پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۹۶۵۵
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶
مهدیار صبوری
بحث "ازدواج برابر" در چند سال اخیر از مباحثی است که توسط جریان‌های دفاع از حقوق زنان دنبال می‌شود، این مفهوم که ناظر بر برابری کامل زن و مرد در حقوق و تکالیف در حوزه خانواده است، ارتباط تنگاتنگی با مفهوم برابری جنسیتی مورد نظر نهادهای بین‌المللی دارد. در این پرونده کوشیده‌ایم مفاد این مفهوم در نسبت با فضای بین‌المللی و حقوق داخلی بررسی شود.

پذیرش نقش‌های جنسیتی توسط زنان و مردان در خانواده در قالب پذیرش نقش مادری و همسری توسط زنان و نیز پذیرش نقش پدری و شوهری برای مردان، بر مبنای ویژگی‌ها و تفاوت‌های خلقتی و طبیعی هر یک از جنس زن و مرد، به عنوان یکی از وجوه امتیاز نظام حقوقی اسلام در مقایسه با حقوق بین‌الملل بشر قلمداد می‌شود. واقعیت این است که اساساً اقتضای ابتنای یک نظام حقوقی خانواده بر «عدالت» آن است که تفاوت‌های خلقتی و طبیعی افراد در تعیین حقوق و تکالیف برای آنان در خانواده مؤثر باشد و یکی از وجوه تمایز و محل چالش و اختلاف جدی میان نظام بین‌المللی حقوق بشر زنان و نظام حقوق خانواده در اسلام، در همین موضوع «کلیشه‌های جنسیتی» و «پذیرش نقش‌های کلیشه‌ای توسط زنان و مردان» است. واقعیت این است که مقابله و نفی نقش‌های جنسیتی مردان و زنان در خانواده در غرب، اساساً هیچ دستاوردی جز نقض حقوق خود زنان به‌دنبال نداشته است. از یک سو، حقوق و تکالیف مردان و زنان در خانواده، مشابه است و از سوی دیگر، بنا به اذعان و اعتراف کمیته منع تبعیض علیه زنان، عمدتاً مردان درصدد استنکاف از پذیرش نقش و تکلیف در خانواده برمی‌آیند. در این یادداشت نگاهی تحلیلی نسبت به رویکرد نهادهای بین‌المللی در نفی و مقابله با کلیشه‌های جنسیتی صورت گرفته است.

1.    کلیشه‌های جنسی در رویه نهادهای بین‌المللی
همان‌طور که در قبل بیان شد، مقابله با «نقش‌های جنسیتی» یعنی پذیرش نقش‌های متفاوت توسط زنان و مردان در خانواده، در دستور کار جدی نهادهای بین‌المللی قرار دارد و این امر، طبق دیدگاه دینی، به دلیل تعارض با ویژگی‌های طبیعی و خلقتی انسان خصوصاً زنان، قابل پذیرش نیست.

از دیدگاه حقوق بین‌الملل بشر و رویه نهادهای بین‌المللی فعال در عرصه زنان، نابرابری در ازدواج و روابط خانوادگی ناشی از پذیرش و نهادینه‌شدن نقش‌های کلیشه‌ای و ارتکاب خشونت علیه زنان بوده و پذیرش نقش‌های کلیشه‌ای توسط زنان و مردان در خانواه، مغایر با کرامت انسانی آنان است. کمیته منع تبعیض علیه زنان خاطرنشان کرده است که یکی از آثار پذیرش نقش‌های کلیشه‌ای این است که در برخی از کشورها زنان حتی مجاز به ارتکاب کوچک‌ترین جرایم غیراخلاقی نیستند و در قبال ارتکاب این جرایم، مجازات می‌شوند اما ارتکاب این جرایم برای مردان قابل پذیرش و قبول است (1).

علاوه بر آن، کمیته منع تبعیض علیه زنان مکرراً در ملاحظات نهایی خود در خصوص گزارشات دوره‌ای دولت‌های عضو در مورد وضعیت حقوق بشر زنان، صراحتاً خاطرنشان کرده است که در بسیاری از کشورها، به‌دلیل نقش‌های کلیشه‌ای که برای زنان و مردان در خانواده لحاظ کرده‌اند، زنان در قبال کار با ارزش برابر با مردان، از دستمزد کمتری برخوردارند و اصل برابری در این موارد رعایت نمی‌شود. بر طبق ماده 5 کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان، دولت‌های عضو باید در این راستا، اقدامات ذیل را اتخاذ کنند:

الف.    اصلاح هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در مورد زنان و مردان، با این دیدگاه که تمامی پیش‌داوری‌ها، تعصبات، عرف‌ها و دیگر رویه‌های پذیرفته‌شده که مبتنی بر ایده برتری یا فرومایه بودن یکی از جنس‌ها و نیز کلیشه‌های جنسیتی در مورد نقش‌های خانوادگی مردان و زنان است، ملغی شود.

ب.    آموزش خانواده متضمن آن است که فهم و برداشت صحیحی از نقش مادری به عنوان یک کارکرد اجتماعی به افراد منتقل شود و همچنین مسئولیت مشترک مردان و زنان در نگه‌داری و مراقبت از کودکان به‌رسمیت شناخته شود.

2.    کلیشه‌های جنسیتی و برابری جنسیتی
کمیته منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در ملاجظات نهایی خود خاطرنشان کرده است که توجه به «کلیشه‌های جنسیتی» به منظور دستیابی به برابری جنسیتی، از اهمیت بسیاری برخوردار است. به طور نمونه در رابطه با برخی از کشورها کمیته تصریح کرده است که ایجاد و تداوم کلیشه‌های جنسیتی که متضمن در نظر گرفتن نقش سنتی مادری و همسری برای زنان است، جایگاه و موقعیت آموزشی، شغلی و اجتماعی آنان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

این کمیته صراحتاً از دولت‌ها درخواست کرده است که کلیشه‌های جنسیتی را امحا کرده و با رویکردهای مبتنی بر کلیشه‌های جنسیتی مقابله جدی کنند. همچنین اقدامات مقتضی به منظور ارتقای سطح آگاهی همگان در خصوص نهادینه‌شدن یک تصویر مثبت از فعالیت‌ها و نقش‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان ترتیب داده و زنان را تشویق کنند تا مکانیسم‌های خودکفا در زمینه ارتقای وضعیت خود خصوصاً در عرصه حقوق اجتماعی و سیاسی داشته باشند. به طور نمونه کمیته در ملاحظات نهایی خود پیرامون وصضعیت حقوق بشر زنان در برخی از کشورها از جمله استرالیا خاطرنشان کرده است که لحاظ کردن کلیشه‌های جنسیتی برای زنان، در عمل سبب می‌شود که کلیه فعالیت‌های آن‌ها صرفاً محدود و منحصر به نگه‌داری و مراقبت از فرزندان و به تعبیر دیگر «بچه‌داری» شود و زنان از ادامه تحصیل و اِعمال حق آموزش خود محروم شوند و فرصت‌های شغلی آن‌ها به میزان چشمگیری کاهش یابد و امکان ورود زنان به بازار کار تحت‌الشعاع قرار گیرد. کمیته ضمن انتقاد شدید از رویه برخی کشورها از جمله پاکستان، شیلی و... صراحتاً خاطرنشان می‌کند که این‌که در برخی از کشورها، برای مردان مفهوم «نان‌آور خانواده» جا افتاده است و زنان به عنوان یک نیروی خانگی فاقد کارکرد و حقوق اجتماعی و سیاسی قلمداد می‌شوند، اساسا از سوی این نهاد، قابل پذیرش نیست.

3.    آموزش: نقش کلیشه‌های جنسیتی
کمیته منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان در ملاحظات نهایی خود در مورد گزارش دولت‌ها خاطرنشان کرده است که نقش‌های جنسیتی در سیستم آموزشی کشورها، می‌تواند نقش به‌سزایی در نقض حقوق بشر زنان داشته باشد. بر طبق بند(ج) ماده 10 کنوانسیون، دولت‌ها باید اقدامات مقتضی را به منظور تضمین امحای کلیه کلیشه‌ها و نقش‌های کلیشه‌ای در رابطه با نقش مردان و زنان در تمامی سطوح و نیز کلیه اشکال و شیوه‌های آموزشی صورت دهند.

این کمیته مصرانه از دولت‌ها درخواست کرده است که در کلیه کتب درسی در تمامی مقاطع تحصیلی، هرگونه نقش ‌پذیری متفاوت برای زنان و مردان در خانواده را امحا کند. گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد حق آموزش نیز خاطرنشان کرده است که آموزش نقش‌های جنسیتی به کودکان و نوجوانان در سطوح مختلف تحصیلی در مدارس، دارای آثار سوء و زیان‌باری بر آموزش دختران است. این گزارشگر وجود و پذیرش نقش‌های کلیشه‌ای برای زنان و مردان را یکی از عوامل فقر زنان دانسته است زیرا اشتغال زنان به مشاغل خانگی فاقد درآمد، سبب می‌شود که آن‌ها از ورود به بازار کار و اشتغال رسمی در عرصه اجتماع بازبمانند.

4.    خشونت مبتنی بر جنسیت
یکی از موضوعات مهم در خصوص نقش‌های کلیشه‌ای، ارتباط آن با موضوع ارتکاب خشونت مبتنی بر جنسیت در عرصه اجتماع است. در قوانین بسیاری از کشورها هنوز هم جرایم مرتبط با خشونت جنسیتی علیه زنان و دختران به‌طور کامل و جامع، جرم‌انگاری نشده است، در کشورهایی که این امر صورت گرفته است، هنوز برخی از اشکال خشونت علیه زنان و دختران از جمله خشونت خانگی جرم‌انگاری نشده است. مطابق اظهارنظر کمیته، ارتکاب خشونت خانگی علیه زنان یکی از آثار و تبعات ناشی از پذیرش نقش‌های کلیشه‌ای و کلیشه‌های جنسیتی است.

5.    مفهوم‌شناسی کلیشه‌های جنسیتی
از دیدگاه نهادهای بین‌المللی حقوق بشری از جمله کمیساریای عالی ملل متحد، کلیشه‌های جنسیتی و نقش‌های کلیشه‌ای، به عنوان یکی از موانع جدی برخورداری زنان از حقوق بشر به‌شمار می‌رود. مطابق این دیدگاه، کلیشه‌های جنسیتی به نقش‌هایی اطلاق می‌شود که فقط زنان و یا مردان می‌توانند از عهده انجام آن برآیند و عمدتاً مبتنی بر باور و اعتقادی است که علت اصلی رفتار و نقش‌های زنانه و مردانه را توجیه می‌کند.

وقایع عینی موجود در کشورهای غربی، به وضوح مؤید این مهم است که رویکرد نهادهای بین‌المللی در زمینه حقوق بشر زنان در مقابله جدی با نقش‌های جنسیتی، خود یکی از عوامل مؤثر در نادیده گرفتن حقوق واقعی زنان و نیز تحمیل وظایف و تعهدات سنگین بر دوش آنان است.

(در همین زمینه: نگاه همه‌جانبه اسلام به خانواده)

(در همین زمینه: اسلام چه نگاهی به علم‌آموزی زنان دارد؟/ زنان دانشمند در تاریخ اسلام)

(در همین زمینه: توصیه‌های دینی به مردان برای مشارکت در خانه‌داری)

(در همین زمینه: ازدواج، اذن ولی یا رضایت دختر؟!)

(در همین زمینه: سقط جنین ناشی از زنای به عنف و محارم چه حکمی دارد؟)

(در همین زمینه: حد قذف در اسلام/ آیا نسبت ناروا دادن به همسر حد شرعی دارد؟)

پی‌نوشت
1.     RKB v Turkey, the CEDAW Committee  (CEDAW/C/51/D/28/2010). ICESCR. 2008. "Reporting Guidelines”, para 29;   

*دانشجوی دکترای حقوق بین‌الملل

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار