پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۳۵۹۳
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ - ۱۳:۵۴
بحث اشتغال زنان بحث جالب و جذابی است، اما واقعیت قضیه این است که مسئله اقتصاد زن خیلی کلی‌تر از اشتغال زن است. ما معمولاً آنقدر که راجع به فرصت شغلی صحبت می‌کنیم، راجع به عرصه‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و نقش‌های اقتصادی زنان در خانواده صحبت نمی‌کنیم. در کشورهای در حال توسعه؛ به‌خصوص خاورمیانه، معمولاً خانواده‌ها زنانی دارند که منابعی را احیاناً در دسترس دارند، ولی نمی‌دانند این منابع را کجا خرج و چگونه سرمایه‌گذاری کنند. معمولاً زنان ریسک‌گریز و دنبال سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه‌اند.
رهبر انقلاب در سال 1389 و در دیدار با دیدار کارآفرینان تولیدی و صنعتی و کشاورزی، ضمن اشاره به تحریم‌های اقتصادی صورت‌گرفته علیه ایران، از واژه‌ای با عنوان "اقتصاد مقاومتی" به عنوان راه‌حل مقابله با این تحریم‌ها استفاده کردندو بعدها در دیداری در تشریح این واژه تأکید کردند: اقتصاد مقاومتی فقط جنبه‌ نفی نیست؛ اینجور نیست که اقتصاد مقاومتی معنایش حصار کشیدن دور خود و فقط انجام یک کارهای تدافعی باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که به یک ملت امکان می‌دهد و اجازه می‌دهد که حتّی در شرائط فشار هم رشد و شکوفائی خودشان را داشته باشند. این یک فکر است، یک مطالبه‌ عمومی است.... با زبان دانشگاهی، همین ایده‌ اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید؛ حدودش را مشخص کنید؛ یعنی آن اقتصادی که در شرائط فشار، در شرائط تحریم، در شرائط دشمنی‌ها و خصومت‌های شدید، می‌تواند تضمین‌کننده‌ رشد و شکوفایی یک کشور باشد."

از سوی دیگر با توجه به سرعت رشد زنان در عرصه‌های اجتماعی پس از انقلاب اسلامی و حضور در محافل آکادمیک و به‌تبع آن در عرصه اشتغال و با در نظر گرفتن نگاه خانواده‌گرای دینی به اشتغال زنان، به نظر می‌رسد لازم است نقش زنان در عرصه اقتصاد مقاومتی؛ هم در عرصه مدیریت مصرف خانواده و هم در عرصه اشتغال و مدیریت‌های کلان اقتصادی تبیین و تشریح شود.

پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه نیز با همین رویکرد چندی پیش طی نشستی با دکتر لیلا فلاحتی؛ دکترای جنسیت و توسعه، استادیار دانشگاه و مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، دکتر لیلا سادات زعفرانچی؛ عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی و مهندس سهیلا جلودارزاده؛ نماینده سایق مجلس شورای اسلامی و مشاور امور بانوان وزارت صنعت، معدن و تجارت، به تبیین و تشریح این مهم پرداخت.

به گزارش مهرخانه، در ابتدای جلسه، لیلا فلاحتی درخصوص نقش زنان در اقتصاد اظهار داشت: ابتدا بایستی جایگاه زنان در اقتصاد را ریشه‌یابی کنیم؛ چراکه می‌خواهیم به صورت محدود و مشخص در مورد جایگاه زنان صحبت کنیم. ما در عرصه حضور زنان می‌توانیم صراحتاً دو مقطع را شناسایی کنیم. اول مقطع قبل از انقلاب صنعتی است و دوم مقطع پس از انقلاب صنعتی. برخلاف نتیجه‌گیری‌هایی که همیشه صورت می‌گیرد و زن به عنوان مصرف‌کننده صرف در اقتصاد معرفی می‌شود، قبل از انقلاب صنعتی زن یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان اقتصاد به‌شمار می‌رفت.

وی تشریح کرد: به این دلیل که در آن مواقع تفکیک کار جنسیتی کاملاً مشخص و وظایف بین زن و مرد تقسیم شده بود و مرد وظیفه صید و شکار و بخشی از کارهایی که مشخص بود را برعهده داشت و زن نیز در منزل علاوه بر فرزندپروری، معمولاً در کشاورزی و تولید موادغذایی نقش بسیار پررنگی ایفا می‌کرد.

چه اتفاقی افتاد که زنان مغلوب اقتصاد شدند؟
مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با بیان اینکه در واقع زن در آن زمان تولید اقتصادی داشت، ادامه داد: این تولید اقتصادی شاید قابل محاسبه‌تر بوده است؛ به این دلیل که زن بخشی از بنیان‌های خوراک خانواده را تأمین می‌کرد. حتی آن زمان زن‌ها در سبدبافی، بافت و دوخت لباس، نقش بسیار مهمی ‌داشتند و بنابراین وجه اقتصادی زن مشخص بود.

این استاد دانشگاه با طرح این پرسش که چه اتفاقی افتاد که زنان مغلوب اقتصاد شدند و به نقطه‌ای رسیدند که طبق گزارش مجمع اقتصادی جهان اقتصاد در سال 2013 هنوز به رشد اقتصادی دلخواه دست نیافته‌اند؟، گفت: با وقوع تحولات صنعتی، ماشین‌ها جای زنان را گرفتند؛ یعنی حجم تولید بالا رفت، همه چیز صنعتی شد و تولید خانگی از بین رفت و تولید صنعتی جایگزین آن شد. جایگزین‌شدن تولید صنعتی سبب حضور مردان به عنوان اپراتورهای کارخانه‌ها و صنایع شد و همین امر باعث گردید که زنان نتوانند در عرصه اقتصاد خودشان را به آن معنا نشان دهند و این روند ادامه پیدا کرد تا به آنچه که امروز می‌بینیم، رسیدیم.

جهان با کمبود منابع مواجه است
وی افزود: در خصوص مشکلات اقتصادی یک ویژگی که در حال حاضر اتفاق افتاده است و خیلی جدی در مورد آن بحث می‌شود، این است که جهان با کمبود منابع مواجه است و این کمبود منابع به تدریج پیامد‌هایش را به ما نشان می‌دهد. اثرات زیست محیطی که اتفاق افتاده، خود کم‌کم محدودیت منابع را به دنبال خواهد آورد. مشکلات اقتصادی که در کشور آمریکا اتفاق افتاد، نشان داد که چگونه اقتصاد می‌تواند دچار مشکل شود. مشکلات اقتصادی آن، به صورت شبکه‌ای در دنیا اثر گذاشت و این سؤال بزرگ را برای همه دولت‌ها در جهان مطرح کرد که باید به فکر استقلال در اقتصاد خودمان باشیم.

ما کجا اجازه داریم به موضوعات، پیوست جنسیت را ملحق کنیم؟
در ادامه لیلا سادات زعفرانچی درخصوص مقوله اقتصاد مقاومتی خاطرنشان کرد: در مقدمه بحث نسبتاً مهمی ‌را باید مورد توجه قرار داد و آن این است که ما کجا اجازه داریم که پیوست جنسیت را به موضوعات متصل کنیم؟ این مؤلفه بحث عملیاتی علمی ‌را می‌طلبد؛ چراکه به نظرم در حال حاضر سیستم به سمتی می‌رود که در همه حوزه‌ها به نوعی بحث جنسیت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرد و تجزیه و تحلیل می‌شود.

عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی ادامه داد: در برخی موارد ممکن است نگاه خاص به زنان ضررش بیش از منفعت‌اش باشد؛ لذا این خود یک بحث آکادمیک و علمی ‌را می‌طلبد که در چه زمینه‌هایی اجازه داریم پیوست بحث زنان را به موضوعات متصل کنیم؟؛ این مقدمه را به این دلیل عنوان کردم که ابتدا لزوم بحث اقتصاد مقاومتی و ارتباط خاص آن با زنان را تعریف کنیم و تبیین سازیم که چرا لازم است در این زمینه جنسیت مورد توجه قرار گیرد.

وی درخصوص ابعاد اقتصاد مقاومتی بیان داشت: بحث اقتصاد مقاومتی در کشور ما به فرمایش رهبر انقلاب در دیدار با کارآفرینان در سال 1389 برمی‌گردد که ایشان به بحث اقتصاد مقاومتی اشاره‌ای کردند و سپس سیاست‌های این بحث، در اواخر سال 92 توسط ایشان ابلاغ شد.

اقتصاد مقاومتی مفهومی ‌است در اقتصاد سیاسی
زعفرانچی در پاسخ به این پرسش که مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی چیست؟، اظهار داشت: معمولاً گفته می‌شود که اقتصاد مقاومتی یک رویکرد کوتاه‌مدت نیست، یک استراتژی بلندمدت است. فقط هم در حوزه پدافندی نیست، فقط حوزه دفاع را شامل نمی‌شود و همچنین اقتصاد مقاومتی خیلی متفاوت از اقتصاد ریاضتی تعریف شده است. این صحبت‌های کلی است که در تفاوت حوزه اقتصاد مقاومتی با سایر حوزه‌های اقتصادی تعریف شده است، ولی به نظر من اقتصاد مقاومتی مفهومی در اقتصاد سیاسی و در سال 2005 تجربه نوار غزه در حوزه کشاورزی به همین مسئله برمی‌گردد؛ یعنی آنجا هم به خاطر حمله‌هایی که می‌شد، این بحث را در حوزه کشاورزی عنوان کردند و یک مقاله علمی ‌هم در سال 2011 دیدم که در همین بحث کشاورزی در حوزه نوار غزه نوشته شده بود. خود مفهوم اقتصاد مقاومتی ترکیبی از دو واژه اقتصاد و مقاومت است؛ اینکه این اقتصاد چه اقتصادی است، قطعاً در فضای ارزشی کشور ما اقتصادی متناقض با بحث اقتصاد اسلامی ‌نیست، بلکه به نوعی مکمل اقتضایی آن به حساب می‌آید و اینکه مفهوم مقاومت چه واژه‌ای است، خود قابل بحث است. این قضیه نسبتاً حساسی در جامعه بین‌المللی است. تجربه جهانی در حوزه اقتصادی نشان می‌دهد که کشورها خودشان را تجهیز می‌کنند که براساس منابع درون‌زا بتوانند هر شوک بیرونی یا عامل تهدیدآمیز درونی را به راحتی هضم و جذب کنند و اقتصاد را به حالت اولیه‌اش برگردانند. بنابراین آن مقاومت هم از این حیث مطرح می‌شود که به نظر می‌رسد کشورها یک نوع پیش‌بینی از مخاطرات جهانی دارند. مثال بارز آن وضعیت اقتصاد ما و مواجهه با بحث تحریم است. این مختصری از آن بحثی که به نظرم می‌آید در حوزه اقتصاد مقاومتی به عنوان مقدمه می‌توان عنوان کرد.

وی اضافه کرد: در اقتصاد کشورمان این مسئله فراتر از جنسیت است و درصدی از بودجه‌ کشور ما که رقم نسبتاً بالایی است از درآمدهای نفتی تشکیل شده است. این در حالی است که درآمدهای نفتی هم بودجه دولت را تأمین می‌کند و هم بخش اعظمی ‌از درآمدهای ارزی واردات‌مان را.

این پژوهشگر اقتصاد درخصوص حوزه تجارت خارجی نیز اظهار داشت: ما در حوزه تجارت خارجی فراتر از بحث‌های جنسیتی ریسک‌های بالایی داریم. تنوع و تکثر تعداد اقلام واردات و صادرات ما به شدت محدود است. هم اقلام وارداتی محدودند و هم با کشورهای خاصی مراوده تجاری داریم. در بحث صادرات نیز منطقی است که مثلاً اگر بخش اعظمی‌ از صادرات ما را مواد سوختی تشکیل داده باشد و در سایه تحریم‌ها هم امکان فروش آن به هر کشوری مجاز نباشد، مشخصاً با هند و چین و یک‌سری از کشورهای مشخص که آمارش هم قابل توجه است رابطه داشته باشیم. حدود 40.85 درصد از واردات ما ازسایرکشورها است و مابقی مربوط به 5 کشور خاص است و در حوزه صادرات هم به همین شکل.

صادرات ایران به چه کشورهایی و با چه درصدهایی
وی تشریح کرد: سایر کشورها در حوزه صادرات 33.92٪ صادرات کشور را تشکیل می‌دهد، ولی بخش اعظم صادرات ما منحصر به چند کشور است: از جمله 19.26٪ عراق، 16.59٪ چین، 12.98٪ امارات، 8.86٪ افغانستان و 8.03٪ هند. این امر نشان می‌دهدکه اینها حوزه‌های نگران‌کننده خارج از بحث جنسیت هستند که در حوزه رکود تورمی‌ نیز دامنه‌های خاص خود را دارند. ما در داخل هم مشکلات بالا بردن ریسک فضای اقتصادی و عدم تخصیص درست منابع را تجربه کردیم که می‌توانیم بگوییم شرایط نسبتاً سختی را برای برطرف کردن این قضایا پیش‌رو داریم. شاید به همین دلیل است که دولت با دستورکار قرار دادن رفع تورم، به دنبال حل این معضل بوده و بسته پیشنهادی خروج از رکود را هم ناظر به همین قضیه در اولویت قرار داده است.

امام (ره) فرمودند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند
در ادامه سهیلا جلودارزاده اظهار داشت: ما در دنیای اندیشه‌های امام (ره) به دنیا آمده بودیم. دنیای اندیشه‌های امام (ره) با دنیای قبل از ایشان متفاوت بود. امام خمینی (ره) فرمودند زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند. با توجه به فرمایش ایشان، برای ما، هم حق ایجاد شد هم تکلیف. وقتی در طول 40- 35 سال پس از حاکمیت اسلام نگاه می‌کنیم می‌بینیم هرجا از این تفکر تخطی شده، مشکل ایجاد شده است؛ حالا چه در اندیشه‌های سیاسی، چه در اندیشه‌های فرهنگی یا اجتماعی و چه در حوزه اقتصادی.

مشاور امور بانوان وزارت صنعت، معدن و تجارت با بیان اینکه امروز شاهد مشکلات بسیاری در حوزه فرهنگ، اقتصاد، سیاست و اندیشه مذهبی هستیم، تأکید کرد: گره‌ای که ایجاد شده، به این دلیل است که ما از اندیشه امام (ره) پایمان را کج گذاشته‌ایم. به عنوان مثال امام خمینی (ره) زمانی گفتند استقلال اقتصادی و خودکفایی؛ که این مسئله در وصیت‌نامه ایشان هم تأکید شده است و ما باید از آن زمان، فرمایش ایشان را که تعیین زیرساخت‌ها و زیربناها برای رسیدن به استقلال بود، طی می‌کردیم. در واقع از روزهای اول انقلاب قرار بود که اقتصادمان مقاومتی شود و شکل هم گرفته بود.

وی تشریح کرد: ما بعد از جنگ که همه زیرساخت‌های اقتصادی‌مان یا عقب مانده یا تخریب شده بود، توانستیم اقتصادی را تدارک ببینیم که هم تا مجلس پنجم بدهی‌ها را صاف کرده باشیم و هم توانسته باشیم یک سرمایه ذخیره ارزی تشکیل بدهیم. زیربناها در بسیاری از صنایع‌ ما بی‌نیاز از واردات شدند. در موادغذایی مثلاً گندم در پایان مجلس ششم به خودکفایی رسیدیم و این حرکتی بود که ما داشتیم انجام می‌دادیم. فکر کنم بعضی از دوستان وقتی سونامی ‌اقیانوس‌ها را دیدند، تصمیم گرفتند سونامی‌ به اقتصاد کشور ما تحمیل کنند. این هجوم از بیرون وارد شد و در درون هم زمینه‌هایش بود.

اقتصاد مقاومتی جریانی است که از روز اول انقلاب شروع شد
جلودارزاده در ادامه گفت: اقتصاد مقاومتی جریانی است که از روز اول انقلاب شروع شد؛ قبل از 17 شهریور، وقتی کارخانجات اعتصاب کردند و تعطیل شدند. البته در یک دوره با کنار گذاشتن اصولش دچار فترت شد؛ چراکه اقتصاد مقاومتی با مصرف بی‌رویه ناسازگار است. اقتصاد ما اقتصاد مقاومتی بود، ولی مصرف بی‌رویه به آن وارد شد، تشویق شد و بعد شکست خورد. حالا درصددیم دوباره اقتصاد را بازسازی کنیم. پس ما در حال حاضر در دوره بازسازی اقتصاد مقاومتی هستیم.

زمانی یک اقتصاد شکوفا و موفق است که از تمام منابع‌اش استفاده کنیم
سپس فلاحتی درخصوص نقش زنان در اقتصاد مقاومتی توضیح داد: اگر بخواهیم نقش زنان را در اقتصاد مقاومتی ببینیم، بهتر است که نقش زنان را در یک اقتصاد شکوفا ببینیم؛ اقتصادی که در خیلی از موارد حرف اول را می‌زند. آن وقت متوجه خواهیم شد که قطعاً یک اقتصاد وقتی شکوفا و موفق است که از همه منابعش استفاده کند. استفاده از همه منابع شامل منابع زیرزمینی و انسانی می‌شود و یکی از مهم‌ترین بخش‌هایی که الان در مدیریت منابع داریم، استفاده از منابع انسانی است.



در حال حاضر ترکیب جنسیتی دانشگاه‌ها 49 به 51 است
وی افزود: اتفاقی که در حال حاضر در کشور ما رخ داده است، این است که به حجم زیادی از زنان، فرصت تحصیلی داده‌ایم و این فرصت‌های تحصیلی در یک دهه، خودش را کاملاً در پیک تعداد دختران ترکیب دانشگاه‌ها نشان داده است. در حال حاضر ما با سیستم سهمیه‌بندی مواجه‌ایم که از پایان دهه 80 اتفاق افتاد و ترکیب 65 درصدی زنان را کنترل کردیم و الان ترکیب دانشگاه‌ها 49 به 51 است؛ یعنی باز هم وزارت علوم یک وزرات کاملاً زنانه است و در بدنه دولتی هم می‌دانیم که دولت برای تحصیل دختران دانشجو هزینه می‌کند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه این پول در تحصیل سرمایه‌گذاری می‌شود، به امید آنکه متخصصان وارد بازار کار شده و بی‌نیاز از استفاده از تخصص خارج شویم و این سرمایه‌ها اقتصاد پویایی را برای کشور ایجاد کنند، گفت: اما در عمل وقتی نرخ مشارکت زنان را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در کنار همین چند کشور همسایه‌ هم قرار نداریم؛ نرخ مشارکت اقتصادی زنان ما 12 درصد است.

61 درصد از زنان جویای کار تحصیلات دانشگاهی دارند
فلاحتی ادامه داد: گزارش مجمع جهانی اقتصاد سال 2013 نشان می‌دهد که ما از بین 136 کشور در حوزه اشتغال زنان در رتبه 130 ایستاده‌ایم و این بدان معناست که ما اصلاً در استفاده از منابع داخلی موفق عمل نکرده‌ایم. وقتی نرخ اشتغال و بیکاری را مطالعه کنیم می‌بینیم که 61 درصد از زنان جویای کار دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و این بدین معناست که دولتمان در طی سال‌ها یعنی ورای نام دولت‌ها، یک‌سری سیاست‌های اجتماعی در کشور اجرا کرده است که این سیاست‌ها ظرف این سال‌ها متمرکز بر توسعه تحصیلات تکمیلی بوده است.

مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم گفت: در بخشی از این توسعه تحصیلات تکمیلی زنان مد نظر قرار گرفت؛ اما علاوه بر اینکه از آنها هیچ استفاده اقتصادی نبردیم، محدودیت‌ها و تعارضاتی را هم ایجاد کردیم. در صحنه جامعه ارزش تحصیلات را شدیداً بالا بردیم و همه را مجبور کردیم بروند به امیدی یک مدرک تحصیلی بگیرند، اما این مدرک هیچ استفاده‌ای ندارد.

نباید با نگاه جنسیتی با منابع موجود برخورد شود
وی با تأکید بر اینکه در اقتصاد مقاومتی استفاده از همه منابع موجود مهم است، گفت: نباید با نگاه جنسیتی با منابع موجود برخورد شود.

فلاحتی در پاسخ به نقش زنان در خصوص سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی بیان داشت: ما در حوزه اشتغال زنان به صورت کلی به دنبال فعال‌سازی و به حداکثر رساندن مشارکت آحاد جامعه بوده و با یک بحث واقع‌بینانه روبه‌رو هستیم. بخش اعظمی ‌از اشتغال زنان در فضای دولتی معنا شده است، آن هم در بخشی از فضاهای منحصر به فرد مثل خدمات بهداشتی و دولت‌ها تا یک حدی می‌توانند شغل ایجاد کنند.

ظرفیت دولت برای ایجاد اشتغال زنان پاسخ‌گو نیست؛ بخش خصوصی هم مجهز نشده است
سپس زعفرانچی درخصوص نقش زنان در اقتصاد مقاومتی اظهار داشت: به نظرم معقول‌ترین پیش‌بینی این است که ببینیم ظرفیت دولت برای چنین فضایی چقدر است. با توجه به اصول اقتصادی مثل اصل 44 قانون اساسی که به سمت کوچک‌سازی ‌و خصوصی‌سازی دولت پیش می‌رود، به نظر می‌آید که اگر به دنبال بهبود وضعیت اشتغال زنان هستیم، حداقل باید نسبت به بخش دولتی و نسبت به فضایی که ممکن است در حوزه اشتغال دولتی برای زنان تهیه و تدارک دیده شود، پیش‌بینی نسبتاً معقولی داشته باشیم و خیلی دور از منطق هم نیست که فرض کنیم این ظرفیت محدود است. بنابراین باید بحث اشتغال زنان را صرف‌نظر از ظرفیت‌های دولتی و اشتغال دولتی در زمینه‌سازی مناسب برای بخش خصوصی دنبال کنیم که یکی از اصلی‌ترین ابزارهای آن نه تنها در کشور ما؛ بلکه در تمام کشورها، بهبود فضای کسب و کار برای زنان است؛ یعنی به عنوان دولت به جای اینکه ایجاد شغل کنید، باید فضای کسب و کار را مدیریت کنید.

وی معتقد است: در فضای اقتصادی مقاومتی ما دو رویکرد داریم؛ یکی اینکه نقاط آسیب را شناسایی کنیم و دیگر اینکه مزیت‌ها را طرح کنیم؛ یعنی بر این دو نکته باید اهتمام داشته باشیم.

باید بدانیم اولویت‌هایمان در فضای اقتصادی چیست
عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی با بیان اینکه در حوزه اقتصاد مقاومتی وابستگی به درآمد نقت و... از نقاط آسیب‌پذیر ماست، گفت: باید بدانیم اولویت‌هایمان در فضای اقتصادی چیست. در فضای نظریات اقتصاد توسعه، تولید خوب است، اما در فضای اقتصاد مقاومتی موضوع این است که چه تولیدی در اولویت قرار دارد؟ استراتژی تولید صنعتی چیست؟

وی تشریح کرد: کشور کره برای خود استراتژی تولید صنعتی (مثلاً ماشین) ‌دارد، لذا منابع انسانی، سرمایه‌ای، فیزیکی، مقررات، تنش‌زدایی و بروکراسی اداری را در این حوزه کم می‌کند؛ چراکه قرار است 10 سال آینده حرف اول را در برندهایی که صادر می‌کند، داشته باشد. به نظرم در اقتصاد مقاومتی شناسایی اولویت در فعالیت‌ها مهم است و الان به عنوان راهکار عملیاتی باید سیستم دولتی آن را مدیریت کند.

این پژوهشگر افزود: در فضای اشتغال زنان هم باید به دنبال آن باشیم که یک دید بلندمدت استراتژیک داشته باشیم و پتانسیل و ظرفیت در اقتصاد کشور شناخته شود و زنان و اشتغال آنها در حوزه‌های خاص در اولویت قرار گیرد. من فکر می‌کنم هیچ کار دقیقی روی این قضیه انجام نشده است که ما براساس ظرفیت‌های درونی بتوانیم این حوزه ثمربخش را اول تشخیص بدهیم و بعد هم تجهیز کنیم؛ اشتغال زنان در اقتصاد مقاومتی در همان حوزه معنا پیدا می‌کند.

مشکلات جهانی کارآفرینی زنان بیشتر در حوزه کسب منابع سرمایه و مسائل مادی است/ کارآفرینی در کانادا
زعفرانچی درخصوص کارآفرینی زنان اظهار داشت: بسیاری از این کشورها بحث‌های خوداشتغالی و کارآفرینی را به خاطر انعطاف‌پذیری ساعات کار و زمینه متناسب رضایت شغلی زنان در این پست‌ها تجربه کرده‌اند. من مطالعه‌ای درباره کشور کانادا به عنوان یکی از کشورهای پیشتاز در حوزه کار‌آفرینی داشته‌ام. 35 درصد از کارهای کوچک در کشور کانادا که 33 میلیون نفر جمعیت دارد، در دست زنان است. زنان در مجموع 18 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور در حوزه کارآفرینی سود می‌رسانند. از همه مهم‌تر اینکه متوسط سن زنان کارآفرین در این کشور 41 سال به بالاست؛ یعنی این‌طور هم نیست که فضایی که در کار‌آفرینی تصور می‌کنیم، منحصر به زنان جوان باشد.



تجربه کارآفرینی زنان‌ ما هنوز بالغ نشده است
وی افزود: مشکلات جهانی کارآفرینی زنان بیشتر در حوزه کسب منابع سرمایه و جذب منابع مادی است، اما ما تجربه کارآفرینی زنان‌مان هنوز بالغ نشده است و کمتر از 10 درصد کارآفرینان ما زن هستند. این نشان می‌دهد که زنان هنوز نه شروع به کارشان را می‌توانند استارت بزنند و نه تداوم کارشان را؛ یعنی حمایت مالی از آنان اگرچه به‌جای خود قابل تأمل است، ولی مشکل این است که انگیزه آنان بالغ نشده است و فرد اصلاً نمی‌داند می‌خواهد چه‌کار کند و هنوز مقررات حقوقی اولیه اشتغال و کارآفرینی؛ مثل دست چک و... را نمی‌شناسد.

تشکیل صندوق حمایت از زنان کارآفرین
زعفرانچی با بیان اینکه اینها نشان می‌دهد که آگاهی زنان ما همچنان نیاز به تکمیل شدن دارد، گفت: من بحثی را از وزارت صنعت و معدن خواندم که پیشنهاد خوبی است؛ تشکیل صندوق حمایت از زنان کارآفرین، که فکر می‌کنم اگر تمرکز آن فقط به حوزه مالی نباشد، تجربه بی‌نظیری خواهد بود. علاوه بر آنکه بخش مهمی ‌از گزارش سال 2012 GEM (سازمان دیده‌بان کارآفرینی جهانی) به بهبود نسبی کارآفرینی زنان در ایران اشاره دارد؛ لذا چه بهتر که دولت یا مدیران اقتصادی نظام بتوانند حوزه‌های کارآفرینی که بالاخص زنان می‌توانند در آنها بهتر نقش‌آفرینی کنند را معرفی و مدیریت کنند.

زن و مرد بعد از ازدواج به کمال می‌رسند و توانایی‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند
در ادامه جلودارزاده گفت: در تمام طول تاریخ زن و مرد با هم خلق شده‌اند، با هم کار کرده‌اند، و با هم مسیر رشد را طی کرده‌اند. زن و مرد بعد از ازدواج به کمال می‌رسند و توانایی‌هایشان را با هم به اشتراک می‌گذارند. قوت زن در احساسش است و قوت مرد در عمل‌گرایی. قدرت فکر کردن و تعقل، با احساس به کمال می‌رسد. در بحث اقتصاد نیز از صدر اسلام ما همه جا زن و مرد را با هم داشتیم. حضرت خدیجه تاجر بود و تجارت خود را با پیامبر به اشتراک گذاشت و این تجارت، تجارت خوبی شد که مسیر کمال را هم طی کرد؛ یعنی تجارت در راه خدا؛ یعنی همه سود برای آن مسیر اصلی به مصرف رسید و این، کمال تجارت است.

وی تشریح کرد: اما در کشور ما یک تفکری است که این دو را از هم جدا می‌کند؛ در صورتی‌که اینها از هم جداشدنی نیستند. زن وقتی از خانه‌اش بیرون می‌آید و کار اقتصادی می‌کند، هم به کشور کمک می‌کند و هم به خانواده‌اش. زمانی‌که نماینده مجلس بودیم به دیدار مقام معظم رهبری رفتیم و ایشان فرمودند که آنقدر که به زن در خانه ظلم می‌شود، در هیچ جای دنیا نمی‌شود.

نماینده سایق مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در حال حاضر اقتصاد ما به سمتی رفته است که زن و مرد نمی‌توانند کارآفرینی سودمند داشته باشند، گفت: این هم به جهت آن جهت‌دهی بود که به اصطلاح خدمات در مقابل توسعه و تولید داده شده بود.

هیچ اقتصاد مقاومتی بدون اینکه مولد باشد، نمی‌تواند شکل بگیرد
جلودارزاده با تأکید بر اینکه هیچ اقتصاد مقاومتی بدون اینکه مولد باشد، نمی‌تواند شکل بگیرد، تشریح کرد: اقتصاد مبتنی بر خدماتی است که باید ملزومات آن از بیرون مرزها تأمین شود، با هر تحریمی ‌دچار لرزش می‌شود و سقوط می‌کند. به همین جهت در درجه اول به عنوان راهکار عملی بها دادن و احیای بخش‌هایی است که در صنعت و تولید در حال از بین رفتن هستند. الان زنانی هستند که با تدبیر و درایت در این دوره، درحال فعالیت‌اند. 6 کارخانه اجاره کرده‌اند؛ کارخانه‌های سنگین با حدود 35 هزار نفر کارگر. در همین نمایشگاه کتاب امسال حدود 500 خانم کارآفرین در بخش خصوصی؛ از خوداشتغال گرفته تا خانم‌های کارخانه‌دار حضور داشتند.

هر زنی بلد است ذائقه جامعه‌ را تشخیص دهد
وی با بیان اینکه زن‌ها یکی از ارکان مهم و تأمین‌کننده بازار هستند و سلیقه‌شان، گرایشات بازار را تأمین می‌کند، درخصوص حضور زنان در بخش نساجی گفت: هر زنی بلد است ذائقه جامعه‌ را تشخیص دهد. در جهاد کشاورزی هنوز زنان بیشترین سهم را دارند؛ به‌ویژه موارد صادراتی که دارای ارزش افزوده هم هستند، در دست زنان است. بخش دیگری که زنان فعال هستند، زیورآلات و تراش سنگ‌های قیمتی است که الان یکی از مشکلات بخش معدن ما این است که وقتی مواد خام به فروش می‌رسد ارزش افزوده آن چند برابرش به دست خارجی می‌رسد و دوباره برمی‌گردد و مصرف می‌کنیم.

مشاور امور بانوان وزارت صنعت، معدن و تجارت ادامه داد: بخش دیگر لوازم بهداشتی و آرایشی که زنان مصرف‌کننده‌ اصلی آن هستند. آفریقای جنوبی برای صابون‌های آرایشی بهداشتی که در خانه‌ها تولید می‌شود، ارزش افزوده خیلی عالی در نظر می‌گیرد.

درخصوص بازرگانی زنان، پیشینه مذهبی و مکتبی داریم
وی با بیان اینکه ما درخصوص بازرگانی زنان، پیشینه مذهبی و مکتبی داریم، تشریح کرد: حضرت زهرا (س) در برهه‌ای فدک را مدیریت می‌کردند و مسئله بازرگانی حضرت خدیجه هم که بسیار گفته شده است. وقتی دنیای کفر لوازم بهداشتی آرایشی را برای ما تدارک می‌بیند، ما حتی فکر نمی‌کنیم که این مواد از مواد اولیه غیرحلال تهیه شده است یا خیر.

جلودازاده ادامه داد: بخش دیگر صنایع الکترونیک ICT و IT است که زنان هم در کاربری‌ و هم در نگهداری‌ آن فعالیت دارند. غیر از لوازم الکترونیکی مواردی را ما در چهار بخش پیش‌بینی کردیم و کار می‌کنیم تا توانمندسازی انجام شود؛ حتی کارآفرینان آن توانمند شوند؛ یکی تجمیع منابع مالی است که می‌تواند برای زنان مصرف شود. امروز دنیا تا حد 30 درصد در منابع، سهمی ‌را برای زنان به رسمیت شناخته است و زنان تحصیل‌کرده‌ ما هم می‌توانند در این حد وارد شوند. البته در کشور ما بیش از 30 درصد است؛ چراکه الان در خود وزارت صنعت که بخش دولتی است، 47 درصد کارشناس‌های این وزارتخانه زنان هستند و این نشان می‌دهد اگر وزراتخانه‌های دیگر نیز رصد شوند، در بخش دولتی جا پیدا می‌شود؛ چراکه مردان ترجیح می‌دهند به بخش غیردولتی بروند. بخش دولتی اشباع شده است و تقریباً الان استخدام جدید نداریم و بیش از حد هم استخدام کرده‌ایم که اینها باید جایگزین شوند؛ لذا باید یک فیلد مشخص برای زنان در اقتصاد در نظر گرفته شود و کارگروه کارآفرینی نیز فعالیت‌ها را به این چند رشته دسته‌بندی می‌کند و فرصت‌های را برای اشتغال خانگی تا اشتغال صنعتی فراهم می‌آورد.

توانمند شدن فرد کارآفرین بنیان موفقیت در کارآفرینی است
در ادامه لیلا فلاحتی با بیان اینکه در دنیا کارآفرینی یکی از کوتاه‌ترین و سریع‌ترین روش‌های خروج از بحران‌های اقتصادی است، گفت: کارآفرینی از آن فرمول‌هایی است که اگر به درستی اجرا شود، سریع جواب می‌دهد و پایداری دارد؛ چراکه مبتنی بر فرد است. توانمندشدن فرد کارآفرین، بنیان موفقیت در کارآفرینی است که متأسفانه در کشور ما خیلی محدود است.

وی افزود: یکی از مواردی که رد آن را می‌توانیم در تمام سیاست‌های ابلاغ‌شده ببینیم، دانش‌بنیان بودن اقتصاد است. این دانش‌بنیان بودن به این معنی نیست که در دانشگاه‌ها به دنبالش باشیم. اقتصاد در سطح کلان تا سطح خرد که همین فرد کارآفرین در انتهای این بخش ایستاده، مبتنی بر دانش است و ما متأسفانه در کشورمان بسیار از بحث دانش اقتصاد به دور هستیم؛ به‌ویژه در بخش‌های فردی آن.

این استاد دانشگاه با اشاره به کشور آمریکا گفت: کشور آمریکا که بزرگ‌ترین چالش اقتصادی را پشت سر گذاشته است، ابتدا به این نتیجه رسید که بخش مهمی ‌از این چالش نتیجه اشتباهات دولتی- سیستمی ‌بوده است، ولی وقتی آمایش کردند متوجه شدند که بخش مهمی ‌تقصیر مردم بوده است که سواد مالی و اطلاعات نداشتند و درصد بالایی سرمایه‌گذاری‌های مبتنی بر ریسک انجام دادند و همین باعث شد که در آن شرایط اقتصادی تصمیم‌گیری درستی انجام ندهند.



وقتی می‌گوییم اقتصاد مقاومتی، دانش‌بنیان است، یعنی یک دانش‌آموز تفاوت خواسته و نیاز را تشخیص ‌دهد
فلاحتی ادامه داد: من خودم مباحث اقتصادی در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را آنالیز ‌کردم، اما شما نمی‌توانید آموزش پرورش را راضی کنید که حداقل در مباحث اقتصادی از بنیان شروع کند. وقتی می‌گوییم اقتصاد مقاومتی، دانش‌بنیان است، یعنی یک دانش‌آموز تفاوت بین خواسته و نیاز را تشخیص ‌دهد. دانش‌آموز باید بداند که مثلاً داشتن تبلت خواسته اوست، اما دندانپزشکی رفتن نیاز او و بین این دو باید تفاوت قائل شود و به نیازش بپردازد. وقتی به نیاز بپردازد، یاد می‌گیرد چگونه صرفه‌جویی کند.

وضعیت سلامت در کشورمان بسیار بحرانی است
مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با تأکید بر اینکه ما تبدیل به یک جامعه مصرف‌گرا شده‌ایم، گفت: کافی است نمودارهای سلامت را با نمودارهای خریدمان مقایسه کنیم. وضعیت سلامت در کشورمان بسیار بحرانی است. مردم واقعاً به سلامت توجه ندارند، اما شما در همین خانه‌ها جدیدترین تکنولوژی‌ها را مبتنی بر خواسته‌ مردم می‌بینید.

خانواده بنیان اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش‌بنیان است
فلاحتی با بیان اینکه ما در مرحله اول باید بر آموزش‌های شهروندی در حوزه اقتصاد متمرکز شویم، گفت: در متن پیشنهادی آموزش و پرورش برای آموزش مبانی اقتصادی نوشته شده بود: "علی یک سال است که از یک مسواک استفاده می‌کند." این جمله خطر بهداشتی دارد؛ این چه طرز آموزش است؟ پایه اساسی یک اقتصاد مقاومتی به عقیده من که چندین مقاله در حوزه جامعه‌پذیری اقتصاد دارم، این است که ما باید از خانواده شروع کنیم. خانواده بنیان اقتصاد مقاومتی و اقتصاد دانش‌بنیان است؛ نه به آن معنا که خانواده را متهم کنیم و بگوییم مصرف نکن؛ بلکه بدین معنا که درست مصرف‌کردن را به خانواده‌ها آموزش بدهیم.

در خانواده دخترها از همه مباحث اقتصادی کنار گذاشته می‌شوند
وی با تأکید بر اینکه ما اقتصاد را به عنوان یک حوزه مردانه شناخته‌ایم، گفت: در خانواده دخترها از همه مباحث اقتصادی خارج هستند. مثلاً وقتی می‌خواهند ماشین بخرند، پسرها وسط‌اند. ازطرفی به دختران می‌گوییم که تو نگران نباش جهیزیه‌ات آماده است؛ در حالی‌که اتفاقاً باید نگران باشد. یعنی ما داریم به او می‌گوییم شما را با یک ضمانت اقتصادی از خانواده خارج می‌کنیم؛ اما ما باید دختران را وارد مباحث اقتصادی کنیم و آنها را مدیر پرورش دهیم. وقتی می‌گوییم دانش‌بنیان؛ یعنی به این معنا دانش اقتصادی سیال شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: در کشور مالزی امتحان جالبی را انجام دادیم و طی آن دیدیم که اصلاً زنان دست چک که می‌بینند دست و پایشان می‌لرزد. کار بانکی نمی‌توانند انجام دهند و کاملاً خودشان را بدون توانمندی می‌دانند. جالب است در کارآفرین‌ها این مسئله چقدر شدید بود. در کشور مالزی سراغ کارآفرینی رفتیم که بسیار ذهن خلاقی داشت، ولی به این دلیل که از مباحث اقتصادی می‌ترسید، تمام کارهایش را به شوهرش سپرده بود و این خانم تبدیل شده بود به یک سرویس‌دهنده؛ چراکه سواد اقتصاد و مهارت‌های مالی نداشت.

زن نباید مدیر اقتصادی به معنای مدیر جیب همسر باشد
وی خاطرنشان کرد: وقتی مقام معظم رهبری می‌گویند بحث خانواده؛ بروید سراغ بحث زنان در خانواده، یعنی به زنان باید نقش فعال بدهیم. اگر ما می‌گوییم زن‌ها در خانه مدیر اقتصادی هستند، نباید فقط مدیر اقتصادی به معنای مدیر جیب همسر باشد. به عنوان مثال می‌گویم یک زن 30 ساله، 10 سال در اقتصاد خانواده‌اش صرفه‌جویی می‌کند و پول بزرگی را برای خانواده‌ خود پس‌انداز می‌کند. سرمایه‌گذاری که با این پول پس‌انداز می‌شود، به‌نام کیست؟ ایراد اینجاست که با این سرمایه‌گذاری، یک خانه به اسم مرد خانواده خریداری می‌شود، ماشین به اسم مرد خانواده می‌شود و...؛ ما باید برای زن سهم قائل شویم. وقتی زن احساس کند اثربخش است و این اثربخشی به خود او برمی‌گردد و حقوق‌اش محفوظ می‌ماند، در نتیجه فعال عمل می‌کند، ولی وقتی احساس کند حقوق‌اش در این پس‌انداز محفوظ نیست، این پول را برمی‌دارد می‌رود تلویزیون 10 میلیون تومانی می‌خرد؛ یعنی مقطعی و کوتاه‌مدت فکر می‌کند.

فلاحتی معتقد است که بایستی آموزش‌های حقوقی، اقتصادی مالی در فضای خانواده صورت گیرد و سهم برابر برای دانش و Practice اقتصادی را آموزش داد و در آن زمان می‌توان در یک بازه ده ساله به نتیجه رسید.

در حال حاضر رقابتی که با بعضی از صنایع داریم، بسیار هزینه‌بر است
در ادامه جلودارزاده در پاسخ به این سؤال که آیا زنان با وضعیت فعلی دنیا امکان رقابت در حوزه صادرات را دارند؟، گفت: من فکر می‌کنم باید به حوزه‌های جدیدی که ممکن است ابداع و نوآوری باشد، بپردازیم. در حال حاضر رقابتی که با برخی از صنایع‌جات داریم، بسیار هزینه‌بر است. مثلاً فرض کنید هزینه‌ ایجاد یک نوآوری و یک بدعت جدید در حوزه صنعت ممکن است از آن کمتر باشد. ما چند عامل را در نظر گرفتیم. به عنوان مثال ما 50 میلیون متر چادر مشکی در سال وارد می‌کنیم. حدود یک‌پنجم آن را با یک کارخانه جدیدی که ایجاد کردیم و آخر اسفند ماه به نتیجه می‌رسد، خودمان تولید می‌کنیم. این تولید در داخل باصرفه‌تر است یا اینکه پارچه‌اش را وارد کنیم؟ کدام با اقتصاد مقاومتی سازگار است؟ درباره پارچه چادر مشکی، مافیای واردات این چادر شکل گرفته بود و با اسناد محکم و محکمه‌پسندی که به مجلس ارائه شد، نگذاشته‌اند تولید چادر مشکی شکل گیرد و تعرفه واردات چادر مشکی را کم کرده بودند؛ قیمت بالا رفت، تعرفه پایین آمد و واردات هم زیاد شد. مزیت تولید داخل این است که قیمت شکسته می‌شود و تولید داخل شکل می‌گیرد. حتی در مورد پوشاک دوخته‌شده، هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که دوخت پوشاک در داخل ایران ارزان‌تر از ترکیه است. اتاق بازرگانی از سرمایه‌دار ترک دعوت می‌کند که سرمایه‌اش را در ایران سرمایه‌گذاری کند. حق و حقوق کارگر ما یک‌سوم حق و حقوق کارگر در ترکیه است و کارگاه اینجا ارزان‌تر درمی‌آید. مسئله گمرک هم هست و همه اینها دیده شده است. درخصوص IT و ITC هم اگر اینجا یک کامپیوتر مونتاژ شود، خیلی ارزان‌تر از جای دیگر است. مونتاژ و تولید برای مواردی که خیلی پرمصرف هستند، باید در داخل صورت گیرد.

شورای راهبردی زنان
مشاور امور بانوان وزارت صنعت، معدن و تجارت جلودارزاده با اشاره به شورای راهبردی زنان گفت: ما شورایی به نام شورای راهبردی زنان راه‌اندازی کردیم که این شورای راهبردی در ریاست جمهوری در حال تدوین برنامه 5 ساله ششم و هفتم است؛ یعنی تا سال 1404. این شورای راهبردی سیاست‌های پایلوت را تنظیم می‌کند، برای برنامه بازخورد می‌گیرد و در ارتباط با وظایفی که الان امور زنان وزارتخانه‌شان باید برای زنان انجام دهند، برنامه‌ریزی ترتیب می‌دهد.

وی با تأکید بر اینکه اینکه ما همیشه حیطه اشتغال زنان را مربوط به وزارت کار می‌دانیم و وزارت کار هم می‌گوید اشتغال ربطی به من ندارد، گفت: الان ما همه اینها را جمع کرده‌ایم -حتی از استانداری، و وزارت کشور-؛ بودجه‌ها هم در اختیار ستاد برنامه‌ریزی استان‌ها قرار گرفته است و اگر به ستاد برنامه‌ریزی استان‌ها نگاه کنید می‌بینید که زنان نه رأی دارند و نه نقش.



در حوزه اقتصاد مقاومتی بند 2 به پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان توجه ویژه دارد
در ادامه زعفرانچی گفت: در حوزه اقتصاد مقاومتی بند 2 به پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان عنایت خاصی دارد. تا سال 1995 دنیا هیچ شاخصی برای اینکه بگوید این اقتصاد دانش‌محور است یا خیر، نداشت. از سال 1995 تقریباً یک‌سری فرمول‌ها کمک کردند تا ما بتوانیم اندازه‌گیری کنیم و براساس آن بگوییم که آیا این اقتصاد دانش‌محور است یا خیر. باید ببینیم این شاخص‌ها کجا در روایت جنسیت مصداق پیدا می‌کند. مثلاً سازمان همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (اّپک) تقسیمات چهارگانه‌ای را برای اقتصاد دانش‌بنیان معرفی کرده است که از خلق دانش شروع می‌شود و تحصیل و یادگیری دانش، انتشار دانش و کاربرد دانش را دربرمی‌گیرد. شاخصه‌های اندازه‌گیری خلق دانش‌ عبارت‌اند از: ابداعات ملی، درصد  R&Dاز GDP، سرانه محققان و سرانه ثبت اختراع. در شاخصه‌های تحصیل و یادگیری دانش، توسعه منابع انسانی، واردات فن‌آوری از کل واردات، ملاک قرار می‌گیرد. شاخصه‌های انتشار دانش شامل IT و ICT است و نهایتا ًشاخصه‌های کاربرد دانش، شامل آن می‌شود که برآورد کنیم که نیروی کار متخصص (knowledge worker) ما چند درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهند.

این پژوهشگر با طرح این پرسش که در حال حاضر چند درصد از متخصصین ما وارد بازار کار می‌شوند؟، ادامه داد: دغدغه‌های ما در حوزه اقتصاد دانش‌بنیان، فراتر از جنسیت است. قرار بود براساس برنامه پنجم توسعه، سالیانه نیم‌درصد به اعتبارات R&D نسبت به GDP اضافه شود که تا آخر برنامه توسعه به 3٪ برسد. نسبت اعتبارات R&D به رشد تولید ناخالص داخلی از 6.6٪ سال 92، به 4.2٪ در سال 93 کاهش پیدا کرده که این فرآیند فراتر از بحث‌های جنسیتی، نگران‌کننده است؛ یعنی بودجه پژوهش نسبت به سال 92 کم شده است. از طرف دیگر بحث انتشار دانش در بحث درصد مخارج ICT از GDP هم سنجیده می‌شود و این شاخص، شاخص نگران‌کننده‌‌ای در اقتصاد ایران است. این شاخص در کشورهای در حال توسعه 6-10 درصد است و سهم ایران کمتر از 5.1 درصد است. در این قضیه زنان در کجاها توانمند هستند و کجا احتیاج به بحث در حوزه جنسیت وجود دارد.

وی ادامه داد: در بحث‌های خلق دانش، بحث بودجه پژوهش دست و پاگیر بوده و برای هر دو جنس قابل تأمل است. سرانه محققان و آمار رسمی ‌اعضای هیئت علمی ‌که به نوعی روایت‌کننده خلق دانش است، یا اختراعات و ابداعات یا حتی جوایزی که دانش‌آموزان می‌گیرند، نشان می‌دهد که زنان در این مرحله حضور پررنگی دارند. در یادگیری دانش هم ما در حوزه جنسیت وضعیت خوبی داریم. در حوزه انتشار دانش نیز روایت مدیریتی است؛ یعنی زنان مانند مردان از همه زیرساخت‌ها استفاده می‌کنند، اما مسئله‌ای که دغدغه است این است که نرخ بیکاری زنان فارغ‌التحصیل بالا است؛ یعنی در حوزه کاربرد دانش نه تنها اقتصاد نمی‌تواند از نیروی متخصص استفاده کند، بلکه حتی نتوانسته است حلقه‌های دوم و چهارم اقتصاد دانش‌بنیان؛ یعنی تحصیل و کاربرد دانش را به هم مرتبط کند.

عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی درخصوص راه‌حل این مشمل گفت: چاره این است که اولاً ما ببینیم زنان آموزش‌دیده اصلاً بر اساس نیاز بازار کار آموزش می‌بینند یا خیر؟؛ ثانیاً اینکه آیا نیازهای بازار را به این منظومه‌های آموزشی مرتبط کرده‌ایم؟ جایی وجود دارد که متقاضیان عامل کار بیایند و اعلام کنند که فلان میزان نیروی متخصص نیاز داریم؟

وی ادامه داد: پس ایران در شاخصScience & Technology Perfect  که رشد علم و تکنولوژی است، وضع مناسبی دارد و ما همه به این می‌بالیم، اما در عرصهKnowledge Economy  باید وضعیت را رصد کنیم؛ یعنی نیامده‌ایم علم را به صنعت ملحق کنیم. در بحث زنان این مسئله خطیرتر است؛ یعنی با جمعی بی‌نظیر از زنان فارغ‌التحصیل روبه‌رو هستیم که وارد بازار کار نمی‌شوند و چاره‌اش این است که این دو مؤلفه با هم کار کنند.

زعفرانچی در ادامه درخصوص نقش زنان در مصرف گفت: من فکر می‌کنم این که امروز در بحث اقتصاد مقاومتی اصل توجه را بر حضور زنان در عرصه تولید گذاشته‌ایم، دلیل نمی‌شود که نقش چشم‌گیر زنان در مصرف مورد توجه قرار نگیرد. ما بحثمان را از اینجا شروع کردیم که در بحث اقتصاد مقاومتی، باید به اولویت‌ها توجه کنیم. با این پیش‌فرض باید گفت که ما بر اساس آمار سال 1390 حدود 21 میلیون خانوار داریم؛ اعم از مردسرپرست و زن‌سرپرست. در این 21 میلیون خانوار، زنان هم به صورت فردی مصرف‌کننده هستند و هم مدیر مصرفی خانوار به حساب می‌آیند.

وی با اشاره به سیاست‌های اقتصادی مقاومتی، گفت: بند 8 این سیاست‌ها به حوزه مصرف و بحث تنظیم و انضباط مصرف اشاره می‌کند که زنان در این حوزه حضور بی‌بدیل دارند. بنابراین در کنار بحث‌های تولیدی و تأثیرگذاری حوزه زنان در تولید، آن قسمتی که باید نظم و انضباط مصرفی با فرهنگ‌سازی به خانواده ابلاغ شود، توسط زنان است و باید این قضیه پی‌گیری شود و بخواهیم که هر چه سریع‌تر به مرحله نهایی برسد و نتیجه دهد.

معمولاً زنان متخصص به روایتی غیر از تخصص‌شان به کار گرفته می‌شوند
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در سیاست‌هایی نظیر رشد بهره‌وری یا سیاست‌ مدیریت‌های مالی، بحث جنسیت معنادار است، گفت: زنان متخصص معمولاً به روایتی غیر از تخصص‌شان به کار گرفته می‌شوند و همین عامل سبب افت بهره‌وری‌ آنان در فضای اقتصادی می‌شود.  اگر فضای کسب و کار برای زنان با توجه به پتانسیل‌های جنسیتی و ظرفیت‌های این قشر فراهم نشود، به دنبال فضاهایی می‌روند که تا به امروز برایشان تعریف شده و این فضا نیز کاملاً اشباع است و بهره‌وری در حوزه اشتغال زنان پایین می‌آید. نتیجه‌ این است که باید یک سرفصل‌های شغلی جدیدی برای آنها تعیین کنیم که مطابق با استانداردهای آنان و دارای انعطاف‌پذیری باشد تا دغدغه‌های آنها را کم کند و بتوانیم از ظرفیت‌های اصلی‌شان نیز استفاده کنیم.

شدت اثر در وضعیت ریاضتی اقتصاد، بر زنان بیشتر است
سپس فلاحتی در خصوص مسئله عدم بهره‌وری‌ زنان با اشاره به آخرین گزارشی که از منظر بحران اقتصادی و شرایط کار زنان در همه کشورها ارائه شد، اظهار داشت: نباید از نکته مهمی‌ غافل شویم و آن این است که اقتصاد مقاومتی قرار است به یک اقتصاد شکوفا و پایدار منجر شود. ما قرار است این سیاست‌ها را در یک مقطع زمانی اجرا کنیم که کلیدی برای توسعه اقتصادی شود و در یک اقتصاد شکوفا قرار گیریم.

وی ادامه داد: نگرانی‌ای که همیشه در حوزه زنان وجود دارد این است که اقتصاد وقتی در شرایط مقاومتی قرار می‌گیرد اثرش بر زنان دوگانه است؛ یعنی شدت اثر در وضعیت ریاضتی اقتصاد، بر زنان بیشتر است و زنان و کودکان بیشتر آسیب می‌بینند؛ لذا ما باید مواظب باشیم که در لبه تیغ به درستی حرکت کنیم، چون در یک اقتصاد ریاضتی ما برای کسب و راه‌انداختن اقتصاد خانواده و فعال‌کردن حوزه‌ها از فرمول‌های کوتاه‌مدت استفاده می‌کنیم؛ مثل توصیه‌ای که زنان را به بخش سرویس خدمات حرکت می‌دهیم. می‌گوییم چون در اقتصاد رسمی‌ کشور هنوز فرصت‌های شغلی ایجاد نشده است، بنابراین بروید در بخش سرویس و خدمات. نباید از این غافل شویم که حضور پررنگ زنان در بخش خدمات فاصله‌ای بین اقتصاد رسمی‌کشور و اقتصادی که فقط مبتنی بر سرویس است ایجاد می‌کند؛ یعنی ما زنان را در یک حوزه دومی ‌قرار می‌دهیم و این خود بازتولید تبعیض‌های جنسیتی می‌شود. ما دوباره می‌آییم می‌گوییم که مدیریت‌ها، تصمیم‌گیری‌های کلان اقتصادی و بخش‌های رسمی ‌اقتصاد را به مردان بدهیم، اما زنان فعلاً بروند بخش سرویس و خدمات. باید مواظب باشیم که حرکت در این بخش‌ها را به موازات پیش ببریم؛ یعنی باید از سیاست‌هایی استفاده شود که اولاً برخی از سهم‌های اشتغال را برای زنان در اقتصاد رسمی ‌کشور نهادینه کند؛ یعنی وقتی متخصصی را در حوزه نانوتکنولوژی داریم و رزومه بهتری هم دارد، چرا اولویت را به مرد می‌دهیم؟؛

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه ما با این تصور که مرد نان‌آور خانواده است اقتصاد را مردانه کرده‌ایم، گفت: باید قبول کنیم نزدیک به یک دهه است که این ترکیب در کشورمان تغییر کرده است؛ یعنی در اکثر کشورهای دنیا تغییر کرده و پذیرفته‌اند. نزدیک به یک دهه است که بحث Dual Worker‌ها؛ یعنی زن و مرد شاغل، کاملاً در کشور ما رایج و دیده شده است.

خانواده متعلق به هر دو جنس است
وی افزود: بهترین فضا برای زنان فضای خانواده است. برای مرد هم بهترین فضا، فضای خانواده است. خانواده متعلق به هر دو جنس است. ترکیب تحصیلی‌ و مهارتی‌ زنان طی دهه‌های گذشته تغییر کرده است و می‌توانند نقش فعال‌تری در اقتصاد داشته باشند. با پذیرش این امر می‌توانیم برای نحوه حضور فعال زنان در اقتصاد، سیاست‌گذاری کنیم. ما تنها کشوری نیستیم که مبتلا به این مسئله هستیم. در کشوری مثل آفریقای جنوبی سهمیه‌بندی جنسیتی در اشتغال ایجاد کردند و بعد از مدتی دیدند مقاومت ایجاد می‌شود؛ لذا روشی ایجاد کردند به این صورت که یک سهمیه را برای برخی از شغل‌ها، ویژه زنان تعریف کردند و سالیانه هم روی این سهم اضافه شد. بنابراین این طرح ورود زنان را به اقتصاد تضمین کرد یا مثلاً در کشور هند زنان روستایی به شرط آموزش، اشتغال‌شان در آن بخش‌ها تضمین می‌شود؛ یعنی فرمول‌ها را با توجه به زمینه کشورشان ایجاد و مشارکت فعال زنان را در اقتصاد ضمانت می‌کنند.



مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با تأکید بر اینکه نباید به این فکر کنیم که راه مشارکت زنان در اقتصاد از مسیر سرویس و خدمات می‌گذرد، بلکه این حرکت باید دوطرفه باشد، گفت: توصیه به سرویس خدمات یک توصیه در سطح بسیار خرد است، بلکه توصیه به خود زنان است؛ به زنانی که امروز از ما می‌پرسند من علاقه‌مند به فعالیت اقتصادی هستم و من به ایشان توصیه می‌کنم که کارآفرین شوند و توصیه می‌کنم به بخش خدمات بروند و حوزه‌هایی را که می‌توانند خدمات دهند، شناسایی کنند تا اقتصاد پویا داشته باشند، اما نگاه من باید به ساختارهای کلان جامعه‌ام باشد و توصیه‌ کنیم به بخش‌های درگیر در اشتغال‌زایی که حداقل با یکی از سیاست‌های مناسب حضور زنان ارتباط دارد و حضور زنان را در اشتغال رسمی ‌کشور تضمین کنند، بپردازد.

ضرورت تعیین استراتژی کلان ملی در شناخت مزیت‌ها و به تبع آن اشتغال زنان
سپس زعفرانچی اظهار داشت: یک بحث، بحث ضرورت تعیین استراتژی کلان ملی است؛ یعنی اینکه اگر اقتصادی دارید که دارای مزیت نسبی در تولیدات کشاورزی است و یا اگر در یک رشته‌ای از بخش صنعت دارای مزیت است، کلیه منابع انسانی و کلیه منابع سرمایه‌ای کشور تجهیز و به آن سمت برود. اما چون این استراتژی تعیین نشده است، هم زنان و هم مردان مشمول این سردرگمی ‌شده‌اند. این یک بحث است و در بحث دیگر ما یک سری ارزش‌ها و ملاک‌های خاص خودمان را داریم که این ملاک‌ها و ارزش‌ها نه به معنی عدم حضور اقتصادی زن، بلکه به معنای اولویت‌بندی شکل حضور است.



وی تشریح کرد: اگر قرار است درخصوص حضور بازاری زنان در مشاغل اقتصادی صحبت کنیم، باید با ملاحظه بگوییم که زنان مسئولیت اقتصادی در تأمین معاش خانواده‌ را ندارند. یک موقع سرپرست خانوار زن است و یک موقع به اقتصاد خانوار کمک می‌کند؛ ولی آیا شما می‌توانید زنی را از نظر حقوقی و قانونی مؤاخذه کنید که تو نتوانسته‌ای هزینه شوهرت را تقبل کنی؟ ما چنین چیزی را نداریم. مسئولیت با ضرورت فرق می‌کند. می‌خواهم بگویم اگرچه نیاز اقتصادی ممکن است بیش از یک عضو شاغل را در خانوار طلب کند، در کنار این نیاز اقتصادی، خانواده هم نباید نابسامان شود و آسیب ببیند. ما زنان را تجهیز کردیم تا دارای سرمایه انسانی شوند، اما فضای مناسبی برای اینکه آنان هم خانواده را هم حفظ کنند و هم فعالیت اقتصادی انجام دهند، فراهم نکرده‌ایم.

زنان نباید حضور اقتصادی خود را مردانه تعریف ‌کنند
عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی خاطرنشان کرد: اتفاقی که افتاده این است که زنان حضور اقتصادی خود را مردانه تعریف می‌کنند. این مسئله بحث‌های مادی و معنوی ناخواسته‌ای را ایجاد می‌کند. جالب این است که در حوزه اشتغال زنان، دوست داریم احقاق حقوق زنان را در سایه کار و شغل دنبال کنیم، اما چرا در آن حوزه‌هایی که واقعاً حق و سرمایه مادی آنها در خانواده است، ورود نداریم؟؛ مثل بحث جدی نفقه و مهریه. چرا بسته اقتصادی دین و حمایت مالی از زن تبیین نمی‌شود؟ علاوه بر اینکه بحث اشتغال زنان صرفاً زنان متأهل و دارای فرزند را شامل نمی‌شود و مراعات تنوع سنی و تجرد و تأهل، از لوازم اصلی تعیین استراتژی اشتغال زنان در کشور است.

ما در کشورمان مسئولیت‌ها را جنسیتی می‌کنیم
در ادامه فلاحتی اظهار داشت: ما در کشورمان مسئولیت‌ها را جنسیتی می‌کنیم؛ در دنیایی که ترکیب جنسیتی در بسیاری از امور از بین رفته است. وقتی در مورد خانواده می‌گوییم هم مرد هم زن شاغل، این فقط در کشور ما نیست؛ بپذیریم که مسئله خانواده، فقط مسئله ما نیست. در حال حاضر در تمام کشورهای دنیا، خانواده جدای ازمرزبندی‌های‌ سیاسی، اولویت دارد. اگر یک جستجوی ساده بکنیم، می‌بینیم که مثلاً در آمریکا نیز مسئله خانواده را دارند و جالب است بحث از اشتغال زنان می‌کنند. در شروع بحث طرح می‌کنند که به صورت نهادینه بخشی از وظایف مثل فرزندآوری، فرزندپروری و انجام امور منزل برای زنان تعریف شده است. پس آنقدر فاصله ندهیم و نگوییم فقط در کشور ما این‌گونه است؛ خیر، در همه جای دنیا در حال حاضر خانواده اولویت دارد.

زنان در بسیاری از عرصه‌ها تازه‌واردند
این استاد دانشگاه گفت: وقتی می‌گوییم تفکیک جنسیتی در همه نقش‌ها، همین نگاه باعث می‌شود در دوران گذار دچار اشتباه شویم؛ چراکه خودمان را از جریان توسعه عقب نگه می‌داریم. اگر قائل به تفکیک جنسیتی هستیم؛ زن، کار خانه، مرد، کار بیرون؛ چه کسی می‌خواهد این تفکیک را برای ما تعریف کند؟؛ یعنی ما بحث را فردی و شخصی می‌کنیم و همین شاید منبع تخاصم در خانواده شود. در گذشته تحصیل ویژه مردان بوده است. بسیاری از فضاهای دانشگاهی ما مردانه طراحی شده‌اند و همه دنیا هم همین‌طور است. زنان در بسیاری از عرصه‌ها تازه‌وارد هستند. اشتغال هم همین‌طور؛ ساختار اشتغال هم کاملاً مردانه است. الان تحولی اتفاق افتاده به نام تحصیلات؛ زنان دارند تحصیل می‌کنند و می‌خواهند از تحصیلاتشان به منظور توسعه استفاده ببرند. اصلاً وظیفه دولت این است که بگوید چون فرصت تحصیلات ایجاد کردم، این فرصت اشتغال و بهره‌وری را هم می‌خواهم برای شما ایجاد کنم. ما باید سراغ چه نوع سیاستی برویم که اولاً تعارضی در خانواده ایجاد نشود، وظایف خانواده محفوظ بماند و ثانیاً چکار کنیم که چرخه اقتصادی هم کار کند. بحث بر سر این است وقتی می‌گوییم مسئولیت‌ها تقسیم شود، یعنی همه چیز جدا شود، این هم پرخطر است.

مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با بیان اینکه در گذشته نان‌آوری وظیفه مردانه بوده، اما امروزه زنان بیشتر وارد وظایف مردانه شده‌اند تا مردان وارد وظایف زنانه، گفت: این چالشی است که ما داریم و مطرح شده است. ما در گذشته دو شرح وظیفه جداگانه داشتیم. از 1 تا 10 مردان بوده و از 1 تا 10 زنان. الان زنان از 1 تا 10 خودشان را دارند انجام می‌دهند و از 1 تا 5 مردان را هم انجام می‌دهند؛ اتفاقی که افتاده این است که در اثر تعارض نقش، گران‌باری نقش ایجاد شده است و زنان، فشار و استرس زیادی را تحمل می‌کنند. من خود یکی از منتقدان بانک جهانی هستم و در یکی از کارگاه‌هایشان این را برایشان طرح کردم که ما فقط برای حل مسائل اقتصادی توسعه اقتصادی در کشورها، نگاه کمی داشتیم که زنان را هم در بازار کار وارد کنیم، اما گران‌باری نقش زنان و تعارضات را ندیدیم؛ چراکه مردان نخواستند بیایند در از 1 تا 5 زنان مشارکت کنند. پس باید در این زمینه فرهنگ‌سازی شود.

اگر آموزش و فرصت‌ها برابر باشد، زنان هم حرفی برای گفتن دارند
وی افزود: مردان به دلیل برچسب خوردن نقش‌های زنانه به عنوان نقش‌های دست دومی ‌و سطح پایین، وارد نقش‌های خاص زنانه نمی‌شوند. ما در فرهنگ جنس یک و جنس دو داشتیم. بنابریان نقش یک و نقش دو داشتیم. جنس یک نقش‌های باکلاس و جنس دو نقش‌های سطح پایین‌تری داشته است. حتی در ادبیات هم واژه‌ها همین‌طور است، اما الان با خیزش زنان مواجهیم و زنان آمدند ظرفیت‌هایشان را ثابت کنند. الان نخبه ریاضیات داریم که در یک حوزه مردانه بعد از چهار مرد، به جایگاه ویژه‌ای رسیده است. اینها ثابت می‌کند که اگر آموزش و فرصت‌ها برابر باشد، زنان هم حرفی برای گفتن داریم.

فلاحتی با بیان اینکه نقش‌ها را دست بالا- دست پایین کرده‌ایم، تشریح کرد: مثلاً در فرهنگ‌مان واژه «زن‌ذلیل» برای مردی به کار می‌رود که در کار خانه به همسرش کمک می‌کند. مردهای بسیاری داریم که پیش‌شرط ازدواجشان زن شاغل است. وقتی پیش‌شرط خود مرد، زن شاغل است، باید آموزش‌اش هم بدهیم که تو باورهای اقتصادی را در بخش نقش‌های اقتصادی کنار گذاشتی و داری با زنی ازدواج می‌کنی که شاغل است. پس یک‌سری باورهای روانی و فرهنگی خودت را هم کنار بگذار و در خانواده مشارکت کن؛ این حرف نه تنها غربی نیست، بلکه کاملاً اسلامی ‌است؛ اسلامی ‌به تمام معنا. ما حتی در اسلام برای شیر دادن زن، حق و حقوق قایل می‌شویم.

تولید خانگی یعنی پرورش سرمایه انسانی آینده
سپس زعفرانچی اظهار داشت: در اینکه دولت باید فرصت شغلی برای آحاد جامعه ایجاد کند، شکی نیست. این نص صریح قانون اساسی است. اما بحث، بحث هدایت شغلی زنان است. من معتقدم که هدایت شغلی زنان باید در مسیری باشد که در کنار حفظ کرامت فردی و نقش‌های خانوادگی، دغدغه حضور در فضای اقتصادی زن همراه با آن حل و فصل شود. اگر قرار باشد به نسل آینده بگوییم فارغ از مرد و یا زن‌بودن وارد فضای اقتصادی شو، همان بحث تعارض بین مسئولیت اقتصادی و خانوادگی پیش می‌آید. مواظب این خطر باشیم. مسئولیت‌های خانوادگی تأمین معاش برعهده مرد و تولیدات خانگی یعنی پرورش سرمایه انسانی آینده برعهده زن است و این نباید مخدوش شود و نبایستی برای رسیدن به برابری دو جنس در فضای اقتصادی، "خانواده"، بی‌انضباط و رها گردد.

این پژوهشگر افزود: از همه مهم‌تر اینکه ما براساس اصول ارزشی‌مان معتقدیم که زنان به عنوان مادر یک‌سری مؤلفه‌های خاص دارند. تعاملی که مادر به نوعی با کودک در سنین خاصی نکرده است، در سال‌های بعد جبران نمی‌شود. از این زاویه هم نگاه کنیم. وقتی می‌گوییم که فضای شغلی مهیا باشد، این فضای شغلی باید با این دغدغه‌ها مهیا شود که در کنار حضور اقتصادی، آن اولویت‌های اصلی در خانواده را فدا نکنیم. این مهم وقتی ایجاد می‌شود که فضایی که برای زنان تدارک می‌بینیم، کاملاً معنادار و متفاوت باشد. یک موقع می‌گوییم تفکیک به منظور بهبود، یک موقع می‌گوییم تفکیک به معنای تبعیض؛ کدام بخش ملاک ما است؟ من معتقدم هر تفکیکی دلیل بر تبعیض نمی‌شود. قطعاً این را کسی تأیید نمی‌کند. بحث تفکیک فضای شغلی زنان از مردان به معنای اعمال تبعیض علیه آنان نیست. اگر شما در فضای بهبود و رضایت شغلی زنان قدم بردارید، قطعاً باید به این جنس نگاه کنید. وقتی می‌گوییم زن، زنی که مادر است، زنی که همسر است، زنی که این مسئولیت‌ها را دارد؛ این خودش یک نوع تفکیک است. حالا برای این زن می‌خواهیم کاری تعریف کنیم که معیارهای خاص خود را دارا باشد.

اما فلاحتی دراین خصوص خاطرنشان کرد: من به شدت مخالف خط‌کشی‌های نقشی هستم. من به همان تعدادی که شما مقاله درباره اثر مادر در تربیت فرزند دیده‌اید، برای شما در خصوص اثر پدر در تربیت فرزند مقاله می‌آورم. اصلاً تئوری father attachment داریم. بحث من بر این است که در فرهنگ عامه ما، مردان وقتی از کار بیرون برمی‌گردند، به عنوان یک آدم کاملاً منفعل در خانواده حضور دارند.

با ارتقای سطح تحصیلی زنان، بهداشت، سلامت و کیفیت خانواده بالا می‌رود
مدیرگروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم اظهار داشت: زن در بالای هرم مثلت خانواده است. ما متأسفانه در جامعه در حال گذاری هستیم که تکلیفمان معلوم نیست و نمی‌دانیم دقیقاً چه سبک خانواده ایده‌آل و چه نقش‌ها و چه بحث‌هایی را می‌خواهیم داشته باشیم. از یک طرف سطح تحصیلات هر دو جنس بالا رفته است که این هم جزو حقوق اولیه هر دو است و از طرفی دوست داریم در فضای اقتصادی رونق پیدا کنند که هر دو جنس از آن محروم‌اند.

وی با بیان اینکه مسائل خانواده منحصر در اشتغال زنان نیست، گفت: در کنار آسیب‌های شدیدتر در عرصه خانواده، اشتغال زنان در رتبه سوم یا چهارم قرار دارد؛ در صورتی‌که در همه جای دنیا مشخص است که با ارتقای سطح تحصیلی زنان، بهداشت، سلامت و کیفیت خانواده بالا می‌رود و ارتقاء پیدا می‌کند. بحث این است که ما چه کنیم و در چه مسیری حرکت کنیم که بتوانیم در همه بخش‌ها اقتصاد توسعه‌یافته داشته باشیم.

تورم باعث شد در نظام خانواده، ترکیب نقش‌های جنسیتی خیلی سریع به هم بریزد
فلاحتی افزود: در ترکیب قبلی‌ خانواده، مرد با نان‌آوری خود می‌توانست نیازهای خانواده را تأمین کند. ناپایداری اقتصادی و تورم باعث شده است که مرد زنش را سرکار بفرستد و ما در پروسه زنده‌ماندن و تأمین نیازهای اولیه قرار گرفتیم. یک خانواده فقط برای بقای خودش تلاش می‌کند و فرصتی نمی‌ماند تا به نیازهای دسته دومی، سومی، چهارمی ‌و تعالی خانواده فکری کند. پس این تورمی‌ که در اقتصاد کشور اتقاق افتاده باعث شده است که در نظام خانواده، ترکیب نقش‌های جنسیتی خیلی سریع به هم بریزد. ما پیش‌بینی می‌کردیم با رشد تحصیلات زنان، در بازه زمانی 10 ساله، می‌توانیم هم یک‌سری اشتغال ایجاد کنیم و هم در یک اقتصاد ثابت آن زن و همسرش از 8 صبح تا 4 بعدازظهر کار کنند و یک درآمد ثابت مشخص داشته باشند و ظرف 5 سال صاحب خانه و ماشین شوند. بچه هم 4 بعدازظهر به خانه می‌آمد؛ یعنی پیش‌بینی‌مان این بود که از ساعت 5 بعدازظهر کل خانواده دور هم جمع باشند، اما الان آموزش هم به گونه‌ای شده است که ساعات طولانی می‌طلبد و خانواده هم دارد نقش‌های خودش را به آموزش واگذار می‌کند. به این دلیل که آموزش تخصصی شده است و بچه باید جامعه‌پذیر باشد، لذا باید در فضای اجتماعی یاد بگیرد. در این حالت دیگر گران‌باری نقش، تعارض هویتی، استرس‌های شغلی را نداشتیم. خانواده فرصت دور هم بودن را داشت و دولت می‌توانست با آموزش مهارت‌های زندگی خیلی از آسیب‌های دیگر را کنترل کند، اما تورم ناخواسته باعث شد که بحران اقتصادی گریبان‌گیر خانواده‌ها شود و مردان از زنانشان بخواهند که وارد اشتغال شوند.

مردان اصلاً حضوری در جمع خانواده ندارند
این استاد دانشگاه با اشاره به بحرانی در عرصه اشتغال گفت: امروز بحث بر سر اشتغال زن و تأثیر اشتغال بر نهاد خانواده نیست، بحث بر سر این است که مردان برای تأمین نیازهای اقتصادی و بقای خانواده، به شغل دوم و یا سوم روی آورده‌اند و اصلاً حضوری در جمع خانواده ندارند. به عقیده من بحرانی که در عرصه اشتغال داریم این است که اشتغال زنان طولانی است، اما بعد از ساعات کاری یعنی از 6-5 بعدازظهربه نقش‌های سنتی‌شان در خانواده برمی‌گردند، ولی مرد به خاطر اینکه وظیفه نان‌آوری دارد، 12 شب به خانه می‌آید و 6 صبح هم سرکار می‌رود. گاهی اوقات بچه‌ها فقط احساس می‌کنند که پدر دارند.

وی با بیان اینکه این فشار و عدم ثبات اقتصادی، همه ساختارهای نقش‌های جنسیتی را به هم می‌ریزد، گفت: من می‌گویم اگر مردها در 5 رتبه زنان وارد شوند، اتفاقی نمی‌افتد. تلویزیون باید فرهنگ‌سازی کند، دولت باید خود فرصت ایجاد کند. باید در شرایط ثبات اقتصادی نقش‌هایی را که داریم با الزامات هر دو جنس تعریف کنیم.

فلاحتی با بیان اینکه نباید مردان را از وظایف تربیتی، عاطفی، ساختاری و کارکردی‌شان در خانواده مجزا کنیم، گفت: باید این فرهنگ‌ را ایجاد کنیم که قطعاً مردان هم در خانواده وظایفی دارند که چقدر هم خوب است که آنها را بپذیرند؛ همان‌طور که زن در اقتصاد خانواده مشارکت می‌کند. در حال حاضر زنانی داریم که بچه‌هایشان به سرانجام رسیده‌اند و توانمند هستند. دولت می‌تواند برای بهبود شرایط این خانواده‌ها هزینه کند. من واقعاً فکر می‌کنم آن بحران اقتصادی که ریشه‌اش هر عاملی از قبیل تحریم، بی‌تدبیری، فشار غرب، مصرف‌گرایی و..  بود، ما امروز آثارش را در اقتصاد دیدیم، اما قطعاً بدانید که آثارش در 5 سال آینده در خانواده هویدا خواهد شد.

تمام مشکلات اقتصادی در حوزه زنان منحصر به فضای اشتغال نمی‌شود
در ادامه زعفرانچی بیان داشت: من معتقدم که تمام مشکلات اقتصادی در حوزه زنان منحصر به فضای اشتغال نمی‌شود، همان‌طور که تمام دغدغه‌های خانواده نیز با تأکید بر نقش زنان حل نخواهد شد؛ اگرچه معتقدم عدم توجه به نقش‌های اصلی و مزیت دو جنس در حوزه‌های مربوطه، ناکارآمدی و واسپاری مسئولیت‌ها را به خارج از خانواده منجر خواهد شد.

وی تشریح کرد: بحث اشتغال زنان بحث جالب و جذابی است، اما واقعیت قضیه این است که مسئله اقتصاد زن خیلی کلی‌تر از اشتغال زن است. ما معمولاً آنقدر که راجع به فرصت شغلی صحبت می‌کنیم، راجع به عرصه‌های پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و نقش‌های اقتصادی زنان در خانواده صحبت نمی‌کنیم. در کشورهای در حال توسعه؛ به‌خصوص خاورمیانه، معمولاً خانواده‌ها زنانی دارند که منابعی را احیاناً در دسترس دارند، ولی نمی‌دانند این منابع را کجا خرج و چگونه سرمایه‌گذاری کنند. معمولاً زنان ریسک‌گریز و دنبال سرمایه‌گذاری‌های کم‌هزینه‌اند.

این پژوهشگر با بیان اینکه در ساختار اقتصادی خودمان براساس جنسیت برنامه‌ریزی دقیقی نداریم، گفت: فرض کنید در حوزه طلا و پس‌اندازهای مالی، زنان مجهز هستند، ولی اصلاً نمی‌دانند چه کار کنند. زنان ما تا حدی دستیابی به یک‌سری از منابع دارند، ولی برای تجهیزآن منابع خرد، هیچ راهکاری ندارند. بیاییم از این ظرفیت‌های خرد و بالقوه استفاده کنیم. سرمایه‌گذاری زنان ممکن است همراه با اشتغال نباشد. شما زنان سرمایه‌گذار در دنیا را ببینید که منابع مالی دارند و فقط مدیریت می‌کنند.

وی افزود: در حوزه بحث خاص اقتصاد مقاومتی، حیطه تأثیرگذاری زنان در مصرف، با توجه به حضورشان در همه خانواده‌ها مهم است. همچنین تجربه ثابت کرده است که زنان مخارج مصرفی خانوار را اگر مدیریت هم نکنند، قطعاً هدایت می‌کنند. مثلاً در کشور انگلیس 80 درصد هزینه‌های خانوار توسط زنان مدیریت می‌شود. در کشور ما به این اندازه نیست، ولی زنان تأثیرگذارند و این تأثیرگذاری نباید از چشم بیفتد و باید فرهنگ‌سازی شده و تولید ملی، درون‌زا باشد. در خانواده تأثیرگذارترین بخش روی زنان است. اگر آن حوزه بلندمدت تولید و استراتژیک به صورت کلی تعیین نشود، صحبت کردن از جنسیت راه به جایی نخواهد برد؛ چراکه اشتغال زنان در بخش دولتی اشباع شده است، فضای دیگری هم که تشویق و تأییدشان کند، شناسایی نکرده‌ایم. بنابراین قدم اول آن است که مدیریت اقتصادی‌مان آن استراتژی را تأیید کند. فرض کنید کشورهایی که صادرات‌محورند، وقتی بحث صادرات‌محوری در اقتصاد مقاومتی تعریف می‌شود، آن کالا دارای مزیت نسبی شناسایی شده و بحث اشتغال زنان هم متناسب با آن تعریف می‌شود. اینکه زنان قابلیت وارد شدن به آن فضای صنعتی را دارند یا خیر؟ یا آیا اصلاً بهتر است برایشان یک فضای جداگانه خاص زنان تعریف شود؟

لزوم جذب همکاری‌های بین‌المللی
عضو پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات فرهنگی با بیان اینکه ما همکاری‌های بین‌المللی را هم جذب نمی‌کنیم، گفت: زنان تاجر مسلمان برای خودشان یک مجمع دارند، اما ما هنوز نمی‌دانیم در کدام قسمت تجارت دارای مزیت نسبی هستیم. زن مسلمان ایرانی می‌خواهد بگوید من چه چیزی را می‌خواهم تولید کنم؟ و در چه بازاری رقابت کنم؟ در آن حلقه‌های بین‌المللی باید به ظرفیت‌های بین‌المللی و ظرفیت‌های جنسیتی نیز اهتمام داشت.

می‌توانستیم بزرگ‌ترین صادرکننده مد اسلامی ‌باشیم
فلاحتی نیز در پایان خاطرنشان کرد: ظرف این 30 سال کاستی‌های ما در شناخت ظرفیت‌ها بوده است. بعد از انقلاب اسلامی ‌اثرپذیری از انقلاب در بسیاری از کشورها وجود داشت. در کشور مالزی هم‌زمان با انقلاب ما متوجه شده بودند که روسری یکی از تفاوت‌هایی است که زن مسلمان می‌تواند با دیگر زنان داشته باشد و نشان می‌داد که در ترکیب لباس چقدر از مانتو و شلوار ما اثرپذیر بودند. ما همین حوزه را خودمان نشناختیم. ما امروز می‌توانستیم بزرگ‌ترین صادرکننده مد اسلامی ‌باشیم. می‌توانستیم مد اسلامی ‌را در کشورهای دنیا تعیین تکلیف کنیم، ولی اکنون مدیست‌های ما منتظرند طراح‌های ترکیه به عنوان مد اسلامی ‌مد بدهند. بعد ما کمی‌ کوتاه‌تر یا بلندتر می‌کنیم و در کشورمان می‌آوریم؛ در حالی‌که این خود می‌توانست یک اقتصاد بسیار تأثیرگذار زنانه در عرصه‌های ملی و بین‌المللی باشد و متأسفانه ما این ظرفیت را نشناختیم و برای آن ارزش قائل نشدیم.

انتهای پیام/ 930609

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱۱
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۵
2
3
مرگ بر فمینیسم
سکینه مغاری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۳
0
2
باسلام.خداقوت.اول ازهمه بایدحقوق زنان سرپرست خانواریکه قصدازدواج مجدددارندقطع نشود.چون باقطع شدن مستمری ایشان،همسربعدی فرزندان این خانمهاراهیچگونه حمایتی نمیکند.زن مجبوراست بخاطرقطع مستمری همسراولش ازدواجش رابه ثبت نرساندواین خودفرصتی برای سوءاستفاده مردان است.2میبایستی زنان سرپرست خانواریکه اشتغال دارندساعت کارشان باهرسنی بادیگران تفوت داشته باشدیعنی کمترباشد.3زنان سرپرست خانواربابهترین حقوق ودستمزدوبادرنظرگرفتن میزان تحصیلاتشان ازبازنشستگی پیش ازموعدبهره ببرند.بعدازهمه اینهااشتغال علاوه اضافه برسازمان اگرتوانش روداشتندبراشون درنظرگرفته بشود.متشکرم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار