پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۳۶۸۳
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۶
حجت‌الاسلام مجید دهقان


روايات متعددي وجود دارد که پيامبر از کشیده‌شدن دامن مردان و ازار زنان به روي زمين که پديده‌اي اشرافي بود منع مي‌کردند. ايشان حد خاصي را براي بلندي دامن و ازار مشخص کردند و از زنان و مردان خواستند که از آن حد تجاوز نکنند. از اين روايات به راحتي مي‌توان فهميد که دامن زنان پيش از نهي پيامبر و پس از آن، کل پا را مي‌پوشانده‌ است.

يکي از اين متون روايتي است که مسند احمد و موطأ مالک از ام‌سلمه روايت مي‌کنند: «ذيول النساء شبر قيل إذن تبدو أقدامهن قال فذراع لا يزدن عليه؛ پايين دامن زنان به اندازه‌ يک وجب باشد، کسي گفت که در اين صورت قدم‌هاي آنان معلوم مي‌گردد، فرمود: پس [به اندازه‌] يک ذراع [باشد] و بر آن نيافزايند.» (موطأ، رقم 1632 و مسند احمد، رقم، 26544) روايتي ديگر شبيه به همين روايت را احمد و ترمذي از ابن‌عمر نقل می‌کند: «ذيل المرأة شبر قيل إذن يخرج قدماها قال فذراع لا يزدن عليه» (مسند احمد، رقم 5173 و سنن ترمذي، رقم 1731) مؤلف، روايت ام‌سلمه و روايات ديگري با همين مضمون را به تفصيل در کتاب خويش نقل کرده ‌است. (ص 155)

با يک محاسبه ساده مي‌توان از اين روايت به دست آورد که دامن زنان با رعايت يک ذراع (= ساعد= دو وجب)، کل پاي زنان را مي‌پوشانده ‌است و حتي روي پا نيز پيدا نمي‌ماند؛ زيرا قدم در روايت، به معناي پايين‌ترين قسمت پاست که از قوزک پا تا سر انگشتان ادامه مي‌يابد. (العين، ج5، ص 122) هم‌چنين مي‌توان فهميد که شروع يک ذراع، تقريباً از وسط ساق پا بوده ‌است؛ به‌ گونه‌اي که با اضافه کردن يک وجب هنوز روي پا معلوم است و با اضافه کردن يک ذراع، کل پا پوشيده مي‌شود و مشکل کشاندن دامن روي زمين هم پيش نمي‌آيد و از آن‌‌جاکه پيامبر درصدد کوتاه‌کردن بلندي دامن و حذف سنت اشرافي بودند، واضح است که قبل از نهي نيز پا به طور کامل پوشانده مي‌مانده‌ است. با اين وجود مؤلف کتاب با استدلالي بسيار عجيب، دو احتمال را در روايت قوي مي‌داند که براساس آن بلندي دامن بعد از نهي پيامبر يا تا مچ پا بوده ‌است و يا تا نيمه ساق و متمايل به تقويت احتمال اخير است. وی حتی روایتی را ذکر می‌کند که بنابر تفسیر مؤلف بلندی دامن زنان تنها تا نزدیکی زانو بوده ‌است. دليل مؤلف براي نپذيرفتن نتيجه‌ رواياتی که در بالا ذکر شد، اين است که بر اساس اين تفسير، دنباله‌ لباس روي زمين کشيده‌ مي‌شود و اين خود مستلزم اتلاف اموال و عدم رعايت بهداشت است که پيامبر از هر دو نهي کرده‌اند. (ص 154)

مؤلف دقت نکرده ‌است که اگر مبدأ شروع ذراع نصف ساق باشد، دامن گرچه به زمين مي‌رسد، ولي به زمين کشيده نمي‌شود. لباس زنان عشاير نيز اين گونه است: دامن بلندي که کل پا را مي‌پوشاند و حتي هنگام راه رفتن نيز روي پا پوشيده مي‌ماند. در اين صورت زنان پارچه‌ اضافي نيز تلف نکرده‌اند و تنها به اندازه‌اي پارچه به کار برده‌اند که کل پا را حتي هنگام راه رفتن بپوشاند. اين نوع لباس مخالف بهداشت هم نيست؛ زيرا چيزي از لباس به زمين کشيده نمي‌شود تا سبب آلودگي لباس گردد. غير از اين که لباس پديده‌اي فرهنگي است و اين نوع تحليل درباره‌ آن، در نظر نگرفتن بعد فرهنگي آن است.

اين که زنان گذشته چه مقدار پارچه در لباس‌هاي خود مصرف مي‌کردند، تابع عوامل متعددي مانند سنت جامعه مورد نظر درباره‌ لباس، زيبايي لباس، پوشش اندام و کاربرد لباس بوده ‌است و درست نيست که تنها از دو عامل اقتصادي و بهداشتي براي تحليل پوشاک آن زمان استفاده کنيم. چنان‌چه ذکر شد هنوز هم لباس‌هايي با دامن بلند در بين زنان عشاير رواج دارد. در اين لباس‌ها پارچه‌ فراواني به کار مي‌رود و هنگام نشستن روي زمين يا راه رفتن در زمين خاکي، پايين آن ممکن است کثيف ‌شود. با اين وجود اين لباس در بين زنان عشاير در طول قرن‌ها کاربرد داشته ‌است. هم‌چنين چادر مشکي زنان امروزي نسبت به مانتو هم بيشتر کثيف مي‌شود و هم این که پوشش گران‌تري به حساب مي‌آيد، ولي به دليل ابعاد ديگر اين پوشش، بسياري در جامعه از آن استفاده مي‌کنند. بنابراین در تحلیل پوشش‌های گذشته، لازم است به ابعاد مختلف آن که شاید مهم‌ترین آنها ابعاد فرهنگی و نه اقتصادی و یا بهداشتی است، توجه کرد.

مؤلف براي اثبات اين که مبدأ محاسبه ذراع در روايات بالا از انتهاي کمر است و بر اين اساس دامن زنان تنها تا زانو را مي‌پوشانده است، به روايتي از کتاب ابن‌عدي به نام الکامل استناد مي‌کند:
«قال ذكرن نساء رسول الله صلى الله عليه وسلم ما يرسلن من الثياب فقال شبرا قلن فإن شبرا قليل تخرج مه العورة قال فذراع قال فكانت أحداهن تذرع ذراعا من منطقها»

وي روايت را اين‌گونه ترجمه مي‌کند:
«عمر بن خطاب گفت زنان پيامبر پرسيدند: دامن لباس را چقدر بياويزند؟ پيامبر پاسخ داد: يک وجب. زنان گفتند: يک وجب کم است، زيرا عوره [شرمگاه عضله ران در حين نشست و برخاست] نمايان مي‌گردد. پيامبر پاسخ داد: پس يک ذراع بيفزاييد. راوي افزود: هرگاه اين زنان مي‌خواستند جامه‌اي درست کنند، دامنش را به اندازه‌ يک ذراع از مبدأ کمربند مي‌گرفتند.» (ص156)

غير از اضطرابي که در متن روايت وجود دارد و مشخص نيست روايت براي عمر است يا پيامبر، تنها کتابي که اين روايت را نقل کرده ‌است نه يک کتاب روايي، بلکه کتابي است درباره‌ راویان ضعيفي که روايات آنها حجت نيست. نام کامل کتاب «الکامل فی ضعفاء الرجال» است و إبن‌عدی افراد ضعیفی که در سند روایات اهل سنت وجود دارد فهرست کرده و وجه ضعف آنان و نمونه‌ای از روایات ضعیفی که نقل کرده‌اند را ذکر می‌کند. این روایت نیز از جمله روایات ضعیفی است که در این کتاب ذکر شده ‌است. مؤلف کتاب حجاب شرعی بدون توجه به این نکته‌ واضح این روایت را به عنوان سند خویش ذکر می‌کند.

اشکال دیگر مؤلف در این روایت اشکالی دلالی و مربوط به فهم اشتباه ایشان از واژه‌های روایت است. در متن روایت آمده ‌است که «کانت احداهن تذرع ذراعاً من منطقها» مؤلف گمان کرده است که منطق به معنای کمربند است و زنان مبدأ ذراع را کمربند قرار می‌داده‌اند و با احتساب هر ذراع به اندازه دو وجب دامن زنان تنها زانو و شاید بالاتر از زانو را می‌پوشانده‌ است. اشکال مؤلف در توجه نکردن به معنای مِنطَق است؛ گرچه یکی از معانی این واژه پارچه یا نوعی لباس بوده ‌است که زنان به دور کمر خود می‌پیچیدند، اما این واژه به معنای نوعی ازار نیز به کار می‌رفته ‌است. در روایتی که عروه‌ بن زبیر از عایشه نقل کرده ‌است، منطق به معنای ازار به کار رفته ‌است:
«ان امرأة استفتت عائشه فقالت أن المنطق یشق على أفأصلی فی درع و خمار؟ قالت: نعم اذا کان الدرع سابغاً؟ (1)/ زنی از عایشه می‌پرسد که [به تن داشتن] منطق بر من دشوار است، آیا می‌توانم در درع و خمار نماز بخوانم؟ عایشه پاسخ می‌دهد که آری اگر که درع به اندازه‌ی کافی بلند باشد.»

از آن‌جایی که در این روایت سائل به جای منطق درع و خمار را مطرح می‌کند، نشان می‌دهد که منطق تنها کمربند نبوده ‌است، بلکه پوشانندگی بیشتری را داشته ‌است؛ به‌گونه‌ای که می‌توان به جای آن از درع که لباسی زنانه با پوشش کاملی بوده ‌است، استفاده کرد. از این‌رو شارحان حدیث، منطق در این روایت را به معنای ازار می‌دانند (فتح الباری لإبن رجب، ص 199). ابن منظور نیز منطق را در این شعر به معنای ازار می‌داند:

کأن منطقها لیثت معاقده         بواضح من ذری الانقاء بجباج
(لسان العرب، ج2، ص210)

بنابراین این دو شاهد منطق در روایت نیز می‌تواند به معنای إزار باشد و بر این اساس این روایت نیز مانند روایت دیگر مبدأ محاسبه ذراع را از نصف ساق می‌داند. بررسی ادامه‌ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر در شماره‌‌های دیگر به یاری خدا پی‌گیری می‌شود.

پی‌نوشت
1.    هنگامی به درع سابغ گفته می‌شود که بلند باشد به گونه‌ای که ذیل آن به زمین کشیده شود یا کل پا را بپوشاند(لسان العرب، ج8، ص 433)

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۴
کارشناس ارشد تاریخ
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۳۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۱
0
2
بسیار دقیق و مفید بود
ارشد کلام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
0
1
اگر نویسندۀ کتاب می تواند این نقدها را جواب دهد ما منتظریم.
نوشتن کتاب و پخش آن در فضای مجازی هنر نیست.
هنر؛ مستند و متقن حرف زدن است.
از نقد شما تشکر می کنیم.
نرجس رودگر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۶ - ۱۳۹۵/۱۱/۰۴
0
0
سپاس ازمحقق و نقاد محترم
دقیق وعلمی بود
عزتتان روزافزون
دانشجو دکتری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۲
0
0
سلام از مطالب ارزشمندتان بهره بردم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار