پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۶۲۶۷
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۳
در نشست بازنمایی عشق و تحکیم خانواده درسریال شهرزاد مطرح شد:
شهرزاد که با درام قابل توجه خود طی 28 قسمت خانواده‌های ایرانی را با خود همراه کرد و توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند، سرانجام با ازدواج فرهاد و شهرزاد به پایان رسید. بسیاری، بازنمایی عشق را مهم‌ترین دلیل اقبال به شهرزاد می‌دانند. به همین منظور پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با همکاری روزنامه صبح نو، در نشستی با حضور دکتر پرویز امینی، جامعه‌شناس و تحلیل‌گر مسائل سیاسی و دکتر عاصمه قاسمی؛ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، نشستی به گفت‌وگو درباره زوایای این امر پرداخته است که گزارش آن تقدیم خوانندگان محترم می‌شود.


شهرزاد که با درام قابل توجه خود طی 28 قسمت خانواده‌های ایرانی را با خود همراه کرد و توانست مخاطبان بسیاری را جذب کند، سرانجام با ازدواج فرهاد و شهرزاد به پایان رسید. بسیاری، بازنمایی عشق را مهم‌ترین دلیل اقبال به شهرزاد می‌دانند. به همین منظور پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه با همکاری روزنامه صبح نو، در نشستی با حضور دکتر پرویز امینی، جامعه‌شناس و تحلیل‌گر مسائل سیاسی و دکتر عاصمه قاسمی؛ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، نشستی به گفت‌وگو درباره زوایای این امر پرداخته است که گزارش آن تقدیم خوانندگان محترم می‌شود.

-    سریال شهرزاد توانست مخاطبان بسیاری جذب کند و مورد توجه و اقبال واقع شد. مهم‌ترین شاخص این سریال را چه می‌دانید؟ آن‌چه مخاطب در این 28 قمست با آن مواجه بود؟
قاسمی: شهرزاد با محوریت زن جوان مدرن، تحصیل‌کرده، به‌روز، تأثیرگذار و مستقل در برهه مهم تاریخ سیاسی ایران شکل گرفت. این تاریخ تأثیرگذار است؛ زیرا کودتا و ماجرای دکتر مصدق در برهه اجتماعی به نمایش گذاشته می‌شود که دور ورود و تثبیت مدرنیته است. موضوع سریال، عشق و نمایش عشق است. تمام این المان‌ها باعث جذابیت داستان و پیداکردن طرفدار شد. این نکات در کنار ساختارهای جذاب فیلم در تأثیرگذاری و مخاطب‌یابی شهرزاد مهم بود.

مهم‌ترین داستان شهرزاد بازنمایی عشق رمانتیک است
مهم‌ترین داستان شهرزاد بازنمایی عشق مدرن، رمانتیک، غربی است که فراز و فرودهای زیادی دارد. ابتدا با گفت‌و‌گوهای شاعرانه فرهاد و شهرزاد و ملاقات‌های روزانه شروع می‌شود؛ سپس در مراحل جلوتر، مقاومت و شکستن سنت‌ها و عرف‌ها و تسلیم و خاموشی و تردید و در نهایت به تصمیم می‌رسد که نشان می‌دهد عشق پیروز است. سریال به‌خوبی بازنمایی عشق رمانتیک را نشان می‌دهد، اما عشقی که مدرن است و از فرهنگ مدرن اروپایی آمده است. این سریال، لازمه ازدواج و هسته اولیه برای تشکیل خانواده را عشق گذاشته است. تمام ازدواج‌ها و زوجین دیگر در تقابل با نوع رابطه شهرزاد و فرهاد و عشق مدرن غربی است. در مجموع، محوریت سریال، عشق رمانتیک به عنوان لازمه ازدواج است، اما آن را در تقابل با رابطه و ازدواج نوع سنتی نشان می‌دهد.

هسته مرکزی درام شهرزاد تقابل استبداد در برابر عشق است
امینی:
هسته مرکزی درام شهرزاد تقابل استبداد در برابر عشق است. این‌جا تمرکز روی عشق کافی نیست؛ زیرا شخصیت بزرگ‌آقا نماینده استبداد است. نوآوری درام شهرزاد در تغییر سنتِ تعریف استبداد در برابر آزادی، به استبداد در تقابل با عشق است. مضمون سریال این است که آزادی خواست روشنفکری است؛ آن‌چنان که فرهاد بود. قهرمان قصه شهرزاد است که دغدغه‌های روشنفکری را به شکل فرهاد ندارد. این تلقی که استبداد تنها در برابر آزادی است، می‌خواهد بگوید که استبداد تا خصوصی‌ترین تمایلات خصوصی انسان وارد می‌شود. عشق امری خصوصی و از طرفی امری عمومی ‌است و استبداد تا آن‌جا وارد می‌شود؛ یعنی استبداد تنها سرکوب آزادی نیست، بلکه سرکوب عشق هم است. این نوآوری درام است.

نمایش عشق و استبداد در انواع مختلف
سپس تلاش کرده عشق را در انواع آن و استبداد را در انواع آن نشان دهد؛ با تقابل‌هایی که بین استبداد و عشق ایجاد می‌کند. شخصیت بزرگ‌آقا مردسالاری در برابر زن، پدرسالاری و پدرخواندگی بیش از خانوادهی مرسوم را نشان می‌دهد که با استبداد سیاسی در 28 مرداد و پس از آن همکاری داشته است. در برابر این شخصیت، عشق شهرزاد به فرهاد وجود دارد که استبداد مانع آن می‌شود. علاقه او به قباد، عشق به فرزند، عشق و علاقه به خانواده از دیگر انواع عشق است که استبداد هر چهار نوع عشق را مورد تهاجم قرار می‌دهد و این هسته مرکزی درام است.

از نظر کار نمایشی داستانی 28 قسمتی داشت که حدود شش ماه هفته‌ای یک‌بار در فضای متکثر افکار عمومی‌ جامعه ایران منتشر شد. این سریال ایده‌ای دارد و آن ایده خوب پرداخته شده که توانسته مخاطب را نگه دارد. در استبدادی که به‌طور معمول به جامعه معرفی شده، فرد خشن است و از ابزار فیزیکی استفاده می‌کند، اما استبداد در این سریال به این صورت نیست. بزرگ‌آقا آن‌طور نیست و می‌تواند شخصیت را درونی کند تا شما از مظاهر رفتار او به استبدادش پی نبرید، بلکه از دل روابط با کاراکترهای دیگر به این موضوع پی ببرید.

-    آقای امینی با نشانه‌شناسی خانم دکتر قاسمی ‌می‌شود به دیدگاه شما انتقاد وارد کرد؛ به هر جهت شهرزاد دانشجوی پزشکی و از لحاظ وضعیت پوشش زنی مدرن است. آیا به نظر شما نمی‌توان گفت سریال در بازنمایی عشق به دنبال این است که خوشبختی در زندگی خانوادگی با عشق معنا پیدا می‌کند؟
امینی:
چون ممکن است بازنمایی‌هایی که انجام می‌دهید از یک حیث واحد برخوردار نباشد؛ حیثی که هسته اصلی داستان را می‌سازد مثلاً شهرزاد نماینده عشق است، اما هم‌زمان نماینده روشنفکر تحصیلکرده هم است. خانواده او جزو طبقات متوسط به بالای شهری هستند، اما تفاوت شهرزاد با کاراکترهای دیگر که آن‌ها هم روشنفکر و جزو طبقات بالا هستند این است که شهرزاد بازتاب‌دهنده انواع عشق است.

با حذف عشق از شهرزاد و استبداد از بزرگ‌آقا داستان شکل نمی‌گیرد
شهرزاد هم‌زمان کاراکتری است که از جهات مختلف بازنمایی می‌شود؛ نماینده روشنفکر، مدرن و عشق است و بزرگ‌آقا نماینده استبداد و سنت است. کارگردان می‌تواند به این شکل داستان را پیش ببرد که تقابل بین استبداد و عشق است و بدانید خاستگاه استبداد سنت و خاستگاه عشق طبقه تحصیل‌کرده است. این نکات ایرادی ندارد، اما این‌که تقابل اصلی را چه می‌فهمید. بزرگ‌آقا ضدقهرمان است. بخش بزرگی از داستان با گره بزرگ‌آقا پیش می‌رود. تقابلی که به لحاظ دراماتیک شکل می‌گیرد، با حذف عشق از شهرزاد و استبداد از بزرگ‌آقا داستان شکل نمی‌گیرد. این استبدادی که با آن مشکل داریم و سراغ عشق آمده، پایگاهش سنت است. داستان می‌خواهد بگوید اگر عشق هم می‌خواهی از آزادی به دست می‌آید.

هسته اولیه را عشق می‌بینم
قاسمی:
از منظر خانواده و قراردادن زوج‌ها در کنار هم، هسته اولیه را عشق می‌بینم که ازدواج می‌‌خواهد براساس آزادی و انتخاب فردی شکل بگیرد. این نوع ازدواج در فرهنگ غرب از اواخر قرن 18 وارد شده و قبل از آن به این شکل نبوده و همان‌طور که جامعه‌شناسان می‌گویند پیش از دوران مدرن در غرب ازدواج مبتنی بر وضعیت مادی و یا شانیت خانوادگی بوده است و در ایران هم در دوران رضاخان و بعد از آن به صورت پررنگ با ورود فرهنگ غربی وارد شد. در این داستان اگر این زوج‌ها و خانواده‌ها را کنار هم بگذاریم، می‌بینیم ازدواج شیرین و قباد بر اساس شأنیت خانواده، ازدواج حمیرا براساس منافع مالی بوده و تنها ازدواج شهرزاد و فرهاد است که براساس عشق و رابطه بدون خشونت و صمیمانه شکل می‌گیرد.

زمانی که رابطه‌های بالا در کنار هم قرار می‌گیرند و با نگاه از منظر خانواده، می‌بینیم رابطه‌هایی مانند پدر و مادر فرهاد، نماینده سنت هستند که پدر همچنان به یاد عشق قدیمی ‌است؛ در عین این‌که در این زندگی سازگاری و تا حدی رضایتمندی دارد. اگر مقایسه داشته باشیم، نوع رابطه شهرزاد و فرهاد و روابط بین زوجین دیگر، فقط شهرزاد و فرهاد رابطه‌ای خارج از سنت دارند. در مقابل رابطه سنتی پدرسالاری و مردسالاری که در نوع روابط دیگر زوجین می‌بینیم، شهرزاد و فرهاد رابطه عاشقانه مبتنی بر عشق و علاقه فردی دارند و باید تأثیرات این نوع بازنمایی عشق به عنوان یک المان اولیه و ضروری برای ازدواج و تشکیل خانواده در جامعه فعلی ایران را مدنظر گرفت.

فرمایش آقای دکتر در مورد تقابل استبداد و عشق از دیدگاه سیاسی درست است. البته یکی از نکات خوب داستان این است که شخصیت‌ها، مثبت یا منفی صرف نیستند و همین استبداد که نمود آن در شخصیت بزرگ‌آقا دیده می‌شود، گاهی آزادی‌هایی می‌دهد؛ مانند زمانی که بزرگ‌آقا به شهرزاد اجازه ازدواج می‌دهد.

-    خانم دکتر قاسمی ‌شما و آقای دکتر دو پرسپکتیو متفاوت درباره فیلم ارائه دادید اگر بخواهیم با پرسپکتیو آقای دکتر پرسپکتیو شما را نقد کنیم مثال نقض آن رابطه قباد و شهرزاد است. علی‌رغم این‌که شهرزاد با اجبار وارد این زندگی شده، نه‌تنها به این رابطه تن می‌دهد، بلکه شروع به ساختن زندگی می‌کند و می‌پذیرد که شاید نشود تقدیر را عوض کرد. شما رابطه شهرزاد و قباد که با اجبار و نه با عشق شروع شده و اتفاقاً رابطه‌ای مثبت و بالنده است را چگونه تحلیل می‌کنید؟
قاسمی:
شهرزاد با محیط سازگاری می‌کند، اما چون نماینده فرد مدرن و تحصیل‌کرده است و در سریال تنها شهرزاد این ویژگی را دارد، با سازگاری‌اش تأثیرگذاری خود را نشان می‌دهد؛ یعنی به جای این‌که بنشیند و در چارچوب‌های مردسالارانه منفعل باشد، فاعل است و این به‌معنای داشتن زندگی رضایتمندانه نیست.

-    آقای دکتر شما نسبت سریال شهرزاد را با بازنمایی عشق در سایر تولیدات آقای فتحی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
امینی:
مسأله آقای فتحی در کارهای قبلی خود نیز عشق بوده است؛ مثلاً در مورد شب دهم آن‌جا نیز رابطه‌ای وجود دارد که به عشق الهی منجر می‌شود. در میوه ممنوعه نیز وجود دارد. پرجاذبه‌ترین کار برای درام‌سازی عشق است. در کارهای آقای میرباقری هم عنصر زن مفقود نیست؛ هم در سریال مختارنامه و هم در سریال امام علی (ع) این موضوع دیده می‌شود. میرباقری در درام‌سازی به عنصر زن توجه می‌کند.

کودتای 28 مرداد اساس داستان است
ظرفیت درام عشق است و عشق هم بدون زن معنا پیدا نمی‌کند؛ بنابراین در کارهای قبلی آقای فتحی مانند مدار صفر درجه نیز این موضوع دیده می‌شود. این کار در یک خاستگاه سیاسی شکل می‌گیرد که این بحث بسیار پررنگ است. کودتای 28 مرداد اساس داستان و بزرگ‌آقا نقش محوری داستان است. او نشان می‌دهد تنها عشق مسأله نیست.

من موافق نیستم که عشق بازنمایی‌شده در شهرزاد عشق مدرن است. در عشق تعهد به دیگری وجود دارد و در مراحل بعد تعلق و فداکاری است، اما در فضای مدرن، اساس آن ایندیویژالیسم است. در نگاه مدرن فرد مبناست. حتی اومانیسم هم تعبیر دقیقی راجع به مدرنیته نیست. سه مرجعیت را ایندیویژالیسم نفی می‌کند؛ نفی مرجعیت بیرون از من، نفی مرجعیت فراتر از من و نفی هر مرجعیتی مقدم بر من. بنابراین هر جایی که تعهد و تعلق به دیگری است، تضعیف می‌شود.

-    یعنی شما این بازنمایی از ازدواج در سریال شهرزاد را که به این صورت است که ازدواج باید براساس عشق شروع شود و اگر عشقی نباشد زندگی معنا و مفهوم ندارد؛ تا زمانی که در عشق عنصر تعهد به غیر باشد، قابل دفاع می‌دانید؟
امینی:
به لحاظ اجتماعی در زمانه ما، به یک معنا عشق چندان عمومیت ندارد. خلأیی به نام عشق وجود دارد که شرایط زندگی مدرن در ما ارزش‌هایی به وجود می‌آورد که هسته آن ایندیویژالیسم است. بر این اساس می‌بینیم ازدواج کاهش یافته و طلاق، خیانت و جشن طلاق افزایش داشته است. ایندیویژالیسم می‌گوید اساس من هستم. چرا باید از خواسته‌هایم به خاطر دیگری تنازل کنم؟ چرا فرزندآوری کم شده است؟ زیرا نمی‌توانم خودم کمتر باشم. بنابراین در ظهور اجتماعی شاهد افزایش طلاق هستیم.

شهرزاد را به دلیل عدم امکان عملی کردن عشق دوست داریم
زمانی که چسبندگی ما با نهادهای مدرن افزایش پیدا می‌کند، صورت‌بندی ارزش‌های مدرن در ما بازتولید می‌شود. بنابراین ازآن‌جایی‌که مسأله‌ای در ما به نام عشق وجود دارد و امکان عمل به آن منتفی است، شهرزاد را دوست داریم.

کارگردان عشق را بازنمایی می‌کند در خلأ اجتماعی که دیگر در آن عشق به صورت عمومی ‌در فضای مدرنیزاسیون‌شده جامعه ما شکل نمی‌گیرد. به این معنا نیست که عین آن کاملاً با تکست و کانتکست اینجا صورت‌بندی می‌شود. چیزی از آن و چیزی ازشرایط ما با هم نسبت برقرار می‌کنند که نسبتی تام نیست.

ببینید من می‌گویم کل آن ماجرا در کل شرایط ما بازنمایی نمی‌شود. ممکن است سریال شهرزاد را در 20 سال گذشته پخش کنید، مخاطب نداشته باشد. در درجه اول این سریال رایگان نیست. از طرفی هر هفته یک قسمت منتشر می‌شود و 28 هفته به طول می‌انجامد. پس باید قدرتی در این درام باشد که 28 هفته بتواند جایگاه خود را در فضای متکثر جامعه حفظ کند. پس خلأی در جامعه وجود دارد.

واکنش‌های اجتماعی دو صورت دارد: واکنش به علایق و واکنش به خلأها. مثلاً فیلم برف روی کاج‌ها که موضوع‌اش خیانت است، از نظر مخاطبان جشنواره فجر اول می‌شود که نشان می‌دهد حتماً هم‌زادپنداری بوده و چیزی در جامعه وجود دارد، ولی مخاطب با شهرزاد بر اساس احساس خلأ ارتباط برقرار می‌کند.

جامعه‌ای که ایندیویژوال شد، این موضوع در آن شکل می‌گیرد. شهری مثل تهران مدرنیته، در صورت‌بندی‌های گوناگون در چهار عنصر، اجتماعی شده است. برخی خصلت‌های پست‌مدرن در رسانه‌های جدید را نیز به آن اضافه می‌کنید که سلسله‌مراتب را نفی می‌کند و تفاوت‌ها را به‌رسمیت می‌شناسد. زنان و مردان برای خود غیری دارند، اما در شبکه‌ها و رسانه‌های جدید اینترنتی غیر، تخفیف پیدا کرده است. شما هم‌زمان دانشجویی با اعتقادات مذهبی هستید، اما در دوستان خود شخصی مخالف دارید. همین رسانه‌های جدید ایندیویژالیسم را تشدید می‌کند؛ زیرا فردیت را تقویت می‌کند. بنابراین رسانه‌های جدید ایندیویژالیسم را تشدید می‌کنند و جمع‌گرایی به معنای رویه‌های میان‌مدت و درازمدت منتفی شده است. حتی واکنش‌هایی که ما ظاهراً در مناسک جمعی به عنوان نکته‌ای مثبت می‌دهیم، واکنش به این فردگرایی است. اموری در انسان است که غیرقابل جدایی است، اما مدرنیته شرایطی به‌وجود می‌آورد که نمی‌توانید به آن عمل کنید. مقاطعی ایجاد می‌شود که شما می‌توانید نسبت به آن واکنش کوتاه‌مدت نشان دهید؛ مثلاً شب یلدا پررنگ‌تر از گذشته برگزار می‌شود.

سریال هنوز به عشق سیال نرسیده است
-    حرف آقای دکتر امینی این  است که وضعیت اجتماعی ما خلأ این عشق و تعهد را دارد و این عشق و تعهد می‌تواند مثبت باشد واین بازنمایی می‌تواند به تحکیم خانواده کمک کند. تحلیل شما این است که بازنمایی عشق در تقابل با سنت است و در این فیلم سنت نفی می‌شود و یک زن مدرن تبدیل به نماد عشق می‌شود. در مورد این تفاوت دیدگاه نکات خود را بفرمایید.
قاسمی: به نظر من این سریال هنوز به عشق سیال نرسیده است و دقیقاً همان برهه تاریخی را نشان می‌دهد که دوره رضاخان تمام شده و دوره تثبیت فرهنگ غربی است. شهرزاد خودش انتخاب کرده که از مادر و زنان اطرافش متفاوت باشد و در حال تجربه است. با وجود این‌که فردگرایی شامل جنبه‌های مختلفی می‌شود، اما در مورد ازدواج، خود و علاقه خود را می‌سنجد و هرجایی نتواند، قطع می‌کند. جامعه‌شناسان اعلام کرده‌اند یکی از عوامل طلاق در غرب، عشق‌های رمانتیک و زندگی مبتنی بر علاقه و رضایتمندی شخصی است. در هرحال، شهرزاد تأثیرگذار است و فاعلیت خود را نشان می‌دهد و نمی‌گذارد کسی مانع خواسته‌هایش شود. با وجود این‌که در دوره‌ای سکوت می‌کند و به ظاهر تسلیم می‌شود، اما این هم مراحلی از عشق است؛ یعنی عشق شهرزاد و فرهاد فقط به گفت‌وگوها و مشاعره‌های عاشقانه نیست و حتی در مرحله‌ای بین عشق خودش و مادری، خود را انتخاب می‌کند؛ این یعنی فردگرایی مدرن. در این سریال به جز شهرزاد، بقیه زنان منفعل، مجبور و مطیع شوهر و پدر نشان داده می‌شوند و فقط شهرزاد تأثیرگذار و فاعل است

امینی: خانم دکتر من معتقدم کاراکتر شهرزاد ارتباطی با فضای مدرن ندارد؛ زیرا در دهه 20 و 30 ما تجربه‌ای از مدرنیته نداشتیم. فاعلیت به ویژگی‌های شخصیتی بازمی‌گردد. او اعتماد به نفس دارد و مستقل تصمیم می‌گیرد. به نظر من مدرنیته به معنای ایندیویژالیسم مدنظر است.

قاسمی: اما می‌بینیم که شهرزاد در آن زمان به دانشگاه می‌رود و به راحتی با فرهاد به کافه نادری می‌رود؛ این نشانه‌ای از مدرنیته است. شهرزاد کلیشه‌ها، سنت‌ها و عرف‌های جامعه را در آن دهه شکاند و با فرهاد فرار کرد.

-    خانم دکتر اگر تحلیل شما را بپذیریم که شهرزاد مدرن است، چرا زن مدرنی مثل شهرزاد مقابل ازدواج اجباری می‌ایستد، اما در مقابل تعدد زوجات سکوت می‌کند؟ این دو وضعیت چگونه با هم قابل جمع است؟
قاسمی:
زیرا این جامعه هنوز کامل مدرن نشده و سنتی است که تا چند سال قبل از آن، چنین فرهنگی با زور وارد شده است. بخش‌هایی از فرهنگ را پذیرفته‌اند؛ زیرا زمانی بوده که هنوز به آن معنا مدرن نشده بود و هنوز پدرسالاری در رأس است.

دودستگی نمایش داده شده در سریال دیگر وجود خارجی ندارد
-    به نظر شما داستان شهرزاد چه خلأهایی دارد؟ به عبارت دیگر نقاط ضعف این سریال را چه می‌دانید؟
قاسمی:
فکر می‌کنم این تقابل سنت مدرنیته خیلی پررنگ شده است. درست است شاید در آن زمان جریان اسلامی‌ دفاع از حقوق زنان را به شکل فعالی نداشتیم و شرایط با شرایط امروزه متفاوت بوده است، اما در این داستان می‌توانست زنی را نیز نماینده این قشر قرار دهند تا این دودستگی سنت و مدرنیته پررنگ ایجاد نشود. در حال حاضر حتی غربی‌ها نیز از این دودستگی زن سنتی و مدرن گذشته‌اند. زن سنتی زنی است که در چارچوب‌های پدرسالارانه و مردسالانه زندگی می‌کند. این موضوع در این سریال پررنگ دیده می‌شود و این دوگانگی بسیار پررنگ نشان داده شده است؛ درصورتی‌که دیگر چنین چیزی به این شکل نیست و دیگر بازنمایی مذهب به شکل مذهب خرافی از نقاط ضعف سریال است.

امینی:
اگر شما با استبداد مخالف هستید باید با تمام عوامل ایجادکننده آن مخالف باشید. این سریال در 28 مرداد اتفاق افتاده است. اگر درامی ‌بی‌زمان و مکان بود، بحث آن فرق می‌کرد، اما در این سریال عامل اصلی شکل‌دادن استبداد که عامل خارجی است، نمایش داده نشده است و نقش نیروهای مذهبی در تقابل با استبداد نشان داده نمی‌شود.

منتشرشده در شماره اول ویژه‌نامه زنان صبح روزنامه صبح نو

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار