پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۰۶۱۹
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۷
نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد؛
ماده مصرفی غالب زنان بی‌خانمان وابسته به مواد، شیشه بود؛ به‌طوري‌که 52 نفر از آن‌ها یا به تنهایی شیشه و یا مواد مصرفی دیگري را که اغلب شیشه و هرویین بود، مصرف می‌کردند.


پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مصرف مواد در زنان به‌ویژه مصرف تزریقی با آسیب‌هاي دیگر اجتماعی مانند فرار از منزل و روسپی‌گري همراه است. اعتیاد در زنان به‌ویژه زنان بی‌خانمان وضعیت آن‌ها را از لحاظ اقتصادي وخیم‌تر می‌کند؛ لذا براي حمایت اقتصادي به مردان وابسته‌تر می‌شوند و این موضوع باعث گسترش فحشا می‌شود.

به گزارش مهرخانه، برپایه اظهارنظر سازمان جهانی بهداشت یکی از ده بیماری که در سال 1990 میلادي در جهان موجب بیشترین میزان ناتوانی در آدمیان شده، سوءمصرف مواد و الکل است؛ امروزه این آشفتگی به یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جوامع‌بشري تبدیل شده است.

همچنین یک پژوهش کیفی در مورد تعیین مشکلات اجتماعیِ در اولویت ایران، از دید صاحب‌نظران با کاربرد روش دلفی نشان داد که 15 مشکل، مورد اجماع افراد صاحب‌نظر است که اولین آن‌ها اعتیاد است.

رفتارهای پرخطر زنان معتاد بیشتر از مردان معتاد
در مورد اعتیاد زنان در مقایسه با مردان تفاوت‌هایی مشاهده ‌شده است. از یک‌سو میزان مصرف تزریقی مواد در زنان، کمتر از مردان و از سوي دیگر رفتارهاي پرخطر در زنان برابر یا حتی بیشتر از مردان است. به‌عنوان‌مثال مصرف سرنگ مشترك در زنان بیش از مردان است. در بررسی معتادان تزریقی شهر تهران، گزارش ‌شده است که بیشتر زنان مصرف‌کننده تزریقی مواد، در شرایط بد بهداشتی زندگی می‌کنند و براي ادامه زندگی دست به تن‌فروشی می‌زنند.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مصرف مواد در زنان به‌ویژه مصرف تزریقی با آسیب‌هاي دیگر اجتماعی مانند فرار از منزل و روسپی‌گري همراه است. اعتیاد در زنان به‌ویژه زنان بی‌خانمان وضعیت آن‌ها را از لحاظ اقتصادي وخیم‌تر می‌کند؛ لذا براي حمایت اقتصادي به مردان وابسته‌تر می‌شوند و این موضوع باعث گسترش فحشا می‌شود.

همچنین در زنان مصرف‌کننده مواد، احتمال وقوع بزهکاري و ارتکاب جرم بالا می‌رود؛ شایع‌ترین نوع بزهکاري آن‌ها، جرایم مالی نظیر سرقت از منزل و مغازه‌ها، حمل و توزیع مواد مخدر و روسپی‌گري است.

احتمال وقوع خشونت در زنان معتاد 6 برابر بیشتر از زنان عادی
احتمال وقوع خشونت در زنان با مصرف مواد مخدر 6 برابر و با مصرف الکل تا 3 برابر افزایش می‌یابد. پژوهش‌هاي زیادي نشان می‌دهند افراد وابسته به دارو، دست‌کم از یک اختلال روانی دیگر نیز رنج می‌برند. به‌عنوان مثال گرایش‌هاي رفتاري جامعه‌ستیزي در بسیاري از معتادان مشاهده شده است. نتایج‌ یافته زیمرمن و کوریِل نشان داد 17.2 مرتبه بیشتر احتمال دارد که همزمان داراي اختلال شخصیت ضداجتماعی نیز باشند. پژوهش رضایی، حیدري‌پور و قدمی نشان داد که افراد معتاد همچنین داراي طرح‌واره‌هاي ناسازگار اولیه هستند؛ مثلاً آنها احساس می‌کنند دیگران نسبت به آن‌ها بی‌اعتماد و بدرفتارند و یا این‌که آن‌ها را رها خواهند کرد.

پژوهش حاضر راجع به طرح‌واره‌هاي ناسازگار اولیه این گروه که زیربناي آن را نگرش‌هاي نادرست نسبت به خود، محیط و جامعه تشکیل می‌دهد و نیز برآورد میزان ویژگی شخصیتی جامعه‌ستیزي در این قشر است که می‌تواند ما را به شناخت بیشتر و راهکارهاي درمانی جدیدتري رهنمون کند.

روش تحقیق
روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماري شامل تمام زنانی بود که اولاً، وابسته به مواد بودند؛ یعنی مشکل سوءمصرف و یا مصرف تفننی نداشتند و ثانیاً، حداقل دو ماه بی‌خانمان بودند.

با توجه به این‌که حجم جامعه آماري حدود 800 نفر بود، با استفاده از روش نمونه‌گیري دردسترس براي انتخاب نمونه، 25 نفر زن وابسته به مواد از خانه خورشید و خوابگاه زنان تولد دوباره در شهر تهران و 35 نفر از تمام پارك‌هاي جنوب شهر تهران و درکل 60 نفر انتخاب شدند. براي برخی از آزمودنی‌ها که سواد و یا توانایی تکمیل‌کردن پرسش‌نامه‌ها را به‌تنهایی نداشتند، سؤال‌ها توسط آزمون‌گر یک‌به‌یک خوانده و سپس علامت‌گذاري شد.

شیشه؛ ماده مصرفی غالب زنان معتاد بی‌خانمان
ماده مصرفی غالب زنان بی‌خانمان وابسته به مواد، شیشه بود؛ به‌طوري‌که 52 نفر از آن‌ها یا به تنهایی شیشه و یا مواد مصرفی دیگري را که اغلب شیشه و هرویین بود، مصرف می‌کردند.

میانگین سن 53 نفر از آنان 38.91 با دامنه سنی 22 تا 57 سال بود. 7 نفر سن خود را اعلام نکردند. تنها یک‌ششم از آنان همسر داشتند که آن هم با افرادي مثل خودشان عقد موقت کرده و بقیه همگی مطلقه، بیوه و یا در حال متارکه بودند و فرد مجرد و دوشیزه در آن‌ها وجود نداشت. از نظر سطح تحصیلات نیز 42 نفر یا بی‌سواد یا تا مقطع راهنمایی و 13 نفر نیز تا مقطع متوسطه درس خوانده بودند. 5 نفر نیز داراي تحصیلات دانشگاهی بودند.

بالابودن سطح جامه‌ستیزی زنان معتاد بی‌خانمان
سطوح جامعه‌ستیزي اکثر زنان مورد مطالعه بالا است. نتایج آزمون فرضیه اول نشان داد که دامنه نمره‌هاي جامعه‌ستیزي زنان بی‌خانمان وابسته بین 45 تا 94 است. حدود 50% نمره‌ها بین 68 تا 76 با میانگین 70.27 بود.

نتایج آزمون فرضیه دوم نشان داد به‌طورکلی همه طرح‌واره‌هاي ناسازگار در زنان بی‌خانمان وابسته به مواد بالا است، بالاترین میانگین مربوط به زیرمقیاس‌های ایثار (25.77) و پایین‌ترین میانگین مربوط به زیرمقیاس‌های وابستگی/ بی‌کفایتی (16.63) و خود تحول‌نایافته/ گرفتار (16.59) بود.

دامنه نمره‌های اکثر مقیاس‌ها متناسب با دامنه نظری از 5 تا 30 بود. بعد از زیرمقیاس ایثار گروه مورد مطالعه به ترتیب در زیرمقیاس‌های رهاشدگی/ بی‌ثباتی (24.25) محرومیت هیجانی (23.85)، انزوای اجتماعی/ بیگانگی (23.48)، بی‌اعتمادی/ بدرفتاری (23.45) و بازداری هیجانی (21.82) نمره‌های بالاتری را کسب کردند.

نتایج نشان داد که اکثر زیرمقیاس‌ها از همبستگی متوسط و برخی از همبستگی متوسط با بالا برخوردار بودند. به‌جز دو مورد (همبستگی بین ایثار و وابستگی/ بی‌کفایتی و همبستگی بین ایثار و خویشتن‌داری/ خودانظباطی) که صفر یا در حد صفر است، سایر همبستگی‌ها از 0.05 شروع و تا 0.61 گسترش داشت

برای تحلیل دقیق‌تر از جامعه‌ستیزی به‌عنوان متغیر ملاک و از نمره‌های 15 طرح‌واره در نقش متغیرهای پیش‌بینی استفاده شد. همبستگی بین زیرمقیاس انزواطلبی اجتماعی/ بیگانگی و جامعه‌ستیزی 0.35 بود.  ضرایب همبستگی بین جامعه‌پذیری/ ایثار 0.30 و با خویشتن‌داری/ خودانضباطی ناکافی 0.25 بود، اما سایر ضرایب همبستگی معنادار نبودند.

با مقایسه یافته‌هاي پژوهش‌هاي دیگر با این پژوهش که اختصاص به زنان وابسته به مواد بی‌خانمان داشت، در یک نگاه می‌توان دریافت که جامعه‌ستیزي در زنان معتاد بی‌خانمان درصد بسیار بالاتري را دارد؛ صرف‌نظر از مقدار جامعه‌ستیزي اولیه (قبل از اعتیاد و بی‌خانمانی)، احتمالاً به‌تدریج در این افراد به‌خاطر شرایط زندگی نامطلوب، جامعه‌ستیزي بیشتري رشد کرده است و یا این‌که زندگی در چنین شرایطی این چنین خصوصیتی را بیشتر می‌طلبد.

زندگی در قله جامعه‌ستیزي
زندگی با شرایط دشوار بی‌خانمانی، مستلزم هنجارشکنی، درآوردن خرج سنگین روزانه مواد از هر طریقی مانند روسپی‌گري، گدایی، جمع‌آوري ضایعات، خرید‌و‌فروش مواد، دوره‌گردي، دزدي و جزآن از یک‌سو، و درگیري روزانه با پلیس، سابقه‌هاي متعددتر زندان به نسبت معتادان دیگر، تحمل فضاهاي خشونت‌آمیز گداخانه‌ها، اردوگاه‌هاي اجباري و رفتارهاي بد خانواده، اطرافیان و حتی نگرش بسیار منفی مردم اجتماع دست کم به‌خاطر ظاهر ناپسند آن‌ها از سوي دیگر؛ این افراد را مجبور می‌کند براي گذران زندگی، تاوان شدیدتري بپردازند و بدون این‌که متوجه باشند هر روز بیشتر در آن غرق شوند. در واقع زندگی این افراد، زندگی در قله جامعه‌ستیزي است.

یکی از سبک‌هاي رایج در والدین افراد وابسته به سوءمصرف مواد، کم‌عاطفه‌بودن، کنترل‌گرایی افراطی و تندخویی است
یکی از سبک‌هاي رایج در والدین افراد وابسته به سوءمصرف مواد، کم‌عاطفه‌بودن، کنترل‌گرایی افراطی و تندخویی است که می‌تواند فرد را براي گرایش به مواد در سنین نوجوانی و جوانی مستعد کند. یکی از تبیین‌هاي احتمالی پژوهش حاضر این است که با توجه به گذشته نامساعد و بحران‌هاي زندگی این زنان و محرومیت‌هایی که آن‌ها در زندگی خود و شرایط زندگی بی‌رحمی که در خارج از خانه و بی‌خانمانی تجربه کرده‌اند، تجربه‌هایی مانند بی‌اعتمادي حتی به نزدیک‌ترین اطرافیان، خیانت، رهاشدگی از جانب نزدیکان، احساس مورد سوءاستفاده قرارگرفتن و قربانی‌شدن در زندگی، احساس تفاوت داشتن با دیگران بوده است، که طرحواره‌هایی مثل رهاشدگی، محرومیت هیجانی، بی‌اعتمادي / بدرفتاري، انزواي اجتماعی/ بیگانگی و بازداري هیجانی را در آنان شکل داده است.

تبیین احتمالی دیگر این است که در خانواده‌هایی که کودکان حمایت اجتماعی لازم را دریافت نمی‌کنند، ممکن است به روابط با دیگران و هنجارهاي اجتماعی بی‌توجه باشند و استحقاق/ خودبزرگ‌بینی در آن‌ها رشد کند یا این‌که به خواسته‌هاي دیگران بیش‌ازحد اهمیت دهند و نیازهاي خود را نادیده بگیرند و ایثار و معیارهاي سرسختانه/ عیب‌جویی در آن‌ها رشد یابد.

لازم به ذکر است پژوهش حاضر با عنوان "رابطه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه و جامعه‌ستیزی در زنان بی‌خانمان وابسته به مواد"، توسط دکتر هادی بهرامی و الهام کرمی انجام و سال 1392 در فصل‌نامه علمی- پژوهشی روانشناسی کاربردی منتشر شده است.

انتهای پیام/ 930610

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: