پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۴۱۹۰
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۲
به بهانه روز پژوهش؛
نورا فرزادفر


پژوهش‌های حوزه زنان و بررسی مسایل مرتبط با زنان تنها محدود به رشته مطالعات زنان نمی‌شود. تقریباً بسیاری از موضوعات پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های رشته‌های علوم اجتماعی، علوم سیاسی، علوم ارتباطات، مددکاری و مطالعات بین‌رشته‌ای مانند مطالعات فرهنگی، مستقیم یا غیرمستقیم به حوزه زنان و مسایل آنان مربوط می‌شود.

خصوصاً در سال‌های اخیر با پررنگ شدن مسایل زنان و اهمیت‌یافتن پرداختن به موضوعات مربوط به این حوزه به دلایل مختلف، بسیاری از دانشجویان در رشته‌های متنوعی از زیرشاخه‌های پزشکی تا علوم انسانی تحقیقات خود را به صورت بین‌رشته‌ای یا با دغدغه‌های زنانه در رشته خود انجام می‌دهند. این اتفاق خجسته گرچه دارای نتایج مثبتی در بررسی مسایل مختلف مربوط به حوزه زنان و پژوهش در ابعاد متعددی از یک موضوع واحد است و می‌تواند به حل و فصل برخی از مشکلات اجتماعی و آسیب‌های مترتب بر زنان و زندگی آنان شود، اما این ارایه راهکار در مواردی نیز به بیراهه رفته و نه تنها به هدف غایی خود که حل دغدغه‌های مربوط به حوزه زنان است منجر نمی‌شود، بلکه تنها تحقیقات را در دور باطلی از موضوعات تکراری و راهکارهای کپی پیستی قرار داده و در نهایت منجر به بی‌توجهی به مسایل عمیق‌تر حوزه زنان می‌شود.

هم‌چنین اهمیت یافتن و مورد سؤال واقع‌شدن مسایل مربوط به زنان و نیز افزایش آسیب‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر، همگی مسئولین مراکز و ادارات مختلف دولتی را به این حوزه علاقه‌مند کرده و معمولاً لیستی از عناوین تحقیقاتی مورد نیاز خود را در این حوزه جهت حمایت مالی به دانشگاه‌ها ارایه می‌کنند که خود باعث افزایش انجام تحقیق و پژوهش در حوزه زنان شده است.

علاوه بر همه این‌ها، امروزه شاهد هستیم که با وجود افزایش کمی‌ پژوهش‌های حوزه زنان، بسیاری از این پژوهش‌ها به لحاظ محتوای کیفی چندان قابل دفاع نیستند. در واقع معیاری که می‌توان بر اساس آن به نقد و تحلیل این پژوهش‌ها پرداخت، اول آگاهی‌دهنده بودن و دوم میزان نوآوری در موضوع و سوم دقت در انتخاب روش تحقیق و در نهایت ارائه راهکار است که مورد توجه نگارنده در حین بررسی‌هایی که در این زمینه داشته، قرارگرفته است.

در ادامه به چند نمونه از دلایل قابل تأمل‌نبودن این پژوهش‌ها و مستنداتی از نمونه‌های قابل توجه، اشاره خواهم کرد.

(در همین زمینه: پایان‌نامه‌های رشته مطالعات زنان دانشگاه‌های ایران/ اینفوگرافی)

1.    موضوعات "مهم" و اولویت‌های پژوهشی حوزه زنان برساخته می‌شوند
مسئله‌ای که در مرحله انتخاب موضوعات پژوهشی قابل تأمل است، اولویت‌بندی مسایل و دغدغه‌های زنان در راستای کارهای پژوهشی است که لزوماً بازتاب صحیح و بی‌نقصی از واقعیت نیست؛ گرچه در یک نگاه می‌توان تصور کرد که اساساً هر موضوع و مسئله‌ای در جای خود اهمیت پرداختن داشته و نمی‌توان لزوماً برای اولویت‌بندی در پرداختن به مسایل زنان جایگاه ویژه‌ای در نظر گرفت، اما در عین حال باید به شرایطی که موجب برساختگی یک موضوع در فضای اجتماعی و آکادمیک شده- برای مثال یک موضوع (مانند خشونت خانگی) آنقدر پررنگ می‌شود که حجم زیادی از پژوهش‌های دانشگاهی پیرامون آن (نه در ابعاد مختلف آن بلکه به صورت تکراری و با یک نگاه غالب) انجام می‌گیرد- توجه کرد و به دیگر پیامدهای آن نیز نظری داشت.

در همین رابطه اولین پیامد، همین تکراری و غالبی‌شدن اکثر موضوعات تحقیقی حوزه زنان با موضوع خشونت خانگی است که در چارچوب نظری و روش و نتیجه و راهکار هیچ نقطه عطف و تفاوت و ویژگی خاصی دیده نمی‌شود. بحثی که ما را به دومین مسئله مهم در حوزه تحقیقات مرتبط با زنان سوق می‌دهد.

اما قبل از پرداختن به مسئله "موضوعات تکراری در پژوهش‌ها" لازم است به پیامد دیگر این برساختگی موضوعی اشاره شود که آن، به فراموشی سپردن برخی دیگر از دغدغه‌های روزمره و درگیری‌های اساسی زندگی زنان مانند مسئله "عدم وجود امنیت عاطفی" در زندگی آن‌هاست. در واقع پررنگ‌شدن تنها برخی از موضوعات این حوزه مستقیماً منجر به فراموشی اصل تنوع و خلاقیت در پیداکردن موضوعات جدید و دغدغه‌های روزمره زنانه در پژوهش‌های این حوزه می‌گردد.

2.    تکراری بودن پژوهش‌ها و عدم توجه به تحقیقات قبلی برای رسیدن به نتایج ارزنده‌تر
نگاهی اجمالی به پژوهش‌های حوزه زنان نشان می‌دهد که بسیاری از موضوعات آن‌قدر در دور تکرار افتاده‌اند که مرور آن‌ها برای مخاطب هیچ تفاوت و جذابیتی ندارد. البته به جز آمار و ارقامی‌ که در هر پژوهش بسته به جامعه آماری که تحقیق در آن صورت گرفته است، عوض می‌شود.

برای مثال در مورد مسئله مهمی ‌‌چون "خشونت خانگی علیه زنان" شاهد تحقیقات بسیار زیادی هستیم که اکثراً شبیه یک‌دیگر بوده و همگی با رویکردی واحد و از یک زاویه به موضوع نگریسته‌اند. تنها تفاوت بسته به شهر یا محله و یا جامعه آماری است که تحقیق در آن صورت گرفته و در نهایت اعداد و ارقام متفاوتی را برای میزان خشونت علیه زنان ارائه می‌دهد که البته در نتیجه‌گیری نیز هم‌چنان نتیجه مرسوم بالا بودن سطح خشونت علیه زنان گرفته می‌شود، بدون آن‌که راهکار یا علت متفاوتی برای آن ذکر شود.

ضمن آن‌که کمتر به پژوهش‌های قبلی که با موضوعات مشابه صورت گرفته است، به عنوان یک منبع برای جلوگیری از تکرار و استفاده از پیشنهادات پژوهش‌گر قبلی نگریسته می‌شود. موضوعی که می‌تواند قدمی‌‌ رو به جلو در ارایه پژوهش‌های مؤثرتر و کاربردی باشد.

3.    پژوهش در زمینه بدیهیات
نقد دیگری که بر برخی پژوهش‌های این عرصه می‌توان مطرح کرد، استفاده از موضوعات کم‌ارزشی جهت مطالعه است که اساساً جزو بدیهیات محسوب شده و احتیاجی به پژوهش ندارد و متأسفانه حجم بالایی از پژوهش‌ها را این دسته از موضوعات شامل می‌شود.

مثلاً تأثیر میزان سواد زنان در مصرف کالاهای فرهنگی، امری که بدیهی است؛ چراکه هر چه سطح سواد کمتر باشد، مصرف کالاهای فرهنگی نیز کمتر خواهد بود و چنین موضوعات بدیهی به نظر می‌رسد که نیاز به صرف وقت و هزینه برای تحقیق و انتشار ندارد. البته بخشی از دلایل پرداختن به چنین موضوعاتی متأسفانه درخواست مراکز دولتی برای انجام پژوهش در این عرصه‌ها و حمایت مالی از این دسته از پژوهش‌هاست که محقق کم‌ذوق را نیز به استفاده از این موضوعات برای پژوهش ترغیب می‌کند.

4.    تحقیقاتی که ادبیات موضوعی و چارچوب نظری آن‌ها کپی‌برداری است
مسئله کپی‌برداری در کارهای تحقیقاتی، از آن دست موضوعاتی است که متأسفانه محدود به حوزه مطالعات زنان نمی‌شود و دردی فراگیر در حوزه علم و دانش در کشور ماست. کپی‌کردن نظریه‌ها و بخش‌های مختلف یک پایان‌نامه منجر به افتادن پژوهش‌ها در یک دور باطل و معیوب می‌شود؛ دوری که پایانی ندارد، بلااستفاده و بی‌حاصل بوده و فاقد ارزش علمی ‌‌است.

بدین ترتیب شاهد پایان‌نامه‌هایی هستیم که اساساً از چارچوب برخی نظریه‌ها (اثبات‌گرایی، کارکردگرایی، مکتب فرانکفورت و ...) در رابطه با برخی از موضوعات فراتر نمی‌روند و در آن‌ها نوآوری در زمینه استفاده از نظریه‌های جدیدتر، به‌روز و متفاوت انجام نگرفته است. موضوعی که به نظر می‌رسد مقابله با آن نیازمند عزمی‌‌ جدی از طرف اهالی دانشگاه از استاد تا دانشجو است و باید با ایجاد اخلاق علمی ‌‌و تعهد پژوهشگر به رسالت علمی‌خود ایجاد شود.

5.    استفاده از روش‌های غیرمتناسب با موضوع (کمی ‌‌یا کیفی‌بودن روش)
مسئله دیگر که پژوهش‌های حوزه زنان را کم‌مایه می‌کند، عدم توجه پژوهشگر و البته استاد راهنما در انتخاب روش متناسب با موضوع است. این مسئله که ناشی از جدیدبودن و جا افتاده نبودن برخی از روش‌های تحقیق کیفی و عدم آشنایی بسیاری از دانشگاهیان با این روش‌هاست، منجر به این می‌شود که هم موضوعات خوب و هم زحمات پژوهشگر بی‌نتیجه شود. مسئله‌ای که در پژوهش‌های حوزه زنان بسیار مهم و کلیدی است؛ چراکه در این عرصه ارایه پژوهش‌های کیفی بیشتر مورد نیاز و پیش‌برنده است.

برای مثال وقتی که موضوع تحقیق، مسئله‌ای چون دلایل فرار دختران فراری است، استفاده از پرسش‌نامه و انجام پیمایش و تحقیقات کمی، ‌به غایت گمراه‌کننده است. برای تحلیل و بررسی چنین موضوعی، لازم است پژوهشگر با استفاده از روش‌های کیفی به انجام مصاحبه‌های عمیق در رابطه با دختران فراری بپردازد تا ضمن استفاده از شگردهای خاص پژوهشی در این مصاحبه‌ها، به نتیجه واقعی و دقیق در رابطه با موضوع تحقیق برسد.

6.    پژوهشگر حوزه زنان لازم است دارای ویژگی‌هایی باشد؛ مانند: وارد میدان شدن، درگیر شدن با مسئله، علاقه‌مندبودن و دغدغه داشتن در رابطه با موضوع
مسئله آخری که باید در انجام پژوهش‌های حوزه زنان مورد توجه قرار بگیرد، توجه پژوهشگر این عرصه به مختصات و اقتضائات انجام پژوهش در این حوزه است. حوزه زنان و تحلیل مسایل آنان نیازمند عزم راسخ پژوهشگر برای ورود به جامعه و درگیرشدن با موضوع است. در واقع محدودماندن به کتاب‌خانه و اسناد تاریخی و مکتوب، شاید در برخی از پژوهش‌های تاریخی در حوزه زنان مؤثر باشد، اما در بسیاری از دیگر موضوعات این عرصه موجب ناکام‌ماندن پژوهشگر و سوخت رفتن موضوع تحقیق می‌شود.

این موضوع نیازمند محقق علاقه‌مند به رشته تحصیلی خویش در درجه اول، و علاقه‌مندی به موضوع انتخابی پایان‌نامه خود در درجه دوم است. ضمن آن‌که همراهی اساتید آگاه و باتجربه و علاقه‌مند به کار در این عرصه، در یاری دادن دانشجو و راهنمایی وی در مسیر صحیح، می‌تواند به غایت مؤثر باشد.

در نهایت این‌که عدم توجه محققان این عرصه به چنین نکات و جزئیات پراهمیتی، منجر به غیرکاربردی شدن تحقیق می‌شود و سرنوشت بسیاری از پژوهش‌های حوزه زنان و در کل مسایل اجتماعی را بایگانی کتابخانه‌ها و ادارات قرار می‌دهد؛ درصورتی‌که برای این تحقیقات وقت، انرژی و هزینه صرف شده و با توجه بیشتر به موضوع می‌توان این پژوهش‌ها را کاربردی‌تر، جدی‌تر، متنوع‌تر و آگاهی‌بخش‌تر ارائه کرد.

البته ذکر این نکته ضروری است که در این عرصه پژوهش‌های بسیار ارزنده و عمیقی نیز صورت گرفته که کم هم نیستند؛ پژوهش‌هایی که قابلیت‌های فراوانی برای استفاده در حل و تحلیل مسایل اجتماعی دارند و البته عدم استفاده از آنان و به عبارتی خاک خوردن آن‌ها، این بار ناشی از بی‌توجهی مسئولین و بی‌اهمیت انگاشتن سهم این پژوهش‌ها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان کشور است.

*کارشناس ارشد جامعه شناسی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار