پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۴۱۳۰
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۹
دکتر زهره خوارزمی


اتحادیه اروپا یکی از نهادهای بین‌المللی است که می‌توان نفوذ اقتصادی و فرهنگی آن را در سطح جغرافیای خود و فرای مرزهایش جستجو کرد. قطعاً سیاست‌های یک نهاد بین‌المللی مانند اتحادیه اروپا مبتنی بر حفظ منافع و مصالح استراتژیک و بلندمدت آن تنظیم می‌شود و طبق شواهد، انعطاف معطوف به اوضاع در حال تغییر در کشورهای اسلامی در همسایگی اروپا، بخش مهمی از تلاش اتحادیه را به خود اختصاص داده ‌است.

امروزه هر چند اروپا مستعمرات خود را به ظاهر از دست داده ‌است، اما نمی‌تواند به راحتی از نفوذ در آن مناطق و منافع و منابع موجود در آن‌ها صرف‌نظر کند. شاید امروز اروپا به‌عنوان پدر مدرنیته به‌معنای زادگاه فرهنگ فردگرایانه، عقلانیت ابزاری و نگاه منفعت‌طلبانه، نسبت از انتشار ارزش‌های اومانیستی خود به‌عنوان بهترین ابزار کنترل بهره می‌گیرد و این امر در انواع تعاملات بین‌المللی اتحادیه قابل پیگیری است.

عمده سیاست خارجی اتحادیه اروپا را می‌توان در دو بلوک همسایگان شرق (1) و جنوب آن پی گرفت که رویکرد دقیق و حساب‌گرانه آن را نمایان می‌سازد. یادداشت پیش‌رو میان این دو دسته همسایگان اتحادیه اروپا، دسته دوم را برای بررسی جزئی‌تر برگزیده‌ است که از جمله آن‌ها الجزایر، مصر، اردن، لبنان، مراکش، سوریه، تونس، فلسطین اشغالی (اعم از به اصطلاح ایشان اسرائیل) هستند.

اول آن‌که، این کشورها اعم از کشورهای اسلامی هستند که برای ایران نیز از اهمیت استراتژیک بر خوردارند. دوم آن‌که، کشورهای مذکور بزرگ‌ترین محرکان اتحادیه اروپا برای تعیین سیاست‌های پیش رو هستند. طبق تصریح مرکز اطلاعات اتحادیه اروپا ((ENPI، ظهور انقلاب‌های منطقه از سال 2011، اتحادیه اروپا را برآن داشته تا به دنبال "یک پاسخ جدید" در قبال "همسایگان در حال تغییر" خود باشد.

از این منظر، در میان اسناد قابل تأمل منتشرشده از سوی اتحادیه اروپا، می‌توان به "نقشه راه سیاست اتحادیه اروپا در ارتباط با شرکای مدیترانه جنوبی" اشاره کرد که در ماه می 2012، مصوب شده ‌است و به تشریح دغدغه‌های اتحادیه اروپا در این منطقه می‌پردازد. در این سند تعریف شده ‌است که از انگیزه‌های اصلی مشارکت اتحادیه اروپا در منطقه بدین شرح است: 1) توسعه حقوق بشر و دموکراسی، 2) توسعه اقتصاد پایدار، تجارت و سرمایه‌گذاری، 3) ساماندهی موضوع مهاجرت و امنیت، و 4) همکاری میان بخشی دو و چند جانبه برای توسعه.

تحت هدف اول که زیربنای تحقق تمام اهداف دیگر تلقی شده‌ است، می‌توان اهمیت حوزه زنان، حفظ حقوق بشر زنان، افزایش توانمندسازی ایشان در تأثیرگذاری بر فرآیند برقراری دموکراسی در این کشورها و افزایش مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان را به تصریح اسناد منتشره از سوی اتحادیه اروپا مشاهده کرد.

"برقراری تساوی جنسیتی، حقوق زنان و خشونت علیه زنان" در کشورهای مذکور همسایه برای اتحادیه اولویت دارد. تشکیل کنفرانس‌های مشترک وزرا با عنوان "تقویت نقش زنان در جوامع" در میان اعضای اتحادیه اروپا و همسایگان مدیترانه‌ای ایشان در استانبول (2006)، مراکش (2009) و پاریس (سپتامبر، 2013)؛ نمونه‌هایی از تلاش‌هایی است که اتحادیه اروپا تلاش کرده ‌است مدیریت فضا و گفتمان زنانه را با مشارکت فعال کنترل کند. (2)

اتحادیه اروپا و دیگر نهادهای اروپایی بین‌المللی روش تشریک مساعی و مجاب ساختن دولت‌های منطقه برای برقراری تساوی جنسیتی و توانمندسازی چندجانبه زنان را در دستور کار خود قرار داده‌اند. پس از سال‌ها، دوباره در سال 2012 بود که اجلاس‌های مشترک سران میان اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای حاشیه مدیترانه به راه افتاد و جالب آن‌که جزو اولین دستور کارهای مشترک میان ایشان به تقویت نقش زنان (سپتامبر) پیش از موضوع حمل و نقل (نوامبر) و انرژی (دسامبر) اختصاص داشته است.

طبق تصریح شورای اروپا (1992) "یک دموکراسی بدون زنان، دیگر یک دموکراسی ناقص نیست، بلکه اصلاً دموکراسی در نظر گرفته نمی‌شود". همین شورا (1996) اعلام داشت که ایجاد "تساوی"، به‌عنوان یکی از اهداف یک حکومت منتخب مردم، ایده برتری است که دموکراسی را به یک فرآیند پویا با لحاظ کردن جنبه‌های جنسیتی بدل می‌کند". بدین ترتیب، استحکام‌بخشیدن و نهادینه‌کردن این گفتمان در سطح کشورهای مسلمان حاشیه جنوبی مدیترانه نیز یک دستور کار قطعی است.

اتحادیه اروپا در کشورهای حاشیه مدیترانه مانند رسانه‌ای عمل می‌کند که طرف نهاد زنان سازمان‌ملل را با کشورهای حاشیه مدیترانه پیوند می‌دهد و آن‌ها را به یک گفتمان‌سازی مشترک جهانی دعوت می‌کند. اجرای پروژه‌های عملیاتی از تصمیمات مهمی است که از دل همین برنامه‌ها و اجلاس‌های مشترک بیرون آمده ‌است و نشان می‌دهد که "توانمندسازی" زنان چگونه در مسیر دموکراتیزه‌کردن کشورهای حاشیه مدیترانه ابزاری مهمی محسوب می‌شود.

فراتر از پیشبرد تعاملات بین‌المللی، اتحادیه اروپا در آموزش و تقویت مشارکت نهادهای مدنی زنان بسیار کوشا است. این‌که کارگاه‌ها و اجلاس‌های متعددی در توانمندسازی زنان مسلمان اعم از حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسط اتحادیه اروپا سرپرستی می‌شود، شاید به نوعی هزینه انسان‌دوستانه‌ای تلقی شود که میلیون‌ها یورو برای آن پرداخت می‌گردد، اما این سؤال در جای خود باقی است که آیا تربیت شهروندان مسلمان زن توسط عواملی بیرون از مرزها و با فرهنگی مطلقاً متفاوت در طولانی‌مدت به یک نوع مسخ فلسفی و رفتاری نخواهد انجامید؟

اتحادیه اروپا در قالب حمایت از بنیادها و صندوق‌های حامی حقوق زنان، فعالان مدنی در کشورهای در حال گذار را هدایت و به عبارتی "توانمند" می‌کند. بنیاد آنا لیند، برای نمونه، در برنامه‌ای سه‌ساله از 2012-2014 به آموزش سه هزار و پانصد فعال مدنی حوزه زنان پرداخته است و 15.35 میلیون یورو برای حمایت از طرح‌های آن پرداخته‌ است. در آخرین اجلاسی که این بنیاد در مارسی برگزار کرد، هزار فعال اجتماعی حضور داشتند که اکثریت آنان زنان بودند. (3)

پیشبرد مشارکت اقتصادی زنان و بهره‌مندی تساوی‌طلبانه منافع نیز در دستور کار اتحادیه در منطقه است و مدنی‌ترین سطوح زنان را درگیر کرده ‌است. در کشوری مانند اردن انواع برنامه‌ها در این رابطه طراحی شده ‌است. اتحادیه اروپا حتی با جلب مشارکت سران این کشورها اقدام به برگزاری جلسات متعددی در سطح دولتی می‌کند که تغییر در وضعیت اقتصادی زنان را ممکن می‌سازد. برای نمونه، در اجلاسی که نوامبر 2013 در بارسلونا و تحت عنوان "گفتمان اجتماعی اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای حاشیه مدیترانه" برگزار شد، سران گردآورده شدند تا موضوع مذکور را مورد ارزیابی و برنامه‌ریزی قرار دهند.

"ابتکار مدیترانه‌ای برای شغل" و پروژه "زنان جوان به‌عنوان خالقان شغل" از دل همین کنفرانس‌ها در اتحادیه کشورهای حاشیه مدیترانه بیرون آمد و آغاز به‌کار کرد. (4)

هر چند استقلال و مشارکت اقتصادی زنان می‌تواند مثبت و عامل اصلی توسعه محسوب شود، اما کسی به چند و چون کارگاه‌ها و مواد آموزشی ارائه‌شده در آن‌ها اشاره نمی‌کند. مضاف بر آن‌که، به‌نظر عجیب می‌رسد قدرت‌های اروپایی که سال‌ها این کشورها را در نقشه مستعمرات خود داشته‌اند، اکنون به صورت واقعی علاقه‌مند به استقلال و ثبات اقتصادی و توسعه این کشورها باشند.

از سوی دیگر تعهدات اتحادیه اروپا در قبال موضوع جنسیت در سند عمل اتحادیه اروپا 2010-2015 به خوبی نشان می‌دهد که رویکرد اروپا به موضوعات مبتلابه زنان مبتنی بر گفتمان یکپارچه‌ای است که بر تساوی مطلق جنسیتی و مشابهت زنان و مردان در تمام سطوح است و قطعاً در مشارکت ایشان در کشورهای اسلامی نیز موضوع تنوع فرهنگی و تفاوت دیدگاه جنسیتی محلی از اعراب ندارد.

در یادداشت حاضر به نمونه‌هایی از پروژه‌های مذکور اشاره می‌کنیم تا تصویری خرد از نقشه‌ای کلان از سرمایه‌گذاری اتحادیه اروپا را برای هدایت جریان‌های جنسیتی و استفاده ابزاری از آن را در تحقق مدل غایی حکومت لیبرال دموکراسی در کشورهای منطقه نشان دهیم.

پروژه "بهاردرانتظار زنان" (5) یکی از پروژه‌های توانمندسازی سیاسی و اقتصادی زنان در منطقه مدیترانه جنوبی است که در کشورهای الجزایر، لیبی، تونس، مراکش، مصر، اردن، فلسطین اشغالی، لبنان، سوریه اجرایی شده ‌است. کمیسون اروپا و نهاد زنان همکاری سازمان‌ملل‌متحد آن را به‌صورت مشترک مدیریت می‌کنند و این برنامه از سال 2012 آغاز و تا پایان 2016 ادامه خواهد داشت. اتحادیه اروپا 7 میلیون یورو و نهاد زنان سازمان‌ملل 1.2 میلیون یورو از بودجه این پروژه را تقبل کرده‌اند.

عمده تلاش "بهار در انتظار زنان" در فعال‌سازی سمن‌ها، بخش خصوصی زنان و در نهایت افزایش مشارکت ایشان به لحاظ سیاسی در انتخابات‌های سیاسی پیش رو است. البته در نهایت طبق اعلام بانیان (2011) این برنامه، بخش مهمی از آن به موضوعات امنیتی باز می‌گردد. (6) علاوه بر کمیسیون اروپا، نماینده عالی امور خارجه و سیاست امنیتی اتحادیه اروپا نیز از متولیان این برنامه هستند. در نهایت هدف پروژه، "همکاری برای پیشبرد دموکراسی و دستیابی به رفاه مشترک در کشورهای حاشیه جنوب مدیترانه "عنوان شده ‌است. بدین ترتیب، این پروژه "توانمندسازی" زنان قطعاً در یک نقشه امنیتی و استراتژیک بزرگ‌تر، برای رقم زدن آینده تدارک دیده شده‌ است. (7)

نمونه‌ای دیگر از برنامه‌های اتحادیه اروپا تحت آیتم توانمندسازی زنان، "روح تحریر" (8) نام دارد که توسط اتحادیه اروپا با همکاری مؤسسه گزارش‌دهی بین‌المللی دموکراسی (9) در مصر کلید خورده‌ است. هدف از این برنامه، افزایش "آگاهی" سیاسی زنان نسبت به اتفاقات سیاسی اخیر در منطقه و تأکید بر نقش‌آفرینی ایشان برای آینده مصر است. این برنامه هم‌چنین به تقویت نهادهای مدنی به‌خصوص با تأکید بر گروه‌ها و سمن‌هایی است که در طول اعتراضات انقلابی تشکیل شده‌اند. جالب آن‌که در قالب این برنامه، هنرپیشگان مصری به‌عنوان چهره‌های محبوب و تأثیرگذار به همکاری گرفته شده‌اند و زنان در حاشیه نیز مورد توجه خاص هستند.

گذشته از مصر، تونس نیز با سابقه وجود دولت‌های سکولار و جنبش‌های پیشرو حقوق زنان یکی از اهداف مداخله اتحادیه اروپا است. اتحادیه اروپا، خدمات اقدامات خارجی اروپا، با همکاری نهاد زنان سازمان‌ملل‌متحد برنامه‌ها و همکاری‌های متداومی را برای اجرا در تونس تدارک دیده‌ است که در صدر آن با مبارزه با خشونت و به‌خصوص خشونت علیه زنان در فرآیند انقلاب است. دو نهاد اصلی مورد هدف در تونس، انجمن زنان دموکرات تونس و زنان تونسی حامی پژوهش و توسعه هستند. اتحادیه اروپا و شرکایش قصد دارند از طریق فعالیت‌ها و آموزش‌های ارائه شده از کانال انجمن‌های فوق این تضمین را ایجاد کنند که حقوق زنان و بخصوص امر تساوی جنسیتی در اقتصاد، سیاست و فرهنگ در آینده تونس تضمین شود. این‌ها در آینده کنفرانس جامعی با شرکت بسیاری از زنان منطقه ترتیب خواهند داد که همین موضوعات را در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار دهند.

در مراکش نیز همین روند قابل پیگیری است. اتحادیه اروپا طبق گزارش سند عمل تساوی جنسیتی اتحادیه اروپا (2011) (10) 35 میلیون یورو سرمایه‌گذاری کرده ‌است تا مفهوم تساوی جنسیتی را در این کشور نهادینه کند و بنابراین از حامیان اصلی دولت مراکش در  تصویب دستور کار تساوی میان زن و مرد (11) نیز همین اتحادیه بوده‌ است. مداخله اتحادیه اروپا در این موضوع تا حدی است که در وزارت امور مالی مراکش نیز پروژه‌های "بودجه پاسخ‌گو به جنسیت" را حمایت می‌کند و برنامه‌های مربوطه را در اجلاس‌هایی با حضور مقامات عالی‌رتبه در اروپا مورد بررسی قرار می‌دهد.

این‌ها نمونه‌هایی از انواع متکثر پروژه‌های اتحادیه اروپا در کشورهای مسلمان در حال گذار هستند که تحت یک عنوان کلی یعنی "توانمندسازی زنان" مدیریت می‌شوند و البته تعدد، تکثر موضوعات، و روح مشارکتی آن‌ها موجب شده‌است عمدتاً حتی در داخل این کشورها دید انتقادی به موضوع وجود نداشته ‌باشد و حداقل احتیاط لازم در تعیین مسیر دموکراسی زنانه به‌کار گرفته نشود. بنابراین، یادداشت حاضر تنها تلاش کوچکی است تا موضوع خنثی و همه‌گیری مانند "توانمندسازی زنان" موضوعی با بار فرهنگی عمیق در نظر گرفته‌ شود.

پی‌نوشت
1.    ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، گرجستان، مولداوی، روسیه و اکراین
2.    Implementation of the European Neighbourhood Policy in 2013
3.    Implementation of the European Neighbourhood Policy in 2013
4.    Implementation of the European Neighbourhood Policy in 2013
5.    Spring Forward for Women
6.     http://www.enpi-info.eu/mainmed.php?id=475&id_type=10
7.    http://europa.eu/rapid/press-release_IP-12-1107_en.htm?locale=en
8.    Spirit of Tahrir   
9.    Democracy Reporting International
10.     2011 Report on the Implementation of the Gender Action Plan
11.     Agenda for Equality between Women and Men

** دکتری مطالعات آمریکا
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: