پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۴۴۳۱
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۱
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر؛
روایت ساده فیلم "من" را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: تنهایی‌ها و دلزدگی‌های زنی که "من" مستقل خود را با پشت سر گذاشتن قواعد اجتماعی و با کتمان نیازهای معمولش به دیگر انسان‌ها کسب کرده است، بنایی که در سکانس پایانی فیلم شاهد فروریختن نهایی پایه‌های متزلزل آنیم.


منصوره تبریزی

فیلم "من"، برشی از زندگی زنی خلافکار به نام آذر است؛ زنی که از تمامی تمایلات ارتباطی و عاطفی انسانی و جنسیتی خود چشم‌پوشیده و در فعالیت‌های غیرقانونی خود موفق و سرآمد است.

روایت ساده فیلم "من" را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: تنهایی‌ها و دلزدگی‌های زنی که "من" مستقل خود را با پشت سر گذاشتن قواعد اجتماعی و با کتمان نیازهای معمولش به دیگر انسان‌ها کسب کرده است، بنایی که در سکانس پایانی فیلم شاهد فروریختن نهایی پایه‌های متزلزل آنیم. اگرچه آذر می‌کوشد از خود منی را بنمایاند که بسیار قوی است و بدون هیچ تردید و اشتباهی امور خلاف خود را مدیریت می‌کند، اما در طول فیلم، بیننده شاهد سرگردانی‌های او در مقام زنی تنها و هراسان است؛ کسی‌که از این چهره قوی و بی‌نیاز خسته شده و همانند دیگر انسان‌ها در جست‌جوی هویتی مقبول و رابطه‌ای عاطفی و انسانی است.

فیلم "من" فیلمی فاقد اغراق و فراز و فرودهای نمایشی است. با این وجود، مخاطب بدون سرخوردگی، با تجربه‌های زیست روزمره آذر به عنوان یک خلافکار حرفه‌ای همراه می‌شود، و برای درک اندیشه و احساس او، روایت‌های پراکنده دیگر نقش‌های فیلم را به نظاره می‌نشیند. اگرچه خرده‌روایت‌های فیلم هیچ‌یک آغاز و انجام مشخصی ندارند، اما این امر به روایت اصلی داستان، که آن‌هم نمایش بی‌تکلف و ساده تجربیات انسانی چون آذر است، لطمه‌ای وارد نمی‌سازد.

جامعه‌ای که از پس این خرده‌روایت‌ها در ذهن مخاطب تصویر می‌شود، تأمل‌برانگیز است، و این شیوه به اندیشه‌برانگیختن مخاطب را می‌توان تحسین‌برانگیز دانست؛ چراکه از هیچ اغراق و گزافه‌گویی بهره نبرده است. زمانی که ملیحه با تظاهرات دیندارانه‌اش، روان‌شناس با وجهه متشخص و قابل اعتمادش، و مرد مغازه‌دار با چهره موجه و جاافتاده‌اش، هر یک وجهی از بدی و پلیدی‌های پنهان در پس نقاب‌های قابل قبول جامعه را به تصویر می‌کشند، هیچ‌کس نمی‌تواند سازنده فیلم را به افراط و بدبینی متهم کند، و این در حالی است که همگان می‌دانند او به واقعیتی در جامعه اشاره می‌کند که بسیاری جرأت افشای آن را ندارند. در این‌جا بدون زیاده‌روی، عادت معمول ما برای قضاوت انسان‌ها بر مبنای معیارهای ظاهری، دگرباره زیر سؤال می‌رود، و میل به فهم متفاوت انسان‌ها، جدا از پرده‌های ظاهرشان در دل زنده می‌شود.

و در این جامعه پرفریب، زنان و مردان بسیاری همانند آذر وجود دارند. کسانی که "من" آن‌ها محصولی از انکار و زیر سؤال بردن قطعیت‌ها است، و اعتماد و تعهد در نزدشان، به توهماتی تاریخ مصرف گذشته بدل گشته است. با این حال سرگردانی آذر در میان انسان‌هایی که هیچ‌کدامشان قابل اتکا نیستند، و هر یک بر دروغین‌بودن دیگری گواهی می‌دهند، و در نهایت پذیرش غیرمستقیم شکست، نشان از آن دارد که هرکس در نهایت به چیزهایی برای اتکاکردن، و انسان‌هایی برای اعتمادکردن نیازمند است.

تردید آذر در باور حرف‌های دو خبررسانش، رنج مواجهه با خیانت کسانی که نیازمند صداقتشان هستیم را در دل زنده می‌کند. در نهایت دلخوشی آذر از وقت گذراندن با پسر خواننده، که پسری ساده و بی‌پیرایه می‌نمایاند، حاکی از آن است که تظاهر او به بی‌نیازی از روابط خالی از تکلف و منفعت‌جویی، پرده‌ای است که او در این جامعه ناآرام، بر تمایلات انسانی‌اش افکنده است.

سویه دیگر تلاش آذر برای کسب هویت مقبول اجتماعی، تظاهر او به استادی در نواختن سازی است که چیزی از آن نمی‌داند. با این حال در گوش‌سپردن به آن، غنی‌ترین لحظه‌های خود را سپری می‌کند، و در معرفی خود به دیگران از این عنوان بهره می‌جوید. انگار که با وجود توانمندی‌اش در کارهای غیرقانونی، این پوشش هنرمندانه، بیش از سایر چهره‌ها برای او آرامش و امنیت روحی را فراهم می‌سازد.

درنهایت؛ روشن است که با نگاه نقادانه می‌توان ضعف‌هایی را در داستان‌پردازی و ساخت این فیلم یافت. با این حال اگر فیلم "من" را از زاویه نگاه خودش به تماشا بنشینیم و منتظر برآوردن انتظارات کلاسیک‌مان از فیلمی با شروع و اوج و پایان مشخص نباشیم، می‌توانیم این فیلم را فیلم موفقی بخوانیم که چیزی برای اهدا به مخاطب دارد، و می‌تواند سرآغاز خوبی برای کارنامه هنری فیلم‌ساز نوپایش باشد.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: