پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۴۵۵۲
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۳:۳۱
سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر؛
این افراد همه جوانانی هستند که در فیلم حضور دارند و همه شبیه یکدیگرند. پس اگر کسی فیلم هفت‌ماهگی را به سیاه‌نمایی از زندگی و اندیشه جوانان جامعه متهم کند، محق است؛ اگرچه در فیلم همه نقش‌ها به نحوی با نتایج اعمال نامطلوبشان مواجه می‌شوند، هیچ‌یک نمی‌تواند مخاطب را امیدوار کند که آن‌ها در نهایت انسان‌های دیگری شوند. در واقع بی‌تعهدی، و مقطعی‌بودن، خصلت افکار و اعمال آدم‌های هفت ماهگی است.
هفت ماهگی

منصوره تبریزی

در فیلم هفت ماهگی شاهد زندگی یک خانواده‌ و روابط معمول آنیم. رعنا و مهرداد پس از سال‌ها بنا است صاحب فرزندی شوند. رعنا در کنار مشکلات بارداری، به هسرش بدبین است و این‌دو مدام درحال کلنجار رفتن با هم هستند. در طبقه بالای خانه، مادر و خواهر مهرداد زندگی می‌کنند. خواهر مدتی است از نامزدش جدا شده و با امیرحسین دوست برادرش رابطه برقرار کرده است. سالومه دوست خواهر که دختر بی‌قیدی است، مرتباً در زندگی آنان حضور دارد و یکی از دل‌نگرانی‌های رعنا است. رعنا به اصرار مهرداد نزد پدر و مادرش می‌رود و...

فیلم هفت‌ماهگی را می‌توان نمایش تند و صریح تغییر ارزش‌ها پیرامون احساسات انسانی و پیوندهای ناشی از آن دانست. هر یک از شخصیت‌های داستان، نماد آرمان‌‌های رو به افول مردم این جامعه پیرامون زنانگی، مردانگی، عشق، اعتماد و تعهد است. البته اگر کسی بخواهد فیلمی را به سیاه‌نمایی از جامعه محکوم کند، این فیلم کاندید شایسته‌ای برای این امر خواهد بود، با این حال اگر سست‌شدن و تغییر معنای پیوندهای عاطفی و گریز از تعهد را به عنوان مشکل رو به گسترش روابط انسان‌های معاصر بدانیم، تصویری از این امر و البته آسیب‌هایی برخاسته از آن را در این فیلم خواهد یافت.

جدا از پرداخت سطحی و ضعف داستان‌پردازی هفت ماهگی که آن را به فیلمی متوسط و معمولی تنزل می‌دهد، موضوع فیلم به لحاظ محتوایی قابل توجه است. رابطه رعنا و مهرداد نمود رابطه بسیاری از زوج‌ها در جامعه است، رابطه‌ای که اگرچه به ظاهر برای حفظ آن کوشیده می‌شود، اما بنیان‌های اولیه آن چنان سستند که با دیدن هر نشانه‌ای می‌توان از ابتدا همه چیز را زیر سؤال برد. رعنا زنی است که خواهان وفاداری و مهر همسرش است، اما ابزارهای او برای حفظ زندگی چیزی جز فریادکشیدن، و غرولندکردن و چک‌کردن زیر و بم اعمال و رفتار او نیست.

چند سال زندگی مشترک، مسیری برای فهم و هم‌دلی میان این‌دو نگشوده است و مخاطب هر لحظه انتظار دارد این پیوند متزلزل، به یک‌باره از هم بگسلد. درواقع در نمایش این پیوند سطحی، چنان غلوآمیز عمل شده که دل‌نگرانی‌های بعدی مهرداد برای رعنا در نزد مخاطب باورناپذیر می‌نمایاند.

مهرداد در سوی دیگر این رابطه، مردی است که گرچه به زبان همسرش را به آرامش و اطمینان دعوت می‌کند، اما در عمل هیچ ویژگی اطمینان‌بخشی با خود ندارد. درواقع به نظر می‌رسد که مهرداد اعتماد همسرش به خود را یک وظیفه می‌داند، تا محصولی از فرآیند پرفراز و نشیب زیستن و تجربه یکدیگر. زندگی زناشویی این‌دو مشابه بسیاری دیگر از زندگی‌هاست، زندگی‌هایی که فقط تجربه با هم زندگی‌کردن است، و در آن نشانی از همدلی و پیوندهای عمیقی که روح و روان انسان بدان نیازمند است، وجود ندارد. در صحنه‌ای مهرداد و سالومه در خانه تنها می‌شوند، ظن رعنا در نزد مخاطب نیز تأیید می‌شود، مهرداد تنها نگران حفظ ظاهر زندگیش است و ابایی از رابطه با افراد دیگر ندارد، افرادی که شاید سالومه فقط یکی از آنان است.

چهره دیگر فیلم، مادر بهداد است. تنها نقشی که می‌توانیم او را عاقل و قابل اعتماد بدانیم. با این حال در کشاکش نقش‌هایی که منفعت‌جویی و سطحی‌نگری مهم‌ترین خصوصیاتشان است، او شبیه انسانی تاریخ مصرف‌گذشته به نظر رسیده و با همه خصوصیات دل‌پذیرش، در حاشیه قرار می‌گیرد.

چهار نقش دیگر فیلم، خواهر بهداد، فرزاد نامزدش، سالومه دوستش، و امیرحسین دوست بهداد بسیار شبیه یکدیگرند؛ جوانانی باری به هر جهت که تعهدات انسانی را به سخره می‌گیرند و از روابطشان با جنس مخالف منافع آنی و لذت‌های سطحی را خواهان‌اند. در اوج این تصویر سیاه، سالومه قرار دارد که هیچ پایبندی اخلاقی را برنمی‌تابد. او با گستاخی به حریم خصوصی دوستانش سر می‌کشد و از این‌که هم‌زمان نامزد دوستش، مهرداد و شاید مردان دیگری را به سمت خود بکشد؛ ابایی ندارد. در جایی که به دوستش توصیه می‌کند وقتی با فرد جدیدی رابطه داشت، نیاز نیست قبلی را رها کند، مخاطب وحشت‌زده می‌شود؛ هر چند که می‌داند این اندیشه مابه‌ازای بیرونی فراوانی دارد، حتی اگر هرگز چنین صریح به زبان آورده نشود.

خواهر مهرداد هم دختری سرخوش و سطحی است که به زندگی چونان یک بازی می‌نگرد؛ بازی که در آن می‌توان در یک برهه به اصطلاح عاشق شد، ازدواج کرد، به سادگی جدا شد، دل به دیگری داد و به عشق پیشین همانند دشمنی خونی تاخت، بدون آن‌که چندان لبریز شوی، بدون آن‌که چندان رنجی ببری.

این افراد همه جوانانی هستند که در فیلم حضور دارند و همه شبیه یکدیگرند. پس اگر کسی فیلم هفت‌ماهگی را به سیاه‌نمایی از زندگی و اندیشه جوانان جامعه متهم کند، محق است؛ اگرچه در فیلم همه نقش‌ها به نحوی با نتایج اعمال نامطلوبشان مواجه می‌شوند، هیچ‌یک نمی‌تواند مخاطب را امیدوار کند که آن‌ها در نهایت انسان‌های دیگری شوند. در واقع بی‌تعهدی، و مقطعی‌بودن، خصلت افکار و اعمال آدم‌های هفت ماهگی است. این ویژگی نقش‌ها در کنار نحوه داستان‌پردازی که در برخی قسمت‌ها بسیار ساده‌انگارانه است، باعث می‌شود هفت‌ماهگی به نمایش پر هرج‌ومرجی از شخصیت‌های بیمارگون بدل شود که مهم‌ترین لطف آن، طرح مسئله‌ در ذهن مخاطب است و انتظاراتی که از محتوای یک فیلم اجتماعی و از پردازش داستانی آن می‌رود چندان برآورده نمی‌شود.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: