پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۶۵۴۹
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۹
طهورا ابیان
وارد مغازه لباس فروشی شدم، فروشنده سریع لباس های روی پیش خوان را که برای مشتری قبلی آورده بود جمع کرد. نزدیک لباس های آویزان شده رفتم تا از نزدیک جنس و دوختشان را ببینم که متوجه شدم فروشنده به شاگردش اشاره کرد که حواسش به من باشد!

شاگرد، نزدیک به من راه می رفت و مدام می پرسید: چیز خاصی مد نظرتون هست؟ دنبال مدل خاصی می گردید؟

از پچ پچ های شاگرد مغازه که مدام حرف می زد و نمی گذاشت بر روی لباسی که دنبال خریدش هستم تمرکز کنم اعصابم خرد شد. ایستادم و نگاهش کردم و گفتم: اجازه بدهید انتخاب کنم بعد حتما به شما اطلاع می دهم که از کدام لباس خوشم آمده.
اما او دست بردار نبود. پشت من راه می آمد و مدام سوالهایش را تکرار می کرد. گاهی هم یک مدل لباس را که اصلا مورد پسند من نبود بر می داشت و نشانم می داد و کلی در تعریف جنس و مدلش سخن می گفت.

حسابی تمرکزم را از دست داده بودم. ایستادم و به او گفتم: شما به همه مشتری هایتان اینقدر خدمت رسانی می کنید؟

شاگرد مغازه که متوجه ناراحتی ام شده بود گفت: نه! ولی شما چادر دارید و جسارت نباشه اما خیلی از افراد چادری آمده اند داخل مغازه و یک سری لباس را … خودتان که بهتر می دانید چه می گویم!

آنقدر به من برخورد که یک لحظه به این فکر کردم که چرا با من اینطور برخورد می شود؟ مگر چادر سر کردن جرم است؟ یعنی به صرف چادری نبودن یعنی افراد هیچ اشتباهی را مرتکب نمی شوند!؟

خرید را رها کردم و از مغازه آمدم بیرون.

مانتوهایی برای عریانی
چند وقتی که بود که منتظر یک فرصت مناسب بودم تا برای خودم یک مانتو بخرم. درس و دانشگاه مجالی نمی داد تا به خرید بروم. خلاصه صبح یک روز پاییزی فرصت مناسبی پیش آمد تا به سراغ خرید مانتو بروم.

به یک مرکز خرید بزرگ در مرکز شهر رفتم. رنگ های جذاب مانتوها مرا در تردید انداخته بود که کدامشان را انتخاب کنم. حواسم به آستین ها و نوع یقه و کوتاهی یا بلندی مانتوها نبود. جذابیت رنگ ها دلم را برده بود. یکی را انتخاب کردم و به اتاق پرو رفتم تا آن را بپوشم.

بعد از پوشیدن مانتو وقتی که در آینه خودم را دیدم از مانتو بدم آمد. یک چیز بی قواره که برعکس رنگ جذابی که داشت اصلا خوب دوخته نشده بود. چین های بی دلیلی روی آستین بود که باعث شده بود یک وجب آستین بپرد بالاتر! انگار که کوتاه باشد. یقه اش طوری بود که هر کاری می کردم دو طرف آن به هم نزدیک نمی شد و جالب نبود!

فاصله میان دکمه هایش هم زیاد بود. از اتاق پرو بیرون آمدم و به صاحب مغازه گفتم: نپسندیدم!

به مغازه دیگری رفتم. یک مانتوی سفید انتخاب کردم. برای فصل پاییز پارچه ی مناسبی داشت. وقتی که مشغول پوشیدن مانتو در اتاق پرو شدم متوجه شدم که دکمه ندارد! با تعجب از خانم فروشنده پرسیدم: پس دکمه هاش چی شده؟

خانم فروشنده با لبخندی تمسخر آمیز گفت: دکمه؟ دکمه برا چی؟ این مانتو الگوی پشت و جلوش طوری طراحی شده که نیازی به دکمه نداره. مدل جدیده. توی ماهواره هم تبلیغش رو می کنند. چطور ندیدید!؟ باز هم مانتو را نپسندیدم.

از مانتوهای چندین مغازه دیدن کردم اما هیچ کدام با اصولی که مد نظر من بود، طراحی و دوخته نشده بودند! یا بیش از اندازه کوتاه و تنگ بودند. یا آستین های کوتاهی داشتند. بعضی هایشان دکمه نداشتند. برای بعضی دیگر یقه های باز و ناموزونی طراحی شده بود.

اما با توجه به نیازی که داشتم ناچار شدم یکی از همین مانتوهای موجود در بازار را بگیرم و بعد خودم اصلاحش کنم. از میان همه مانتوهایی را که دیده بودم، یک مانتو را که ایراد کمتری داشت انتخاب کردم. مانتو بدون دکمه بود و سر راه چند تا دکمه فشاری خریدم تا به آن بدوزم و محفوظ باشد. اما در طول مسیر رسیدن به خانه به این فکر می کردم که اگر کسانی که مثل من به طراحی و دوخت مانتوها دقت نمی کنند، مجبور شوند یکی از همین مانتوها را بخرند و فکرشان به اصلاح نقایص مانتو نرود، وضع حجاب جامعه چه می شود؟ قطعا چیزی شبیه همین وضع موجودی که شاهدش هستیم!

لباس هایی که لباس نیستند!
صبح یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت یک مغازه فوق العاده شیک لباس فروشی اجناسش را به حراج گذاشته. خوشحال شدم و قرار گذاشتیم تا با هم به خرید برویم. مطمئن بودم که می شود از حراجی ها با قیمت مناسبی خرید کرد.

جلوی مغازه مملو از جمعیت بود. به سختی توانستیم وارد شویم. در مقابل هر یک از رگال های لباس چندین نفر تجمع کرده بودند و مشغول انتخاب بودند. خودم را به جلو رساندم و مشغول دیدن لباس ها شدم.

قیمت ها مناسب بود اما لباس ها، آن چیزی نبودند که من تصورش را می کردم اکثرشان لباس های آستین حلقه ای یا تاپ بودند که نمی شود در هر جایی پوشیدشان! تعدادی از لباس ها هم که طرح و پارچه و قیمت خوبی داشتند آنقدر تنگ و کوچک دوخته شده بودند که باز هم این امکان نبود که بشود از آنها در هر مراسمی استفاده کرد. تعدادی از شلوارک ها و دامن های کوتاه و …
دست خالی از مغازه بیرون آمدم …

طراحی های نامناسب و فراگیری تولید
اما آنچه که باعث شده وضعیت حجاب در جامعه کنونی ما به شکلی در بیاید که نیازمند توجه بیشتر و تذکر و تاکیدهای فراوان بشود، نوعی بی مهری در طراحی و تولید لباس هایی است که اصناف تولیدی در پیش گرفته اند و جامعه را تحت تاثیر تولیدات خود قرار داده اند.

همانطور که شاهد هستیم این حرکت به صورت موجی گسترده به صورت فصلی همه ی فروشگاه ها و مغازه های لباس فروشی جامعه به خصوص مانتو فروشی ها را در بر گرفته و از آن تعبیری به نام مُد و رنگ و مدل فصل می شود.

این حرکت به قدری وسیع و قدرتمند است که با شروع آن در هیچ مغازه ای نمی توان لباسی خارج از چهار چوب طراحی شده متولیان طراحی لباس پیدا کرد!

ویترین های هماهنگ شده با رنگ و طرح مربوط به هر فصل موید این نکته است. در این میان تعداد فروشگاه ها یا مغازه هایی که اجناسی خارج از این چهارچوب را به فروش می رسانند بسیار اندک است و در این موج، پیدا کردن البسه ای که ساده و پوشاننده باشد کاری سخت و دشوار خواهد بود.

این موجب به قدری بر حجاب بانوان جامعه تاثیر گذار است که در تابستان مانتوهایی بدون دکمه و کوتاه و با جنس هایی نازک و بدن نما را شاهد هستیم و در زمستان پالتوها و لباس هایی کوتاه به همراه چکمه هایی بلند که نمایی از بدن یک خانم را به خوبی به نمایش می گذارد.

در این بین اکثر افرادی که قدرتی بر طراحی و دوخت لباس ندارند خواسته یا ناخواسته مجبور می شوند از این فروشگاه ها خرید کنند و حجاب خود را به صلاحدید آنها سپرده و همانگونه که در جامعه موج افتاده لباس بپوشند.

ارزان بودن قیمت تولیدات مغایر با پوشش
از دیگر عواملی که باعث شده حجاب در جامعه دچار بحران شود؛ ارزان بودن تولیدات و البسه ای است که از نگاه پوششی کامل نبوده و نقص هایی دارند.

لباس هایی که با جنس مرغوب و دوخت خوب و ابعاد و ا ندازه ی متعارف طراحی و تولید می شوند قیمت بالایی دارند و لباس ها و مانتوهایی که با پارچه هایی معمولی و در اندازه های نامتعارف تولید می شوند عموما قیمت های مقرون به صرفه تری دارند. از سویی با بکار نرفتن وسایل جانبی از قبیل دکمه، زیپ و … قیمت اصلی کالای پوششی پایین تر آمده و همین سبب می شود که خریدار به دلیل قیمت مناسب آنرا خریداری کرده و سپس اقدام به پوشیدن آن و تردد در اجتماع نماید.

در جامعه کنونی که اکثر افراد دارای درآمد متوسطی هستند، هنگام خرید به سراغ لباس هایی می روند که بتوانند با قیمت کمتر، آن را تهیه کنند و برای این افراد خرید یک لباس با طراحی و دوخت عالی معادل خرید چندین لباس یا طراحی یا دوخت معمولی است و لذا این افراد به دنبال تهیه البسه ارزان می روند چرا که با این روش می توانند چندین لباس برای خود خریداری کنند.

الگوهای غلط مستقیم یا غیر مستقیم
عامل دیگری که حجاب بانوان جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده، الگو هایی است که در خارج از چهارچوب حجاب ارزشی و مورد پسند دین بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به آنها القا می شود! الگوهایی که به وسیله رسانه های گروهی بخصوص تلویزیون به افراد منتقل می شود.

به عنوان مثال تلویزیون با تمام کوششی که در تولید برنامه های ارزشی و تبلیغی برای حجاب دارد، از سویی غافل می شود و شاهد هستیم که در برخی از شبکه ها، خانم های مجری با لباس هایی عجیب و گاهی همراه با آرایش در مقابل دوربین ظاهر می شوند و مردم بخصوص جوانان با دیدن آنها، سعی می کنند همانند سازی کرده و لباس هایی بخرند که مثل آنها باشد!

انواع عکس هایی که از بازیگران یا افراد معروف جامعه بر روی جلد مجلات و نشریات چاپ می شود، دلیل دیگری برای این الگوگیری های غلط است.

سختی های اجباری در اماکن عمومی
برخی از افراد را دیده ام که به دلیل رفت و آمد روزانه شان با وسایل حمل و نقل عمومی، روز به روز حجابشان مختصر تر می شود! دلیل این گروه برای کم کردن حجابشان سختی های قرار گرفتن در وسایل نقلیه عمومی از قبیل مترو و اتوبوس است. آنها معتقدند به دلیل تعبیه نشدن دستگیره های مناسب برای خانم های محجبه در این وسایل، ایستادن و استفاده از اینگونه وسایل با داشتن حجابی مانند چادر بسیار سخت است. تعدادی از این افراد متذکر این مسئله می شوند که بارها به دلیل داشتن چادر در ازدحام جمعیت این مکان ها دچار معضل شده اند و از این رو تصمیم گرفته اند تا با بدون چادر به سفرهای درون شهری خود بپردازند.

به طور کلی به نظر می رسد که با نظارت بر بخش های تولیدی می شود تا حد بسیاری بی حجابی های اجباری جامعه را کنترل کرد. با طراحی و ارائه ی مدل های پوشیده لباس و با قیمت گذاری های مناسب بر این اقلام می توان افراد را تشویق کرد به خریدن البسه با میزان پوشش بهتر.

انتهای پیام/ 930610
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: