پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۸۴۴۲
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۵
در خصوص مضمونی مانند شهدای مدافع حرم، شاعران مرد به بعد حماسی این مسأله توجه می‌کنند و شعر می‌گویند اما یک شاعر زن در عین این‌که به شهادت همسرش افتخار می‌کند اما از سختی‌هایی که خودش در این راه کشیده هم صحبت می‌کند چون کسی که در این موقعیت قرار گرفته، آدم آهنی نیست و من به‌عنوان یک شاعر زن حتی اگر خودم در موقعیت همسر رزمندگان یا شهدای مدافع حرم نباشم اما می‌توانم از زاویه دیدی زنانه موقعیت آنها را درک کنم و براین اساس شعر بگویم.


امروز در تقویم ملی کشورمان، روز شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده است. پس از انقلاب اسلامی و به‌ویژه در سال‌های اخیر شاهد حضور روزافزون زنان در عرصه شعر هستیم؛ زنانی جوان که با رویکردهای مختلف اندیشه‌ای وارد این فضا شده و به فراخور زمانه خود، مضامین گوناگونی را در شعرهای خود استفاده می‌کنند. شعر این شاعران اگرچه ممکن است در نگاه نخست به پای اشعار شاعرانی چون فروغ فرخزاد، طاهره صفارزاده، پروین اعتصامی و... نرسد، اما ظرفیت رشد داشته و می‌توان امیدوار بود که در سال‌های آتی با چهره‌های برجسته‌ای از شعرای زن آشنا شویم. به بهانه این روز در نشستی با حضور دو شاعر زن جوان به بررسی وضعیت زنان در عرصه شعر پرداختیم. فاطمه طارمی و نفیسه سادات موسوی دو شاعری بودند که در این نشست با آنها همراه بودیم.  

- به عنوان اولین سؤال لطفاً درخصوص مضامین شعری زنانه در شعر شعرای معاصر زن توضیح دهید؛ شاعران جدید زن بیشتر از چه مضامینی در اشعار خود استفاده می‌کنند و این مضامین چه تفاوتی با شعرای مرد هم‌عصر آنها و همچنین با شعرای زن گذشته دارد؟
طارمی:
معتقدم نمی‌توانیم شعر را تقسیم به شعر مردانه یا شعر زنانه کنیم؛ هرچند در شعرهای گذشته یا امروز فضاهای زنانه کاملاً مشهود است. ترسیم این فضاهای زنانه گاهی از طریق انتخاب واژگان و گاهی از طریق زاویه دید شاعر بوده است به این معنا که یک زن شاعر ممکن است زوایایی را کشف کند که یک شاعر مرد به این زوایا بی‌توجه است. در این حوزه می‌توانم به فروغ اشاره کنم که جسارت او در وارد کردن زنانگی به شعر زبان‌زد است و در این حوزه آغازگر بوده است. البته، فروغ در برخی از شعرهای خود فضای عریان‌گری و اروتیک دارد که من این فضاها را نمی‌پسندم اما در برخی از بخش‌های شعر او زنانگی کاملاً مشهود است. مثلاً در جایی که می‌گوید: «چقدر دلم می‌خواهد که گیس دختر سید جواد را بکشم» حسادت‌های دخترانه و زنانه خودش را نشان می‌دهد.

رابعه بنت کعب شاعر قرن سه یا چهار هجری بوده که می‌گوید:
زشت باید دید و انگارید خوب     زهر باید دید و انگارید قند
توسنی کردم ندانستم همی        کز کشیدن تنگ‌تر گردد کمند

چه در میان شعر شاعران گذشته، چه در میان شعر شاعران معاصر مانند سپیده کاشانی، فروغ فرخزاد، سیمین‌دخت و... برداشت‌های زنانه‌ای از زندگی وجود دارد که در شعر منعکس شده است. در جاهایی هم است که میان شعر آنها و شعر یک شاعر مرد نمی‌توان مرزی قائل شد.

در دوره مشروطه که شعر انقلابی پررنگ شد، زنان و مردان رویکرد انقلابی به شعر پیدا کردند و زنان نیز با رویکرد حماسی وارد شعر شدند زیرا واقعیت جامعه، ادبیات را به این سمت حرکت می‌داد. انقلاب اسلامی هم فاصله بین شاعر زن و مرد را برداشت و همه به سمت انقلاب و جنگ تمایل پیدا کردند. حتی سیمین بهبهانی که چندان در این حوزه متمرکز نبود، در آن زمان در این حوزه‌ها فعالیت کرد. ادبیات در خدمت جامعه است و ما شعر را برای مخاطبی می‌گوییم که در این جامعه زندگی می‌کند.

می‌توانیم بگوییم بار عاطفی اشعار زنان از بار عاطفی اشعار مردان بیشتر است
براساس مستنداتی که وجود دارد ادبیات ما ادبیات زن‌ستیزی بوده است. زنان زیادی در طول تاریخ در عرصه شعر کار کردند اما نام و نشانی از آنها وجود ندارد. در سال‌های اخیر هم با این‌که در حوزه ادبیات برای زنان کارهایی انجام شده، اما حمایت چندانی از آنها صورت نگرفته تا مثلاً کتاب‌هایشان چاپ مجدد شود. در جلسات شعرخوانی هم به ندرت پیش می‌آید که زنان پررنگ دیده شوند. حوزه هنری هم که سفرهای شاعرانه می‌گذارد و جشنواره شعر انقلاب برگزار می‌کند مگر چقدر از زنان شاعر استفاده کرده تا انگیزه‌ای برای زنانی باشد که در این عرصه فعالیت می‌کنند؟ البته، بعد از انقلاب در حوزه شعر زنان چند اتفاق خوب مانند جایزه پروین داشتیم که کارهای ارزشمندی بوده‌اند.

به‌طورکلی من معتقدم در هنر نباید به این صورت تفکیک قائل شویم و بگوییم این هنر کاملاً زنانه یا کاملاً مردانه است. البته، می‌توانیم بگوییم بار عاطفی اشعار زنان از بار عاطفی اشعار مردان بیشتر است ولو این‌که محتوای شعر آن زن درباره مسایل سیاسی و اجتماعی باشد، اما خروجی کار او عاطفه‌محور است.

(در همین زمینه: اسماعیل امینی: در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران این تعداد شاعر زن خوب نداشته‌ایم/ نگاه زنان شاعر انسانی‌تر و دقیق‌تر است)
(در همین زمینه: توافق جریان ضددینی و جریان مدعی دین‌داری در نگاه سودجویانه به زن در شعر)

در شعرهای عاشقانه زنانه غرور را می‌بینیم
- نگاه زنانه در شعر بیشتر در حوزه مضامین عاطفی و عاشقانه خود را نشان می‌دهد یا در حوزه سیاسی، اجتماعی و مضامین انقلابی هم می‌توانیم افتراق نگاهی در میان زنان و مردان شاعر ببینیم؟
موسوی:
در زمینه‌ موضوعات عاشقانه زبان شعر و نوع بیان متفاوت نمی‌شود بلکه حس‌های درونی فرق می‌کند. به این دلیل که مثلاً یک مرد وقتی از معشوق می‌نویسد در مقام ناز کشیدن و دنبال معشوق رفتن است اما یک زن آفریده شده برای این‌که ناز کند. در شعرهای زنانه غرور را می‌بینیم یعنی در عین حالی که شعر عاشقانه و سرشار از ابراز محبت است، اما زن خودش را در آن موقعیت قرار نمی‌دهد که بخواهد مثل شعرهای مردانه از زاویه پایین نگاه کند بلکه با غرور و ابهت برخورد می‌کند. وقتی شعری را می‌خوانید که اسم شاعر به همراه آن نیست و واژه یا عبارتی هم در آن وجود ندارد که نشان دهد شاعر مرد یا زن است، از یک‌دست بودن شعر متوجه می‌شوید که این شعر را یک خانم یا یک آقا نوشته است. در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی هم زاویه نگاه تعیین‌کننده است و جنسیت شاعر در این زاویه نگاه، تأثیر دارد.

زاویه نگاه متفاوت شاعران زن در اشعار آیینی
مثلاً در خصوص مضمونی مانند شهدای مدافع حرم، شاعران مرد به بعد حماسی این مسأله توجه می‌کنند و شعر می‌گویند اما یک شاعر زن در عین این‌که به شهادت همسرش افتخار می‌کند اما از سختی‌هایی که خودش در این راه کشیده هم صحبت می‌کند چون کسی که در این موقعیت قرار گرفته، آدم آهنی نیست و من به‌عنوان یک شاعر زن حتی اگر خودم در موقعیت همسر رزمندگان یا شهدای مدافع حرم نباشم اما می‌توانم از زاویه دیدی زنانه موقعیت آنها را درک کنم و براین اساس شعر بگویم. مردان بسیاری از اوقات دغدغه‌های زنانه را درک نمی‌کنند؛ درحالی‌که اگر آنها کار بزرگی انجام می‌دهند، سختی‌ها و کار زنان نیز بزرگ است. وقتی هم که مرد به شهادت می‌رسد باز هم او پررنگ می‌شود و مشکلات همسر و فرزندش نادیده گرفته می‌شود.

وقتی فضای غالب فضای مردانه باشد، اطلاعات یک‌سویه منتقل می‌شود چون طبیعتاً روایت یک مرد نمی‌تواند تمام و کمال باشد اما زنان ظرافت‌ و زنانگی را وارد شعر می‌کنند و در کنار هم قرار گرفتن این دیدگاه زنانه و مردانه جالب می‌شود. درواقع، این دو نگاه مکمل هم هستند و نمی‌توانیم بگوییم کدام خوب یا کدام بد است، هر دو به هم نیاز دارند تا گزارش آن اتفاق یا یادگاری از آن ماجرای تاریخی، سیاسی یا اجتماعی کامل باشد.

- وجه عاطفی موجود در مضامین سیاسی و اجتماعی اشعار شاعران زن را قبلاً در اشعار شاعرانی مانند طاهره صفارزاده به این صورتی که الان وجود دارد و شاهد آن هستیم و خانم موسوی هم توضیح دادند، نداشتیم. به نظر می‌رسید در اشعار شاعران گذشته، در این زمینه، با نوعی یکدستی شعر زنان و مردان مواجهیم. اما در زمان حاضر که مفهوم عشق و عاطفه نسبت به سابق پررنگ‌تر شده در شعرهای حماسی هم این وجه به‌خصوص در شعر شاعران زن بیشتر دیده می‌شود. نظر شما در این خصوص چیست؟
طارمی:
بعد از قوت گرفتن فضای مجازی در سال‌های اخیر فضای هنری مختلط شده است. مثلاً شاعری شعری می‌نویسد و بعد می‌بیند ده کپی از شعرش درآمده است. درواقع، فضای مجازی تفاوت‌ها را از هنرمندان و شعر گرفته است. روزگاری می‌گفتیم آدم‌ها سبک خود را پیدا کرده‌اند و اگر اسم شاعر را ندانیم، می‌توانیم بفهیم شعر چه کسی است اما امروزه آن مرزها خیلی کم شده و نمی‌توانیم این قضاوت را در مورد افراد زیادی داشته باشیم.

شاید امروزه تشخیص این فضا سخت باشد اما شعر شاعران گذشته مانند پروین، صفارزاده و فروغ کاملاً قابل تشخیص است چون فراگیری به شکلی که امروز با آن مواجه هستیم نبوده و هر کسی فضا و زبان کاری خود را داشته و حتی زوایایی که کشف می‌کرده مخصوص خودش بوده است. پدر پروین تا دوره‌ای اجازه نمی‌داده شعر پروین در مجامع خوانده شود چون ممکن بود این تصور به‌وجود بیاید که او دنبال شوهر کردن است. پروین هم سعی می‌کرده حس زنانگی وارد شعرهایش نشود اما شعر او کاملاً شعر یک زن است. مثلاً در قطعه دزد و محتسب کشف‌هایی دارد که این کشف‌ها فقط از زاویه دید یک زن می‌تواند اتفاق افتاده باشد. اگر امروز این فضا قابل تشخیص نیست، به‌خاطر تبادلات زیادی است که در فضای مجازی اتفاق می‌افتد.

موسوی: همین اتفاق در شعر امروز هم وجود دارد. در کشور ما به دلیل مسایل دینی خواننده زن وجود ندارد و همه خواننده‌ها مرد هستند. ازآن‌جایی هم که شعر به موسیقی گره خورده، بسیاری از شاعران دوست دارند شعرهایشان با آواز خوانده شود چون به این ترتیب شعر آنها بیشتر در اذهان باقی می‌ماند. به همین دلیل بسیاری از ترانه‌سراهای خوب خانم مجبور هستند در ترانه‌هایشان از زاویه دید یک مرد بنویسند چون یک مرد نمی‌تواند آهنگ خود را برای یک مرد بخواند. این مسأله روی شعر شاعر هم تأثیر می‌گذارد. چه بسا کسی که از لحاظ شعری قوی‌تر از دیگران است و می‌خواهد روی زنانگی خود پافشاری کند اما چون شعر از زبان یک زن برای یک معشوق مرد است، در عرصه اجرا و موسیقی با مشکل مواجه می‌شود. در حوزه شعر آیینی هم مثلاً از زبان مادر شهید شعر گفتن برای خواننده جاافتاده نیست و باز هم دست شاعر بسته می‌شود.

از نظر کمیته ممیزی دغدغه یک زن دغدغه خاصی نیست
طارمی:
اگر قرار باشد فقط خود شعر دیده شود شما می‌توانید از حس و حال و انگیزه درونی خود صحبت کنید اما اگر قرار باشد شعر در جامعه مطرح شود مجبور هستید وارد این فضاها شوید و این نکات را در نظر بگیرید.

موسوی: وقتی به‌عنوان یک شاعر خانم شعرهایتان را برای چاپ می‌برید کمیته ممیزی و کارشناسی همه مرد هستند و از نظر آنها دغدغه یک زن دغدغه خاصی نیست. اسم این مسأله را نمی‌توان سلیقه یا ایراد فنی گذاشت چون زاویه دیدشان متفاوت است چون در جامعه ما چه زنان و چه مردان شعر مردانه را می‌پسندند و این نوع شعر برایشان جاافتاده است ولی کمتر سراغ شعر زنانه می‌روند. به همین دلیل، زنان سعی می‌کنند خود را در شعر در موضع بی‌جنسیتی قرار دهند و این مسأله ظرافت‌های زنانه را از آنها می‌گیرد. حالا اگر بخواهند در شعرشان فقط زن باشند، از سوی جامعه زن‌ستیز شعری ما طرد می‌شوند یا به آنها توصیه می‌شود که اگر می‌خواهی در این عرصه بمانی، درگیر آشپرخانه و بچه‌داری و... در حوزه شعر نباش. اما این موضوع نتیجه خوبی ندارد چون در این صورت زن باید خودش را از شعر حذف کند و آنچه را که دیگران می‌خواهند، بنویسد و این برای خود زن اتفاق خوبی نیست.

زنان وقتی شعر عاشقانه می‌گویند، برچسب می‌خورند
طارمی:
ما وقتی هم می‌خواهیم شعری عاشقانه بنویسیم می‌گویند خانم شما زن هستید و ازدواج کرده‌اید شما برای چه‌ کسی شعر عاشقانه می‌گویید؟ درحالی‌که این اتفاق برای مردان نمی‌افتد و اگر مرد متأهلی شعر عاشقانه بگوید کسی این اتهامات را به او نمی‌زند.

موسوی:
نه تنها این اتهامات را نمی‌زنند بلکه این‌گونه توجیه می‌کنند که هنر شاعر این است که از چیزی که نیست، خلق موقعیت کند و خودش را جای دیگری قرار دهد اما اگر یک خانم شعر عاشقانه بنویسد، می‌گویند او از زندگیش راضی نیست. مثلاً وقتی من وارد فضای شعر شدم برخی از شاعران مرد به من می‌گفتند سعی کن با فلان خانم نشست و برخاست نداشته باشی چون متأهل است اما شعر عاشقانه می‌گوید اما بعد که با آن خانم نزدیک‌ شدم دیدم که چقدر زن اخلاقی و خانواده‌محوری است.

مسأله دیگری که وجود دارد این است که زن‌ها رصد نمی‌شوند. مثلاً من می‌خواهم در حوزه آیینی کار کنم اما در برخی از جلسات شعری در این حوزه به زنان اجازه حضور نمی‌دهند چون جلسه مردانه است. در حوزه عاشقانه هم که وقتی وارد می‌شوی یا باید برچسب‌خورده بیرون بیایی یا این‌که تو را به شکلی که هستی نمی‌پذیرند. وقتی هم که در این جلسات نتوانی حضور پیدا کنی، ناخودآگاه رصد نمی‌شوی. برای همین در جلسات خاص وقتی می‌خواهند انتخاب کنند می‌گویند ما شاعر زن نداریم که ببریم یا فلان خانم مثلاً شعری در رابطه با امام رضا علیه‌السلام دارد که خیلی هم خوب نیست اما می‌گویند باید همان را بخوانی؛ درحالی‌که شاید او اشعار بهتری داشته باشد.

زنان بیشتر برای لذت بردن از شعر، شعر می‌گویند، نه مطرح شدن
این مسیر از گذشته بوده اما کسی تلاش نکرده آن را اصلاح کند. ویژگی زنان هم این است که معمولاً اعتراض نمی‌کنند و قانع هستند. آنها کار خودشان را انجام می‌دهند و اهل بحث و چانه‌زنی نیستند. ما زنان بیشتر برای لذت بردن از شعر، شعر می‌گوییم و هدفمان شرکت در جشنواره یا مطرح شدن نیست، بلکه به دلیل غلبه احساساتمان شعر می‌گوییم و دوست داریم احساساتمان را بروز دهیم. اما نگاه مردان به شعر نگاه سفارشی است یعنی الان مناسبت و جشنواره‌ای است و برای آن شعر می‌گویند. زن در شرایطی که کار خوبی انجام می‌دهد، اصراری ندارد که دیده شود چون هدفش از شعر گفتن، لذت بردن از این کار است.

در لایه سخن گفتن را بیشتر می‌پسندم
-    با تمام این سختی‌ها برای شعرای زن، شما به عنوان یک زن شاعر از ابتدای آغاز به کار خود تاکنون سعی کرده‌اید از چه مضامینی در اشعار خود استفاده کنید؟ و چقدر این مضامین با زنان هم‌نسل و هم‌دوره خودتان اشتراک دارد و سعی کردید مضامین جدید داشته باشید؟
طارمی:
من هیچ‌وقت دوست نداشتم از مضامینی استفاده کنم که عریان‌گویی در شعر باشد؛ حال می‌خواهد این مضمون عاشقانه باشد یا اجتماعی و سیاسی. حرف زدن در حجاب و در لایه سخن گفتن را بیشتر می‌پسندم چون در این صورت مخاطب برای کشف شعر درگیری فکری پیدا می‌کند و این کشف لذت‌بخش می‌شود و باعث می‌شود شعر چندین‌بار خوانده شود. من سعی کرده‌ام راجع به موضوعات مختلف شعر بگویم اما این‌گونه نبوده که خودم سراغ شعر بروم بلکه شعر سراغم آمده است.

(در همین زمینه: اشعار شاعران زن سرشار از مثبت‌اندیشی است/ زمان نیاز است تا شاعران زن خوب شناخته شوند- گفت‌وگو با معصومه باغیان؛ شاعر و رییس انجمن زنان شاعر)

(در همین زمینه: از عاشقانه‌های نجیب زنان حوزوی؛ گفت‌وگو با زهرا بشری‌موحد به بهانه انتشار مجموعه اشعار بانوان حوزوی کشور)

- چه وجه تمایزی بین شعر خودتان و زنان شاعر هم‌عصرتان می‌بینید؟
طارمی:
یک بخشی به موضوعات اجتماعی مانند فاجعه منا برمی‌گردد که جامعه روی آنها زوم می‌کند گاهی یک شعری را می‌شنوم می‌گویم شاعر آن اهل درد است و آن شاعر خانم برخی زوایا را می‌بیند و می‌نویسد که من هم به آن فکر کرده بودم. اینها نقاط مشترک زنان شاعر در این دوره است. تفاوت‌ها هم مربوط به تفاوت‌های فکری و شخصیتی آدم‌ها می‌شود که این تفاوت‌ها آدم‌ها را از هم جدا می‌کند. ممکن است من به دلیل کتاب‌هایی که می‌خوانم یا زیست‌ شاعرانه و ادراکات ذهنی خودم چیزی را بنویسم که شاعر خانم دیگری آن نگاه را نداشته باشد چون درک او از دنیای اطرافش به نوع دیگری است.

با خودم قرار گذاشتم هر اتفاقی که افتاد، زن باشم!
موسوی:
اولین شعری که من نوشتم درباره آش نذری ماه رمضان بود و از روز اول تا الان که اینجا نشستم، با خودم قرار گذاشتم هر اتفاقی که افتاد، کسی که هستم بمانم و زن باشم. یکی از چیزهایی که می‌شود راحت در شعرهایم پیدا کرد این است که من از داد زدن زن‌ها نمی‌ترسم و در شعرم می‌پذیرم که زنی هستم که نیاز به تکیه‌گاه دارم، حسود هستم، گاهی از مسئولیت‌های زیاد خسته می‌شوم، در عین حال که بچه‌داری و همسرداری می‌کنم عاشق می‌شوم و فرصت ندارم که به هر سه به اندازه بپردازم. از این‌که خودم را به این شکل در شعرها نشان دهم، اذیت نمی‌شوم و لذت می‌برم. خیلی وقت‌ها هم کسانی که شعرم را می‌خوانند، می‌گویند ما هم همین حس را داریم. بدم نمی‌آید از این‌که آن چیزی که هستم در شعرم هم باشم؛ هرچقدر هم که ضعیف به چشم بیاید. شاید زنان ابا داشته باشند از این‌که با این زبان بنویسند و مدام سعی می‌کنند غرور خود را در شعرشان حفظ کنند.

- در مورد مضامین اجتماعی یا مسأله مدافعان حرم و فاجعه منا که وجه اجتماعی‌نری دارند شما گفتید که سعی می‌کنید سختی‌ها یا حتی شکست‌های درونی زنانه را نشان دهید اما چگونه این تعادل را رعایت می‌کنید که بار حماسی مسأله از بین نرود؟ به‌طوری که شکست زنانه را نشان دهید، اما در عین حال نگاه جامعه را نسبت به آن اتفاق بدبین نکنید؟
موسوی:
از یک طرف اشاره کردم که شعرهای زنانه و مردانه مکمل هم هستند و باید با هم دیده شوند‌ تا این مشکل به وجود نیاید. جنبه دیگر، هنر شاعر است که در عین حالی که می‌تواند حس حماسی ماجرا را پررنگ کند اما رندانه اشاره کند که درست است که من به شهادت همسرم افتخار می‌کنم و اگر به عقب برمی‌گشتم باز هم انتخاب می‌کردم که همسرم از حریم ولایت دفاع کند اما درست نیست که فکر کنید ما سنگ هستیم که این کار را انجام می‌دهیم. به ما سخت می‌گذرد و ما هم می‌ترسیم و انتظار می‌کشیم اما اگر قرار است شهادت روزی او شود، باعث افتخار من است. این هنر شاعر است که این دو را در کنار هم جمع کند. ما زنان در زندگی روزمره هم این موقعیت‌های خوب و بد را در کنار هم مدیریت می‌کنیم و برایمان کار سختی نیست که این وجوه را در کنار هم در شعرمان بیاوریم. طبیعت و خلقت زنان این است که جزئی‌نگر هستند و به چیزهایی توجه می‌کنند که مردان به آنها توجه ندارند و همین مسأله در جهان‌بینی و شعر گفتن زنان هم اثرگذار است.

- خانم طارمی شما اشاره کردید که تلاش می‌کنید در شعرتان عریان‌گویی صورت نگیرد. ارزیابی شما از رویکرد شاعران زن قبل و بعد از انقلاب در این خصوص چیست؟ آیا وجه حیای زنانه از اول هم اقتضا می‌کرده که برخی مسایل در لفافه بیان شود؟
طارمی:
امروز من به‌عنوان شاعر می‌توانم شعری بنویسم که نه تنها مخاطب داخلی بلکه مخاطب خارجی هم داشته باشد چون با ظهور فضای مجازی محدودیت زمانی و مکانی از بین رفته است. در رابطه با مقایسه گذشته و حال نمی‌توانیم نقش رسانه‌ها به‌خصوص فضای مجازی را نادیده بگیریم. در این زمینه در زمان گذشته‌ راحت‌تر می‌توانیم حرف بزنیم چون هر کسی در فضای خودش بوده و کمتر آسیب‌های عمومی‌شدن شعرها، فراگیر شدن و کپی‌برداری و دلزدگی از شعرهای یکنواخت وجود داشته است. شرایط امروز هم این است که واقعی‌تر به مسایل نگاه می‌کنیم چون فضا باز است و من به‌عنوان یک هنرمند حق انتخاب دارم و می‌توانم هرگونه که دلم می‌خواهد، بنویسم و تنها مخاطب داخلی نداشته باشم.

موسوی: خیلی جاها سلیقه مخاطب به جریان شعر جهت می‌دهد. مثلاً من شاعر تلاش می‌کنم شعر خوب بگویم اما وقتی مخاطب از شعر سطحی لذت می‌برد و شاعر این شعر شناخته می‌شود، من هم می‌گویم چرا به خودم سختی بدهم و مطالعه داشته باشم و وقت بگذارم؟ در نتیجه، به این سمت گرایش پیدا می‌کنم. فضای مجازی توهم مقبولیت ایجاد می‌کند و یک شاعر در زمان کوتاهی مورد توجه مخاطبان زیادی قرار می‌گیرد و ناخودآگاه جنس قلم شاعر به سمت تمایل مخاطب می‌رود و ترجیح می‌دهد سطحی، اما زیاد بنویسد به جای این‌که شعر قوی، اما کم بگوید.

زنان بااستعدادی داریم که شاید بتوانیم بگوییم فروغ 10 سال دیگر هستند
- مخاطبان عام شعر تنها شاعران زنی مانند فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی یا پروین اعتصامی را می‌شناسند و با شاعران زن جدید آشنایی ندارند. چه می‌شود که اسم زنان شاعر جدید به‌عنوان شاعر کمتر شنیده می‌شود؟ شما دلیل این امر را صرفاً مشکلات ساختاری می‌دانید؟ چقدر سطح شعر زنان و ضعیف بودن آن را در این اتفاق مؤثر می‌دانید؟
موسوی:
شما مخاطب عام شعر هم که باشید و شعر را بدون نام در اختیارتان قرار دهند نمی‌توانید شعرهای ضعیف را جدا کنید و مطمئن باشید اینها کار یک خانم است. چه بسا شعرهای یک خانم که حتی جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر است، از شعرهای آقایی که نامدارتر است، قوی‌تر باشد. جاهایی مثل حوزه هنری و شهرستان ادب از زنان حمایت می‌کنند اما این حمایت‌ها در خور توجه نیست. مخصوصاً در سال‌های اخیر زنان زیاد بااستعدادی را دیدیم که شاید بتوانیم بگوییم فروغ 10 سال دیگر هستند اما به شرطی که جایی داشته باشند که دیده شوند و شعرهایشان به گوش بزرگ‌تران این عرصه برسد و آموزش ببینند. الان فضا طوری شده که اساتید یا شاگردپروری نمی‌کنند یا نهایتاً در دایره دوستان خود هستند.

- در زمینه شعر اساتید زن هم وجود دارند؟
موسوی: قطعاً اساتید زن هم داریم اما فضا برای زنان وجود ندارد و جدی گرفته نمی‌شوند. الان اگر خانمی بخواهد یک جلسه شعر دنباله‌دار برگزار کند، این حرکت به کل دیده نمی‌شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که برخی از زنان که استعدادهای بسیار خوبی هم دارند وقتی ازدواج می‌کنند و وارد زندگی مشترک می‌شوند، به دلیل مسئولیت‌هایی که بر دوش دارند از طرف جامعه برای ادامه کارشان حمایت نمی‌شوند و به آنها می‌گویند تو بهتر است به مسئولیت‌های خانوادگی‌ات بپردازی. من خودم تجربه کرده‌ام که وقتی با خوشحالی از یک موفقیت ادبی برای خانواده یا دوستان صحبت کرده‌ام اولین سؤالی که می‌کنند این است که چقدر از بچه‌ و شوهرت کم گذاشتی که توانستی موفق شوی؟ یا این‌که یک خانم وقتی می‌خواهد برای یک کنگره مثلاً سه روز به شهرستان برود، با سؤال و مقاومت روبه‌رو می‌شود که چگونه می‌خواهد همسر یا فرزندش را تنها بگذارد.

(در همین زمینه: می‌گویند زن و بچه که نان نمی‌دهد، باید هم از این شعرها بگوید!- گفتگو با پروانه نجاتی)

زنان پشتکار کمتری دارند
- خانم طارمی شما به‌عنوان کسی که تجربه برگزاری جلسه شعر زنان را دارید قوت شعر زنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
طارمی: استعدادهای آدم‌ها یکسان نیست و فارغ از جنسیت است. یک بخش از سؤال شما مربوط به پشتکار می‌شود. زنان وزن را می‌شناسند و به سطحی از دانش و آگاهی رسیده‌اند و استعداد هم دارند اما پشتکار کمتر وجود دارد. ادامه مسیر و این که خود را در روزمرگی حل نکنند باعث موفقیت زنان خواهد شد. تلاش یک زن باید 2 برابر یک مرد باشد تا بتواند خودش را ثابت کند اما این کار غیرممکن نیست.

-    و کلام آخر؛ یک بیت شعر زنانه از خودتان برای مخاطبان خانم.
موسوی: لااقل عاشق معشوقه مردم نشوید     که به فتوای همه مظهر حق‌الناس است

(در همین زمینه: مزه "آفرين"هاي آن ديدار، تا آخر عمر با من خواهد بود- گفت‌وگو با مژگان عباسلو)

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار