پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۸۹۴۳
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۷
قبل از حركت به كربلا، بزرگانی مثل ابن‌عباس و ابن‌جعفر و چهره‌هاى نام‌دار صدر اسلام، كه ادعاى فقاهت و شهامت و رياست و آقازادگی و امثال اين‌ها را داشتند، گيج شدند و نفهميدند چه‌كار بايد بكنند، ولی زينب كبرى سلام‌الله‌علیها گيج نشد و فهميد كه بايد اين راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اين‌كه نمی‌فهميد راه سختی است؛ او بهتر از ديگران حس می‌كرد. او يك زن بود؛ زنی كه براى مأموريت، از شوهر و خانواده‌اش جدا می‌شود؛ و به همين دليل هم بود كه بچه‌هاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس می‌كرد كه حادثه چگونه است.


محرم، همان‌قدر که ماه ندبه و اشک و ماتم و عزاست، ماه آگاهی و بصیرت و عقلانیت نیز است. باید دانست و آموخت و به کار بست؛ باید دید و شنید و فراگرفت؛ باید آگاهانه انتخاب کرد و جلو رفت و دین را باور کرد. در همین راستا، پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه نیز تلاش دارد در این ایام، به سراغ کتاب‌ها و نوشته‌هایی که راه‌نما و ترسیم موقعیت است، رفته و در یادداشت‌هایی به آموزه‌های زنانه عاشورا و الگوهای آن اشاره‌ای هرچند مختصر داشته باشد.

در این یادداشت نگاهی داریم به دو کتاب «72 سخن عاشورایی» و «درس‌های عاشورا» که مجموعه‌ای است از بیانات مقام معظم رهبری درباره قیام عاشورا بالاخص نقش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در این واقعه و رخدادهای پس از آن.

نقش مجاهدت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در تبیین و تداوم فلسفه عاشورا
اگر زينب كبری سلام‌الله‌علیها و امام سجاد علیه‌السلام در طول آن روزهاى اسارت -چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه و سپس در طول سال‌هاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند- مجاهدات و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفه عاشورا و هدف حسين‌بن‌علی علیه‌السلام و ظلم دشمن را بيان نمی‌كردند، واقعه عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی‌ماند.

عمل به تكليف الهي؛ دليل ارزش و عظمت حضرت زينب سلام‌الله‌علیها
ارزش و عظمت زينب كبرى سلام‌الله‌علیها، به خاطر موضع و حركت عظيم انسانى و اسلامی او بر اساس تكليف الهی است. كار او، تصميم او، نوع حرکت او، به او اين‌طور عظمت بخشيد. هركس چنين كارى بكند، ولو دختر اميرالمؤمنين علیه‌السلام هم نباشد، عظمت پيدا می‌كند. بخش عمده اين عظمت از اين‌جاست كه اولاً موقعيت را شناخت؛ هم موقعيت قبل از رفتن امام حسين علیه‌السلام به كربلا، هم موقعيت لحظات بحرانی روز عاشورا، هم موقعيت حوادث كشنده بعد از شهادت امام حسين علیه‌السلام را؛ و ثانياً طبق هر موقعيت، يك انتخاب كرد. این انتخاب‌ها زینب سلام‌الله‌علیها را ساخت.

قبل از حركت به كربلا، بزرگانی مثل ابن‌عباس و ابن‌جعفر و چهره‌هاى نام‌دار صدر اسلام، كه ادعاى فقاهت و شهامت و رياست و آقازادگی و امثال اين‌ها را داشتند، گيج شدند و نفهميدند چه‌كار بايد بكنند، ولی زينب كبرى سلام‌الله‌علیها گيج نشد و فهميد كه بايد اين راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اين‌كه نمی‌فهميد راه سختی است؛ او بهتر از ديگران حس می‌كرد. او يك زن بود؛ زنی كه براى مأموريت، از شوهر و خانواده‌اش جدا می‌شود؛ و به همين دليل هم بود كه بچه‌هاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس می‌كرد كه حادثه چگونه است.

در آن ساعت‌هاى بحرانی كه قوي‌ترين انسان‌ها نمی‌توانند بفهمند چه بايد بكنند، او فهميد و امام خود را پشتيبانی كرد و او را براى شهيد شدن تجهيز نمود. بعد از شهادت حسين‌بن‌علی علیه‌السلام هم كه دنيا ظلمانی شد و دل‌ها و جان‌ها و آفاق عالم تاريك گرديد، اين زن بزرگ يك نورى شد و درخشيد. زينب سلام‌الله‌علیها به جايی رسيد كه فقط والاترين انسان‌هاى تاريخ بشريت -يعنی پيامبران- می‌توانند به آن‌جا برسند.

حکمت و اقتدار حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در قیام عاشورا
واقعاً ابعاد شخصیت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را نمی‌شود در چند جمله ترسیم کرد، حتی حکایت آن در جملات فراوان، در شعرهای طولانی ممکن نیست. ... او در تمام مراحل، نقش یک حکیمِ شجاعِ قدرتمند پرجذبه قاطع را تا آخر ایفا می‌کند؛ گویی برنامه‌ای را در ذهنش از پیش طراحی کرده و قدم به قدم طبق این برنامه حرکت می‌کند، با حوادث غافل‌گیرانه مواجه نمی‌شود، گویی از پیش همه حوادث را پیش‌بینی کرده، دیده، برنامه‌ریزی کرده، می‌دانسته و برای هر حادثه‌ای پاسخش را و عمل مناسبش را در دست داشته و طبق آن هم عمل می‌کرده است. مثلاً شب عاشورا، صبح عاشورا، عصر عاشورا، شب یازدهم، هنگام آتش گرفته خیمه‌ها، هنگام خروج از کربلا با گروهی زن و بچه بی‌سرپرست و یک برادرزاده بیمار ناتوان از نشستن و ایستادن؛ در چنین شرایطی و در تمام این حالات این‌گونه بود. یکی از این تجربه‌هایی که زینب سلام‌الله‌علیها در یک شبانه روز برایش پیش آمد، اگر در زندگی یک انسان پیش بیاید و انسان بتواند به موقع تصمیم بگیرد و به‌جا و درست عمل بکند، جادارد که آن را لوح افتخار کنند و در تاریخ ثبت کنند. چند حادثه عجیب در زندگی این زن بزرگ در مدت کوتاهی پیش می‌آید و همه این‌ها را آن‌چنان حکیمانه و قوی علاج می‌کند و با آن برخورد می‌کند که انسان متعجب می‌شود.

نجات تاریخ توسط امام حسین علیه‌السلام، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و اصحاب عاشورا
آن بزرگوار هم ماجراهاى عجيبی دارد. حضرت زينب سلام‌الله‌علیها، آن كسی است كه از لحظه شهادت امام حسين علیه‌السلام، اين بار امانت را بر دوش گرفت و شجاعانه و با كمال اقتدار؛ آن‌چنان كه شايسته دختر اميرالمؤمنين است، در اين راه حركت كرد. اين‌ها توانستند اسلام را جاودانه كنند و دين مردم را حفظ نمايند. امام حسين علیه‌السلام، خواهرش زينب سلام‌الله‌علیها و اصحاب و دوستانش، با اين حركت، تاريخ را نجات دادند.

تلاش حضرت زينب سلام‌الله‌علیها و امام سجاد علیه‌السلام در حفظ و تبليغ پيام امام حسين علیه‌السلام
مسأله شهيد و ايثارگرى، كهنه شدن نيست؛ اين، موتور حركت جامعه است؛ بعضی‌ها از اين نكته غفلت می‌كنند. ... شما ببينيد خون مطهر حسين‌بن‌علی علیه‌السلام در كربلا در غربت بر زمين ريخته شد، اما بزرگ‌ترين مسئوليت كه برعهده امام سجاد علیه‌السلام و زينب كبرى سلام‌الله‌علیها قرار گرفت، از همان لحظه اول اين بود كه اين پيام را روى دست بگيرند و به سرتاسر دنياى اسلام آن را، به شكل‌هاى گوناگون، منتقل كنند. اين حركت براى احياء دين حقيقی و دين حسين‌بن‌على علیه‌السلام و آن هدف كه امام حسين علیه‌السلام براى آن شهيد شد، يك امر ضرورى و لازم بود.

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، عامل اصلی پیروزی خون بر شمشیر
زينب كبرى سلام‌الله‌علیها يك نمونه برجسته تاريخ است كه عظمت حضور يك زن را در يكی از مهم‌ترين مسائل تاريخ نشان مي‌دهد. اين‌كه گفته مي‌شود در عاشورا، در حادثه كربلا، خون بر شمشير پيروز شد -كه واقعاً پيروز شد- عامل اين پيروزى، حضرت زينب سلام‌الله‌علیها بود؛ والا خون در كربلا تمام شد. حادثه نظامی با شكست ظاهرى نيروهاى حق در عرصه عاشورا به پايان رسيد؛ اما آن چيزى كه موجب شد اين شكست نظامی ظاهرى، تبديل به يك پيروزى قطعی دائمی شود، عبارت بود از منش زينب كبرى سلام‌الله‌علیها؛ نقشی كه حضرت زينب سلام‌الله‌علیها برعهده گرفت؛ اين خيلی چيز مهمی است. اين حادثه نشان داد كه زن در حاشيه تاريخ نيست؛ زن در متن حوادث مهم تاريخ قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددى به اين نكته ناطق است، ليكن اين مربوط به تاريخ نزديك است، مربوط به امم گذشته نيست؛ يك حادثه زنده و ملموس است كه انسان زينب كبرى سلام‌الله‌علیها را مشاهده مي‌كند كه با يك عظمت خيره‌كننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر مي‌شود؛ كارى مي‌كند كه دشمنی كه به حسب ظاهر در كارزار نظامی پيروز شده است و مخالفين خود را قلع و قمع كرده است و بر تخت پيروزى تكيه زده است، در مقر قدرت خود، در كاخ رياست خود، تحقير و ذليل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پيشانی او مي‌زند و پيروزى او را تبديل مي‌كند به يك شكست؛ اين كارِ زينب كبرى سلام‌الله‌علیها است. زينب سلام‌الله‌علیها نشان داد كه مي‌توان حجب و عفاف زنانه را تبديل كرد به عزت مجاهدانه، به يك جهاد بزرگ.

مقايسه مقام حضرت زينب سلام‌الله‌علیها با همسر مؤمنه فرعون
آن كارى كه زينب كبرى سلام‌الله‌علیها كرد، ... كارى محضاً براى خداى متعال [بود]، در دل خطرها و محنت‌ها و زحمت‌ها؛ يك ابراز وجود معنوى و الهی دين در چهره مصمم زينب كبرى سلام‌الله‌علیها.

... زينب سلام‌الله‌علیها، هم در حركت به سمت كربلا، همراه امام حسين علیه‌السلام؛ هم در حادثه روز عاشورا، آن سختی‌ها و آن محنت‌ها؛ هم در حادثه بعد از شهادت حسين‌بن‌علی علیه‌السلام، بی‌سرپناه اين مجموعه به‌جامانده كودك و زن، به عنوان يك ولی الهی آن‌چنان درخشيد كه نظير او را نمي‌شود پيدا كرد. بعد هم در حوادث پی‌درپی، در دوران اسارت زينب سلام‌الله‌علیها، در كوفه، در شام، تا اين روزها كه روز پايان آن حوادث است [اربعین] و شروع يك سرآغاز ديگرى است براى حركت اسلامی و پيشرفت تفكر اسلام و پيش‌بردن جامعه اسلامی. براى خاطر همين مجاهدت بزرگ، زينب كبرى سلام‌الله‌علیها نزد خداوند متعال يك مقام يافته است كه براى ما قابل توصيف نيست.

یک مقایسه کوتاه بین زینب کبری سلام‌الله‌علیها و بین همسر فرعون، عظمت مقام زینب کبری سلام‌الله‌علیها را نشان می‌دهد. ... زن فرعون ... وقتی در زير فشار شكنجه فرعون قرار گرفت، كه با همان شكنجه هم -طبق نقل تواريخ و روايات- از دنيا رفت، شكنجه جسمانی او، او را به فغان آورد: «اذ قالت ربّ ابن لی عندك بيتا فی الجّنة و نجّنی من فرعون و عمله»؛ از خداى متعال درخواست كرد كه پروردگارا! براى من در بهشت خانه‌اى بناكن. در واقع، طلب مرگ مي‌كرد؛ مي‌خواست كه از دنيا برود. «و نجّنی من فرعون و عمله»؛ من را از دست فرعون و عمل گمراه‌كننده فرعون نجات بده. درحالی‌كه جناب آسيه -همسر فرعون- مشكلش، شكنجه‌اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانى بود؛ مثل حضرت زينب سلام‌الله‌علیها، چند برادر، 2 فرزند، تعداد زيادى از نزديكان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند. اين رنج‌هاى روح كه براى زينب كبرى سلام‌الله‌علیها پيش آمد، اين‌ها براى جناب آسيه پيش نيامده بود.

در روز عاشورا زينب كبرى سلام‌الله‌علیها اين همه عزيزان را در مقابل چشم خود ديد كه به قربان‌گاه رفته‌اند و شهيد شده‌اند: حسين‌بن‌علی علیه‌السلام -سيدالشهداء- را ديد، عباس را ديد، علی‌اكبر را ديد، قاسم را ديد، فرزندان خودش را ديد، ديگرِ برادران را ديد. بعد از شهادت، آن همه محنت‌ها را ديد: تهاجم دشمن را، هتك احترام را، مسئوليت حفظ كودكان را، زنان را. عظمت اين مصيبت‌ها را مگر مي‌شود مقايسه كرد با مصائب جسمانی؟ اما در مقابل همه اين مصائب، زينب سلام‌الله‌علیها به پروردگار عالم عرض نكرد: «ربّ نجّنی»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض كرد: پروردگارا! از ما قبول كن. بدن پاره پاره برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض مي‌كند: پروردگارا! اين قربانی را از ما قبول كن. وقتی از او سؤال مي‌شود كه چگونه ديدى؟ مي‌فرمايد: «ما رأيت الاّ جميلا». اين همه مصيبت در چشم زينب كبرى سلام‌الله‌علیها زيباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى كلمه اوست. ببينيد اين مقام، مقام چنين صبرى، چنين دلدادگی نسبت به حق و حقيقت، چقدر متفاوت است با آن مقامی كه قرآن كريم از جناب آسيه نقل مي‌كند. اين، عظمت مقام زينب سلام‌الله‌علیها را نشان مي‌دهد. كار براى خدا اين‌جور است. لذا نام زينب سلام‌الله‌علیها و كار زينب سلام‌الله‌علیها امروز الگوست و در دنيا ماندگار است. بقاى دين اسلام، بقاى راه خدا، ادامه پيمودن اين راه به وسيله بندگان خدا، متكی شده است، مدد و نيرو گرفته است از كارى كه حسين‌بن‌علی علیه‌السلام كرد و كارى كه زينب كبرى سلام‌الله‌علیها كرد. يعنی آن صبر عظيم، آن ايستادگی، آن تحمل مصائب و مشكلات موجب شد كه امروز شما می‌بينيد ارزش‌هاى دين در دنيا، ارزش‌هاى رایج است.

صبر و استقامت زینبی
شما ببینید آدم وقتی غمی دارد، کار روزمره خودش را هم نمی‌تواند انجام دهد. آدم وقتی نگرانی دارد، مشکلی دارد، کوهی روی دل انسان نشسته؛ همین نماز را هم که می‌خواهد بخواند، نشاط ندارد؛ با دوستش، با رفیقش، در مجلس انس اگر شرکت بکند، نشاط ندارد، حال ندارد و نمی‌تواند کاری انجام بدهد؛ آن‌وقت یک انسانی با آن همه اندوه، با کوه‌های سنگین غم، با دیدن آن شهادت‌ها، آن سختی‌ها، فرزندانش شهید شدند، برادرهایش شهید شدند، جوان‌ها شهید شدند، خانواده‌شان زیر و رو شده آن حادثه تلخ برایشان پیش آمده، ...چنین حادثه سنگین و کوبنده که انسان‌های بزرگ را درهم می‌پیچد؛ آن‌وقت ده‌ها حادثه آن‌چنان سنگین و تلخی برای یک زن پیش می‌آید و او نه فقط خرد نمی‌شود، ناتوان از تصمیم‌گیری نمی‌شود، بلکه به بهترین وجه، اوضاع و احوال را اداره می‌کند و این کشتی را به تلاطم امواج، تکه‌تکه شده، خرد شده، با کمال قدرت و مهارت هدایت می‌کند، حفظ می‌کند، کنترل می‌کند و به سرمنزل می‌رساند؛ این عظمت زینب سلام‌الله‌علیها است.

سخنراني حضرت زينب سلام‌الله‌علیها در بازار كوفه درباره ارتجاع و عقب‌گرد امت
زينب كبرى سلام‌الله‌علیها در بازار كوفه، آن خطبه عظيم را اساساً بر همين محور ايراد كرد: «يا اهل الكوفه، يا اهل الختل و الغدر، أتبكون؟!» مردم كوفه وقتی كه سرِمبارك امام حسين علیه‌السلام را بر روى نيزه مشاهده كردند و دختر علی را اسير ديدند و فاجعه را از نزديك لمس كردند، بنابه ضجه و گريه كردند. فرمود: «أتبكون؟!»؛ گريه می‌كنيد؟! «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ گريه‌تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلكم كمثل التی نقضت غزلها من بعد قوه انكاثا تتّخذون ايمانكم دخلاً بينكم». اين، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقب‌گرد. شما مثل زنی هستيد كه پشم‌ها يا پنبه‌ها را با مغزل نخ می‌كند؛ بعد از آن‌كه اين نخ‌ها آماده شد، دوباره شروع می‌كند نخ‌ها را از نو باز كردن و پنبه نمودن! شما در حقيقت نخ‌هاى رشته خود را پنبه كرديد. اين، همان برگشت است. اين، عبرت است. هر جامعه اسلامی، در معرض همين خطر است.

بيانات حضرت زينب سلام‌الله‌علیها؛ تحليلي عظيم از وضع جامعه اسلامي در آن روزگار
آن‌چه كه از بيانات زينب كبرى سلام‌الله‌علیها باقی مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حركت زينب كبرى سلام‌الله‌علیها را نشان مي‌دهد. خطبه فراموش‌نشدنى زينب كبرى سلام‌الله‌علیها در بازار كوفه يك حرف زدن معمول نيست، اظهارنظر معمولى يك شخصيت بزرگ نيست؛ يك تحليل عظيم از وضع جامعه اسلامی در آن دوره است كه با زيباترين كلمات و با عميق‌ترين و غنی‌ترين مفاهيم در آن شرائط بيان شده است.

قوت شخصيت را ببينيد؛ چقدر اين شخصيت قوى است. دو روز قبل در يك بيابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با اين همه عزيزان و جوانان و فرزندان و اين‌ها از بين برده‌اند، اين جمع چند ده نفره زنان و كودكان را اسير كرده‌اند، آورده‌اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‌اند دارند تماشا مي‌كنند، بعضی هلهله مي‌كنند، بعضى هم گريه مي‌كنند؛ در يك چنين شرایط بحرانی، ناگهان اين خورشيد عظمت طلوع مي‌كند؛ همان لحنی را به كار مي‌برد كه پدرش اميرالمؤمنين بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به كار مي‌برد؛ همان‌جور حرف مي‌زند؛ با همان جور كلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «يا اهل الكوفه، يا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‌گرها، اى كسانی كه تظاهر كرديد! شايد خودتان باور هم كرديد كه دنباله‌رو اسلام و اهل‌بيت هستيد؛ اما در امتحان اين‌جور كم آورديد، در فتنه اين‌جور كورى نشان داديد. «هل فيكم الا الصّلف و العجب و الشّنف و الكذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان يكسان نبود. به خودتان مغرور شديد، خيال كرديد ايمان داريد، خيال كرديد همچنان انقلابی هستيد، خيال كرديد همچنان پيرو اميرالمؤمنين هستيد؛ درحالی‌كه واقع قضيه اين نبود. نتوانستيد از عهده مقابله با فتنه بربيایيد، نتوانستيد خودتان را نجات دهيد. «مثلكم كمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا»؛ مثل آن‌كس شديد كه پشم را مي‌ريسد، تبديل به نخ مي‌كند، بعد نخ‌ها را دوباره باز مي‌كند، تبديل مي‌كند به همان پشم يا پنبه نريسيده. با بی‌بصيرتی، با نشناختن فضا، با تشخيص ندادن حق و باطل، كرده‌هاى خودتان را، گذشته خودتان را باطل كرديد. ظاهر، ظاهر ايمان، دهان پر از ادعاى انقلابي‌گرى؛ اما باطن، باطن پوك، باطن بی‌مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. اين، آسيب‌شناسی است.

با اين بيان قوى، با اين كلمات رسا، آن هم در آن شرایط دشوار، اين‌گونه صحبت مي‌كرد. اين‌جور نبود كه يك عده مستمع جلوى حضرت زينب سلام‌الله‌علیها نشسته باشند، گوش فرا داده باشند، او هم مثل يك خطيب براى اين‌ها خطبه بخواند؛ نه، يك عده دشمن، نيزه‌داران دشمن دور و برشان را گرفته‌اند؛ يك عده هم مردم مختلف‌الحال حضور داشتند؛ همان‌هایی كه مسلم را به دست ابن‌زياد دادند، همان‌هایی كه به امام حسين علیه‌السلام نامه نوشتند و تخلف كردند، همان‌هایی كه آن روزى كه بايد با ابن‌زياد در می‌افتادند، توى خانه‌هايشان مخفی شدند –اين‌ها بودند توى بازار كوفه- يك عده هم كسانی بودند كه ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه مي‌كنند، دختر اميرالمؤمنين را می‌بينند، گريه مي‌كنند. حضرت زينب كبرى سلام‌الله‌علیها با اين عده ناهمگون و غيرقابل اعتماد مواجه است، اما اين‌جور محكم حرف مي‌زند. او زن تاريخ است؛ اين زن، ديگر ضعيفه نيست. نمي‌شود زن را ضعيفه دانست. اين جوهر زنانه مؤمن، اين‌جور خودش را در شرایط دشوار نشان مي‌دهد. اين زن است كه الگوست؛ الگو براى همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسيب‌شناسی مي‌كند؛ مي‌گويد شماها نتوانستيد در فتنه، حق را تشخيص بدهيد؛ نتوانستيد به وظيفه‌تان عمل كنيد؛ نتيجه اين شد كه جگرگوشه پيغمبر سرش بر روى نيزه رفت. عظمت زينب سلام‌الله‌علیها را اين‌جا مي‌شود فهميد.

حضرت فاطمه زهرا و حضرت زينب سلام‌الله‌علیهما الگو و نمونه زنان مسلمان
زن امروز دنيا الگو می‌خواهد. اگر الگوى او زينب سلام‌الله‌علیها و فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها باشند، كارش عبارت است از فهم درست، هوشيارى در درك موقعيت‌ها و انتخاب بهترين كارها؛ ولو با فداكارى و ايستادن پاى همه چيز براى انجام تكليف بزرگی كه خدا بر دوش انسان‌ها گذاشته است، همراه باشد. زن مسلمان كه الگويش فاطمه زهرا يا زينب كبرى عليهماالسلام باشد، اين است.

حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها یکی از مشعل‌های معرفت عربی در تاریخ اسلام
همان سکینه کبری‌ای که شما اسمش را در کربلا شنیده‌اید و دختر امام و برادرزاده و شاگر زینب سلام‌الله‌علیها است -کسانی که اهل تحقیق و کتاب هستند، نگاه کنند- او یکی از مشعل‌های معرفت عربی در همه تاریخ اسلام تا امروز است. کسانی که حتی زینب و پدر زینب و پدر سکینه را قبول نداشتند و ندارند، اعتراف می‌کنند که سکینه سلام‌الله‌علیها یک مشعل معرفت و دانش است.

انتهای پیام/ 930623

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین