرد: در بعد اول يعني روش هرمنوتيكي عام چه به صورت زنانه چه به صورت مردانه، كه توسط بسیاری از روشنفكران عرب مطرح مي‌شود، روش ودود متعلق به فضل‌الرحمان ملك است.

وی با بیان اینکه امينه ودود در اين بعد تقریباً چيزي اضافه بر روش فضل‌الرحمان ندارد، ادامه داد: فضل‌الرحمان ملك روشنفكر پاكستاني است كه در ايران كاملاً ناشناخته است. در دهه‌ هفتاد كه جمهوري اسلامي در پاكستان تشكيل مي‌شود، دعوايي شبیه دعوای سنت و مدرنيته ایران در پاكستان به‌وجود مي‌آيد. اين دعوا به سر آن بود كه گروهي مي‌خواستند اسلام را بر مبناي قوانين اسلامي پياده كنند و گروهي از روشنفكران اسلامي معتقد بودند كه اين پياده‌سازي ممكن نيست.

فضل‌الرحمان در انستیتو تحقیقات اسلامی
دهقان اظهار داشت: در سال 1980، انستيتو تحقيقات اسلامي براي پيدا كردن راه‌حلي كه اسلام با مدرنیته تطبيق پيدا كند، تشکیل می‌شود و فضل‌الرحمان كه تا بيش از اين بيشتر دغدغه‌هاي فلسفي داشته و يكي از اولين كساني بود كه فلسفه ملاصدرا را به جهان معرفي کرد، از اين به بعد دغدغه‌هاي مدرنيته پيدا مي‌كند و نظامي را براي تفسير قرآن و راه‌حل تعارض بين اسلام و مدرنيته مطرح مي‌كند كه در بسياري از روشنفكران بعد از خودش مؤثر است.

وی درخصوص علت ناشناخته بودن آرای فضل‌الرحمان در ایران گفت: علت اينكه انديشه‌هاي وي به زبان فارسي مطرح نشده است، این است که او هيچ نوشته‌اي به زبان عربي ندارد و بيشتر به انگليسي مطلب دارد و متأسفانه كساني كه بحث او را گرفته‌اند مطرح نكرده‌اند كه منبع صحبت‌هایشان فضل‌الرحمان بوده است.

سؤال اصلی فضل‌الرحمان مربوط به رابطه جاودانگی دین و شرایط مدرنیته است
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده درخصوص آرای فضل‌الرحمان تشریح کرد: سؤال اولي كه فضل‌الرحمان مطرح مي‌كند اين است كه ما قائليم به اينكه اسلام و قرآن جاودانه است، از طرفي بعد از مدرنيته با تغييرات گسترده‌اي در سطح اجتماعي مواجه شده‌ايم؛ حال اگر بخواهيم آن دين جاودانه را بر اين تغييرات اجتماعي تطبيق بدهيم، چند احتمال بيشتر وجود ندارد. او براساس پاسخ‌هاي محتمل اين سؤال، طيف‌هاي فكري در جهان اسلام را معرفي مي‌كند و مي‌گويد طيفي، به نام طيف سنتي داريم که معتقدند اسلام جاودانه است و همان احكام ثابت براي همه زمان‌ها است. این گروه در پاسخ به این سؤال كه با تغييرات فعلي اجتماعي چه مي‌كنيد، پاسخ مي‌دهند كه احكام ثابت وجود دارد، اما اگر بر اثر مقتضیات زمان مثلاً دولت مجبور باشد ماليات بگيرد، دين گفته است زكات شرعي است و موردهاي ديگر را مطرح نكرده است، اما اگر دولت مجبور شود ماليات بگيرد، مشكلي وجود ندارد.

مواضع فضل‌الرحمان ضدسکولار است
دهقان در مورد مواضع فضل‌الرحمان توضیح داد: به نظر فضل‌الرحمان اين مسئله مهم است كه اگر بگوييم احكام شرعي، احكامی ثابت هستند و بعد اين احكام براي همه زمان‌ها، فرهنگ‌ها و همه شرايط اجتماعي پاسخ‌گو است، نتيجه آن سكولاريسم است؛ يعني فرد معتقد مي‌شود به اينكه احكام مالي شرع فقط بحث زكات و خمس است، ولي مهم‌ترين بخش اقتصاد جامعه كه بانك‌ها و بورس و تنظيم سند و كار پول است، خارج از دين قرار مي‌گيرد و مربوط به نظام غيرديني حاكم بر جامعه مي‌شود. اما مواضع فضل‌الرحمان ضدسكولار است و معتقد است سكولار كاملاً الحادي و ضدارزشي است؛ لذا اصلاً از موضع سكولار صحبت نمي‌كند و دغدغه ديني و قرآني دارد.

وی درخصوص نظر فضل‌الرحمان گفت: فضل‌الرحمان در توضیح نظريه خود مي‌گويد که اولاً اجتهاد بايد پويا باشد و ثانیاً با اجتهاد پويا بايد احكام ديني به بقيه فرهنگ‌ها گسترش پيدا كند.

روش دوحرکتی فضل‌الرحمان چیست؟
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده ادامه داد: آنچه به روش فضل‌الرحمان معروف است روش دوحركتي است كه عيناً امينه ودود از آن استفاده كرده و اگر بخواهيم در بحث اول در مورد روش ودود صحبت كنيم بايد فقط در مورد روش فضل‌الرحمان حرف بزنیم. روش دو حركتي به اين معنا است كه ابتدا حركتي از خواننده و يا مفسر به متن صورت می‌گیرد؛ که حركت اول است و حركت دوم از متن به زمان حاضر است؛ يعني اگر مي‌خواهيم مسائل و مشكلات امروز خود را با مراجعه به دين حل كنيم، نياز به حركت دوم داريم.

وی درخصوص حرکت اول توضیح داد: حركت اول آن است كه پژوهشگر و مفسر بايد به قرآنی كه در زمان و موقعيت خاصي نازل شده است، حرکت کند و بعد در حركت دوم از آن زمان خاص به زمان حاضر منتقل شود.

دهقان افزود: نكته‌اي كه فضل‌الرحمان در اين‌جا اشاره مي‌كند این است كه مهم‌ترين مشكل تفكر اسلامي در دنياي معاصر آن است كه جامعه ما هنوز به عقلانيت اسلامي نرسيده است؛ متون و روايات استفاده مي‌شود اما پشت اين استفاده‌ها يك عقلانيت كلي حاکم نیست و ‌هميشه يك نگاه جزئي وجود دارد كه براي فلان شبهه به فلان متن مراجعه مي‌كنيم. او ادعا مي‌كند كه تلاش کرده است تا با ارائه يك روش مدون كه صدر و ذيل آن با يكديگر سازگار است، اين عقلانيت اسلامي را ارائه کند.

روش عقلانيت اسلامي چيست؟
وی با طرح این پرسش که روش عقلانيت اسلامي چيست؟، ادامه داد: فضل‌الرحمان معتقد است که وقتي پژو.هشگر سراغ متن قرآن و سنت مي‌رود، حتما بايستی قرائتی چند مرحله‌ای داشته باشد. مرحله اول درون‌متني است؛ یعنی ببيند از لحاظ علم لغت و صرف و نحو واژه‌ها، متن به چه معناست، لکن مرحله دوم كه خيلي مهم است آن است كه بايد حتماً اين واژه‌ها را در بافت و زمينه آن دید؛ يعني بايد حتماً دقت کرد كه آن موقعيت تاريخ اجتماعي چه به صورت خرد و چه به صورت كلان در هر دو متن به چه صورت است. منظور اینکه این متن در مكه و مدينه و با جريانات اجتماعي،‌ سياسي و اقتصادي خاص آن زمان نازل شده است و حالا در خارج از فضاي مكه و مدينه، چه ويژگي‌هايي دارد.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده درخصوص مرحله سوم تصریح کرد: مرحله سوم كه مهم است و خانم امينه ودود به اين مرحله تأكيد زيادي دارد، آن نگاه وحدت و يكپارچگي است كه در درون متن وجود دارد. فضل‌الرحمان انتقاد زيادي ا به نگاه قرائت سنتي از دين مطرح مي‌كند كه امينه ودود نيز همان انتقادات را با همان بيان و الفاظ، مطرح می‌سازد.

نقد فضل‌الرحمان به رویکرد سنتی چیست؟
وی افزود: فضل‌الرحمان معتقد است که قرائت سنتي دين، قرائت جزء‌نگر است و اين قرائت را در مقابل فرائت كل‌نگر قرار مي‌دهد. امينه ودود نیز از اين قرائت كل به قرائت هرمنوتيك توحيدي تعبير مي‌كند؛ هرمنوتيك توحيدي يعني اينكه وقتي متني را قرائت مي‌كنيم، بايد حواسمان باشد كه روح حاكم بر متن چيست و هرجا مي‌خواهيم دست به تفسير بزنيم، تفسير را با توجه به روح حاكم لحاظ كنيم. بايد توجه كنيم كه متن متعلق به چند مؤلف نيست، بلکه يك مؤلف دارد و باید متوجه آن چيزي بود كه غايت نهايي مراد مؤلف است و در پرتو آن، متن را تفسير كرد. فضل‌الرحمان معتقد است كه تفاسير سنتي چنين چيزي را لحاظ نمي‌كنند و ممكن است در آيه‌اي تفسيري را بدهند كه با جاي ديگري از تفسير ناسازگار باشد. پس اين سه مرحله‌اي بود كه در حركت اول فضل‌الرحمان مطرح شده است، اما در حركت دوم به اعتقاد فضل‌الرحمان بايد از علوم جديد مثل روانشناسي و جامعه‌شناسي استفاده كرد تا آنچه كه از قرآن فهمیده‌ایم را به زبان حاضر بكشانيم.

دغدغه‌ فضل‌الرحمان در مورد تعارض دین و مدرنیته چه بود؟
دهقان در خصوص دغدغه‌ فضل‌الرحمان در مورد تعارض دین و مدرنیته تصریح کرد: اول آنچه به صورت سؤال مطرح مي‌شود آن است كه دغدغه‌ فضل‌الرحمان اين بود كه احكام دين اگر بخواهد جاودانه باشد با تغييرات جامعه نمي‌سازد، حال اين مسئله را او چگونه حل می‌کند؟ در حرك اول ايشان معتقد است كه بايد دقت كنيم تا عام و خاص را از يكديگر تفكيك كنيم. اين عام و خاص با عام وخاص اصولي فرق دارد. مثلاً يك مثال اصولي این است كه "همه دانشمندان را اكرام كن"؛ لفظ "همه دانشمندان" عام است، اما اگر بعداً بگويد "فلان گروه از دانشمندان را اكرام نكن" خاص مي‌شود؛ يعني خاص،‌ عام را تخصيص مي‌زند. اما فضل‌الرحمان و بسیاری از روشنفكران بعد از او مثل امينه ودود، ابوزيد، بارلاس و عزيز‌البحري؛ عام و خاصي متفاوت را مد نظر قرار مي‌دهند.

وی تشریح کرد: اين افراد مي‌گويند وقتي پيامبر(ص) وارد جامعه مي‌شود، هدف اصلي او آن است كه مردم را به سمت غايت خاصي هدايت كند. آن مردم در راه رسيدن به غايت مشكلاتي نيز داشتند كه پيامبر (ص) براي حل اين مشكلات ناچار به وضع قوانيني بود. بنابراین در این حالت عام، آن هدف و غایت، کلی است و خاص آن شرایط جزیی اجتماعی است. مثلاً هدف غایی‌ پیامبر(ص) ایجاد قسط است. برای اینکه پیامبر (ص) جامعه را به قسط برساند باید مرحله به مرحله پیش می‌رفت. در اینجا فضل‌الرحمان مثال جنسیتی می‌زند و می‌گوید در حالی‌که پیامبر(ص) می‌بیند تعدد زوجات افسارگسیخته است و هیچ حدی برای آنان وجود ندارد، این افسارگسیختگی را محدود به چهار زوج می‌کند. در اینجا عام رعایت عدل و قسط در رابطه زناشویی است، اما خاص آن است که در جامعه پیامبر (ص) با توجه به آن بافت و موقعیت فرهنگی، عدد چهار معین شده است. بنابراین در حرکت اول باید آن عام‌ها و اصول کلی را استنباط کنیم و بعد از این استنباط، می‌توانیم این اصول کلی را به جوامع دیگر بکشانیم. بنابراین عام‌ها و اصول کلی را باید با جوامع دیگر تطبیق داد. این روش که فضل‌الرحمان مطرح می‌کند نقطه اشتراک روشنفکران اسلامی ‌بعد از اوست. برخی این اصول را به نام جوهر، اصل، عام و.... نام‌گذاری کردند، اما فارغ از این نام‌گذاری، اصل اندیشه همان است که مطرح شد. البته قبل از ایشان هم در اندیشه‌های طاهر حداد این موضوع عام و خاص مطرح بود، اما نه به این حد و با این ویژگی‌ها.

اصول کلی در اندیشه فضل‌الرحمان چیست؟
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده با طرح این پرسش که اصول کلی چیست؟، ادامه داد: اصول کلی؛ تقوا، عدالت، ایثار، برابری و... است. اصول کلی جاودانه هستند و از قرآن استخراج می‌شوند. پس فضل‌الرحمان جاودانگی را در احکام نمی‌برد، بلکه در اصول ثابت می‌برد و می‌گوید هر معنایی را غیر از این در جاودانگی ببریم، عملی نیست و باعث تقویت سکولاریسم می‌شود و عملاً نمی‌توان دین را پیاده کرد. بنابر نظر ایشان فقها خطاباتی مثل "الرجال قوامون علی النساء"، "اقیمواالصلاة" و ... را قضایای حقیقه می‌دانستند؛ یعنی قضایایی که برای افراد خارجی که اطراف پیامبر(ص) هستند، آمده است، اما این خطاب برای همه زمان‌ها است. "اقیمو الصلاة" به این معنا نیست که فقط شما نماز بخوانید؛ خیر، هر کس بعد از این می‌تواند مورد خطاب واقع شود و نماز بر او واجب است. ایشان می‌گوید این قضایا، قضایای خارجه است؛ یعنی قضایایی که برای همه افراد خارج از دوران پیامبر(ص) نیز اجرا می‌شود و همه افراد در همه فرهنگ‌ها و زمان‌ها باید فقط و فقط از اصول کلیه استفاده کنند نه احکام که یک سری آنها خاص است.

سه تحلیل فضل‌الرحمان در دفاع از روش‌شناسی خود
دهقان با بیان اینکه من باید سه نکته اصلی را بگویم که چرا فضل‌الرحمان چنین اعتقادی پیدا کرده است، ادامه داد: ایشان سه تحلیل دارد که در بقیه روشنفکران نیز دیده می‌شود. البته در کتاب خانم ودود هم قابل مشاهده است. دلیل اولی که فضل‌الرحمان به عنوان چارچوب نظری روش خود ارائه می‌دهد، یک تحلیل جامعه‌شناختی دین است. او نقش پیامبران را واکاوی می‌کند و می‌گوید که نقش پیامبران بر خلاف تلقی عمومی، ‌وضع قوانین و وضع احکام نیست، بلکه وظیفه پیامبران صرفاً هدایت معنوی جامعه است. حال اگر به ایشان بگوییم در قرآن که قوانین زیادی وجود دارد، خواهد گفت اگر قوانینی هم هست، به لسان قوانین توجه کنید و ببینید لسان آن قوانین، با لسان حقوق ما سازگار است یا خیر. قطعاً سازگار نیست. در بحث هدایت معنوی اگر مشکلی در جامعه ایجاد می‌شد پیامبر(ص) سعی می‌کرد این مشکل را با ایجاد قوانین رفع کند. پس بحث قوانین نه در جایگاه یک مشرع برای یک جامعه و یک حاکم برای جامعه، بلکه به عنوان یک رهبر برای جامعه بوده است. در نظر فضل‌الرحمان، رهبری معنوی جامعه براساس سه مفهوم ایمان، عدالت و قیامت است؛ به خدا ایمان بیاور، در جامعه عدالت داشته باش، حواست باشد قیامتی وجود دارد.

تحلیل روان‌شناختی فضل‌الرحمان
وی درخصوص تحلیل روانشناختی فضل‌الرحمان گفت: اما تحلیل دوم فضل‌الرحمان، تحلیلی روانشناختی از وحی است. او از تحلیل Feeling idea words در روانشناسی ذهن استفاده می‌کند که معاصر خودش بوده است و می‌گوید اندیشه انسانی این‌گونه است که ابتدا در ذهن انسان یک چیزی به صورت مجمل می‌آید، به تعبیر فارسی یک حس است که تبدیل می‌شود به ایده و سپس آن ایده به کلمات تبدیل می‌شود. اگر کسی سؤالی از ما کند، ما جواب را به صورت مفصل در قالب کلمات و مثلا ًدر پنج یا شش خط به او می‌دهیم، اما این جواب به این صورت در ذهن ما نبوده، بلکه به صورت مجمل بوده است و ما کم‌کم در حال صحبت کردن این جواب را باز می‌کنیم. فضل‌الرحمان معتقد است که وحی نیز همین‌گونه است؛ اجمال به تفسیر. آنچه بر قلب پیامبر(ص) نازل شد به صورت مجمل بوده و براساس شرایط تاریخی مختلف به تفسیر درآمده است و همین تحلیل هم باعث می‌شود که روزنه‌ای به تحلیل تاریخی وحی باز شود. با این تعریف اگر شرایط تاریخی در کلمه شدن قرآن تأثیر دارد، پس این کلمات نیز ثابت نیستند؛ مثلاً فردی مشکلی داشت و مشکل را برای پیامبر (ص) مطرح کرد و پیامبر (ص) حل مشکل را در قالب کلمات خاص "الرجال القوامون" عنوان نمود. اگر پیامبر در بافت زمانی و مکانی دیگری بود شاید آن اجمال به گونه‌ای دیگر مطرح می‌شد.

دهقان تشریح کرد: به عنوان مثال اگر یک مبلغ یا مصلح اجتماعی با هدف کلی رشد اخلاقی افراد روستا، وارد روستایی شود؛ مواجهه او و حرف‌هایی که می‌زند در روستایی که از لحاظ ناهنجاری در وضعیت صد درجه زیر صفر است، با روستایی که بیست درجه زیر صفر است و نیز با وقتی که وارد روستای سوم می‌شوند که بیست درجه بالای صفر است، متفاوت خواهد بود؛ لذا ما نباید به حرف‌های مبلغ در جامعه اول استناد کنیم و بگوییم این حرف‌ها جاودان است، بلکه باید اصول کلی آن را در نظر بگیریم که همان عدل، ایمان و قیامت است. این موارد آن چیزی است که باید به جوامع دیگر نیز سرایت دهیم، اما هر جامعه به اندازه ظرفیت خود.

تحلیل کلامی‌ فضل‌الرحمان
این پژوهشگر حوزه زنان در خصوص دلیل کلامی ‌فضل‌الرحمان تصریح کرد: نکته سوم، نکته کلامی ‌است که هم در بین تاریخ کلامیان و هم در بین نومعتزلیان یعنی روشنفکران جدید عرب مثل جابری، ابوزید و فمینیست‌های اسلامی ‌مطرح بوده است. این افراد بر این تأکید دارند که دارند که در تاریخ کلام، مسئله قدوم و حدوث قرآن مطرح است. اشعریون به قدوم قرآن معتقدند که قدوم از همین بوده، اما معتزله و شیعه قائل به حدوث قرآن است که قرآن قدیم نیست، بلکه حادثه زمانی است مانند همه افعال دیگر خداوند. نومعتزله، یعنی روشنفکران اسلامی ‌قرائت تازه‌ای از همان بحث معتزله را جدیداً ارائه کرده‌اند و معتقدند که مثل معتزلیان قائلیم به اینکه قرآن حادث است و اگر قرآن حادث باشد پس جاودانه نیست، بنابراین ثابت نبوده و قابل تغییر است، اما شیعه معتقد است قرآن حادث است و با همین کلمات ثابت جاودانه است.

ایراد گادامر در مقابل فضل‌الرحمان
دهقان در مورد اشکال گادامر به فضل‌الرحمان توضیح داد: فضل‌الرحمان در کتاب و متون، خود را در مقابل گادامر می‌بیند. اینجا یک سؤال مطرح می‌شود که اتفاقاً برای آمنه ودود هم قابل طرح است. گادامر می‌گوید حال که شما می‌خواهید در حرکت اول سراغ متون بروید، ذهن شما به عنوان فهمنده، موقعیت‌مند است و فهم عینی امکان‌پذیر نیست؛ درحقیقت ذهن شما خالی از پیش‌فرض نیست و فرهنگ، سنت و تاریخ شما، انباشتی از پیش‌فرض‌هایی است که نمی‌توانند به حرکت اول خودشان دست پیدا کنند، چراکه برای مراجعه به قرآن باید فهم داشت. فضل‌الرحمان در مقابل گادامر می‌ایستد و می‌گوید من نظریه گادامر را قبول ندارم که می‌گوید فهم عینی مطلقاً امکان‌پذیر نیست.

وی افزود: البته فضل‌الرحمان در جواب به گادامر چندان موفق عمل نمی‌کند. ایشان در جواب به گادامر می‌گوید که ما در طول تاریخ اقوام مختلف، چه در تاریخ اسلام و چه در تاریخ مسیحیت، گروهی داریم که نقطه‌عطف آن تاریخ بودند. مثل غزالی؛ سنت اسلامی ‌ادامه داشته تا به غزالی رسیده و غزالی در آن تغییر ایجاد کرده است. بعد می‌گوید غزالی تغییر ایجاد کرده است، یعنی چه؟ آیا می‌شود سنت را نفهمید و آن را نقد کرد؟ فضل‌الرحمان پاسخ می‌دهد اینکه در تاریخ تفهم نقدی مطرح می‌شود، یعنی اینکه فهمی وجود دارد و نقدی صورت می‌گیرد، آن حرکت اول تغییر می‌کند. اگر انسان هیچ فهم عینی از ماقبل خود نداشته باشد پس چطور می‌تواند نقد کند و حرکت را تغییر دهد؟ پس فضل‌الرحمان از نقد استفاده می‌کند تا بگوید حرف گادامر مطلق نیست. اگر انسان حواسش به پیش فرض‌ها و تداخل آنها در فهم خود باشد، می‌تواند فهمی ‌تا حدودی عینی از متن داشته باشد.

فضل‌الرحمان از دور هرمنوتیک فرار می‌کند
دهقان تصریح کرد: فضل‌الرحمان با این پاسخ به گادامر به دور هرمنوتیک قائل نیست و از این دور فرار می‌کند. دور هرمنوتیک می‌گوید نمی‌توان از حلقه بی‌انتهای متن و فهم خارج شد. ایشان با این جواب که فهم عینی با شرایطی امکان‌پذیر است، از دور هرمنوتیک خارج می‌شود. باید توجه کنیم در مکتب تاریخ‌گرای معاصر امثال بتسی و هرش، تاریخ‌گرا هستند، اما به مؤلف‌محوری قائل‌اند؛ یعنی بر خلاف گادامر و ریکور که متن‌محور هستند امثال آنها مؤلف‌محورند و می‌گویند در تفسیر متن، مراد مؤلف مهم است. این گروه قبول ندارند که امتزاج افق خواننده و متن تفسیر می‌شود، اما در عین حال که می‌گویند دنبال فهم عینی هستند، تاریخ‌گرا هم هستند؛ یعنی به فهم عینی اعتقاد دارند، اما نه اینکه هر آنچه متن گفته است را به دوران فهمنده بکشانند. بنابراین، این افراد سراغ متنی می‌روند که در مکان و زمان خاص، پیامبر (ص) فرموده که تا چهار زن را می‌توان به همسری گرفت. این فهم عینی است، اما معتقدند که ما مجاز نیستیم این فرموده را به دوران معاصر بکشانیم و بنابراین قائل به لایه‌های متنی می‌شوند؛ یعنی لایه‌هایی از متن برای زمان ما است و برخی از لایه‌ها برای خود آن زمان است. پس در همان حال که به فهم عینی و مؤلف محوری قائل‌اند، تاریخ‌گرا هم هستند.

بحث لایه‌های متنی در تفکر اهل سنت جای رشد دارد
این استاد حوزه درخصوص تفکر اهل سنت اظهار داشت: اینگونه بحث‌ها در تفکر اهل سنت جای بسیاری برای رشد دارد، چراکه وقتی پیامبر(ص) رحلت فرمودند و عمر خلیفه مسلمین شد و مصر و ایران را تصرف کرد، اجازه تقسیم غنایم بین مسلمانان را نداد. وقتی مردم پرسیدند مگر این سنت پیامبر (ص) نیست. گفت چرا، اما این برای زمانیست که مسلمانان گرسنه و برهنه بودند، الان اگر این اموال به مسلمانان برسد، مرفه شوند و دیگر حاضر به جنگیدن نیستند. سنت پیامبر را بعد از 20- 10 سال کلاً تغییر داد. اما ما این را در تفکر شیعه نداریم.

وی افزود: فضل‌الرحمان وقتی سراغ متن قرآن می‌رود، اصول کلی را استخراج می‌کند. به عنوان یک فقیه یک سؤال از فضل‌الرحمان مطرح است که چگونه با اصول کلی به حکمت احکام پی می‌برید. یکی از دغدغه‌های فقها و اصولیان در بحث فقه همین است که چگونه می‌شود حکمت احکام را فهمید.

بحث فضل‌الرحمان در مورد حکمت احکام چیست؟
عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده در ادامه در خصوص بحث فضل‌الرحمان درباره حکمت احکام تصریح کرد: فضل‌الرحمان اینجا جوابی می‌دهد که یکی از مسائل مورد اشکال ما در بحث بعدی است. ایشان می‌گوید ما به حکمت و ملاک‌های حکم که در قرآن و سنت آمده است، استناد می‌کنیم. اگر جایی گفته شد که ما فلان حکم را داریم تا عدالت ایجاد شود، مثلاً در "القوامون علی النساء" و بعد می‌گوید به "ما افضل" به "ما انفقوا"، از این دو می‌فهیم که اگر قدرت پرداخت نفقه را نداشته باشد و یا مرد فضلی به زن نداشته باشد، قوامیتی نیست؛ اینها مناط حکم است، اما اگر جایی مناط و حکمت حکم ذکر نشده بود، حدس زدن مناط و حکمت آنها کار دشواری نیست. این دیدگاه، فضل‌الرحمان در مقابل سیره شیعه و اصولیون است.

روش فضل‌الرحمان برای تفسیر زنانه یک فمینیست اسلامی ‌از قرآن کافی نیست
وی با تأکید بر اینکه آمنه ودود در بحث روش‌شناسی چیزی جز روش فضل‌الرحمان را پیاده نکرده و کاملاً در اصطلاح، نقل‌قول‌ها، روش و حتی کلمات از فضل‌الرحمان تبعیت کرده است، ادامه داد: حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که فضل‌الرحمان با این روش تفسیری از متن ارائه می‌کند، اما اگر یک فمینیست اسلامی ‌بگوید من می‌خواهم تفسیر زنانه‌ای از متن ارائه کنم، باید بگوییم این روش کافی نیست؛ چرا‌که تفسیر زنانه یعنی اینکه قرائت و چشم‌انداز یک زن از متن با قرائت و چشم‌انداز یک مرد از متن متفاوت است. همچنین چشم‌انداز زن در تفسیر وقتی مطرح می‌شود که بگوییم چشم‌انداز مرد نیز در متن تأثیر دارد.

روش فضل‌الرحمان نمی‌تواند تفسیر زنانه را توجیه کند
دهقان با بیان اینکه اگر چشم‌انداز مرد در فهم متن تأثیر نداشته باشد، پس لزومی‌ندارد که بگوییم زن نیز باید از خود تفسیری داشته باشد، تصریح کرد: روش فضل‌الرحمان نمی‌تواند تفسیر زنانه را توجیه کند؛ چراکه فضل‌الرحمان قائل به فهم عینی است. فهم عینی یعنی اینکه چشم‌انداز خواننده، پژوهشگر و مفسر در فهم تأثیر ندارد، در صورتی‌که اگر بگوییم تفسیر ما تفسیر زنانه است، یعنی این چشم‌انداز در فهم مفسر تأثیر خواهد داشت. حال سؤالی که گادامر از فضل‌الرحمان در مورد فهم عینی می‌کند را آمنه ودود با پاسخی متفاوت جواب می‌دهد و می‌گوید، فهم عینی امکان ندارد و فهم یک زن با فهم یک مرد قطعاً متفاوت است.

وی ادامه داد: این‌جا راه فضل‌الرحمان از آمنه ودود جدا می‌شود. فایده این جدایی آن است که اگر تفسیر من از قرآن به عنوان تفسیر یک زن از قرآن شد، تفسیر مردان نیز تفسیر خاص و مشخصی می‌شود. در نتیجه هر کس تفسیر خود را ارائه می‌کند. این‌جا اشکالات مختلفی از جمله اشکال نسبیت‌گرایی و سایر اشکالات دیگر مطرح می‌شود که آمنه ودود فقط به اشکال نسبیت‌گرایی می‌پردازد.

واکنش ودود به ایراد نسبیت‌گرایی
این پژوهشگر در ادامه به مسئله نسبیت‌گرایی و واکنش وددود به آن اشاره کرد و گفت: اگر از امنيه ودود سؤال كنيم که آیا عدم فهم عيني منجر به نسبيت‌گرايي در فهم از متن مي‌شود؟ پاسخ مي‌دهد که اين اشكال وارد نيست؛ چراکه گرچه قرائت مختلف است، اما نقاط مشترك زيادی دارد و همین امر اين باعث مي‌شود که يك مركز ثابتي داشته باشیم. قرائتي كه من مطرح مي‌كنم با فرد ديگر در اين مشترك است كه خدا واحد است و به دنبال برقراري عدل است.

خرده‌‌روش‌های ودود در تفسیر متن چیست؟
این محقق در ادامه به روش‌شناسی ودود اشاره کرد و گفت: به عنوان يك هرمنوتيستِ زن اگر ودود بخواهد به تفسير قرآن دست بزند، نياز به چند روش ديگر در تفسير متن دارد. ودود خودش را يك مفسر زن مي‌داند و معتقد است که بايد يك تفسير با صداي يك زن وجود داشته باشد؛ نه صرفاً مفسري كه زن است و جنسيتش در تفسيرش تأثير نمي‌گذارد، بلكه مفسري كه جنسيتش در تفسير اثرگذار است.

حجت‌الاسلام دهقان در ادامه تشریح کرد: ودود چند خرده‌روش ديگر هم دارد؛ به عنوان مثال قرآن به زنان پيامبر مي‌گويد: "ولا تبرجن تبرج جاهليه"؛ ممكن است يك مفسر بگويد يك رفتار زنانه مورد نهي قرآن قرار گرفته است، اما ودود مي‌گويد من اين‌جا به عنوان يك مفسر زن روش دیگری به كار مي‌برم. در اين‌گونه موارد گرچه از يك رفتار كه آن رفتار نیز زنانه است، نهی شده و به زنان گفته شده است كه اين‌گونه عمل نكنيد، ‌اما اين به اين معني نيست كه اين رفتار يك رفتار زنانه منفي است. ودود مي‌گويد فرض كنيد كه يك نفر در كلاس شما به عنوان معلم دروغ بگويد شما به او مي‌گوييد دروغ نگو. اين به اين معنا نيست كه دروغ‌گويي يكي از رفتارهاي منحصر به فرد آن شاگرد است كه بعد، بقيه او را به اين صفت بخوانند و بگويد ذات او دروغ‌گويي است. چون در كلاس و در آن زمان دروغ گفتن يكي از شاگردان صدق پيدا كرده است، شما به او گفته‌ايد دروغ نگويد، ‌اما آنچه ما مي‌آموزيم آن است كه دروغ‌گويي بد است. اگر فردا بقيه شاگردان هم دروغ بگويند كار آنان هم بد است. پس وقتي قرآن مي‌گويد "لاتبرج تبرج جاهليه" آنچه ما مي‌فهميم اين است كه تبرج مشكل دارد؛ حال چه تبرج را زن انجام دهد چه مرد. ودود با پياده كردن اين روش هر جا قرآن رفتاري را حتي از زنان نهي كرده باشد، آن رفتار را از جنسيت خارج كرده و عام مي‌كند.

وی افزود: نكته‌اي كه بايد مطرح كنم اين است كه روش عام ودود عيناً روش فضل‌الرحمان است و روش خاص وي نيز مشابه نظريات چشم‌اندازگرايانه معرفت‌شناسي فمینيستي است.

ودود و استنباط‌های لغوی که با اشکال مواجه است
دهقان در مورد استنباط‌های لغوی ودود گفت: در بحث استنباط‌هاي لغوي، ودود تلاش بسياري کرده است و دغدغه‌ي وي دغدغه‌ محترمي است. او با اين‌كه اصالتاً عرب نيست و با تحصيلاتي كه در زبان عرب داشته است، ‌فهم سطح بالايي از قرآن پيدا كرده است، ولي با اين وجود اشكالاتي بر روش لغوي ايشان مطرح است.

وی تشریح کرد: مثلاً در جايي كه مي‌خواهد بحث، ‌قواميت و افت ضمير بنا را مطرح كند، مي‌گويد استعمال ضرب در عرب فقط موقع خشونت و كتك زن نبوده است در قرآن "الي ضربتم في الارض" نيز هست؛ يعني به راه زديد. بنابراين معناي ديگري از "ضرب" را ايشان مدنظر قرار مي‌دهد كه البته اشتباه فاحشی است.

عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده تصریح کرد: مثلاً قرآن مي‌گويد "و عاشروهن بالمعروف"اين عاشروهن بالمعروف يعني چه؟ فردي كه سواد عربي دارد مي‌گويد معروف از "عرف" گرفته شده است. عرف يا به معناي شناخته‌شده و مشهور است و يا به معناي عرف است؛ يعني مانند آنچه در بين مردان در رفتار با زنان شناخته‌شده است. چه آنگونه كه مشهور است و چه آنگونه كه عرف است، يعني براساس مقتضيات زمان خود با زنان رفتار كنيد.

عرب‌نبودن خانم ودود در اشتباهات کلامی‌ او تأثير دارد
وی ادامه داد: اگر كسي انگليسي‌زبان است و مي‌خواهد فارسي را بفهمد و فارسي را فقط از كتاب لغت ياد گرفته است و متني را ببیند كه در آن نوشته شده "احمد رفت مغازه و دستمال‌گردن خريد"، اگر بخواهد براساس لغت آن را فهم کند، می‌گوید "دست" به اضافه "گردن" به اضافه "ماليدن"؛ يعني چيزي را خريد كه با آن دستش را مي‌ماليد و بعد آن را بر گردنش مي‌انداخت؛ خب اين فهم اشتباه است. علت اين است كه كلمات، تاريخ دارند و نمي‌توان بدون توجه به تاريخ كلمات، آنها را تفسير كرد. عرب‌نبودن خانم ودود نیز در اشتباهات او تأثير گذاشته است، هر چند كه ایشان عربي را آموخته است.

ودود جزو اولین کسانی است که در غرب بحث زن و قرآن را مطرح کرد
دهقان در مورد کتاب قرآن و زن تصریح کرد: كتاب قرآن و زن امينه ودود مربوط به 26 سال پيش است و شايد به همين دليل بحث‌ها خيلي قوي نيست و احتمالاً مي‌توان گفت ودود جزو اولين كساني است كه اين بحث‌ها را مطرح كرده است، اما ما 26 سال پيش كتاب الميزان و زن در آيينه جلال و جمال الهی، نظام حقوق زن در اسلام شهيد مطهري و در فضاي عرب كتاب‌هاي قاسم امين را داشتيم كه بحث‌هاي حقوقي در زمينه زنان داشتند و ردپاي اين ديدگاه‌ها در كتاب ودود ديده نمي‌شود و ايشان گاه تفسيرهايي مي‌كند كه به نظر مي‌آيد زياد ذوق‌زننده است و اينكه بعضي جاها اشكالاتي را مطرح مي‌كند كه فقط بر تفاسير خاصي اين اشكالات وارد است. مثلاً در قرآن مي‌بينيم در آيه "درجه" و "قواميت" مردان به زنان تفضيل داده شده‌اند. مي‌دانيم كه قدر متیقن اين است كه طلاق در دست مرد است، مي‌دانيم كه در قواميت حداقل آن اين است كه نفقه به عهده مرد است. ما اين موارد را مي‌دانيم، اما خانم ودود با استناد به اصل تقوا اين دو آيه را تفسير مي‌كند و مي‌گويد اصل در روابط انساني تقوا است و اين عام است. بنابراين، اين درجه‌بندي‎‌ها همه موقعيت‌مند هستند و مربوط به زمان خاصي بودند. ايشان اين اصل را در خيلي از بحث‌ها مطرح مي‌كند؛ اصل تقوا است آن زمان در روابط زناشويي متناظر تقوا اين بوده است، ‌الان متناظر تقوا چيز ديگري است.

وی افزود: نكته ديگر آن است كه ايشان در مورد آيه "درجه" در صفحه 129 كتاب مي‌گويد: "با اين وجود تصور مي‌شود كه آيه "درجه" آن چيزي را بيان مي‌كند كه مردان باور داشته‌اند و مي‌خواستند كه ديگران نيز باور كنند. اين باور كه جامعه‌اي به صورت سلسله مراتبي اداره مي‌شود و مردان در راس آن هستند."

این پژوهشگر تشریح کرد: يعني اين آيه حكم شرعي نيست،‌ چون جامعه اين‌گونه بوده است، آيه اين‎‌گونه نازل شده و اگر در موقعيت ديگري بود، آيه به گونه‌اي ديگر نازل می‌شد. بنابراين ملاك در قرآن تقواست، اما آنچه باعث رتبه‌بندي در زمان پيامبر شده است جنسيت بوده و اين جنسيت مختص آن زمان است، نه زمان‌هاي ديگر. در اين رويكرد، قرآن يك روح مجرد است در يك بستر مادي؛ بنابراين اصلی فمینيستي به دست مي‌آيد و آن اين است كه تاريخ بشري انسان مذكر است. درست است كه قرآن گفته است اصل تقوا است و فقط بايد تقوا ملاك برتري باشد، اصل تقوا است، اما فقط بين مردها اين اصل وجود دارد و باعث تفضل و برتري مي‌شود.

وی اظهار داشت: به عنوان نمونه در مثال روستا و مبلغ،‌ مبلغ به روستاي اول رفته و به آنها گفته هر روز به پدر و مادرتان سلام كنيد، اما در روستاي سوم چند احكام اخلاقي بالاتري گفته است. اگر 10 سال ديگر سطح روستاي اول بالاتر برود، آيا حق دارند از مبلغ شكايت كنند كه چرا حرف‌هايي كه در روستاي سوم زديد به ما نگفتيد؟ اينجا مبلغ جواب مي‌دهد سطح شما را رعايت كردم. من تبعيض نگذاشتم، بلکه سطح شما باعث اين تفاوت بود. پس از نظر فمینيست‌ها نيز قرآن تبعيض نگذاشته است؛ بلکه قرآن گفته است اصل تقوا است، اما جامعه اينگونه بود كه انسان را مرد در نظر مي‌گرفت و قرآن نمي‌توانست صد در صد در مقابل جامعه بايستد؛ چراکه اگر مقابل جامعه بايستد كسي مسلمان نمي‌شود. قرآن نمي‌تواند بگويد شما تاكنون اينگونه زندگي مي‌كرديد من مي‌خواهم تمام ساختارهاي اجتماعي شما را خواب كنم؛ خیر، جامعه خودش را مقداري به قرآن تحميل مي‌كند.

تفاوت ودود با نوال سعداوی و مرنیسی در چیست؟
این محقق قرآن در ادامه افزود: بايد توجه كنيم كه خانم ودود با نوال سعداوي و ديگر فمینيست‌هاي مسلمان فرق دارد. ايشان بارها تأكيد مي‌كند كه دغدغه دين دارد. از سوي ديگر نبايد از ياد ببريم كه درست است که خانم ودود به اصول و آن هم اصل تقوا رسيده است، اما اين اصل، اصل اخلاقي است و در مسائل حقوقي خيلي جاي حركت ندارد. قرآن مي‌گويد اصل،‌ اصل تقواست و اما اگر شما جنگيديد و در جنگ پيروز نشديد و عده‌اي را به اسارت گرفتيد، اين عده برده شما هستند و حقوق‌شان از ديه و غيره نصف شما است.

وی بحث تقوا را تشریح کرد و گفت: پس اين اصل تقوا، اخلاقي است؛ اگر اخلاقي نبود و حقوقي بود، ديگر لازم نبود قرآن اين مطالب را با تفضيل در مورد برده‌داري بگويد. اينكه شما به اصل اخلاقي استناد كنيد، خوب است، اما يك ايراد اساسي دارد و آن اين است كه نمي‌توانيد مناطات احكام را دريابيد و به همين دليل است كه فقها در مقابل اينگونه نظريه‌پردازي براساس اصول اخلاقي روشنفكران، ايستادگي و مقاومت مي‌كنند. مثلاً در مورد اصل عدالت كه دغدغه‌ شهيد مطهري، آقاي مهريزي و آقاي صانعي نيز هست، بايد بپذيريم اصل، اصل مهم و درستي است اما مسئله اينجا است كه نمي‌توانيم مصداق آن را دربياوريم. فقيه مي‌گويد من نمي‌توانم بگويم ارث مرد دو برابر زن است، عدالت است يا برابر باشد؛‌ از آن‌جايي‌كه من فردا در برابر خداوند بايد پاسخگو باشم، درآوردن اين مصداق سخت است. بنابراين عدالت را نمي‌توان يك اصل فقهي، حقوقي در نظر بگيرم، بلكه اصل اخلاقي است.

رابطه روشنفکر و فقیه در مورد مسائل دینی هم‌دلانه باشد
دهقان به رابطه روشنفکر و فقیه پرداخت و گفت: بايد روشنفكر و فقيه به صورت هم‌دلانه فكري براي اين اشكال بينديشند. وقتی فقيه صحبتي مي‌كند بايد برايش حجت باشد، اما این بدین معنا نيست كه عينيت اجتماعي براي فقيه مطرح نباشد. نگاه به اجتماع با احكام ثابت و دنياي متغير بايد براساس تمام ساز و كارهاي فقهي صورت بگيرد.

نقض مباحث فقهی در رویکرد ودود و فضل الرحمان دیده می‌شود
وی افزود: آنچه كه در رويكرد امينه ودود و فضل‌الرحمان ناديده گرفته شده است، مباحث فقهي است. امينه ودود مي‌گويد که قبول داريم كه در زمان پيامبر(ص) تعدد زوجات وجود داشته است و آيه مي‌گويد شما كه مي‌خواهيد به دختران يتيم رسيدگي كنيد آنها را به همسري بگيريد تا بهتر به آنان رسيدگي كنيد، اما تعدد زوجات با قرينه يتيمان مقيد بوده و مطلق نيست و مربوط به شرايط خاص است. پس خارج از بحث يتيمان هيچ مردي حق ازدواج مجدد ندارد، اما در علم فقه،‌ فقيه مي‌گويد ساز و كار تشريع به اين راحتي نيست.

دهقان تصریح کرد: به عنوان مثال در بعضي از ساعات روز رفت و آمد چهارراهي زياد است و مشرع آنجا چراغ قرمز مي‌گذارد. حال يك روز شما در ساعت اوج ترافيك از آنجا رد مي‌شويد و می‌بینید به دليل آتش‌سوزي در يك خيابان،‌ همه ماشين‌ها را نگه داشتند و چهارراه خلوت است و شما رد مي‌شويد و براي شما جريمه صادر مي‌شود. وقتي مي‌گوييد كه من در شرايط امن و خلوت از خيابان رد شدم، پاسخ مي‌شنويد كه علت در بحث فلسفه با علت در بحث حقوق فرق دارد. علت‌ها در حقوق نوعي هستند نه شخصي. شما حتي وقتي مطمئن شديد كه مناط چيست و آن را كشف كرديد نیز نمي‌توانيد بگوييد اگر مناط نبود، حكم نيست؛‌ چون مناط، مناط نوعي است.

وی تشریح کرد: در بحث "قواميت" ودود مي‌گويد در آيه قواميت دو شرط تفضيل و انفاق است. ما مي‌دانيم كه هر جا شرط نباشد، مشروط نيست. اگر گفتيم "به شما جايزه مي‌دهم اگر نمره‌ات 20 شد"؛ يعني اگر 20 نشدي به شما جايزه نمي‌دهم. ودود اينگونه نتيجه مي‌گيرد که اگر در جامعه‌اي درآمد خانواده به عهده مرد نباشد، قوام نيست. اشكال اول اين است كه حكمت و مناط در حقوق مطرح است نه علت؛ و در آيه "باء" به معني شروط نيست، "باء" به معني "به جهت" و "به دليل" است، نه به معناي به شرط.

عضو هیدت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده درخصوص شهادت زن در آرای ودود تشریح کرد: در شهادت زنان، ودود مي‌گويد شهادت زنان به اين دليل است که اگر زني به ضلالت افتاد ديگري را تذكر دهد؛ لذا اگر در جامعه‌اي حافظه زنان مانند مردان است، ديگر نمي‌توان گفت شهادت زنان، نيم شهادت مردان است. درحقیقت ودود "تضل" را به معناي نبود حافظه گرفته است؛ در حالی‌که "تضل" به معناي اشتباه كردن است و بيشتر توجيه روانشناسي دارد تا توجيه كمبود حافظه.

تفسیر زنانه ودود، زنانه نیست
وی توضیح داد: ودود در واقع به دنبال تفسير زنانه از قرآن است اما تفاسير او هيچ فرقي با تفاسير فضل‌الرحمان ندارد. پس اين چشم‌انداز زنانه ودود كجا ديده می‌شود؟؛ اين اشكال فقط به خانم ودود وارد نيست، به همه چشم‌اندازگراها وارد است كه در اين مورد، مبهم صحبت مي‌كنند. آنها از اين صحبت‌ نمي‌كنند كه عامليت عامل تفسير بر تفسير تأثيرگذار است يا پيش‌فرض‌ها است كه پيش‌فرض‌ها با عامليت ارتباط ندارد، بلكه در يك فرهنگ پيش‌فرض‌هايي موجود است كه موجب تفسير به نفع گروهي شود. اگر تحليل كنيم به زعم من، عامل مفسر مهم نيست، آنچه مؤثر است پيش‌فرض‌ها است.

حجت‌الاسلام دهقان در پایان نشست جمع بندی کرد: اگر امينه ودود دغدغه‌ مسائل زنان را دارد، اين نيست كه از تفسير زنان دفاع كند، بلكه بايد براي گسترش دغدغه زنانه در بين انديشمندان اسلامي تلاش كند. ودود نمي‌گويد من مي‌خواهم جاي مردان را در بين مفسران بگيرم، بلکه مي‌گويد به من احترام بگذاريد تا صداي من نيز شنيده شود.

انتهای پیام/ 930206

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Netherlands
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۸
2
1
چرا نظرات را برداشتید؟ البه که پشت تمام مکتب فمنیسم بویژه فمنیستهایی که خود را به مذاهب می چسبانند مثل فمنیستهای مسیحی یهودیان نشستند!!!!! تمام فمنیستهای معرف آمریکا یهودی هستند.
پاسخ ها
ناشناس
| United States |
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۰
واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۱
1
1
جمع کنه کاسه کوزشو بابا اینا دیگه قدیمی شده
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۲۱:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۶
دقیقا کی کاسه کوزشو جمع کنه؟ و چی قدیمی شده؟
و مگه ملاک حقیقت قدیم و جدید بودنه؟
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: