پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۱۳۵۳
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۰
گفتگو با مهدی مسلمی‌فر؛ روانشناس، سکس‌تراپیست و مشاور ازدواج
مهدی مسلمی فر

تاکنون آمارهای مختلفی از طلاق‌هایی که به علت اختلالات جنسی و نارضایتی جنسی زوجین رخ می‌دهد، ارایه شده است. درست است که به آمار دقیق این مسئله مهم نمی‌توان دست یافت، اما به هر حال همین آمارهای ضدونقیضی که از مراجع مختلف ارایه می‌شود هم خود می‌تواند زنگ خطری برای کارشناسان و دست‌اندرکاران باشد.
از سوی دیگر به گفته روانشناسان، بسیاری از زنان نه‌تنها قادر به گفتن نیازهای جنسی خود نیستند، بلکه ممکن است حتی خودشان نیز به درستی متوجه کمبودهای موجود در روابط جنسی‌شان نبوده و به‌دلیل ناآگاهی از این شرایط، دچار مشکلات فراوانی در روابط زناشویی خود شوند.
به دلیل اهمیت این موضوع و راهکارهایی برای رفع آن مهرخانه با مهدی مسلمی‌فر؛ روانشناس، سکس‌تراپیست (روان درمان‌گر مسایل و مشکلات جنسی) و مشاور ازدواج و خانواده به گفت‌وگو نشسته است.

(در همین زمینه: امروزه شاهد "تورم امر جنسی" در جامعه هستیم)

-    عمده مراجعان شما به چه دلیلی برای سکس‌تراپی مراجعه می‌کنند؟ و این‌که بیشترین مشکلاتی که زنان در این زمینه با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند چیست؟
انواع مشکلات و نارضایتی های روانی و عملکردی جنسی می‌تواند باعث مراجعه افراد جامعه به سکس‌تراپیست شود. البته در بسیاری از مواقع ذهنیت مردم با اقداماتی که واقعاً انجام می‌شود، فرق دارد. مثلاً در سکس‌تراپی معاینه‌ای انجام نمی‌شود و اگر هم نیاز باشد، فرد به اورولوژیست یا پزشک زنان ارجاع داده خواهد شد. اصولاً این همیشه یکی از مشکلات ما در درمان اختلالات و مشکلات جنسی است که فرد نمی‌داند اصلاً باید برای مسئله خود به چه‌کسی مراجعه کند و هرکسی اعم از روانشناس، روانپزشک، اورولوژیست یا نظایر آن دقیقاً چه شرح وظیفه‌ای دارند و چه‌ نقشی را قرار است در فرآیند درمان ایفا کنند.

در مورد زنان هم اگر بخواهم یک آمار تجربی و شخصی ارایه کنم باید بگویم به‌طورکلی مسئله آنورگاسمی و عدم رضایت از رابطه زناشویی، در صدر است که باید پس از بررسی‌های لازم و ریشه‌یابی مشکلات که خیلی وقت‌ها بدون همکاری همسر عملاً به‌طور مطلوب امکان‌پذیر نیست، راهکارهای لازم ارایه شود. اگر بخواهم به موارد بیشتری اشاره کنم، مقاربت دردناک، واژینیسموس و انواع وسواس و فوبیاهای جنسی در مراحل بعدی مراجعاتی که معمولاً انجام می‌شود، قرار می‌گیرند.

-    بارها گفته شده است که زنان به دلیل ناآگاهی‌های جنسی نمی‌توانند نیازهای جنسی خود را بازگو کنند و حتی آماری ارایه‌شده است که 90 درصد زنان قادر به بیان خواسته‌ها و تمایلات جنسی خود به همسرانشان نیستند. شما این آمار را تأیید می‌کنید؟ نظر شما به عنوان یک روانشناس و مشاور زوج‌درمانی چیست؟
به‌طورکلی دست‌یابی به متغیرهای رضایت جنسی در مردان چه به لحاظ ساختار روانی و چه به لحاظ مکانیسم و بیولوژی ساده‌تر بوده و پیچیدگی‌های کمتری نسبت به مسایل جنسی زنان دارد. همین مسئله باعث‌ شده است که مردان کمتر دست به گریبان این نوع مشکلات باشند یا در صورت بروز چنین مواردی، راحت‌تر امکان بهبودی داشته باشند، ولی زنان به دلیل پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های جنسی بیشتری که چه در بعد فیزیکی و چه در بعد عاطفی و روانی دارند، با مشکلات بیشتری در‌خصوص بهبود وضعیت جنسی خود مواجه هستند و براساس مشاهدات من و بسیاری از همکارانم آمار ناآگاهی‌های جنسی نیز در آن‌ها بیشتر است.

البته شخصاً با ارایه آمارهای اغراق‌آمیز نیز در این زمینه مخالفم و مفهوم حرفم این نیست که مثلاً از هر 10 زن 9 نفر آگاهی جنسی ندارند. درستش این است که برای ارایه آمار باید کار پژوهشی انجام شود. بنابراین نمی‌توان قاطعانه گفت چند درصد از زنان به مشکلات خود، آگاه نیستند، اما می‌توان گفت که اغلب زنان دچار ناآگاهی جنسی در سطوح مختلف سلامت و عملکرد جنسی خود هستند و من بارها شاهد مشکلاتی بوده‌ام که صرفاً با افزایش اطلاعات فرد در این زمینه مرتفع می‌شد. جالب اینجاست که ما حتی در این زمینه برای انجام پژوهش‌های جنسی نیز با دشواری‌های زیادی مواجهیم که البته این مسئله فقط مربوط به ایران نمی‌شود.

به‌هرحال آن‌چه در عمل شاهد آنیم این است که بسیاری از زنان که برای ازدواج آماده می‌شوند یا به مشاوران جنسی مراجعه می‌کنند، اطلاعات و آگاهی‌های جنسی را هیچ‌گاه قبلاً به‌طور صحیح و آکادمیک دریافت نکرده‌اند و این مسئله دلیل کاملاً مشخصی دارد؛ این‌که متأسفانه هنوز مکانیسم مشخصی برای چنین آموزش‌هایی تعریف نشده است.

می‌توان گفت هنوز هم زوجین در روند ازدواج و آمیزش، به‌جای دریافت کامل و علمی اطلاعات و مهارت‌های جنسی و زناشویی یا حتی تأیید و اصلاح دانسته‌های قبلی خودشان از کارشناسان سلامت جنسی، خیلی وقت‌ها مجبورند براساس شنیده‌ها و تجربه‌های دیگران یا آزمون و خطاهای پرهزینه‌ای گام بردارند که گاهی اوقات منجر به پرداخت بهای سنگینی نظیر از دست‌رفتن اعتماد‌به‌نفس همسر و ایجاد خاطرات ناخوشایند از فرآیند طبیعی رابطه زناشویی که ذاتاً باید باعث لذت و نشاط رابطه خانوادگی آن‌ها باشد، نه مایه ناکامی و شرمساری آن‌ها، می‌شود.

درواقع آموزش‌های جنسی برای زنان آن‌قدر اهمیت دارد که می‌توان آن ‌را مابه‌ازای این دانست که اصلاً به نقطه رضایت جنسی می‌رسند یا نه.

-    می‌شود به برخی از این موارد آموزشی برای زنان اشاره کنید.
این موارد شامل مباحث بسیار گسترده‌ای درحوزه طب جنسی و سکسولوژی بالینی است، اما در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توانم به برخی موارد اشاره کنم. مثلاً مواردی که به روانشناسی سکسوالیته زنان اشاره دارد. نظیر تشخیص مدالیته‌های غالب حسی، آشنایی با الگوهای طرح‌واره‌ای جنسی در زنان، زبان‌شناسی مراحل چهارگانه چرخه جنسی که در کتب مرجع سکس‌تراپی گاهی تا شش مرحله نیز برای زنان دسته‌بندی شده است، موارد مربوط به ایجاد قطبیت در روابط زناشویی، آشنایی با شاخص‌های پروفایل جنسی تحریک و عملکرد شناختی تصاویر ذهنی، شناخت ویژگی‌های مربوط به آنیما و آنیموس، تأثیر صفات شخصیتی در روابط جنسی، شیوه‌های بهبود خلق زنان و کنترل نوسانات خلقی در روابط عاطفی زوجین و مانند آن.

همچنین مواردی که به آشنایی زنان با ساختار بیولوژیک چرخه جنسی و دستگاه تناسلی‌شان می‌پردازد. باید تصریح کنم که عدم آگاهی زنان در این خصوص بسیار شایع و قابل تأمل است؛ چراکه با وجود پرداختن واحدهای دانشگاهی تنظیم خانواده به مسایل فیزیکال و سخت‌افزاری دستگاه تناسلی و اندام‌های جنسی که اتفاقاً معمولاً با تفکیک جنسیتی تدریس می‌شود و علی‌القاعده همین نکته می‌تواند فرصت خوبی برای یک آموزش کلاسیک و علمی زنانه فراهم کند، عملاً مسایل مربوط به حوزه آمیزش‌درمانی و آموزش‌های کارکردی سیستم جنسی، جای خود را به معرفی نام چند عضو و شیوه‌های جلوگیری از بارداری داده است.

این یک نگاه ابتدایی و ناقص به مسئله آموزش بهداشت جنسی است؛ درحالی‌که حتی در همین حوزه که ظاهراً فقط جنبه مکانیکی و جسمانی دارد، دانستنی‌های تکمیلی و مهم زیادی وجود دارد که می‌تواند به کیفیت ارتباط جنسی زوجین کمک کرده و در شکل‌گیری یک ارتباط کامل و موفق تأثیر داشته باشد. زنان بر اساس ترمینولوژی‌های بین‌المللی و کلاسیک این حوزه از آموزش عمومی سلامت جنسی، باید موارد زیادی را بیاموزند و از نحوه کارکرد اعضای بدن خود در افزایش میزان لذت و رضایت جنسی و جنسیتی‌شان آگاهی پیدا کنند. در این خصوص مثال‌های زیادی را می‌توان مطرح کرد که در صورت تمایل می‌توانم به چند نمونه اشاره کنم.

-    اتفاقاً یکی از مواردی که محل پرسش است این است که آگاهی‌های جنسی در میان زنان شامل چه مواردی می‌شود و یک زن باید پیش از ازدواج و انجام عمل جنسی چه مواردی را آموخته باشد؟
متأسفانه به‌دلیل عدم ارایه آموزش‌های صحیح، اطلاعات زنان از سیستم و مکانیسم بیولوژیک زنانه کافی نیست. به‌عنوان مثال بسیاری از زنان نمی‌دانند که از سه یا چهار ناحیه در بدنشان توانایی رسیدن به فراز جنسی (ارگاسم)را دارند، یا مثلاً اطلاعاتشان در خصوص تأثیر متقابل متغیرهای بیولوژیکی زنانه بر روی کیفیت ارتباط جنسی بسیار پایین و گاه حتی درست مخالف واقعیت است.

مواردی نظیر تأثیر انواع تحریکات غیرواژینال، روابط جنسی در دوره قاعدگی و یا بارداری، مسئله یائسگی زودرس و عوامل و نشانه‌های آن، تأثیر تغذیه، مصرف داروها و نوسانات هورمونی که ممکن است حتی به دلیل استرس ایجاد شود، ناآشنایی با انواع ترشحات قبل و بعد از ارتباط جنسی و نظایر آن.

مثلاً زنی یا زوجی که تفاوت میان ادرار و انزال زنانه را نمی‌داند و هیچ پیش‌زمینه درستی در این خصوص ندارد یا آگاهی‌اش درباره نقاط خاص تحریک‌پذیر و ارگاسمیک بدنش ناقص و مبهم است، چطور می‌تواند به‌اندازه کسی که با اطلاعات صحیح در این خصوص وارد زندگی زناشویی خود می‌شود، از یک ارتباط تمام‌عیار و همه‌جانبه لذت ببرد؟

شما فکر می‌کنید چنددرصد از زنان جامعه ما حتی پس از ازدواج با نقاط آ، یو و جی که نقش تأثیرگذاری در میزان دریافت هیجانات جنسی دارند، آشنایی داشته و قادر به مدیریت خودآگاه آن هستند؟ چرا نباید این موارد را پیش از ازدواج برای زن و مردی که قرار است یک عمر از داشتن روابط عاطفی و حسی با یکدیگر لذت برده و در برابر هم وفادار بمانند، توضیح داد تا همین نوع مهارت‌ها باعث ایجاد شکاف جنسی میانشان نشود؟

تازه این‌ها موارد جسمانی و بیولوژیکی است که به‌هرحال ممکن است یک زن از محارم و پزشک خود در اثر گذشت زمان بیاموزد. در خصوص مسایل روانی و بعد عاطفی و معنوی رابطه جنسی در یک چرخه سالم زناشویی مسئله با پیچیدگی‌ها و حساسیت‌های مضاعفی رو‌به‌روست. سطح به‌کارگیری مهارت‌های زناشویی خصوصاً در روابطی که به صورت سنتی‌تر آغاز شده است، به‌نظرم نمره قابل قبولی ندارد.

وقتی ما در سطح بوسه و نوازش هنوز دچار مشکلات و سیم خاردارهای نامریی فراوانی هستیم و در یک فضای پر از وسواس به‌سر می‌بریم، نمی‌توانیم به سطح مطلوبی از یک رابطه دست یابیم. مسایلی از این دست که ذکر شد؛ چه در بعد روانی، چه در بعد فیزیکی و چه در بعد مهارتی و حتی معنوی، باعث می‌شود رضایت جنسی زوجین پایین آمده و با وجود توجه جامعه خصوصاً جوانان به مسئله جنسی نهایتاً خروجی قابل قبولی نداشته باشیم.

این در حالی است که از یک‌سو کشور ما یکی از بیشترین جستجوگران واژه سکس در موتوهای جستجو است و همان‌طور که در ابتدا گفتید آمار طلاق‌هایی با منشأ جنسی زیاد است و از یک‌سو حتی به لحاظ مذهبی تأکید زیادی بر اهمیت روابط جنسی در ارتباط میان زن و شوهر می‌شود. در حدیثی از یکی از معصومین که الآن نامشان را دقیقاً به‌خاطر ندارم، آمده است که خداوند شیفته سه دسته شب‌زنده‌داری است: شب‌زنده‌داری به‌خاطر عبادت، شب‌زنده‌داری به خاطر کسب علم و شب‌زنده‌داری به‌خاطر روابط زناشویی زن و شوهر.

من بارها شاهد این مسئله بوده‌ام که در روابط بسیاری از زوج‌ها به لحاظ ارگانیسم طبیعی، هیچ مشکلی وجود نداشته است و از لحاظ جسمانی کاملاً سالم هستند و حتی در ابتدای ازدواج که شور و شوق نسبت به روابط جنسی بیشتر است و این مسایل برای فرد تازگی دارد و اتفاقات ناخوشایند کمتری نیز در زندگی رخ داده، زن مشکلی نداشته است، اما بعد از گذشت زمان و تجربه جنسی ناموفق و تجربه ترس و واکنش بدی که از همسر خود دیده، تدریجاً کارکرد رضایت‌بخش جنسی خود را از دست داده است.

البته باید تأکید کنم که خصوصاً برای زنان، دستیابی به رضایت جنسی صرفاً به معنای رسیدن به فراز جنسی (ارگاسم) نیست، بلکه به این معناست که آیا در مجموع فرآیند رابطه جنسی‌شان، عواطف، نیازمندی‌ها و حتی برای برخی فانتزی‌های آمیزشی و زناشویی آن‌ها (با در نظرگرفتن ظرفیت‌هایی که برای آن قایل‌ایم) به‌درستی تأمین و برآورده می‌شود یا خیر؟

-    به‌نظر شما ابعاد رضایت جنسی زنان چگونه تعیین و بررسی می‌شود؟
این مسئله همیشه زنانه و مردانه نیست؛ اگرچه زن و مرد تفاوت‌های عمیق و بنیادی در ‌این‌خصوص دارند، اما رضایت جنسی شاخصی است که چه‌ در میان مردان و چه در میان زنان با تأمین ابعاد مختلف نیازهای جنسی و جنسیتی ارزیابی می‌شود. روانشناسان زیادی در مورد این‌که ابعاد نیازمندی‌های انسان در زندگی چیست، نظریه‌پردازی کرده‌اند. یکی از بهترین نظریه‌های متأخری که من در این خصوص مطالعه‌کرده‌ام و به دیگران نیز توصیه می‌کنم که مطالعه کنند، نظریه انتخاب و واقعیت‌درمانی" ویلیام گلاسر" است که ابعاد رضایت و تأمین نیازهای انسان را در پنج بعد طبقه‌بندی کرده است: "نیازهای اساسی، نیاز به تنوع، نیاز به ارتباط، نیاز به قدرت و نیاز به آزادی." او مطرح می‌کند که هر نیاز و به‌تبع آن انتخابی، تحت‌تأثیر ارضای یک یا چندتا از این عوامل پنج‌گانه است.

مثلاً در بحث رضایت جنسی گاهی این رضایتمندی در اثر ارضای "نیازهای اساسی" فرد صورت می‌گیرد؛ یعنی عمل جنسی برای بعضی زندگی‌ها صرفاً جهت اطفای غریزه انجام می‌شود. گاهی نیز تأمین "نیاز به تنوع" می‌تواند برای بعضی افراد معنای رضایت جنسی بدهد. مثلاً تنوع در وضعیت جنسی، فضا، زمان یا حتی همسر (که در‌این‌خصوص جای بحث زیادی وجود دارد)، برای او رضایت جنسی می‌آورد.

گاهی رضایت جنسی برای فرد معطوف به "نیاز به ارتباط" است. مانند پدیده نامبارکی که چندی است در روابط پیش از ازدواج دختران و پسران شاهد آنیم و رابطه جنسی به مثابه پیش‌شرط آشنایی و ارتباط مطرح‌ شده و سکس تبدیل به ابزار آغاز ارتباط می‌شود، یا ورود یک نوجوان به حوزه مسایل جنسی صرفاً به‌خاطر ‌این‌که می‌خواهد از گروه دوستان خود که او را "بچه‌مثبت" می‌نامند و مسخره‌اش می‌کنند، عقب نیفتد و بتواند تأییدیه گروه هم‌سالانش را بگیرد.

بنابراین ایجاد و تداوم رضایت جنسی می‌تواند شامل ابعاد گوناگونی باشد که در افراد مختلف به صورت متفاوتی معنا شده و در سطوح گوناگون روابط زن و مرد با ملاک‌ها و برداشت‌های متفاوتی ارزیابی و تفسیر می‌شود.

-    با این توصیف، می‌توان گفت رضایت جنسی در زنان تا اندازه زیادی می تواند با میزان آگاهی‌های جنسی‌شان در ارتباط باشد.
بله، اما نکته اصلی اینجاست که چون زنان در دستیابی به رضایت جنسی پیچیدگی‌های بیشتری دارند، ناآگاهی زنانه بیش از ناآگاهی مردانه بر روی ارضای جنسی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. اگر مردی از لحاظ جنسی آگاهی کمی داشته باشد، ممکن است در کیفیت ارضای نیازهای جنسی‌اش دچار افت بهره‌وری شود، اما به‌طور معمول نهایتاً عمل جنسی انجام خواهد شد.

این در حالی است که اگر زنی ناآگاهی جنسی داشته باشد، ممکن است حتی در مراحل اولیه سیکل جنسی خود دچار مشکل شده و با ایجاد حس منفی در همسر‌ش، کل رابطه را با مشکل و اختلالات گوناگون مواجه کند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید حتی در مقیاس جهانی نیز ملاک موفقیت و رضایت جنسی از یک رابطه زناشویی، براساس میزان رضایت زن از رابطه، ارزیابی و اولویت‌بندی می‌شود.

-    به‌طور کلی زنان در این زمینه چه تفاوت‌هایی با مردان دارند؟
تفاوت از زمین تا آسمان است! نقاط تحریک‌پذیر بدن زن درواقع بسیار بیشتر از بدن مرد است و سیستم تحریک زنانه که باید بر مبنای دریافت تنش و دریافت محرک جنسی باشد، مدت زمان طولانی‌تری باید تحریک شود تا بتواند به نقطه اوج خود برسد. اگر زوجین این مسئله را بدانند قطعاً با مشکلات کمتری مواجه خواهد شد.

از طرفی همان‌گونه که در مورد بحث عواطف و احساسات مطرح شد، در مورد زنان اگر یک زن احساس محبت و صمیمیت جنسی با همسر خود نداشته باشد، خیلی وقت‌ها ارضاء نمی‌شود؛ در‌حالی‌که یک مرد ممکن است حتی زمانی که همسرش خواب است به ارضای جنسی برسد. یعنی لزوماً این مسئله برای مرد جنبه عاطفی نداشته و می‌تواند کاملاً جنبه فیزیکال داشته باشد، اما زنان معمولاً نمی‌توانند به اتکای یک عمل فیزیکال به رضایت جنسی برسند. مجموع این عوامل، به اضافه روابط عاطفی و احساسی مرد، به شدت در این‌که یک زن ارضا بشود یا نه مؤثر است.

درکنار همه این‌ها زن و مرد تفاوت‌های ساختاری بسیار زیادی در این زمینه با هم دارند. مثلاً برای زن کیفیت احساس فراز جنسی (ارگاسم) بستگی به این دارد که تحریک در کدام‌یک از نواحی سه‌گانه ارگاسمیک اتفاق بیفتد؛ چون زنان سه ناحیه اصلی برای رسیدن به ارگاسم دارند. سه سلسله رشته اعصاب نیز در بدنشان دارند که لذت جنسی را به مغز هدایت می‌کند (عصب فرجی، عصب لگنی و اعصاب زیر شکمی و واگ‌ها) و به‌همین‌خاطر می‌توانند ارگاسم ترکیبی داشته باشند.

اگرچه تحریک هریک از این نواحی به‌تنهایی نیز می‌تواند یک فراز جنسی کامل را در بدن زن ایجاد کند. همچنین نقاط تحریک‌پذیر بدن زن در واقع بسیار بیشتر از بدن مرد است و سیستم تحریک زنانه که باید بر مبنای دریافت تنش و دریافت محرک جنسی باشد، مدت زمان طولانی‌تری باید تحریک شود تا بتواند به نقطه اوج خود برسد. موارد بسیار زیاد دیگری نیز هست که چون کمی از بحث اصلی دورمان می‌کند، بهتر است در فرصت دیگری بدان بپردازیم.

مسئله دیگری که معمولاً برای زنان بسیار بااهمیت است، مشروط‌نکردن ابراز احساسات و عواطف پیرامون رابطه جنسی به عمل جنسی و تداوم اشتیاق مرد به زن است؛ چراکه مردان خیلی وقت‌ها رابطه جنسی را مینی‌مایز به عمل جنسی می‌کنند و عملاً فقط زمانی‌که عمل جنسی انجام می‌شود یا پیش از آن، کلمات محبت‌آمیز گفته می‌شود. ممکن است زن پیش از آن حتی کلمه "دوستت دارم" را از مرد نشنود یا توجهی مبنی بر احساس و عاطفه و علاقه را از او نبیند. این وضعیت ممکن است تا مرز بیزاری جنسی برای زن پیش برود. در این شرایط زن عادت می‌کند که انگار همسرش هر زمانی که فقط می‌خواهد رابطه جنسی برقرار شود، محبت می‌کند و پس از رابطه نیز همه چیز خیلی سریع به حالت اول برمی‌گردد.

به‌همین‌دلیل تداوم یک ارتباط خوب و این‌که محدود به عمل جنسی نباشد، برای زن کارکرد روانی جنسی مهمی دارد، اما خوب، خیلی‌وقت‌ها برای مرد این‌طور نیست؛ بنابراین اگر برای زنان ابراز محبت به عمل جنسی محدود شود، ممکن است که حتی اثر عکس داشته باشد و دافعه ایجاد کند.

این در گفت‌وگوهای عادی و ابراز محبت کلامی مرد به زن است. در شرایط پیشرفته‌تر و خاص‌تر که تمرکز گفت‌وگوها صرفاً بر روی مسئله جنسی است، این امر اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ چراکه در چرخه جنسی زنان تأثیر مستقیم دارد. بسیاری از زنان اگر سکس‌تاک نداشته باشند، نمی‌توانند به میزان لازم برانگیخته شوند. بنابراین حتی مواردی مانند سکس‌تاک که ممکن است از نظر مردان اهمیت کمتری داشته باشد و محدود به بیان چند عبارت کوتاه باشد، برای زنان با خیلی بااهمیت‌تر است.

مجموعاً مراحل آمادگی جنسی آن‌ها از آغاز تا مرحله فرونشینی و حتی پس از رابطه برای یک زن، مستلزم صرف زمان و ابراز مستمر نوازش‌های کلامی است. به‌خاطر همین همسر باید بتواند با درک عمیق‌تری از رابطه‌ای که برقرار می‌شود، پا‌به‌پای او پیش بیاید.

-    علاوه‌بر پیچیدگی‌های مکانیسم جنسی و مواردی که اشاره کردید، چه دلایل دیگری می‌تواند تااین‌حد باعث شیوع ناآگاهی‌های جنسی در میان زنان شده باشد؟
متضاد جهل و ناآگاهی، علم و دانش است. خوب همه قبول داریم که این علم و آگاهی باید به صورت صحیح ایجاد شود، اما عملاً کجا؟ چطور؟ از چه گروه سنی؟ مسئول برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری آن‌چه کسی است؟ چه‌کسی آن را اجرا می‌کند؟ روی هوا که نمی‌شود آگاهی ایجاد کرد.

ما مردم اهل مطالعه‌ای نیستیم و با توجه به شرایط فرهنگی و ناخودآگاه جمعی کشورمان، متولی قوی و شجاعی هم برای آموزش‌های جنسی به‌طور کابردی و سیستمی در کشور نداریم. من تعجب می‌کنم که چطور وقتی می‌خواهیم گواهینامه رانندگی بگیریم و یک مهارت کاملاً مکانیکی را بیاموزیم، ابتدا دوره می‌بینیم، دانش و مهارت آن را پیدا می‌کنیم و بعد از موفقیت در یک ارزیابی کلی، این مسیر را آغار می‌کنیم، اما برای یک مسئله بنیادی و چندوجهی و همیشه پرحاشیه که تااین‌حد بر روی فروپاشی یا موفقیت مهم‌ترین واحد اجتماعی یعنی خانواده تأثیرگذار است و وارد حوزه بسیاری از رشته‌ها و تخصص‌های علمی از روان‌شناسی و پزشکی گرفته تا جامعه‌شناسی و آناتومی و فلسفه می‌شود، هیچ نوع آموزش و گواهینامه‌ای نداریم که زن و مرد پیش از آغاز مهم‌ترین مسیر زندگی‌شان، از کانال استاندارد آن عبور کنند.

این بی‌توجهی درحالی است که بسیاری از افراد پیش از ازدواج هیچ تجربه جنسی ندارند و حتی اگر تجربه جنسی داشته باشند، تجربه جنسی آن‌ها، ممکن است تجربه‌‌ ناموفق یا حتی پرخطری باشد که نتیجه عکس بدهد. ضمن آن‌که صرف داشتن تجربه جنسی به‌معنای داشتن آگاهی‌ها و مهارت‌های لازم در این خصوص نیست. مگر زن و شوهری که برای درمان مسایل جنسی خود مراجعه می‌کنند و چندین سال از ازدواج آن‌ها گذشته است، رابطه زناشویی نداشته‌اند؟ این‌که ملاک نیست!

به‌همین‌دلیل است که بسیاری از زنان که بدون اطلاع وارد حیطه ازدواج و آمیزش شده‌اند، نمی‌توانند کارکرد جنسیتی خود را به‌صورت صحیح نشان دهند و دچار مشکل می‌شوند. ضمن آن‌که همین ناآگاهی‌ها و استرس عمل جنسی، معمولاً عاملی می‌شود برای سیکل معیوب و مشترک انواع ترس‌ها، دلزدگی‌ها و وسواس‌های بعدی و بعدی که طبیعتاً به این مشکلات دامن می‌زند.

متأسفانه همان‌طورکه عرض کردم معدل آموزش‌هایی که در این زمینه داده می‌شود، در حد آموزش جلوگیری از بارداری و پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی در بحث تنظیم خانواده است که حتماً مفید است، اما ربطی به ارضای نیاز جنسی و لذت‌بردن از رابطه زناشویی ندارد و در ادامه همان نگاهی است که برخی به مسئله ازدواج و جدایی دارند و می‌گویند فلانی معتاد که نیست. دست بزن هم که ندارد و نظایر آن.

اکنون آموزش جنسی ما در همین حد است که این زوج در آغاز مهم‌ترین مسیر زندگیشان ایدز که ندارند، بیمار هپاتیت هم که نیستند، شیوه‌های جلوگیری از بارداری ناخواسته را هم که بلدند و می‌توانند تعداد فرزندانشان را خودشان معین کنند؛ خوب ... الحمدلله ... پس همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود! آن هم در زمانه‌ای که بازار پرسود و فعال پورنوگرافی هر لحظه و هر روز در حال پیشرفت است و به ارایه کارگردانی‌شده و حرفه‌ای انواع انحرافات جنسی در میان گروه‌های مختلف سنی می‌پردازد.

-    بسیاری از زنان از بازگوکردن نیازهای جنسی خود واهمه داشته و یا آن را کسر شأن می‌دانند. این مسئله چه مشکلاتی را برای آن‌ها به‌وجود می‌آورد و چگونه قابل رفع خواهد بود؟
به‌نظرم وضعیت الآن با گذشته خیلی تفاوت کرده است. ما کارشناسان و درمان‌گران خوب زن و مرد زیادی داریم که افراد می‌توانند با در نظر گرفتن تمامی جوانب و شئونات خود به آن‌ها مراجعه کرده و یا مشاوره کنند. مگر یک زن از همان ابتدای جوانی و نوجوانی به پزشک زنان مراجعه نمی‌کند؟ البته من منکر این مسئله نیستم، اما چنین مواردی فقط کنارگذاشتن موقتی صورت مسئله است. تا کی؟ زندگی مشترک یک تجربه مستمر است و بالاخره مشکلات روزی با شدت و حدت بیشتر رخ نشان می‌دهد.

مگر چقدر می‌شود تمارض کرد یا خلاف غریزه حرکت نمود. چرا؟ واقعاً چه منطقی پشت این شکیبایی ویران‌گر است که به خود آسیب بزنیم و به جای حل مسئله، با نگفتن و نپرسیدن، مشکلات را مضاعف کنیم و حل آن‌ها را نیز در آینده دشوارتر و پیچیده‌تر.

می‌دانید در اثر فشارهای ناشی از عدم ارتباط جنسی مطلوب که بدن معمولاً طی آن فقط سطوح ناقصی را طی کرده است و تکرار این وضعیت در روابط زناشویی، چه آسیب‌های روانی و جسمی به زن وارد می‌شود؟ من دیدم که خیلی‌وقت‌ها زن و مرد واقعاً به هم علاقه‌مند هستند و زندگی خوبی دارند و با نیت خوب در رابطه جنسی تمارض می‌کنند! با این ذهنیت که فرد می‌خواهد اعتماد‌به‌نفس جنسی همسرش کم نشود و احساس کمبود نکند و احساس کند که رستم دستان است و هیچ مشکلی وجود ندارد. آیا این شیوه صحیحی برای درمان و حل مشکل است؟ متأسفانه باید بگویم چنین مسئله‌ای در بین زنان به‌وفور مشاهده می‌شود.

البته من قبول دارم که به‌هرحال طرح‌واره جنسی زن ایرانی از ابتدا که شکل می‌گیرد، همراه با شرم و حیاست. این شرم وحیا عیب نیست، اما بروز این شرم و حیا تا کی و کجا است؟ تا جایی‌که به ازدواج‌های به وصال نرسیده و آنورگاسمی برسد؟ ما داریم درباره ارتباط جنسی پس از ازدواج صحبت می‌کنیم.

درست است که در جامعه ما به دلیل باورها و اعتقاداتی که داریم آن خط قرمز شرم و حیا در زن و مرد با یکدیگر متفاوت است، اما برخی مأخوذ به‌حیابودن‌هایی که ممکن است پیش از ازدواج حسن به حساب بیاید و در ذهن یک فرد شکل گرفته باشد، پس از ازدواج باید همراه با یک شیب ملایم به یک عمل جنسی مثبت و پر نشاط تبدیل شود؛ نه به یک تکلیف یک‌طرفه و اجباری که تدریجاً باعث ایجاد احساسات ناخوشایند در رابطه می‌گردد.

-    نکاتی که باید در اولین رابطه جنسی زن و شوهر مورد توجه قرار گیرد، شامل چه‌مواردی می‌شود؟
تجربه جنسی می‌تواند یک پدیده بسیار لوس و حساس باشد و به هر حال فرآیندی است که در آن فانتزی‌ها، احساسات و هیجانات، ناخودآگاه و کودک درون دخیل است. خیلی راحت ممکن است که یک عمل جنسی یا حتی غیرجنسی نظیر خندیدن و مکالمه با تلفن، حس بدی در روابط زوجین به‌وجود بیاورد و بی‌توجهی آزاردهنده‌ای تلقی شود؛ همان‌طور که گرفتن ناگهانی یک عروسک از دست کودک ممکن است او را دچار PTSD (اضطراب پس از سانحه) کند. ممکن است در ابتدا مسئله چندان مهم جلوه نکند، اما در ادامه، آن خاطره و بهتر است بگوییم آن تجربه (که از دیدگاه روانشناسی یک‌سازه شناختی مستقل برای حافظه رویدادی محسوب می‌شود)، ممکن است باعث شود که اتاق خواب به شکنجه‌‌گاهی برای زن و عمل جنسی به رابطه‌ای یک‌سویه و کلیشه‌ای برای ارضای جنسی طرف مقابل تبدیل شود.

بنابراین خصوصاً اولین رابطه جنسی زن و شوهر برای زن باید عاری از هرگونه اجبار و خشونت بوده و جنبه‌های پررنگ عاطفی و حسی در آن رابطه وجود داشته باشد که حداقل آن، احترام و صمیمیت جنسی است.

-    بی‌توجهی مداوم به نیازهای جنسی و سرکوب آن می‌تواند بسیار مخرب و حتی نابودکننده میل جنسی زن باشد. چگونه می‌توان چنین فردی را به سمت تجربه جنسی مثبت و موفق با همسرش هدایت کرد؟
گاهی اوقات درمان‌دگی‌های آموخته به‌گونه‌ای است که زن نسبت به همسرش و فضای اتاق خواب کاملاً شرطی می‌شود. در این حالت واکنش‌ها کاملاً ناخودآگاه است. حتی در مواقعی ممکن است که واقعاً هیچ‌ نوع مشکل و شرایط بدی وجود نداشته باشد، اما اوضاع واقعاً رو‌به‌راه نباشد. در این شرایط اولین پیش‌شرط برای بهبود اوضاع، مشارکت همسر و همسر است.

نکته دوم این است که معمولاً پروسه آموزش‌های جنسی و تغییر وضعیت موجود، طی یک فرآیند حدود شش ماهه و همراه با تحلیل فیدبک‌های رفتاری و شناختی در طول هفته‌ اتفاق می‌افتد. به عبارتی می‌توان گفت که روند سکس‌تراپی یک فرآیند تدریجی است و باید مرحله‌به‌مرحله جلو رفته و ارایه شود تا با مشارکت همسر حساسیت‌زدایی‌های لازم روی دهد. ارایه مشوق و تقویت مثبت علایم مفید و مورد علاقه، مسئله بسیار مهمی است؛ چراکه آموزش جنسی و موفقیت در آن، تا حد زیادی به مشارکت همسر در ایجاد تجربه‌های موفق باز وابسته است.

به‌هرحال این یک رابطه در حوزه حریم کاملاً خصوصی افراد است و تمایل و همکاری تنها کسانی که در آن نقش‌آفرینی می‌کنند، بسیار تعیین‌کننده است. این مسئله در کنار هدایت هوشمندانه مربی و مشاور جنسی، اگر علل بیولوژیک یا موانع خارجی رابطه نظیر اعتیاد و روابط خارج زناشویی مرتفع شده باشد، می‌تواند تا حد زیادی مسایل پیش‌آمده را حل کند.

-    به‌طور کلی چقدر طول می‌کشد تا روند درمان نتیجه بدهد؟ مهم‌ترین مواردی که در طی این روند مورد توجه قرار می‌گیرد شامل چه‌مواردی می‌شود؟
اگر هر دو نفر در این روند مشارکت کنند، در این حالت زمان کوتاه‌‌تری لازم است و معمولاً در همان چند جلسه ابتدایی، رسیدن به نتایج مطلوب آغاز می‌شود؛ چون هر دونفر انگیزه دارند و هر دو از مشارکت خود سود می‌برند. در این حالت خیلی از مسایل را می‌شود به خوبی حل کرد؛ چراکه فضای گفتگوهای حاکم بر جلسه، کاملاً تعاملی و رو به جلوست.

البته باید در نظر داشت که این مشارکت‌ها تنها درباره مشکلات مربوط به عمل جنسی نیست و خیلی وقت‌ها مشارکت در بحث‌های عاطفی یا تعریف انتظاراتی است که طرفین به‌عنوان پیش‌فرض در ذهن خود دارند. این‌که واقعاً این پیش‌فرض‌ها تا چه‌اندازه صحیح و تا چه‌اندازه اغراق شده است و چگونه می‌شود برای آن‌ها جایگزین مناسبی پیدا کرد.

در بعضی موارد با کمک هر دو به ریشه‌یابی و آنالیز جنسی برخی از مسایل پرداخته می‌شود که خصوصاً درباره برخی فوبی‌های جنسی و انحرافات وسواسی کاربرد غیرقابل انکاری دارد. معمولاً این‌که همه با هم به کشف یک نکته می‌رسیم، تجربه دلنشینی برای زوجین است و بعضی وقت‌ها در حد کشف یک چاه نفت یا فرمول جاذبه به وجدشان می‌آورد. درخصوص موانع و سلایق طرفین نیز گفت‌وگو می‌شود؛ مثل نبردن موبایل به اتاق خواب، آمادگی‌های پیش از عمل جنسی، به‌وجود‌آمدن صمیمیت میان زن و مرد و مسایل جانبی دیگری که معمولاً روی روابط جنسی زنان اثرگذار است.

درباره انحرافات جنسی پیشرفته‌تر یا درمان برخی اختلالات عادی نیز معمولاً از دارودرمانی، هیپنوتیزم درمانی‌شناختی جهت آنالیز و تغییر طرح‌واره‌ها و تکالیف و تمارین رفتاری استفاده می‌شود که کتاب‌درمانی و فیلم‌درمانی به‌عنوان درمان حمایتی جزو لاینفک آن است.

به‌هرحال فضای جلسات سکس‌تراپی آرام و سنجیده است و به دلیل این‌که افراد درباره روابط خصوصی خود سخن می‌گویند، از سطح امنیت و اعتماد متقابل زیادی برخوردار است. البته مواردی که مربوط به اختلافات زناشویی عمیق پیش از جدایی یا تجاوزات جنسی می‌شود، معمولاً با برون‌ریزی‌ها و برانگیختگی‌هایی همراه است که باید مدیریت‌شده باشد و تدریجاً به سمت اهداف اصلی جلسه سوق داده شود.

آن‌چه لازم است در این خصوص حتماً ذکر کنم این است که مسایل جنسی معمولاً کارکردهای متفاوت و چندبعدی در زندگی دارد و به همین دلیل با موارد متعددی در زندگی فردی و اجتماعی گره خورده است که باید در کنار جلسات درمان به آن‌ها ‌پرداخته شود. حتی گاهی افرادی که برای درمان مراجعه می‌کنند، اصلاً مسئله اصلی‌شان جنسی نیست و فقط تظاهرات جنسی دارد. مثل کسانی که با اختلالات اضطرابی یا افسردگی مراجعه می‌کنند، یا مثلاً یک شخصیت وسواسی که در تمام زندگی‌اش دچار کمال‌گرایی‌های افراطی و آیین‌واره‌های خودساخته است که این مسئله به روابط جنسی‌اش نیز کشیده شده است. بنابراین لازم است بین این موارد تفکیک قایل شده و با دقت نظر عمیق‌تری به آن نگاه شود.

-    عده زیادی به‌ویژه افرادی که با این مسئله دست‌وپنجه نرم کرده‌اند، سکس‌تراپی را عملی بی‌فایده می‌دانند و معتقدند که این روند درمان، پاسخ‌گوی مشکلات آن‌ها نخواهد بود. چه‌زمانی سکس‌تراپی منجر به رفع مشکلات نخواهد شد؟
سکس‌تراپی یک مسئله علمی است و علم چیزی است که آزمون و خطاشده و علی‌القاعده باید نتیجه‌ای می‌داشته که به صورت علمی درآمده است. البته هر علمی که به مهارت آمیخته می‌شود، وابسته و مشروط به ضوابط و انجام تمارین و تکالیفی خواهد شد.

در بعضی مواقع یکی از زوجین می‌خواهد به تنهایی پروژه سکس‌تراپی را طی کند. وقتی این یک عمل مشترک است، در کمترین حالت 50 درصد به طرف مقابل بستگی خواهد داشت. کسی که برای بهبود یک رابطه مشترک و دوطرفه آمده است و هدفش از شرکت در جلسات سکس‌تراپی داشتن یک رابطه مطلوب دونفره است، زمانی‌که به تنهایی در فرآینده جلسات مشاوره و درمان شرکت کند یا به تمارین و رفتارهای پس از هر جلسه بی‌اعتنا باشد، نتیجه کمتری خواهد گرفت و با فرسایش و تأخیر بیشتری پیش خواهد رفت.

وقتی قرار است کسی حساسیت‌زدایی شود و همسر او همان رفتارها و بازخوردهای همیشگی را تکرار کند، معلوم است که کار مشکل‌تر خواهد شد. کسی که قرار است معمولاً با رویکرد پذیرندگی تحریک جنسی بتواند احساس بهتری داشته باشد و آرام‌آرام اوج بگیرد، حتماً نیاز به توجه هوشمندانه طرف مقابل دارد.

البته زمان‌هایی هم هست که سکس‌تراپی با مشکلاتی مواجه شده و پاسخ مناسبی نمی‌دهد. درست مانند هر درمان دیگری که بیمار ممکن است پاسخ مورد انتظار خود را از روند درمانی‌اش به هر دلیل دریافت نکند، اما اگر درمواردی نیز چنین شود به معنای بی‌فایده‌بودن این رشته نیست.

بله، در برخی موارد هست که ما به‌عنوان زوج‌درمان‌گر و مشاور جنسی با موانعی رو‌به‌رو هستیم. مثل عدم همکاری همسر، اختلالات هورمونی و مسایل ژنتیک، مشکل مزمنی که طی سال‌ها به سایر بیماری‌های خلقی و شخصیتی تعمیم پیدا کرده، عدم واکنش مطلوب یا محدودیت در استفاده از دارو، پیگیری‌نکردن منظم جلسات و تمارین ارایه‌شده و خیلی چیزهای دیگر، اما مجموعاً اگر درمان‌گر به‌اندازه کافی در کار خود تبحر داشته باشد و مراجعین نیز با اعتماد و جدیت به روند درمانی‌شان بپردازند، حتماً شاهد شیب مثبت بهبودی خواهند بود که بسته به شرایط‌شان به طرف هدف اصلی درمان پیش خواهد رفت.

در مواقعی نیز مشکلاتی هست که ممکن است در عملکرد جنسی همسر وجود داشته باشد. به‌عنوان مثال زود‌انزالی مرد بر روی لذت‌بردن همسرش از این رابطه تأثیرگذار است و مرد هم باید مسئله خود را حل کند. به‌طور متوسط بین 15 تا 30 دقیقه زمان لازم است تا اگر رابطه جنسی درست انجام شود و همه‌چیز سر جای خودش باشد، یک زن به فراز جنسی دست یابد. اگر مرد مشکل عاطفی- احساسی، پرخاشگری، خشم، بدبینی، شکاکیت یا نظایر آن را داشته باشد و امنیت و آرامش زن به‌هم بخورد، ممکن است که زن در رسیدن به رضایت جنسی دچار مشکل شود که عموماً تا زمانی‌که برای حل این مسایل اقدام نشود، مشکل به صورت کامل حل نخواهد شد.

مسئله پاداش و تقویت احساس جنسی، بازخورددادن احساس خوب و عدم رکورد نیز در این خصوص بسیار بااهمیت است؛ به‌این‌معنا که نباید برای عمل جنسی رکورد بگذاریم که حتماً در هفته اول به فلان نقطه از رابطه مطلوب برسیم؛ چراکه خود رکوردها و اعدادی که همیشه از ما در زمینه‌های مختلف پرسیده می‌شود، مشکل‌آفرین خواهد شد.

این مشکل برای کاراکترهایی که شخصیت‌های وسواسی دارند، مشهود‌تر است. این تکلیف‌ها از روی دوش هر دو نفر باید برداشته شود. هر دو نفر باید در این زمینه مشارکت و آگاهی داشته باشند و توجه داشته باشند که روند درمان، یک فرآیند طبیعی است که سیکل خود را طی می‌کند و حتماً موقیت‌آمیز خواهد بود. البته نباید نقش موارد تسهیل‌کننده را فراموش کرد. مثلاً تمرینات ذهنی، رفتاردرمانی و دارودرمانی که به‌عنوان تسهیل‌گر درمان می‌تواند در کنار فرآیند سکس‌تراپی به افراد کمک کند.

-    چه‌زمانی به درمان‌های جانبی از جمله دارودرمانی احتیاج است؟
با این‌که روانشناسان معمولاً روی خوشی به درمان‌های دارویی نشان نمی‌دهند، اما من خصوصاً در درمان اختلالات جنسی به آن قایل‌ام و بارها شاهد عملکرد مثبت آن بوده‌ام. تا حدی‌که حتی نمی‌توانم بگویم این یک درمان جانبی است. دارو‌درمانی فرد را ریلکس می‌کند. افکار مزاحم او را کم می‌کند. سرعت تغییرات و اندیکاسیون درمان را تسهیل می‌کند. خیلی‌وقت‌ها به صورت کاملاً مستقیم مؤثر است و البته گاهی هم ممکن است عوارض قابل کنترلی داشته باشد که با هماهنگی روان‌پزشک بهینه و تعدیل می‌شود.

واقعاً نباید به درمان‌های این‌چنینی یک‌جانبه و با تعصب نگاه کرد. روابط جنسی با خیلی از مسایل جسمی و روانی و حتی اجتماعی در ارتباط است. مثلاً تصاویری که از ارتباطات جنسی قبلی وارد روابط جنسی بعدی شده یا از یک تجربه عشق قبلی وارد عشق بعدی شده است، نمی‌تواند تنها با دارودرمانی اصلاح شود و باید برای آن‌ها از روان‌درمانی و گاهی هیپنوتراپی جنسی استفاده کنیم.

ممکن است این تجربه شامل صحنه‌های جنسی یک فیلم پورنو باشد و ما باید برای آن به سراغ جلسات شناخت‌درمانی برویم و فرد را آگاه کنیم که رابطه جنسی با همسرش را نباید با  فیلم پورنو کارگردانی‌شده‌ای که از سناریو تا فیلم‌برداری و سوپراستارهایش از قبل چیده و پرفکت‌شده‌اند، مقایسه کند.

بنابراین مداخلات دارودرمانی، شناخت‌‌درمانی رفتاری، طرح‌واره‌درمانی، لوگوتراپی، ایماگوتراپی یا حتی هیپنوتیزم‌درمانی، همه‌وهمه باید در خدمت کل واحدی به نام سکس‌تراپی و فرآیند درمان باشد و درمان‌گر باید بتواند به‌عنوان ابزارهای مورد نیازش از آن‌ها در جهت بهبود و سلامت حال بیمار استفاده کند. از طرفی باید در نظر داشت که مشاور یا درمان‌گر یک ظرفیت یک ساعته را در اختیار دارد و نباید انتظار معجزه یک ‌شبه را داشت. در بسیاری اوقات یک مشاور حتی به همسر مراجعینش دسترسی ندارد؛ چراکه زنان یواشکی به مشاور مراجعه می‌کنند. همسرشان نمی‌داند یا خجالت می‌کشد و در چنین مواقعی ما مجبوریم با کتاب یا فیلم‌های آموزشی و حتی فیلم‌های سینمایی که در رابطه با ابراز احساسات و مسایل عاطفی ساخته شده‌اند، به افراد آموزش دهیم که این برای ما هم ایده‌آل نیست.

-   ممنون از زمانی که در اختیار مهرخانه و مخاطبین قرار دادید و توضیحات کامل شما.

انتهای پیام/ 940501

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۶
4
0
طرح این مسایل و چسباندن اون به افزایش آمار طلاق که در هفته چندین بار در سایت شما دیده می شود بیشتر به بالا رفتن طلاق کمک می کند. نمی دانم چرا اصرار دارید که انقدر این مسایل را پررنگ کنید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۶
0
2
کاشکی چند تا کتاب هم معرفی کرده بودند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۷
5
1
خیلی از این مشکلات از خود ارضایی و همجنسبازی زنها ناشی میشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۷
0
2
بسیار عالی
ممنوووووون
مریم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۰۷
0
3
واااااااای چقدر خوب و مفید بود
جلالی زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۰
0
1
اتفاقا من فکر می کنم هر چقدر این موارد مطرح شره و مورد بحث قرار بگیرد بیشتر به آگاهی بخشی جامعه کمک می کند.همین صحبت نکردن ها باعث بروز بسیاری از مشکلات شده است.من خودم به شخصه اصلا نمی دانستم تخصصی در ایران به نام سکس تراپ وجود دارد .
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار