پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۶۶۰۶
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۴
فاطمه خوش‌نما
تازگی ها مردم و به خصوص جوانان ازدواج را به دو دسته تقسیم می کنند. ازدواج سنتی و ازدواج غیرسنتی. این دسته بندی با مفاهیمی عرفی به هم پیوند خورده اند. این دسته بندی مفاهیمی مانند عشق، دوست داشتن و خوشبختی را در ردیف ازدواج غیرسنتی قرار می دهند در حالی که در پسِ واژه ازدواج سنتی و خانوادگی، زور و اجبار و بی محبتی و سردی عاطفی به ذهن افراد خطور می کند. در حالی که هیچ سندی برای صحت این گزاره ها وجود ندارد. این واژه ها چگونه به این مفاهیم چسبیده اند؟ کدام نوع از این ازدواج ها می تواند ضامن خوشبختی افراد باشد؟ کدام راه است و کدام بی راه؟ عشق قبل از ازدواج یا بعد از آن؟

اینکه خیلی از مردم تصور می کنندخوشبختی و سعادتمندی در زندگی مشترک مبتنی بر عشق قبل از ازدواج است، فقط یک تصور عرفی صرف است. همان طور که خلاف این عقیده هم هیچ سندی ندارد و هیچ حکمی را در این زمینه ثابت نمی کند. در واقع درباره هیچ کدام از این دو نوع ازدواج نمی توان حکم کلی و قطعی داد. اما متاسفانه این تفکرات عامیانه و عرفی باعث شده دختران به دنبال ازدواج عاشقانه باشند. در واقع تصمیم بر مبنای این تصور است که موجب بالا رفتن سن ازدواج شده است.

از طرفی به خاطر همین مسائل بین خانواده ها و نسل ها تناقض و سردرگمی به وجود آمده است. پدر و مادر ها از ازدواج سنتی بچه ها استقبال می کنند، در حالی که پسرها و دخترهای خانه، در آرزوی ازدواج بر مبنای عشق قبلی هستند. همین مسئله موجب بروز کشمکش و ناهماهنگی درباره موضوع ازدواج بچه ها، در خانواده ها می شود. امروزه شاید بیشترین درگیری جوانان با والدین خود در باره نوع انتخاب ازدواج شان باشد. همان طور که گفته شد به دلیل اینکه هیچ آمار مستند و درستی در باره میزان موفقیت و پایداری هر کدام از این ازدواج ها وجود ندارد، این کشمکش ها هیچ برنده ای ندارد و نخواهد داشت. زیرا برای هر کدام از انواع این ازدواج می توان بسیار مثال موافق و نقض آورد.

عشق به تعریف آدم ها
برای این که بتوان درباره هر مقوله ای حرف زد باید به زبان و تعاریف مشترک آن مسئله رسید. اینکه ازدواج با عشق قبلی باشد یا نه، از این قانون مستثنی نیست. آدم ها تعاریف و توصیفات متفاوتی از عشق دارند. مخصوصا خانم ها که نگاه ریزبین و جزئی تری نسبت به آقایان دارند بیشتر در این زمینه با هم جنسان خود متفاوت هستند. بعضی از خانم ها بسیار رمانتیک و ویژه به قضیه نگاه می کنند و مصادیق عشق را در رفتار نمی بینند و به دنبال بیان و ابراز زبانی هستند. این خانم ها اگر مدام کلمات و جملات عاشقانه به گوش شان نخورد احساس می کنند که زندگی آن ها دچار سردی شده است و رابطه خوبی ندارند. ناامید می شوند و روز به روز افسرده تر خواهند شد. این ها دقیقا همان دسته ای از خانم های متاهل هستند که به هم جنسان و دوستان خودشان توصیه می کنند که به هیچ وجه بدون عشق قبلی ازدواج نکنند. دسته دیگر هم خانم هایی هستند که این هنر را دارند که از هر رفتار همسرشان یه برداشت عاشقانه می کنند. البته اینکه بخواهیم فقط با این نمادها و مثال ها نتیجه گیری کنیم کاملا بی انصافی است. این ها فقط برای روشن تر شدن بحث است.

کدام عشق؟ کدام مرز؟
اینکه بعضی ها عقیده دارند بعد از ازدواج عشق به وجود نمی آید و هر چه هست باید از قبلش باشد هم بسیار مثال نقض دارد. حتما شما هم می دانید که بیشتر خانم ها از سرد شدن رابطه بین خود و همسرشان می ترسند. خانم ها نگرانند که نکند روزی عشق بین آن ها تمام شود. این نگرانی در همه خانم ها وجود دارد، به هر شیوه ای که ازدواج کرده باشند. چرا؟ اگر عشق قبل از ازدواج به تنهایی ضامن سعادت و خوشبختی ابدی انسان های متاهل است پس چرا باید نگران این مسئله بود؟ اگر برای داشتن یک زندگی خوب و خوشبختی کامل باید قبل از ازدواج عاشق شد پس چرا عده زیادی ازاین گونه از ازدواج ها به طلاق ختم می شود؟

همین تضادها و نگرانی ها و سردرگمی ها نشان می دهد که بیشتر انسان ها معنی عشق را نمی دانند. دهخدا در لغت نامه اش می گوید: عشق علاقه افراطی کسی به دیگری است. وقتی عشق را اینگونه تعریف می کنند بدیهی است که باید منتظر دیدن نوسانات عشقی در آدم ها باشیم.

تقسیم بندی غلط ازدواج
اینکه ازدواج را به دو نوع سنتی و غیرسنتی تقسیم کنیم و ازدواج عاشقانه و خوشبختی را کنار ازدواج غیرسنتی قرار دهیم کار بسیار غیرمنصفانه ای است. زیرا سنت و عرف ما هیچ وقت بر این عقیده نبوده است که جوانان بدون شناخت و آشنایی با یکدیگر ازدواج کنند. بسیاری از خانم ها هستند که بعد از ازدواج به دلایل مختلفی دچار نوسانات روحی و عاطفی می شوند و زندگی مشترک خود را با زندگی زناشویی اطرافیان و دوستان خود مدام مقایسه می کنند. این مقایسه ها باعث می شود خانم ها روز به روز افسرده تر شوند. زیرا به این فکر می کنند که آن زندگی چیزی دارد که زندگی خودشان ندارد. عشق و خوشبختی را گمشده زندگی خودشان می دانند و آن را گوهری دست نیافتنی در دستان دیگران می بینند. غافل از اینکه این احساسات و افکار منفی نتتیجه ای به جز فرورفتن در گرداب افسردگی ندارد. همین افکار به خودی خود می توانند یکی از عوامل اصلی سرد شدن رابطه بین زوجین باشد.
چه می شود کرد؟

حسرت خوردن برای زن های متاهل فقط آن ها را فرسوده تر می کند. بیشتر آن ها فکر میکنند باید منتظر یک فرشته نجات باشند که قدر آن ها را بداند و به اندازه کافی به آن ها عشق بورزد. تقربیا همه این خانم ها غافلند از اینکه تنها فرشته نجات زندگی آن ها خودشان هستند و لاغیر. خانم هایی که حسرت زندگی عاشقانه دیگران را می خورند خوب است بدانند که اگر تنها عشق قبل از ازدواج بتواند ضامن خوشبختی زوجین باشد، پس چرا خیلی از همین زوجین نمی توانند بعد از مدتی یکدیگر را تحمل کنند و در کنار هم زندگی کنند؟ زندگی آن ها چه چیزی کم دارد؟

آدم هایی که در یک رابطه عاشقانه هستند، به شدت از رابطه خود محافظت می کنند. حواس شان به روح و روان و علایق و سلایق طرف مقابل شان هست. هر کاری می کنند تا معشوق خود را از دست ندهند. در واقع این آدم ها «ترس از دست دادن» دارند. این ترس باعث می شود حواس شان باشد تا رابطه را به احسن وجه حفظ کنند و از هرکاری که موجب رنجش و آزار طرف مقابل شان می شود پرهیز می کنند. راحت گذشت می کنند و فداکاری برای آن ها سخت نیست. اما بیشتر همین آدم ها بعد از ازدواج خیال شان راحت می شود که دیگر از دست دادنی در کار نیست. همین خیال راحت برای زندگی مشترک خطرناک می شود.

پس در زندگی مشترک آنچه که مهم است و آنچه که مبنا قرار میگیرد، مراقبت از رابطه است. یک مراقبت دائمی به همراه همان ترس از دست دادن. این ترس اگر با مراقبت مداوم از رابطه همراه باشد یک زندگی مشترک عاشقانه و گرم را به ارمغان می آورد. اینکه فکر کنیم فقط عشق قبل از ازدواج به تنهایی می تواند برای زندگی ما یک بستر گرم و عاشقانه را فراهم کند، یک تفکر به شدت بی اساس و منطق است.

اینکه در زندگی افکار مثبتی داشته باشیم یک مهارت فردی است. بعضی از آدم ها آنقدر هنرمند هستند که از هر برخوردی و هر رفتاری می توانند برداشت مثبتی داشته باشند. اگر شما به واقع از رفتارهای صادقانه و بی غل و غش همسرتان برداشت های مثبت داشته باشید آیا به چیزی غیر از دوست داشتن و عشق می رسید؟ پس با خودتان تمرین کنید تا به مهارت مثبت اندیشی دست پیدا کنید.

عشق اگر حقیقی و واقعی باشد در عمل و رفتار خودش را نشان می دهد به شرطی که شما هم کاشف خودبی باشید و آن را کشف کنید.

در واقع آنقدری که به عشق قبل از ازدواج اهمیت می دهند بعد از ازدواج هیچ اهمیتی به آن نمی دهند. در حالی که آدم ها برای ادامه زندگی شان بیشتر به عشق نیاز دارند تا شروع زندگی خود.

انتهای پیام/ 930610

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: