پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۱۷۰۲۱
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲
تعارض نقش خانوادگی و اجتماعی در جامعه ما رنگ بومی به خود گرفته است. مسئله این است که نقش مادری در جامعه ما اهمیت بسیاری دارد؛ به طوری که گاهی با نگاه های افراطی در این زمینه مواجه می شویم و شاید مابه ازای این نگاه ها را در متون و روایات دینی هم نتوان پیدا کرد. بار سنگین تربیت در جامعه ما بر دوش مادر است، اگر بچه‌ای بد شد، مادرش مقصر است و اگر این زن مسئولیت اجتماعی داشته باشد که بیشتر قصور داشته است. درحقیقت بار روانی سنگینی برای مادر وجود دارد. البته این به معنای نفی مسئولیت و نقش مادری نیست، ولی این گرانباری نقش، در واقع باعث شده است که با تعارض جدی تر بین مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی زنان روبرو باشیم.

بسیاری از زنان امروز که تحصیلات عالیه دارند و نه برای اخذ مدرک که به جهت علاقه و توانایی‌های ویژه وارد دانشگاه‌ها شده‌اند، بعد از تأهل و تولد فرزندشان دچار چالش جدی بین نقش اجتماعی- علمی و خانوادگی خود می‌شوند و ازآن‌جایی‌که ساختارهای اجتماعی تسهیل‌کننده نقش‌های چندگانه زنان نیستند، امکان جمع‌کردن این دو نقش هم‌زمان برایشان مقدور نیست. به منظور شنیدن اعم مشکلات این زنان با برخی از این مادران به بحث و گفتگو نشستیم. طاهره حبیبی؛ کارشناس‌ارشد فلسفه و مادر یک دختر دو ساله، زهرا مینایی؛ دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت و مادر یک نوزاد شش ماهه، زهرا اخوان؛ ارشد مهندسی پزشکی امیر کبیر و مادر یک پسر سه ساله، فهیمه فداکار؛ دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی و مادر یک دختر سه ساله و فاطمه سلطانی؛ کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت و مادر دو فرزند از مهمانان این نشست مهرخانه بودند.

به گزارش مهرخانه، طاهره حبیبی؛ کارشناس ارشد فلسفه و مادر یک دختر 2 ساله، در ابتدای این نشست درخصوص دغدغه اصلی خود از حضور در این نشست گفت: مسئله این است که آیا واقعاً زنانی که در رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران به عنوان الگوی موفق ارائه می‌شود، در زندگی خانوادگی خودشان هم موفق هستند؟ ازطرفی به نظر می‌رسد خود ما هم گویا با همان الگوی رسانه‌ای بزرگ شده‌ایم و در ذهنمان بسیار اثر داشته است؛ یعنی زنی که مادر خوبی است و خانه‌داری و فرزندداری را به نحو احسن انجام می‌دهد و در عین حال استاد خوب دانشگاه می‌شود و مقالات علمی- پژوهشی متعدد، سخنرانی‌های مختلف در دانشگاه‌های داخلی و خارجی و... دارد. 

وقتی وارد زندگی شدیم، دیدیم که خیلی با این تصور فاصله دارد و اصلاً به این آسانی نیست
این کارشناس ارشد فلسفه ادامه داد: ما هم با همین تصور درس خواندیم، ازدواج کردیم و بچه‌دار شدیم، ولی وقتی وارد زندگی شدیم، دیدیم که خیلی با این تصور فاصله دارد و اصلاً به این آسانی نیست. به‌خصوص وقتی بچه وارد زندگی می‌شود، اغلب زنان بی‌تصمیم می‌مانند و نمی‌دانند باید چه کار کنند. وقتی هم به کسانی مراجعه می‌کنی تا کمک‌حال تو باشند و راهنمایی کنند، می‌بینیم که باز هم آن‌ها مواردی را نادیده می‌گیرند و مسائل واقعی را در نظر نمی‌گیرند. 

ما مادرها نمی‌توانیم به صراحتی که گفته می‌شود و نشان داده می‌شود، موفق باشیم و لذت ببریم
وی با بیان این‌که به صورت مصداقی در فضای کنونی افرادی که مطالعات ضدفمینیستی و با سبک و سیاق اسلامی دارند، تأکید را بر مادری و همسری می‌گذارند و بقیه امور طفیلی این دو وجه می‌شوند، افزود: در این شرایط وقتی خودمان و اطرافیانی که شبیه ما هستند را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم نمی‌توانیم به صراحتی که گفته می‌شود و نشان داده می‌شود، موفق باشیم و لذت ببریم. آن دسته از زن‌ها که از ابتدا تکلیف خود را با خانواده روشن کرده‌اند و آن را به عنوان امر فرعی در زندگی خود می‌دانند، به کنار؛ زن‌هایی شبیه ما که دغدغه خانواده دارند، دچار این مشکل می‌شوند. زندگی علمی - اجتماعی و خانوادگی به سختی با هم قابل جمع است.

آیا زنانی که همیشه به عنوان زنان موفق و الگو مطرح می‌شوند، واقعاً موفق هستند؟
حبیبی در ادامه دو پرسش طرح کرد و گفت: من می‌خواهم بدانم آیا زنانی که همیشه به عنوان زنان موفق و الگو مطرح می‌شوند، واقعاً موفق هستند؟ مسئله این است که اگر بخواهیم وضعیت مادرانی نظیر خودمان را که هم دغدغه خانواده داریم و هم دغدغه فعالیت های علمی فرهنگی بررسی کنیم به چه خواهیم رسید و راه‌حل چه خواهد بود؟

(در همین زمینه: بازگشت به خانه؛ انتخاب بخشی از زنان نسل حاضر ایرانی)

اساساً مسئله تعارض کار و خانواده، مسئله زنان دغدغه‌مند جمهوری اسلامی نیست
فهیمه فداکار؛ دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی و مادر یک دختر سه ساله، در ادامه با بیان این‌که اساساً مسئله تعارض کار و خانواده، مسئله زنان دغدغه‌مند جمهوری اسلامی نیست، افزود: این بحث، یکی از بحث‌هایی است که در حوزه روانشناسی، مشاوره‌های شغلی، و... مطرح می‌شود و بحثی زیربنایی و مهم به‌شمار می‌آید. به نظر من زنان در همه دنیا وقتی خانواده‌دار و شاغل می‌شوند، درگیری با این امور پیدا می‌کنند. 

تئوری پررنگ مادری در جمهوری اسلامی و فشار مضاعف به زنان
در ادامه نشست مطرح شد که تعارض نقش خانوادگی و اجتماعی در جامعه ما رنگ بومی به خود گرفته است. مسئله این است که نقش مادری در جامعه ما اهمیت بسیاری دارد؛ به طوری که گاهی با نگاه های افراطی در این زمینه مواجه می شویم و شاید مابه ازای این نگاه ها را در متون و روایات دینی هم نتوان پیدا کرد. بار سنگین تربیت در جامعه ما بر دوش مادر است، اگر بچه‌ای بد شد، مادرش مقصر است و اگر این زن مسئولیت اجتماعی داشته باشد که بیشتر قصور داشته است. درحقیقت بار روانی سنگینی برای مادر وجود دارد. البته این به معنای نفی مسئولیت و نقش مادری نیست، ولی این گرانباری نقش، در واقع باعث شده است که با تعارض جدی تر بین مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی زنان روبرو باشیم.

فداکار در مخالفت با این نظر گفت: اما به نظر من مادری که در فرانسه است و دچار این تعارض می‌شود، ممکن است احساس کند که بچه من آن‌طوری که دوست داشتم نشده است؛ حالا در ایران مثلاً یک مادر ممکن است بگوید چرا بچه‌ام چادری نشد، ولی آن مادر فرانسوی بگوید چرا بچه‌ام در فلان زمینه توانمند نشده است. در حقیقت این تعارض به دلیل احساس مسئولیت زن نسبت به خانواده در او ایجاد می‌شود.

خانواده در جمهوری اسلامی روی دوش زن قرار گرفته است
حبیبی نیز در پاسخ به اظهارات فداکار خاطرنشان کرد: مسئله این است که در آن جوامع، این تعارض درونی و فردی شکل می‌گیرد، ولی در جامعه‌ای مثل جامعه ما، فرهنگ و سیاست‌های حاکم هم انگشت اتهام را به سمت مادر نشانه می‌روند. درحقیقت اتفاقی که افتاده این است که خانواده روی دوش زن قرار گرفته و زن، محور خانواده شده است. 

نقش پدر سنتی در خانه بسیار پررنگ بود/ الان پدرها اصلاً در تربیت فرزند حضور ندارند
این کارشناس‌ارشد فلسفه با طرح این پرسش که آیا در جامعه سنتی ما، با این‌که زن همیشه در خانه بوده، همه بار خانواده بر دوش زن قرار داشته است؟، گفت: من فکر نمی‌کنم این‌گونه بوده باشد. نقش پدر سنتی در خانه بسیار پررنگ بوده و این نقش در حال حاضر عوض شده است. الان پدرها اصلاً در تربیت فرزند حضور ندارند و همه بار خانواده بر دوش زن است. پسرها هم به‌گونه‌ای بار نمی‌آیند که مسئول باشند و نقش پدری را درک کنند؛ در حالی‌که در نگاه دینی، تربیت، وظیفه پدر است نه مادر و اصل وظیفه تربیت، متوجه پدر است و آن دنیا پدر مورد سؤال و مؤاخذه قرار می‌گیرد. 

در ساختارهای موجود نه تنها امتیازی به خاطر مادری به ما تعلق نمی‌گیرد، که بخشی از امتیازات‌مان را هم به‌مرور از دست می‌دهیم 
وی ادامه داد: ما مادران این توقع را از خودمان داریم که تربیت کاملاً در خانواده خودمان باشد و این بچه را به دست کسی نمی‌سپاریم، اما آیا واقعاً این میزان اهمیتی که خانواده برای مادر دارد، برای بقیه هم همین اهمیت را دارد؟؛ از پدر گرفته تا مدیر و مسئولی که مادر می‌خواهد با او کار کند و...؟! به نظر من بخشی از این مشکلات به این برمی‌گردد که ساختارهای موجود، مدرن است و به‌تبع هم زن را بدون بعد مادری‌اش در نظر گرفته است. در حال حاضر هم در این ساختار نه تنها امتیازی به خاطر مادری به ما تعلق نمی‌گیرد، که بخشی از امتیازات‌مان را هم به‌مرور از دست می‌دهیم؛ در هر دانشگاهی که بخواهیم وارد شویم، با بچه ما را راه نمی‌دهند و اصلاً نگاهی که وجود دارد این است که بعد از مادرشدن دیگر آن زن سابق نیستیم و توانایی گذشته را نداریم.

زهرا اخوان؛ کارشناس‌ارشد مهندسی‌پزشکی و مادر یک پسر سه ساله گفت: البته به نظر من چه بخواهیم و چه نخواهیم تا هفت سال بسیاری از بخش‌های تربیتی برعهده مادر است و از 7 سال تا چهارده سال، برعهده پدر قرار می‌گیرد. البته تا قبل از 7 سالگی، و حداقل تا 2 سالگی، پدر باید در هفته کمک‌حال مادر باشد تا مادر به کارهای شخصی و گاهی هم فعالیت اجتماعی‌اش برسد. چون به نظر من تربیت باید منحصر در خانواده باشد؛ نه حتی پدربزرگ و مادربزرگ.

سپس بیان شد، وقتی در مورد وضع موجود صحبت می‌شود، قطعاً با یک وضعیت مطلوبی مقایسه صورت می‌گیرد. اصل بحث این درگیری است که ما با حجم قابل توجهی از زنان تحصیل‌کرده‌ای مواجهیم که نه از سر تفنن و مدرک‌گرایی، که به خاطر علاقه و روحیه دانشگاهی‌شان درس خوانده‌اند و این افراد وقتی وارد عرصه خانواده و مادری می‌شوند، به خاطر مادری‌شان مجبور می‌شوند بسیاری از این موقعیت‌ها را کنار بگذارند. از آن سو اگر این مادرها مذهبی هم باشند، دغدغه تربیت خوب و انتقال ارزش‌هایشان را هم خواهند داشت و همه این‌ها در کنار هم باعث می‌شود که عملاً از موقعیت اجتماعی و دانشگاهی خود چشم‌پوشی کنند. با این وضعیت، این زنان دچار چالش جدی می شوند از یک طرف باید از استعدادهایشان چشم پوشی کنند از طرف دیگر این زنان نمی‌خواهند به دلایل تربیتی و روانشناختی فرزندانشان را به مهدکودک بسپارند، یا حتی برخی نمی‌خواهند به پدربزرگ و مادربزرگ‌هایشان بسپارند.

به نظر من باید تعریف از زن در دین را برای خودمان مشخص کنیم
فداکار با بیان این‌که بایستی با این ویژگی‌هایی که برای فرزندآوری به صورت غریزی در وجود زن گذاشته شده است، این اولویت مادری را دست‌کم نگیریم، ادامه داد: به نظر من سلسله‌مراتبی وجود دارد؛ خود فرد، خانواده فرد و اجتماع فرد و فرد بایستی این مراتب را در زندگی‌اش رعایت کند. این مراتب مبانی خاصی هم دارد؛ از نوع زیستی تا ویژگی‌های روانی و... که در روایات نیز نمود پیدا کرده است. به نظرم ما باید این سلسله‌مراتب را بپذیریم که اول در مقابل خودمان مسئولیم، بعد در مقابل خانواده و سپس در مقابل اجتماع‌مان. اگر این را حل کنیم، این مشکلات در آینده ایجاد نمی‌شود که بعد از مادرشدن به این فکر کنیم که حالا باید چه کار کنم؟ یعنی به نظر من باید تعریف از زن در دین را برای خودمان مشخص کنیم؛ یعنی دعوا بر سر اولویتی است که زنان باید در زندگی برای فعالیت‌های مختلف خود قایل شوند. 

آیا همه چیز برمی‌گردد به این اراده و تعیین تکلیف من؟!
حبیبی در مخالفت با فداکار گفت: به نظر من ما زنان همگی این سلسله‌مراتب را می‌دانیم؛ همه ما وقتی بچه‌‌دار شدیم، درس‌خواندن و کار کردن را کنار گذاشته‌ایم. یعنی تعیین تکلیف این سلسله‌مراتب، همه چیز نیست. من ارزش مادری را پذیرفته‌ام، مادر شده‌ام، به خاطر این مادری درس و اشتغالم را کنار گذاشته‌ام، اما آیا همه چیز برمی‌گردد به این اراده و تعیین تکلیف من؟!

نمی‌توان واقعیت اجتماعی موجود و فشارهای اجتماعی به هویت زن در این جامعه را نادیده گرفت
سپس زهرا مینایی؛ دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت و مادر یک نوزاد شش ماهه، اظهار داشت: هر فردی هویت‌ اجتماعی باید داشته باشد و این اولویت‌بندی به نظر من آنقدر تفکیک‌شده وجود ندارد. چه زنی هست که فکر کند خودش از جامعه‌اش جداست؟!؛ نمی‌توان واقعیت اجتماعی موجود و فشارهای اجتماعی به هویت زن در این جامعه را نادیده گرفت. من و مادرم با یکدیگر متفاوت هستیم؛ چراکه جامعه من با جامعه مادرم متفاوت است و آنقدر این تغییرات اجتماعی سریع بوده‌اند، که اصلاً نسل‌ها قابل قیاس با یکدیگر نیستند. به همان نسبت هم هویت زنان به سرعت تغییر می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت که من شبیه مادرم باشم.

اخوان نیز گفت: گاهی فردی ممکن است با رفتن موقت و کوتاه به جایی این احساس نیاز به فضاهای اجتماعی را در خود ارضا کند. فرد با توجه به شرایط خود باید تصمیم‌گیری کند. می‌توان در خانه بود و با برنامه‌ریزی کاری هم انجام داد. افراد باید این برنامه‌ریزی را براساس شرایط زندگی‌شان داشته باشند. یک دختر مجرد به یک شکل برنامه‌ریزی دارد، یک خانمی که چندین بچه دارد و حالا همه بچه‌هایش بزرگ شده‌اند، شکل دیگر. برخی هم در سنین جوان‌تر و فرزندآوری هستند. ما هم باید در این دوران برنامه‌ریزی کنیم تا آسیب‌های آن برای ما کمتر شود و بهترین استفاده نیز صورت گیرد. البته من معتقدم که حتی اگر در این چند سال یک مادر هیچ کاری هم انجام ندهد و صرفاً متمرکز بر مادری باشد، باز هم مفید است و چیزی از دست نداده است.

سپس بیان شد ‌که مسئله این است که بعد از اتمام این برهه که تقریباً هم طولانی است، بسیاری از فرصت‌های اجتماعی برای یک زن از دست رفته است. این مسئله، مسئله جدید جامعه ماست که امروزه با نسلی از زنان جوان تحصیل‌کرده مواجه شده‌ایم که هویت اجتماعی‌شان برایشان مهم است و ازطرفی علاقه دارند وظایف مادری خودشان را هم به خوبی انجام دهند.

مشکل هویتی نیست؛ ساختاری است
در ادامه مطرح شد که مشکل اصلی هویتی نیست، بلکه ساختاری است. یکی از اساتید دانشگاه می‌گفتند در آمریکا موقع درس‌دادن یکی از دانشجویان دوره دکتری که آقا بودند بچه در آغوش به کلاس می‌آمد. این بچه سر درس، گریه می‌کرد، سرو صدا می‌کرد و... و کسی هم اعتراضی نداشت، ولی الان در ایران یکی از زنان ما بخواهد بچه را با خودش سر کلاس ببرد، چه برخوردی با او می‌شود؟! اصلاً باردار که می‌شوی این فشارها شروع می‌شود. ازطرفی بحث تربیت فرزند درگذشته تا این حد برای خانواده‌ها مسئله نبوده است، ولی الان مادرها و خانواده‌ها حساسیت‌های ویژه‌ای از این نوع هم دارند. ما حتی یک کتاب درست بومی‌شده تربیتی هم برای مادرانمان تولید نکرده‌ایم که خیال آن‌ها حداقل از این بابت راحت باشد و نخواهند برای یک مسئله فرزندشان کلی بگردند و بررسی فردی کنند.

مینایی در تأیید این اظهارات گفت: به نظر من این حرف کاملاً درست است؛ از یک جهت به مادر مدام این فشار وارد می‌شود که فرزندت را طبق این اصول تربیت کن، هزار تا دستورالعمل پیش پای فرد می‌گذارند و اگر آن‌ها را انجام ندهد به او انگ مادر بدبودن می‌زنند. از طرف دیگر به او می‌گویند تو چرا خانه نشستی و کاری نمی‌کنی.

خیلی خوب است که زن، مادر باشد، ولی مادری در شرایط فعلی باید چگونه باشد؟
حبیبی نیز اظهار داشت: من فکر می‌کنم مادران نسل قبل، مشکل هویتی نداشتند. آنها اگر کار هم می‌کردند کارشان داخل خانواده بود، یا این‌که کار می‌کردند تا بچه‌هایشان آینده بهتری داشته باشند، نه خودشان. مادر نسل قبل اصلاً این‌طور فکر نمی‌کرده که اگر سرکار نروم شخصیت اجتماعی‌ام مخدوش می‌شود یا آینده کاری خودم لطمه می‌بیند. ازطرفی حساسیت‌های ویژه تربیتی نسل امروز مادران را هم نداشتند، اما نسل ما که ازقضا می‌خواهند بچه‌هایشان تربیت بهتری هم داشته باشند، این مشکلات را دارند. 

این مادر با بیان این‌که ما می‌دانیم خیلی خوب است که زن، مادر باشد، ولی مادری در شرایط فعلی باید چگونه باشد؟ در این شرایط باید چه کرد؟، خاطرنشان کرد: من دو سال خانه بودم و فرزندم را بزرگ کردم؛ راضی هم هستم، اما الان می‌بینم که بعد از این 2 سال، این تنهایی من، روی فرزندم هم تأثیر می‌گذارد. این مدت کسی برای من برنامه‌ای نداشته است و این اتفاق حتی مانع مادری من هم می‌شود.

مدلی برای تربیت بچه‌هایمان نداریم
همچنین اخوان در ادامه گفت: ما یک مشکل داریم؛ یکی اینکه مدلی برای تربیت بچه‌هایمان نداریم. اگر مثلاً یک پک آموزشی وجود داشت که به مادران آموزش می‌داد، بسیار کمک‌کننده بود؛ در حالی‌که الان یک مادر تمام‌وقت درگیر تربیت فرزندش است. انتظاری که از مراکز دینی می رود این است که این حداقل‌ها را برای من مادر فراهم کند تا تمام‌وقت او صرف تربیت فرزند نشود و مدام نخواهد سرچ و جستجو کند که در مقابل رفتارها و مشکلات فرزندش، چه برخوردی داشته باشد. 

شترسواری دولادولا نمی‌شود!
اما فهیمه فداکار در مخالفت با این اظهارات، بیان داشت: من هم‌چنان معتقدم که ما مادرها الزامات انتخاب خود را نمی‌خواهیم بپذیریم. این پذیرش، بسیار مهم است. درست است که وقتی حمایت هم نباشد، تغییرات فرهنگی به سختی و در زمانی طولانی‌تر انجام می‌پذیرد، ولی به نظر می‌رسد جایی در ذهن مادرها نیز مشکل وجود دارد. من متوقع هستم که با بچه چند ماهه‌ای که دل‌درد کولیکی هم دارد، به فلان درس و مباحثات علمی و اجتماعی هم برسم. خب این نشدنی است. البته حمایت‌ها هم مهم است. مثلاً به‌تازگی برای دختران دانشجو که مادر می‌شوند، تسهیلات مرخصی در نظر گرفته می‌شود؛ درصورتی‌‌که باید این اتفاق زودتر رخ می‌داد، یا این‌که جایی حتی برای شیردهی مادرها در نظر نمی‌گیرند. اما به نظر من خود زن‌ها هم مشکل دارند و فکر می‌کنند اگر مثلاً تحصیلات نداشته باشند، خیلی بد است؛ در صورتی‌که این‌طور نیست. مشکل زنانی که دچار مسئله هستند این است که نمی‌خواهند بپذیرند شترسواری دولادولا نمی‌شود. من اگر مادری و این نقش را پذیرفته باشم، قبول هم خواهم کرد که الان نمی‌توانم در فلان محیط علمی فعالیت داشته باشم؛ چند سال بعد هم پشیمان نخواهم شد. اگر فردی پشیمان بشود، یعنی این تعیین تکلیف را با خودش نکرده است. اگر زنی مادری را انتخاب کرد، نباید با این مسایل دچار مشکل شود.

من انتخاب کرده‌ام و باید پای انتخاب خودم بایستم
این دانشجوی دکتری مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی افزود: به نظر من ما نمی‌توانیم به دلیل بالارفتن یکی در موقعیت اجتماعی، ناراحت شویم و همه این مشکلات به این دلیل حادث می‌شود که ما تعیین تکلیف با خودمان نکرده‌ایم. من انتخاب کرده‌ام و باید پای انتخاب خودم بایستم.

شما به گرایشات توجه ندارید
مینایی در پاسخ به فداکار گفت: اما به نظر من شما خیلی سقراطی نگاه می‌کنید؛ سقراط معتقد بود که انسان وقتی بفهمد که شجاعت چیست، ناخودآگاه شجاع می‌شود، ولی ارسطو معتقد بود که سقراط گرایشات را در نظر نگرفته است. شما هم به گرایشات توجه ندارید. 

فداکار نیز در جواب گفت: من به گرایشات توجه دارم و معتقدم که بین گرایشات و بینش‌ها نسبت مستقیمی وجود دارد و در این مقوله به شدت گرایشات را مؤثر می‌دانم و معقتدم گرایش به مادری اصلاً کم‌رنگ نیست، اما آدم مجبور به انتخاب است. ما مادرها باید درونی با خودمان تعیین تکلیف کنیم و پای تبعات انتخاب خودمان هم بایستیم.

بایستی بازتعریفی از فعالیت اجتماعی زنان داشته باشیم/ تعریف فعالیت‌های اجتماعی با محوریت مادری
مینایی اظهار داشت: اما من فکر می‌کنم که ساختار اجتماعی باید به گونه‌ای برای مادر طراحی شود که هم بتواند مادری کند و هم فعالیت اجتماعی داشته باشد. این‌گونه ما می‌توانیم مسئله مادری را حل کنیم. ازطرفی باید بازتعریفی از فعالیت اجتماعی داشته باشیم. فعالیت اجتماعی به چه معناست؟ آیا فقط اشتغال و تحصیلات فعالیت اجتماعی تعریف می‌شود؟ کاری که باید صورت بگیرد این است که فعالیت‌های اجتماعی‌ای تعریف شود با محوریت مادری. مثلاً ثبت لحظه‌های بزرگ‌شدن بچه می‌تواند به عنوان یک داده علمی برای کارهای پژوهشی تلقی شود. 

این دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت با اشاره به نظریه تربیتی پیاژه گفت: پیاژه نظریه تربیتی خود را از همین طریق ارایه کرده است؛ یعنی گروه‌هایی با محوریت مادری و فعالیت پژوهشی تشکیل شود. با این روش، فعالیت اجتماعی وارد خانه می‌شود و یا خانواده به حوزه اجتماع ورود پیدا می‌کند؛ یعنی اگر چنین ساختارهایی تعریف کنیم، می‌توانیم فعالیت‌های اجتماعی را برای یک مادر تعریف کنیم.

نباید مادری را کمی دید
وی افزود: به نظر من باید این دو را با روش‌های مختلف جمع کرد. مرد هم باید کمک‌کننده باشد. خیلی اوقات دخترانی که مادر شاغل دارند، می‌گویند ما حسرت این را داریم که وقتی زنگ خانه را می‌زنیم مادرمان در را باز کند یا یک غذای گرم بخوریم. آیا اینها نیازهای طبیعی یک انسان است؟ چرا فرزند من فکر نمی‌کند که مادر من استعدادی دارد و در قبال جامعه هم مسئول است و این‌که الان در خانه حضور ندارد، به خاطر این مسئولیت‌اش است و من به عنوان بچه باید این را بپذیرم؟ 

این مادر با تأکید بر این‌که من معتقدم جامعه باید آنقدر برای فعالیت اجتماعی یک مادر ارزش قایل شود که بچه هم این را درک کند و بفهمد، اذعان داشت: ازطرفی کیفیت حضور مادر در خانه هم مهم است و نباید مادری را کمی دید. حتی در سن صفر تا دو سال هم به نظر من می‌توان با تغییر ساختارها به مادرهای مستعد نیز کمک کرد. من معتقدم این انتخاب‌گری مادری باید دوطرفه باشد و ماندن کنار بچه 24 ساعته و تمرکز بر تربیت کمی، درست نیست.

جامعه مسئول است و باید تغییر کند/ لزوم تسهیل فرآیند مادری
حبیبی نیز اظهار داشت: به نظر من هم همه چیز دست فرد نیست؛ جامعه هم مسئول است و باید تغییر کند تا این فرآیند مادری تسهیل شود. ازطرفی نمی‌توان توانایی وجودی خود را نادیده گرفت و یا فشارهای ساختاری را کنار گذاشت. لذا همه چیز فردی و قایم به فرد نیست.

انتهای پیام/ 900710


نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱
0
0
مادري كمي نيست.
چه بسا مادراني كه صبح تا شب با فرزندشان هستند دريغ ازينكه حرفي يا جمله اي تاثيرگذار از دهانشان خارج شود كه ذهن فرزند را به چالش بكشد و او را به تفكر واردارد.
هستند مادراني هم كه تنها با يك ربع حرف زدن با فرزندشان چنان تحولي را در او بوجود مي آورند كه تا سالها آن يك ربع در ذهن فرزند باقي مي ماند.
زد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱
0
0
بسیار خوب
این رجوع به تجربه زیسته افرادی که کارشناس هم هستند کار خیلی خوبی بود
ادامه دهید
اصلا مجموعه تعریف کنید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱
0
0
فرهیختگی ربطی به میزان تحصیلات ندارد. چه بسا مادران تحصیلکرده ای که خود به باتلاق رفتند و چه بسا مادران بی سوادی که حداقل سه مرد را به معراج بردند یکی پدرشان یکی همسرشان و یکی پسرشان.
و آنها بسیاری از مادران شهدا هستند که اگر آنها نبودند امروز شما باید زیر دست ابوبکر بغدادی دخیل دخیل میکردید به جای اینکه اینجا به بیان احساسات به دور از عقل فمینیستی خود بپردازید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۵
0
0
به نظر شما مسولیت اجتماعی زن و تاثیرات مثبتی که میتواند در جامعه داشته باشد فقط این است که مستقیما وارد صحنه شود؟حتی در آن دورانی که فزند نیاز به آرامش در کنار مادر بودن را دارد؟ آ یانمی شود با کنار گذاشتن فعالیت اجتماعی و متمرکز شدن روی تربیت فرزندان و با تحویل فردند خوب و اثر گذار به جامعه،تکلیف اجتماعی خود را ادا کرد؟
اینکه مثال زدید بچه توقع دارد وقتی وارد خانه میشود غذای گرم باشد، در صورتی که باید به این درک برسد که مادر او هم استعداذ دارد و...وقعا فکر میکنید فقط اجتماع در شکل گیری ااین احساس نیاز فرزند به حضور مادر -حتی در سن 15 سالگی- موثر است،یا اینکه واقعا یک نیاز غریزی است که خدا پاسخ به این نیاز را فقط در وجود و حضور مادر گذاشته است؟ امساله اصلی غذا نیست بلکه حضور مادر در خانه است که به انسان آرامش میدهد. و با نگاه به مواردی که در اطرافیان و جامعه میبینیم ،متوجه میشویم که داشتن این آرامش و یا محرومیت از آن در زندگی خانوادگی و اجتماعی آینده او هم تاثیر قابل توجهی خواهد گداشت...
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار