پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۰۹۹۵
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۷:۲۲
پاسخ دکتر سید علی آذین به مسئول کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد؛
دکتر سید کاظم فروتن؛ مسئول کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد، طی ارسال نامه‌ای به این پایگاه تحلیلی- خبری خطاب به دکتر آذین، نکاتی را پیرامون مباحث گفته‌شده توسط ایشان، متذکر شدند که متن آن نامه در خروجی این پایگاه قرار گرفت. با توجه به حق آقای دکتر سید علی آذین در پاسخ‌گویی به نامه منتشره، ایشان نیز در قالب نامه‌ای ارسالی به پایگاه مهرخانه، به ذکر نکاتی پیرامون انتقادات دکتر سید کاظم فروتن پرداختند.
چندی پیش نشست جامعه و سلامت جنسی به همت گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد و دکتر سید علی آذین؛ متخصص پزشکی اجتماعی و فلوشیپ سلامت جنسی و عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی، در این نشست به ایراد سخنرانی درخصوص بحث سلامت جنسی در ایران پرداختند. پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه نیز با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، این نشست را مورد پوشش قرار داد. پس از آن دکتر سید کاظم فروتن؛ مسئول کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد، طی ارسال نامه‌ای به این پایگاه تحلیلی- خبری خطاب به دکتر آذین، نکاتی را پیرامون مباحث گفته‌شده توسط ایشان، متذکر شدند که متن آن نامه در خروجی این پایگاه قرار گرفت. با توجه به حق آقای دکتر سید علی آذین در پاسخ‌گویی به نامه منتشره، ایشان نیز در قالب نامه‌ای ارسالی به پایگاه مهرخانه، به ذکر نکاتی پیرامون انتقادات دکتر سید کاظم فروتن پرداختند.

شایان ذکر است فارغ از محتوای نشست و نامه‌های ارسالی توسط دو کارشناس خبره، رویکرد پایگاه تحلیلی خبری مهرخانه در این زمینه برای مخاطبینی که به طور مستمر اخبار و مقالات پایگاه را مطالعه می‌فرمایند، روشن است. مهرخانه ضمن ابراز نگرانی از موسع‌شدن مفهوم سلامت جنسی در نظام بین‌المللی و تلاش برای اشاعه این رویکرد در همه جوامع، لزوم ارایه الگو در این زمینه بر اساس نگاه بومی و رویکردهای دینی را لازم و واجب دانسته و در این راستا تلاش‌هایی را نیز صورت داده است.

متن نامه دکتر سید علی آذین، به شرح زیر است:

استاد ارجمند، جناب آقای دکتر فروتن
با سلام و احترام


بسیار سپاسگزارم که نظرات خود را در خصوص آنچه در نشست انجمن جامعه‌شناسی مطرح شده بود، به شکل مکتوب منتشر کردید. قطعاً این اقدام تاییدکننده حساسیت موضوع از دیدگاه شما و احساس مسئولیتی است که همیشه از آن برخوردار بوده‌اید. اگرچه آن‌چه پایگاه‌های خبری مختلف منتشر کردند متن سخنرانی بنده نبوده است، ولی انصافاً خبرنگاران پایگاه مهرخانه گزارشی نسبتاً حرفه‌ای از مجموعه صحبت‌های آن روز تهیه کرده بودند. لذا من تنها سعی می‌کنم در خصوص برخی نکاتی که جنابعالی در نامه خود مطرح کرده‌اید، توضیحاتی را ارایه نمایم.

1.    فرموده‌اید که در سخنان من به عنوان یک متخصص پزشکی‌اجتماعی، دغدغه یک فرد مسلمان برای جامعه اسلامی ‌دیده نمی‌شود. در همان بند و کمی ‌جلوتر نیز به بیگانه‌بودن برخی متخصصین با رهنمودهای دینی و ناکافی‌بودن مطالعات دینی بنده اشاره داشته‌اید. در این خصوص هیچ بحثی ندارم؛ چون آنان که من را از نزدیک می‌شناسند، بهتر می‌توانند در مورد دانش و مطالعات دینی من قضاوت و اظهارنظر کنند و البته مسلمان‌بودن واقعی این روزها خود حکایتی دیگر است، اما یک نکته را کاملاً درست تشخیص داده‌اید و تصریح شما باعث خوشحالی است؛ یعنی من به عنوان یک متخصص پزشکی اجتماعی اصولاً باید در حوزه تأمین سلامت مردم فرادینی، فراجنسیتی و فراقومیتی بیاندیشم و عمل کنم. در نظام سلامت، هدف ما حفظ و ارتقاء شاخص‌های سلامت برای هفتادواندی میلیون جمعیت کشور است که می‌توانند اعتقادات گوناگونی داشته و سبک‌های مختلف زندگی را انتخاب کرده باشند. قطعاً من به عنوان یک مسلمان تمایل دارم نسخه‌ای را برای زندگی مردم ترویج کنم که با اصول و ارزش‌های دینی‌ام هم‌پوشانی کامل داشته باشد، اما نباید فراموش کرد که واقعیات جامعه و مسئولیت ما در تأمین سلامت مردم، گاه الزامات دیگری دارد. نظام سلامت نمی‌تواند نسبت به جان افرادی که به عنوان مثال رفتار جنسی پرخطر دارند یا بی‌احتیاط رانندگی می‌کنند یا وابستگی به الکل دارند و... بی‌تفاوت و غیرپاسخگو باشد. همکاران من نسبت به تأمین سلامت آن زن و مرد مؤمن و معتقد همان‌قدر مسئول هستند که آن زن کارگر جنسی. طبیعی است که نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که همه مردم مطابق نگرش و نظام اعتقادی ما عمل کنند؛ لذا این موضوع را در همه برنامه‌ریزی‌های حوزه سلامت باید مدنظر داشته باشیم و اگرنه بین تناسب مداخلات ما با نیازهای سلامت جامعه از عرش تا فرش فاصله خواهد افتاد.

در همین حال برخلاف برداشت شما، این‌جانب هیچ‌گاه نقش مذهب را در تعالی و حفظ اخلاق انسانی زیر سؤال نبرده‌ام. چگونه چنین چیزی ممکن است وقتی غایت نهایی دین اسلام را اتمام مکارم اخلاقی می‌دانیم و مدال افتخار پیامبر (ص) ما "خلق عظیم" بوده است؟!

برخلاف ادعای شما اتفاقاً چون به لطف خدا مطالعات دینی مفصلی دارم، توانسته‌ام تا حدی بین روح و مغز اصول دینی و آن‌چه امروزه به نام دین به مردم ارایه می‌شود، تمایز قایل شوم و اگرنه من هم مثل بسیاری از هم‌سن‌وسال‌های خود و از همه مهم‌تر نسل جوان فعلی، در این خصوص با تردیدهای جدی مواجه می‌شدم! در این میان توفیق نشست و برخاست با علمای دین و شاگردی آن‌ها و حتی وصلت خانوادگی با آن‌ها، باعث شد تا ببینم که هستند مردان خدایی که دین را دست‌آویز کسب دنیای خود قرار نداده‌اند. احتمالاً جنابعالی بیش از من اهل مسجد و اقامه نماز جماعت هستید. این‌بار که در مسجد حاضر شدید با شمارشی ساده، نسبت افراد حدوداً زیر 40 سال را در مقایسه با کل جمعیت نمازگزاران محاسبه کنید. من بارها این کار را کرده‌ام؛ چراکه دغدغه بنده نسبت به دین و جامعه چندان کمتر از شما نیست.

2.    خوشحالم که ظاهراً در مورد حقوق بشری بودن موضوع سلامت جنسی با بنده هم‌عقیده هستید. تنها نمی‌دانم چگونه ذهن‌خوانی کرده‌اید و فرض را بر این گذاشته‌اید که بنده وکیل یا نماینده آن چه سازمان ملل متحد می‌گوید هستم. اصرار شما بر "حقوق بشر اسلامی" است که برخورداری مردم از سلامت جنسی در همین چارچوب هم مورد تأکید است و اسلام به تصریح قرآن کریم هیچ میانه‌ای با رهبانیت و سایر بدعت‌های ظاهراً دینی ندارد.

3.    در بخشی از نامه خود وجود شواهد علمی ‌برای لزوم آموزش جنسی را زیر سؤال برده‌اید و مدعی شده‌اید که شواهدی علمی‌ وجود دارند که نشان می‌دهند این آموزش‌ها رفتارهای نامناسب جنسی را کاهش نمی‌دهند یا صرفاً آن‌ها را بهداشتی‌تر می‌کنند. من فقط گوشه‌ای از مستندات خود را در اختیار مدیر محترم پایگاه مهرخانه قرار می‌دهم و اگر لازم باشد ده‌ها مورد دیگر نیز در اختیار دارم، اما توقع دارم شما نیز مستندات "علمی- پژوهشی" خود را در اختیار همین پایگاه قرار دهید.

ضمن آن‌که تأکید می‌کنم آموزش مناسب و به‌موقع تنها به زعم شما رفتار جنسی را بهداشتی‌تر نمی‌کند، بلکه اصولاً شروع رفتار و فعالیت جنسی را در مجموع به تعویق می‌اندازد؛ به‌ویژه اگر در فواصل مناسب تکرار شود.

4.    قطعاً نیروی انتظامی ‌موظف است در چارچوب قانون با فساد و فحشا برخورد کند، اما در نامه شما دقیقاً تعبیری که مورد اعتراض بنده است، تکرار شده است. یعنی شما هم "خانه مجردی" را الزاماً معادل "فساد و فحشا" می‌دانید. تشبیه "مجرد بودن" به "بیماری واگیردار" و بیمار خواندن چند میلیون از جمعیت کشور هم به لحاظ اخلاقی چنان غیرقابل قبول است که من آن را از سوی استادی در حد و اندازه‌های شما تنها به عنوان یک اشتباه قلمی‌تلقی می‌کنم، اما در مورد اشاره به آیه شریفه 32 از سوره نور لازم می‌دانم توضیحاتی را عرض کنم. این آیه علاوه بر تشویق ازدواج به شکل عمومی، بر این موضوع تأکید دارد که مبادا صرفاً به واسطه نگرانی از فقر و مشکلات اقتصادی از این عمل رویگردان شوید. همان‌گونه که امام صادق علیه‌السلام به آن استناد می‌کنند و می‌فرمایند: "هرکس از ترس فقر ازدواج نکند، نسبت ‏به لطف خداوند بدگمان شده است؛ چراکه خداوند می‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند، خداوند از فضل و کرم خود بی‌نیازشان می‏کند." (من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251)

رسول گرامی ‌اسلام (ص) نیز آن را سنت خود می‌داند و نیک می‌دانیم که به توصیه قرآن، ایشان بهترین اسوه و الگو برای ما هستند.

اگر شما با خواندن تنها جملاتی از سخنان بنده در یک برنامه 2 ساعته تشخیص داده‌اید که چندان دغدغه اسلامی ‌ندارم، شاید علت این است که ترجیح می‌دهم به کار تخصصی خود بپردازم و در رسیدن به اهداف خود در حوزه سلامت به شکل هم‌زمان از سایر متخصصین حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و دینی نیز استفاده کنم.

ضمناً باید تأکید کنم که عمده افراد مجرد در جامعه ما این امر را اختیار نکرده‌اند و اتفاقاً برخلاف آن‌چه شما فرموده‌اید قلباً می‌خواهند که وضعیت خود را تغییر دهند. موضوع بسیار پیچیده‌تر از آن است که بخواهیم به سادگی صرفاً آن‌ها را محکوم کنیم یا عامل مفاسد اجتماعی بدانیم. باید کسانی را مورد سؤال قرار دهید که در ایجاد این شرایط پیچیده برای ازدواج مسئول بوده‌اند.

5.    سؤال کرده‌اید "مرجع تعیین‌کننده استاندارد از نظر شما کجا است؟" و سپس بلافاصله موضوع را به سازمان‌های بین‌المللی مدافع همجنس‌گرایی ارتباط داده‌اید. در اینجا مجدداً با ذهن‌خوانی و پیش‌قضاوت به تخطئه ذهنیت کسی می‌پردازید که کمترین شناختی از او ندارید (یعنی متن نامه شما بنده را به این نتیجه رساند!).

استانداردهای خدمات سلامت را در درجه اول دستاوردهای علمی، پژوهشی و فنی تعیین می‌کنند و سپس متولیان نظام سلامت در هر کشور متناسب با برنامه‌های خود و منابع انسانی و مادی موجود تلاش می‌کنند بهترین بسته خدمتی ممکن در موضوع مورد نظر را برای جمعیت هدف فراهم کنند. این فرآیندها در خصوص ارایه خدمات سلامت جنسی با عنایت خداوند و در چارچوب سیاست‌های جمعیتی ابلاغ شده از سوی مقام معظم رهبری، در حال حاضر در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حال پیگیری است و مدیران و کارشناسانی که روی برنامه کار می‌کنند تا آن‌جاکه من اطلاع دارم هیچ‌ یک، از عناصر سازمان‌های بین‌المللی مدافع همجنس‌گرایان نیستند!

6.    نهایتاً مطرح فرموده‌اید که چرا آن زمان که بحث کنترل جمعیت مطرح بود، داعیه‌داران حقوق انسان‌ها، معترض نبودند؟؛ استثنائاً در این یک مورد بنده هم با شما موافق هستم. همان زمان نیز اگرچه متولیان برنامه برای آن منطق قابل دفاعی داشتند، ولی شعارهایی مثل کافی‌بودن دو بچه با حقوق جنسی و باروری افراد مغایرت داشته است. البته هر موضوعی را باید در شرایط محیطی خود نقد کرد، ولی گفتنی است که همان زمان هم بنده که پزشک جوانی بودم در کلاس‌های تنظیم خانواده به این شعارها اعتراض داشتم و مفهوم تنظیم خانواده را از سیاست‌های جمعیتی جدا می‌دانستم. صدها دانشجویی که طی سال‌ها در کلاس من حاضر بودند، شاهد این مدعا هستند.

در انتها ضمن تشکر از آن‌که با صرف اوقات ارزشمندتان، نقد خود را در خصوص برخی عرایض بنده منتشر ساختید، تأکید می‌کنم که همواره برای جنابعالی به عنوان یک پیش‌کسوت حوزه سلامت و از جمله سلامت جنسی و صاحب‌نظری که نگرانی‌های اجتماعی دارد، احترام خاص قایل بوده و هستم و امیدوارم که این گفت‌وگوی استاد و شاگردی در فضای رسانه‌ا‌ی، به تنویر بیشتر موضوع کمک کند.

سید علی آذین
17 شهریور 1394

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: