پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۴۵۴۳
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۶
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر؛
پلک‌زدن تنها شیوه‌ای است که میثم از طریق آن حضور و وجودش را احراز می‌کند. او با پلک‌زدن با همسرش ارتباط برقرار می‌کند، به او می‌گوید که دوستش دارد. زنی که تمام زندگی خود فدای همسر جانبازش کرده است، با پلکی از جانب همسر، آرام می‌گیرد. مطمئن می‌شود که دوستش دارد. همین پلک هر چند ساده باشد، اما برای طوبی دنیایی از معانی را دارد. امید و انگیزه‌ای غیرقابل باور به طوبی می‌دهد. امیدی برای ادامه راه، امیدی برای ادامه زندگی.
فیلم سینمایی دلبری

سيما يدایي
پگاه روشان شمال


«دلبري» دومين اثر سيدجلال اشكذري، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس سینمای ایران است که سيد محمود رضوي تهيه‌کنندگي آن را برعهده داشته است. هنگامه قاضياني، آتيلا پسياني، عباس غزالي، محمدرضا شيرخانلو، مهسا هاشمي و مهدي عطاران از جمله بازيگران اين فيلم هستند.

هسته اصلي «دلبري» زندگي روزمره يک خانواده است که ميثم (پدر خانواده)، جانباز قطع نخاعي است. گرچه میثم در فیلم حضور فیزیکی ندارد، اما در تمام سکانس‌ها برای ببینده زنده است. طوبي (با هنرنمایی هنگامه قاضیانی)، همسر او براي سلامتي و شادابي میثم از جان مايه مي‌گذارد. در اين فيلم به نقش همسران و مادران جانبازان و همچنين شهدا به نحوی زيبا و دلنشین پرداخته شده است. آنان علاوه بر فداکاري در زندگي و مراقبت از مردان جبهه جهاد، بايد به فرزندان و خانواده نيز توجه داشته باشند. به واقع باید گفت ابعاد مختلف روحی و جسمی همسر جانباز در اين فيلم به خوبی به نمایش گذاشته شده است. او بايد از خود گذشته و براي همسر خود علاوه بر نقش همسري، در نقش پرستاري دلسوز و براي فرزندان و خانواده نيز در نقش مادري مهربان و وظيفه‌شناس و خستگی‌ناپذیر، در هر شرايطي بروز یابد.

هنگامه قاضیانی در فیلم «دلبری»، صبوري و لطافت همسر جانباز را بسيار زيبا به تصوير کشيده شده است. او در برخورد با همسرش مهربان و براي فرزندانش مادري بسيار دوست‌داشتني است؛ به‌طوری‌که آنان دوست دارند ارتباطي عميق و دوستانه با مادر داشته باشند. ارتباطی که متأسفانه این روزها در میان بسیاری از مادران و فرزندان دیده نمی‌شود.

فيلم با عروسي اميرحسين (خواهرزاده طوبي) آغاز می‌شود. تمام جریانات فیلم از شروع تا پايان عروسي او اتفاق مي‌افتد. طوبی فرزندان را به دست برادرش می‌سپارد و خود می‌خواهد خلوتی عاشقانه را با همسرش داشته باشد. همسری که تا پایان فیلم ما او را نمی‌بینیم. دوربین از نگاه او با طوبی حرف می‌زند. فیلم به صورت مونولوگ ادامه می‌یابد؛ چراکه در تمامي سکانس‌هاي مرتبط با جانباز، دوربين به عنوان چشم جانباز نقش ايفا مي‌کرده است. پلک‌زدن تنها شیوه‌ای است که میثم از طریق آن حضور و وجودش را احراز می‌کند. او با پلک‌زدن با همسرش ارتباط برقرار می‌کند، به او می‌گوید که دوستش دارد. زنی که تمام زندگی خود فدای همسر جانبازش کرده است، با پلکی از جانب همسر، آرام می‌گیرد. مطمئن می‌شود که دوستش دارد. همین پلک هر چند ساده باشد، اما برای طوبی دنیایی از معانی را دارد. امید و انگیزه‌ای غیرقابل باور به طوبی می‌دهد. امیدی برای ادامه راه، امیدی برای ادامه زندگی.

در واقع کارگردان، شخصیت‌سازی در مورد میثم را برعهده بیننده گذاشته است تا با چیزهایی که می‌شنود و می‌بیند، در مورد او تصویری مجسم کند. شاید کارگردان نخواسته است میزان تأثیرگذاری میثم را با نشان‌دادن شخصیتی کم‌جان و نحیف، زیر سؤال ببرد. طوبی چنان با این شخصیت زندگی کرد که گویی این نقش را با عمق جان خویش درک کرده است. جایگاه مادری، نقش همسری، ویژگی زن در خانواده، توانایی او برای حفظ بنیان خانواده، ایجاد امید و انگیزه در فرزندان و همسر و... همه و همه عناصری است از شخصیت زنان جانباز که سال‌هاست با مردان بیمار خود زندگی می‌گذرانند؛ مردان خط‌‌شکنی که روزی در جبهه نبرد، کسی جلودارشان نبود.

سوژه‌ای که اشکذری در مقام کارگردان به آن توجه داشته، پیش از این در سینمای ایران، به آن بسیار پرداخته شده است. همسر جانباز، فداکاری‌های او، ازخودگذشتگی برای فرزندان و ... سوژه‌هایی هستند که جنگ را به فضای خانه و خانواده کشانده است، اما اگر قرار است این مفاهیم باز هم مورد استفاده فیلم‌سازان قرار بگیرد، بهتر است از دریچه‌ای نو و بدیع به آن نظاره شود، نه نگاه کلیشه‌ای و خسته‌کننده‌ای که مخاطب را با بی‌حوصلگی به دنبال خود بکشد. شاید اين فيلم پرداختي جديد باشد به سينماي دفاع مقدس و جانبازان، اما اين پرداخت به‌زعم برخی منتقدان سینما بسيار ضعيف قلمداد مي‌شود. ريتم کند فيلم‌نامه، نبود نقطه اوجي در داستان و همچنين بازي‌هاي مصنوعي و ديالوگ‌هاي تصنعي بازيگران، به غير از هنگامه قاضياني که تمامي بار احساسي فيلم بر دوش او بوده است، از عوامل اين ضعف به‌شمار می‌آیند.

با وجود ضعف‌های فیلم «دلبری» نمی‌توان از آن دفاعی قاطع داشت، اما نباید ناعادلانه قضاوت کرد و برخی ویژگی‌های خوب آن را نیز از قلم انداخت. فیلم ملودرامی اجتماعی بود که به‌زعم خود، روایتی تازه از دفاع مقدس را بیان می‌کند. بازی خوب و دلنشین هنگامه قاضیانی، نقش او را برای مخاطب درک‌پذیر و قابل‌باور ساخته است. در کنار این، باید به موسیقی خوب فیلم هم اشاره داشت که با استفاده از پیانو و سازهای کوبه‌ای تا حدودی فیلم را حماسی کرده است. در مجموع باید گفت اگر پرداختن به مفاهیم جنگ، جبهه و جانبازان و ... از دریچه‌ای بدیع و خلاقانه باشد، قطعاً در سینمای ایران، مخاطبین زیادی را به خود جذب خواهد کرد.

*کارشناس زبان و ادبيات عرب
**دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: