پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۴۷۶۶
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۰
دکتر مهسا لاریجانی


امروزه مدرنیته پیامدهای منفی متعددی را برای انسان نسل امروز به همراه آورده است. با تعییر ساختار جامعه از سنتی به مدرن، سبک زندگی انسان‌ها دستخوش تغییر و روابط اجتماعی آن‌ها دگرگون شده است. در میان این روابط، پیوند دو جنس مخالف به منظور ارضای نیازهای مادی، عاطفی و جنسی نیز از تنوع زیادی برخوردار شده است. در گذشته ارضای نیازهای عاطفی و جنسی بین زنان و مردان خارج از چارچوب ازدواج، قابل پیش‌بینی و مورد انتظار نبود. حال آن‌که امروزه با گسترش فن‌آوری‌های ارتباطی و کثرت وسایل ارتباطی همچون اینترنت، موبایل و چت، افراد به راحتی می‌توانند روابطی پنهانی و خارج از ازدواج را سامان دهند.

علاوه بر آن، عواملی همچون مشکلات اقتصادی، بی‌کاری، افزایش سن ازدواج، ترس از ازدواج و مسئولیت‌پذیری، کاهش پایبندی به اخلاقیات و ارزش‌های سنتی، تأثیرپذیری از تهاجمات فرهنگی و ترویج روابط آزاد در ماهواره‌ها و افزایش ارتباط زنان و مردان در فضاهای عمومی‌، محیط‌های کاری و دانشگاهی، به افزایش روابط خارج از ازدواج دامن زده است.  

در این نوشتار برانیم تا نوعی طبقه‌بندی یا به عبارتی سنخ‌شناسی از روابط پیش از ازدواج ارایه دهیم. ابتدا باید تعریفی از مفاهیم مورد نظر این یادداشت بیان کنیم .

"ازدواج" پیوند بین دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی است و انعقاد نوعی قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب می‌گردد. ازدواج دارای نوعی تقدس است و بر پایه احکام و رسومی‌ خاص در مذاهب و آیین‌های مختلف شکل می‌گیرد و یکی از اهداف آن تولید نسل است.

"سنخ" مجموعه‌ای از اشخاصی است که دست کم در یک ویژگی مورد مطالعه با یکدیگر مشترک باشند. "سنخ‌شناسی" تقسیم‌بندی و تنظیم داده‌ها است با توجه به مشخصات آنان و بر پایه معیار یا معیارهایی خاص که نویسنده در نظر دارد.

در خصوص سنخ‌بندی روابط میان دو جنس مخالف، می‌توان از ویژگی‌های متعددی همچون سن، وضعیت تأهل، نوع رابطه و هدف از رابطه استفاده کرد، اما در این‌جا معیار سنخ‌شناسی از روابط دختر و پسر، بر پایه انگیزه‌های دو طرف صورت می‌گیرد. البته لازم به ذکر است که در هر طبقه‌بندی می‌توان مواردی را یافت که ویژگی مشترکی با طبقات دیگر دارد، اما ویژگی مهم این طبقه‌بندی، هدف و انگیزه افراد از برقراری رابطه است؛ براین اساس روابط خارج از ازدواج در ایران را می‌توان بر پنج محور کلی روابط عاشقانه، روابط غیرعاشقانه، روابط فریبکارانه، روابط سیال و روابط شبه‌ازدواج از یکدیگر تفکیک کرد.

1.    روابط عاشقانه
1.1.    دوستی‌های دختر و پسری

عشق آتشین و رمانتیک میان دختر و پسر خصیصه مهم این رابطه است. این رابطه عمدتاً در میان دختران و پسران نوجوان و جوان و مجرد و به دلایل جاذبه جسمانی، کشش عاطفی و نیاز جنسی شکل می‌گیرد. این رابطه اغلب پنهانی و به دور از چشم بزرگ‌ترها صورت میگیرد. عنصر اصلی و شرط بقای این رابطه، عشق است. در این رابطه افراد اعتقاد چندانی به جنبه‌های مذهبی و دینی ندارند، اما پسران با هر کسی رابطه برقرار نمی‌کنند و کسانی را انتخاب می‌کنند که هم‌سن‌وسال و با روحیات مشابه خود باشند، تا علاوه بر رابطه جنسی با طرف مقابل، رابطه عاطفی نیز داشته باشند.

وجه مشترک این سوژه‌ها جستجوی عشق رمانتیک پیش از ازدواج است. در این دوستی‌ها رابطه جنسی معمولاً پس از آشنایی طولانی‌مدت صورت می‌گیرد و در مواردی نیز چنین دوستی‌هایی به ازدواج منتهی می‌شود.

در این رابطه جنبه‌های اقتصادی و مادی برای برقراری رابطه مطرح نیست و عمدتاً بین افراد هدیه رد و بدل می‌شود که دلیل آن تحکیم رابطه و ابراز محبت به طرفین تلقی می‌شود. در این رابطه معمولاً تنوع‌طلبی وجود ندارد و افراد تنها با یک نفر رابطه برقرار می‌کنند و پس از به‌هم‌خوردن رابطه شخص دیگری را انتخاب می‌کنند.

پیامدهای منفی این رابطه عمدتاً پس از جدایی دختر و پسر و یا به اتمام رساندن این رابطه توسط یکی از این دو نفر آغاز می‌شود و آسیب‌های روحی و روانی و جسمانی برای آنان ایجاد خواهد کرد و مسیر عادی زندگی آنان را دچار مشکل خواهد کرد؛ به عنوان مثال افت تحصیلی و یا عدم تمایل به ادامه تحصیل به دنبال افسردگی جدایی ایجاد خواهد شد.

از طرف دیگر مشکلات روحی زمینه‌ساز بروز هیجانات منفی در شخص می‌گردد که می‌توان از میان آن‌ها اقدام به خودکشی و یا حتی انتقام‌گیری را ذکر کرد. همچنین بدبینی و احساس نفرت از جنس مخالف به دنبال چنین شکستی ایجاد خواهد شد.

2.    روابط غیرعاشقانه
2.1.    روابط با انگیزه اقتصادی

یکی از شایع‌ترین انگیزه‌های زنان و دختران برای ایجاد روابط با جنس مخالف، خارج از چارچوب ازدواج، رابطه با انگیزه اقتصادی است. چنین رابطه‌ای در طول تاریخ وجود داشته است و کشورهای مختلف با نگرش‌های متفاوتی این به این پدیده نگریسته‌اند.

گروهی با جرم‌انگاری این پدیده، مجازات‌هایی برای روسپیان و مشتریانشان در نظر گرفته‌اند. بعضی از کشورها نیز با ساماندهی و متمرکزنمودن این افراد، فعالیت و امرار معاش آنان را بر طبق اصول بهداشتی خاص و در مکان‌های ویژه مجاز شمرده‌اند. در کشور ما روسپیان بر پایه قوانین اسلامی، ‌مجازات خواهند شد. این رابطه تابع قاعده یا اصلی نیست و بعد زوجیت و احتمال منتهی‌شدن این روابط به ازدواج، تقریباً صفر است.

روسپیان به تأمین خواسته‌های جنسی مردان می‌پردازند؛ درحالی‌که این رابطه با بهره جنسی و احساسی برای عرضه‌کننده همراه نیست؛ روسپیان تعلق عاطفی و احساسی به مشتریان خود ندارند و تنها در قبال دریافت حق‌الزحمه، به چنین رابطه‌ای تن می‌دهند. این افراد بدون رعایت ضوابط قانونی و شرعی (عرف مسلط در ایران) و به عنوان حرفه، برای امرارمعاش و کسب درآمد در برابر دریافت پول یا کالا، خدمات جنسی مربوط به تن خویش را به دیگران ارایه می‌دهند. در این رابطه، بدن زن به کالایی بدل می‌شود که در قبال پول در اختیار مرد قرار می‌گیرد.

این رابطه عمدتاً از سوی زنانی برقرار می‌شود که یا به دلیل مشکلات مالی به تن‌فروشی می‌پردازند و یا این‌که برای رسیدن به آرمان‌های بی‌حدوحصر خود به دنبال کسب درآمد از این طریق هستند. این نوع رابطه مستلزم جذابیت ظاهری و جنسی است؛ لذا دختران و زنان در سنین جوانی می‌توانند نظر مشتریان خود را جلب کنند.

در خصوص وضعیت تأهل نیز نمی‌توان به طور قطعی نظر داد؛ تنها می‌توان گفت افرادی که عمدتاً دچار ازهم‌گسیختگی خانوادگی و عدم پایبندی به خانواده هستند، به این کار رومی‌آورند. به عنوان مثال زنان بیوه یا مطلقه‌ای که دچار تزلزل دینی و اخلاقی هستند و یا زنانی که از همسران معتاد برخوردارند را می‌توان در میان افراد مشاهده کرد.

در این میان می‌توان دخترانی را مشاهده کرد که به دلیل فرار از خانه یا کارتن‌خوابی به این کار تن می‌دهند و برای گذران زندگی خود از این طریق امرار معاش می‌کنند، اما چنین اظهاراتی نباید نگاه منفی جامعه به زنان مطلقه را به همراه بیاورد؛ زیرا زنانی هستند که با وجود شکست در زندگی خود، مسیر آبرومندانه را برای ادامه زندگی برمی‌گزینند.

از طرف دیگر باید گفت که مردان مشتری عمدتاً کسانی هستند که پایبندی به اخلاقیات و رابطه شرعی ندارند و به نظر می‌رسد که عمدتاً در میان مردان مجردی که تمایلی به ازدواج ندارند و مردان متأهل جوان و میانسالی که پایبندی به زندگی ندارند، شیوع داشته باشد.

بروز و ظهور پدیده روسپیگری در جامعه ایران، پیامدهای منفی زیادی با خود همراه داشته است. این روابط نماد تزلزلات اخلاقی در جامعه است و حضور روسپیان می‌تواند بنیان اخلاقی جامعه را سست کند. از طرف دیگر ممکن است زمینه‌ساز فروپاشی خانواده مشتریان متأهل گردد؛ زیرا اگر علت رابطه، نارضایتی عاطفی و جنسی در محیط خانه است، باید برای حل این مسایل چاره‌جویی کرد.

زنان روسپی عمدتاً سردمزاج هستند و به‌دلیل روابط متکثر و غیرمحافظ، مبتلا به بیمارهای منتقله از راه جنسی و خصوصاً ایدز و هپاتیت هستند و از طرف دیگر برای افزایش قوای خود به اعتیاد و مواد رومی‌آورند. این زنان که بعضاً به دلیل مشکلات موجود در زندگی و یا اعتیاد، به روسپی‌گری روآورده‌اند، در صورت پشیمانی نمی‌توانند زندگی عادی همچون مردم جامعه داشته باشند و شغل و همسر مناسبی را انتخاب کنند. از طرف دیگر به دلیل بیماری‌هایی همچون ایدز و هپاتیت و احتمال انتقال بیماری به دیگران، افراد جامعه از آنان دوری خواهند کرد.

2.2.    روابط با انگیزه نیاز جنسی صرف
در این الگو زنان و مردان تنها به دنبال ارضای نیازی جنسی خود هستند. این افراد عمدتاً تنوع‌طلبی بسیاری دارند و با انتخاب شرکای جنسی متعدد، تلاش می‌کنند تا بدن‌های متفاوتی را تجربه کنند؛ لذا رابطه عاشقانه‌ای در این میان وجود ندارد و از همه مهم‌تر این‌که پایبندی دینی و اخلاقی میان این گروه از افراد به چشم نمی‌خورد و روابط آزاد، بدون محدودیت و بی‌قیدوبند را انتخاب کرده‌اند.

عرضه‌کننده این رابطه عموماً در قبال پاداش‌هایی همچون پول، غذا، جای خواب و با هدف امرار معاش، به تأمین خواسته‌های طرف مقابل می‌پردازند. مشتریان روسپیان را می‌توان از جمله این افراد دانست. ویژگی‌های افراد درگیر رابطه، با طبقه بالا مشترک است.

3.    روابط فریبکارانه
در این نوع رابطه هدف فرد از برقراری رابطه، انگیزه اقتصادی و یا جنسی است؛ اما تفاوت آن با روابط غیرعاشقانه این است که در آن رابطه، هر دو طرف می‌دانند عشقی در میان نیست، اما در این رابطه، سوژه از نیت فرد مقابل بی‌اطلاع است و تصور می‌کند که رابطه عاشقانه و رمانتیک را تجربه می‌کند.

زنان و مردان هر دو می‌توانند روابط فریبکارانه را شکل بدهند و سوژه‌های آنان نیز از میان هر دو جنس است. تنها ویژگی مهم قربانی، ساده‌لوحی و اغواشدن توسط فریبکار است. در خصوص وضعیت تأهل سوژه‌ها نیز باید گفت که نه تنها مجردان می‌توانند قربانی این رابطه شوند، بلکه افراد متأهلی که به دلایلی همچون تنوع‌طلبی و یا کمبودهای عاطفی در زندگی مشترک به روابط فرازناشویی رومی‌آورند نیز در این رابطه شکست را تجربه می‌کنند.

در این رابطه فرد با عرضه عشق غیرواقعی تلاش می‌کند تا به خواسته‌های مادی یا جنسی خود برسد. در این رابطه فرد ممکن است در یک زمان با چندین نفر طرح دوستی بریزد و بعد از رسیدن به خواسته‌های خود، رابطه را ترک کند که پیامد آن احساس کینه و تنفر برای شخصی است که در این رابطه به دنبال عشق رمانتیک بوده است، اما در نهایت قربانی فریبکاری شده است. البته در این خصوص از لحاظ قانونی می‌توان بیان داشت که درصورتی‌که این فریبکاری به عمد و همراه با شرایط دیگر باشد، می‌توان آن را در زمره جرم کلاه‌برداری به حساب آورد.

4.    روابط سیال
روابط سیال گونه‌ای دیگر از روابط بین دو جنس مخالف است که عمدتاً شبیه رابطه عاشقانه است، اما تفاوت‌های آن این است که در این رابطه، افراد وابستگی عاطفی به طرف مقابل پیدا نمی‌کنند و در زمان جدایی، آسیب‌های کمتری می‌بینند.

می‌توان این رابطه را رابطه‌ای صرفاً دوستانه تلقی کرد که افراد در آن واحد با چندین نفر ارتباط دارد و صمیمیت شدیدی با یکدیگر پیدا نمی‌کنند. خصیصه‌های مهم آن تنوع بیشتر، تعهد کمتر و آزادی بیشتر است. در این نوع رابطه، انگیزه‌های اقتصادی مدنظر نیست و رابطه جنسی با پول خریداری نمی‌شود، بلکه بیشتر هدایایی ردوبدل می‌شود که نشان‌دهنده ابراز عاطفه به فرد مقابل است.

رابطه سیال تعریف جدیدی از عشق است که برای جلوگیری از پیامدهای منفی وابستگی شدید در روابطه عاشقانه ایجاد شده است. فرد اگرچه روابط دوستانه زیادی دارد، اما همیشه در درون خود تنهایی را حس می‌کند؛ زیرا نیازهای روحی او در این روابط تأمین نمی‌شود.

روابط سیال را نمی‌توان منحصر به جنسیت یا سن خاصی دانست؛ زیرا افراد می‌توانند در محیط‌های تحصیلی یا محیط‌های کاری و عمومی‌، چنین روابطی را شکل دهند؛ اگرچه این رابطه پیامدهای منفی ناشی از وابستگی‌های عاطفی را نخواهد داشت، اما پیامد مهم آن، تأخیر در ازدواج و عدم تمایل به ازدواج دایم و یا به‌وجودآمدن تجرد قطعی است.

این روابط نگرش‌های منفی نسبت به جنس مخالف ایجاد می‌کند و آن‌ها به دلیل بالارفتن توقعات و معیارهای‌شان در همسرگزینی، با وسواس و سخت‌گیری عمل خواهند کرد و در صورت تشکیل زندگی نیز بدبینی و بی‌اعتمادی نسبت به همسر خود را همواره با خود دارند. از همه مهم‌تر این‌که پایبندی چندانی به حفظ و دوام ازدواج خود ندارد.

5.    روابط هم‌خانگی (ازدواج سفید)
روابط هم‌خانگی پیوندی غیررسمی‌ و غیرقانونی است؛ در این نوع رابطه زوج بدون آن‌که ازدواج کرده باشند، با هم زندگی می‌کنند و رابطه جنسی دارند. این نوع رابطه ریشه عمیقی در فرهنگ غربی دارد و در ایران همانند کشورهای دیگر هنوز به الگوی رایج و ثابتی تبدیل نشده است. این نوع رابطه ناشی از عللی همچون مشکلات مالی، محک‌زدن طرف مقابل وعدم پذیرش مسئولیت‌های ازدواج دایم است.

این نوع پیوند از پیامدهای دوران گذار کشور از سنت به مدرنیته است و زمانی رخ می‌دهد که افراد هنوز نتوانسته‌اند مسئولیت‌های ازدواج دایم را بپذیرند. طرفین هیچ تعهدی برای در کنار هم ماندن ندارند؛ حتی اگر یک طرف رابطه دوست داشته باشد زندگی آن‌ها دایمی ‌و همیشگی باشد، ممکن است طرف دیگر خواستار نباشد.

این زوج‌ها هیچ‌گونه تعهدی برای حمایت مالی از همسر خود ندارند. این شیوه زندگی در ایران اغلب پنهانی است. این رابطه بی‌تعهد، عمدتاً فقط بر معامله هم‌زیستی پایبند است و طبیعتی آزمایشی، موقت و فاقد تعهد دارد. این افراد، روابط خویشاوندی با بستگان خود ندارند و ترجیح می‌دهند که دلبستگی به فرزندان به‌وجودآمده از این رابطه نداشته باشند. این رابطه در میان مذاهب مردود است.

این پدیده از جنبه‌های مختلف و به دلایل گوناگونی عملی غیرمجرمانه است؛ چراکه اولاً، زن و مرد بدون وجود علقه زوجیت و بدون جاری‌شدن صیغه عقد دائم یا موقت و ثانیاً، بدون ثبت رسمی ‌ازدواج، شروع به زندگی مشترک و زناشویی كرده که کاملاً غیرشرعی و غیرقانونی است و ثالثاً، وجود داشتن رابطه زنا یا روابط غیرشرعی مادون زنا که بسته به نوع آن مجازات خاص خود را دارد از این جنبه‌ها است.

در فصل هجدهم از قانون مجازات اسلامی ‌(کتاب تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵) در مبحث جرایم ضدعفت و اخلاق عمومی، در ماده ۶۳۷ آمده است:

«هرگاه زن و مردی که بین آن‌ها علقه زوجیت نباشد، مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا ۹۹ضربه محکوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اکراه باشد، فقط اکراه‌کننده تعزیر می‌شود».

در حقیقت مشاهده می‌كنيد که وجود روابط نامشروع و حتی ارتباط جنسی مادون زنا نیز در قوانین جزایی کشورمان، دارای مجازات است. حال اگر مرتکبان روابط نامشروع محصن یا غیرمحصن بوده و مرتکب جرم زنا یا مادون آن شوند، با استناد به مواد ۲۲۵ و ۲۳۰ قانون،مجازات آنان تشریع شده است.

همچنين در ماده ۲۲۵ قانون مجازات اسلامی‌مصوب سال ۱/۲/۱۳۹۲ آمده است: «حد زنا برای زانی محصن و زانیه محصنه رجم است. در صورت عدم امکان اجرای رجم با پیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی و موافقت رییس قوه قضاییه چنان‌چه جرم با بینه ثابت شده باشد، موجب اعدام زانی محصن و زانیه محصنه است و در غیر این صورت، موجب 100 ضربه شلاق برای هریک است».

و اما در ماده ۲۳۰ از همان قانون آمده است: «حد زنا در مواردی که مرتکب غیرمحصن است، 100 ضربه شلاق است».

در خصوص ثبت ازدواج نیز باید بیان داشت که ماده ۲۰ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۹۲ در این خصوص آورده است: «ثبت نکاح دایم، فسخ و انفساخ آن، طلاق، رجوع و اعلام بطلان نکاح یا طلاق الزامی‌است»، و در صورت تخطی از این امر با مجازات خاص خود روبه‌رو می‌شوند.

6.    صیغه یا متعه

در برابر ازدواج، که موجبات پیدایی ارتباطی دایم، همه‌جانبه، شرعی و عرفی بین دو انسان را پدید می‌آورد، ازدواج موقت یا صیغه قرار دارد که تأمین ارتباط ناشی از زناشویی دایم، در آن به چشم نمی‌خورد.

صیغه نوع خاصی از ازدواج است که در آن ویژگی‌هایی زیر مشهود است:
برخلاف ازدواج دایم که در آن ارتباطی پایا و بدون هیچ محدودیت زمانی فراهم می‌شود، در صیغه، زمان ارتباط از قبل مشخص است. بنابراین زن و شوهر توافق می‌کنند برای مدتی معین به عنوان مثال برای یک ساعت تا صد سال، قرارداد زوجیت صیغه‌ای باهم ببندند.

در این نوع ازدواج مبلغی از قبل به عنوان مهریه توافق می‌گردد و از جانب مرد به زن داده می‌شود. صیغه ازدواجی به غایت فردی است و صرفاً موکول به توافق و رضایت طرفین است. در این نوع ازدواج هیچ‌کدام از طرفین از یکدیگر ارثی نمی‌برند و حتی الزامی‌ در خصوص هم‌زیستی برای آنان به‌وجود نمی‌آید.

در این نوع رابطه، انگیزه‌های جنسی و اقتصادی با شرع پیوند می‌خورد. افراد برای تأمین نیازهای غریزی خود به دنبال راه‌کارهای شرعی و مذهبی هستند. این الگو در میان زنان بیوه یا مطلقه رواج دارد و مردان برای تأمین نیازهای جنسی خود به این رابطه تن می‌دهند.

در یک طبقه‌بندی این رابطه جزو روابط غیرعاشقانه تقسیم‌بندی شده است ( آزاد ارمکی و دیگران، 1390)، اما می‌توان مواردی را یافت که افراد به دلایل شخصی با فردی تمایلی به ازدواج دایم ندارند و یا مدت‌های طولانی، ازدواج موقت آن‌ها ادامه دارد و حتی فرزندانی نیز از این نوع ازدواج حاصل شده است.

البته باید گفت که دختران مجرد کم‌تر به این نوع رابطه تن می‌دهند و صیغه در میان آنان تنها در دوران پیش از عقد دایمی ‌و برای آشنایی رواج دارد. در این شیوه مردان تعهدات و مسئولیت‌های عقد دایمی ‌را ندارد و به‌گونه‌ای شرعی به تأمین خواسته‌های غریزی خود می‌پردازند.

عده‌ای بر این باورند که رواج ازدواج موقت باعث شیوع فساد در جامعه خواهد شد و با سرپوش‌گذاشتن بر روابط نامشروع، موجب سوءاستفاده مردان متأهل از زنان و کام‌یابی جنسی از آنان خواهد شد. از طرف دیگر به پایمال‌شدن حقوق زنان و محرومیت از حمایت خانواده منجر می‌شود.

ازآن‌جایی‌که مدت این ازدواج مشخص شده است و با پایان مدت، رابطه کاملاً قطع می‌شود، فرزندان به‌وجودآمده از این رابطه، سرنوشت مبهمی‌خواهند داشت و ازآن‌جایی‌که عمدتاً این ازدواج ثبت نمی‌شود، افراد حاضر به پذیرش فرزندان و مسئولیت‌پذیری در قبال آنان نخواهند بود. مقبولیت اندک ازدواج موقت، موجب برچسب کجرو خوردن کسانی خواهد شد که به ازدواج موقت تن می‌دهند.

اما بعضی دیگر بر این باورند که ترویج و تشویق ازدواج موقت، تنها راه جلوگیری از فساد روزافزون جامعه کنونی و جلوگیری از شیوع بیماری‌هایی ایدز و هپاتیت است که به‌واسطه رابطه نامشروع ایجاد می‌شود و تنها راه برای جلوگیری از انحرفات اخلاقی زنان بیوه و مطلقه که به‌دلیل مشکلات اقتصادی به تن‌فروشی روی می‌آورند، متعه است.

نکته آخر این‌که در مواردی که جوانان به دلیل مشکلات اقتصادی نمی‌توانند تشکیل خانواده دهند، تنها راه مشروع تأمین نیازهای عاطفی و جنسی‌شان، ازدواج موقت است.

در ماده‌ ۱۰۷۵ قانون مدني٬ ازدواج موقت در قوانين ايران به‌رسميت شناخته‌ شده‌است. شرايط و ارکان اساسي نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌ است از شرايط صحت نکاح دایم به اضافه‌ تعيين مدت مشخص و تعيين مهر معين براي زن.

موانع ازدواج موقت نيز همان موانع نکاح دایم هستند. در نکاح دایم عدم وجود مهر يا ذکرنشدن مهر جايز است٬ اما در نکاح منقطع٬ عدم وجود مهر موجب بطلان عقد مي‌شود. قانون بر وجود و مشخص‌بودن مهريه‌ زن در ازدواج موقت تأکيد فراوان کرده و مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدني ترتيباتي داده است که مهريه‌ زن در ازدواج موقت به هر ترتيب به او تسليم شود.

زن پس از جاري‌شدن عقد، مالک مهر مي‌شود و اتفاقاتي چون فوت زن در زمان ازدواج٬ عدم نزديکي شوهر با او تا اتمام مدت عقد و بخشيدن زمان عقد از طرف شوهر، مهر را ساقط نمي‌کند.

فرزندان حاصل از ازدواج موقت٬‌ مشروط بر ثبت‌شدن قانوني و محضري ازدواج٬ حقوقي درست همانند فرزندان حاصل از ازدواج دایم دارند؛ يعني فرزندان مشروع پدر شناخته مي‌شوند٬ پدر موطف به دادن نفقه و نگه‌داري آنان است و از پدر ارث مي‌برند. بنابراین مشخص می‌شود که حمایت قانونی در این مورد از زنان و فرزندان بیشتر است.


تحقیقات نشان داده است که رابطه جنسی پیش از ازدواج نه تنها بر روابط فعلی، بلکه بر روابط آینده افراد نیز اثرگذار است و افراد را بیشتر درگیر رابطه فرازناشویی بعد از ازدواج خواهد کرد. نگرش‌های سهل‌گیرانه سبب می‌شود که این افراد در آینده به همسر خود نیز خیانت کنند ( علی تبار و همکاران، 1393). افزون بر این، ازدواج سفید تمایل افراد به ازدواج دایم و مسئولیت‌پذیری را کاهش می‌دهد؛ زیرا عدم پذیرش مسئولیت‌های ازدواج دایم منجر به انتخاب این سبک از زندگی شده است.

از طرف دیگر این زوج تمایلی برای پذیرش مسئولیت‌های فرزند احتمالی نیز نخواهند داشت. بعضی چنین رابطه‌ای را مقدمه‌ای بر ازدواج دایم می‌دانند و آن‌را یکی از مراحل همسریابی تلقی می‌کنند، اما تجربه چنین معاشرتی امکان تأخیر در ازدواج را فراهم می‌سازد. نکته آخر این‌که شاید یکی از این دو فرد تمایلی به ثبت ازدواج و ادامه زندگی با یکدیگر نداشته باشند که در این صورت فشارهای روحی و روانی و آسیب‌های وارده بر آن شخص، غیرقابل جبران خواهد بود.

منابع
1.    آزاد ارمکی، تقی و دیگران (۱۳۹۰)سنخ شناسی الگوهای روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران ، مجله جامعه-  پژوهی فرهنگی » پاییز و زمستان  - شماره 4 [علمی-پژوهشی]‏، صص ۳۴-۱.
2.    ساروخانی، باقر(۱۳۸۹) مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، انتشارات سروش.
3.    علی تبار،‌هادی (1393)بررسی رابطه بین رابطه جنسی پیش ز ازدواج با نگرش به روابط فرازناشویی ، فصلنامه خانواده پژوهی، سال دهم، شماره 38، تابستان ، صص 267-255.
4.    گیدنز، آنتونی (۱۳۸۳) جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری، تهران،نشر نی.
5.    تأثیرات منفی ازدواج سفید و هم‌خانه‌شدنhttp://www.beytoote.com.-.

* دکترای جامعه‌شناسی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار