پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۲۹۷۶۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۹
گفتگو با توران ولی مراد دبیر ائتلاف اسلامی زنان


خانم توران ولی‌مراد دبیر ائتلاف اسلامی زنان و مدیر مسئول پایگاه شبکه ایران زنان و فعال حقوق زنان است. ایشان از جمله کسانی است که منتقد عملکرد دولت‌ها در موضوع حل مسائل و مشکلات زنان است و معتقد است که مسئله‌ی زنان در طی تمامی دوره‌ها به ابزاری سیاسی برای پیشبرد اهداف جریانات وابسته به دولت‌ها تبدیل گردیده است. وی همچنین در مورد موضوع انتصابات اخیر آقای روحانی دیدگاه مثبتی ندارد و آن را صرفاً یک عملکرد انتخاباتی و تبلیغاتی مقطعی می‌داند که دارای روندی دامنه دار و اساسی و اثرگذار نیست. مشروح گفتگو را در مطلب زیر می‌خوانید:

نظر شما درباره‌ی انتصاب خانم زهرا احمدی‌پور به سمت ریاست سازمان میراث فرهنگی و همچنین گمانه زنی‌ها درباره‌ی کاندیدا شدن خانم زهرا شجاعی به ریاست کتابخانه ملی چیست. آیا این رویکرد اخیر دولت یازدهم را درباره‌ی به کارگیری مدیران زن در سازمان‌های موثر و مهم؛ مفید ارزیابی می‌کنید؟
به طور کلی باید گفت چه از نظر نوع جایگاه و پست‌ها و چه از نظر موقعیت زمانی که این اقدام صورت گرفته است و چه از نظر انتخاب افرادی که به این مناصب برگزیده شده‌اند همگی گواهی دهنده‌ی آن است که هدف این نیست که زنان در پست‌های کلیدی حضور توانمند پیدا کنند و این موضوع برای رئیس دولت به عنوان یک باور مطرح شود بلکه دلیل‌اش این است که دولت در انتهای دوره‌ی اول ریاست جمهوری خود قرار دارد و به انتخابات نزدیک شده است و این رویکرد نشان دهنده‌ی یک تبلیغات انتخاباتی است.  در این طی این سه سال ما شاهد بوده‌ایم که به زنان هیچ گونه توجهی از لحاظ انتصاب به پست‌های مدیریتی داده نشد و حال برای اینکه در واقع آراء زنان را جلب کنند یکی از معاونت‌ها را به زنان اختصاص دادند و این رخداد بعد از آن اتفاق افتاد که در رتبه‌های وزارتی که بحث ترمیم و جا به جایی آنها مطرح بود هیچ خانمی کاندیدا نشد. از طرف دیگر خانمی که به سازمان میراث فرهنگی منتصب شده است برآمده از یک جریان خاص است که این موضوع می‌تواند دو معنا داشته باشد یکی آنکه آقای روحانی از الان دارند به یک جریان خاص امتیاز خاص خودش را می‌دهد تا در زمان انتخابات از حمایت آنان بهرمند شود و این جریان در زمان انتخابات از وی عبور نکند و از طرف دیگر خانم دکتر احمد پور که به عنوان ریاست سازمان میراث فرهنگی انتخاب شده است فردی است که سابقه‌ی کار در وزارت کشور را دارد و هیچ سابقه‌ی حرفه ای در سازمان میراث فرهنگی ندارد. طبیعتاً هر مدیری که در درون همان سازمان ارتقا یابد و صاحب پست مدیریتی شود چون با جزییات کار سازمان آشنایی کامل دارد و ارتباطات درونی آن را درک می‌کند و از همه مهمتر توسط سازمان بهتر پذیرفته می‌شود که در نتیجه می‌تواند عملکرد بهتر و مناسب‌تری داشته باشد و کارش را درست انجام خواهد داد.  اینکه یک فردی را از یک جایی دیگر وارد سازمان کنیم و در رأس آن قرار دهیم این در واقع به نظر من خراب کردن توان مدیریتی خانم‌ها است تا تقویت موقعیت آن‌ها به دلیل اینکه بعدها موجبات انتقادات را فراهم می‌کند و خود سازمان و عوامل و معاونت‌های آن حضور او را برنمی‌تابند و کار آن‌طور که باید پیش نمی‌رود و این موضوع طبیعتاً عملکرد را ضعیف خواهد کرد که نشانه دهنده‌ی عدم توانمندی مدیر خواهد بود. در صورتی‌که هرکس و هر خانمی اگر از درون خود سازمان ارتقاء یابد و مراتب ترفیع را پلکانی طی نماید به طور قطع مشخص است که چون از تمام جزییات با خبر است و عمری را در آن مسیر گذرانده توان مدیریتی بهتری خواهد داشت. در مجموع انتصابات اخیر پیام بسیار مشخصی را با خود به همراه دارد و آن این است که دولت رأی جامعه زنان را خواستار است و می‌خواهد حمایت آنها را به هر نحوی که شده است جلب کند. کما اینکه حتی در موضوع اشتغال و آزمون استخدامی دولت کارهای نیمه تمام زیادی انجام داده است و بیشتر از اینکه اثر بخش باشد بیشتر یک کار نمایشی انجام می‌دهد.

بنابراین از نظر شما عملکرد دولت در حوزه‌ی استفاده از زنان توانمند در دستگاه‌های اجرایی را مثبت نمی‌دانید؟
نه تنها مثبت نمی‌دانم بلکه می‌گویم که دولت آقای حسن روحانی ریشه‌ی پست گرفتن خانم‌ها و ارتقای خانم‌ها در پست‌های کلان و حساس را خشکانده است و حتی از دولت قبل عملکرد ضعیف‌تری داشته است. با این شرایط چطور می‌خواهیم باور کنیم که این انتصاب به معنای آن است که دولت باور دارد به اینکه جایگاه خانم‌ها را ارتقا دهد کما این‌که ما شاهد بوده‌ایم ایشان حتی معاون خود خانم دکتر الهام امین‌زاده را به جایگاهی پایین‌تر تغییر داد. درواقع از نظر بنده عملکرد دولت آقای روحانی در موضوع زنان مردود است. همانطور که می‌دانید در دوره‌ی قبل ما شاهد بوده‌ایم که بعد از سی سال و بیشتر از سه دهه تلاش جامعه زنان یک دیوار سنگین شکسته شد و خانم‌ها به پست وزارت راه پیداکردند اما متاسفانه دولت آقای روحانی به وعده هایش عمل نکردند و همه‌ی این تلاش ها را خراب کردند و هیچ خانمی را در سمت وزارت انتخاب نکردند و سوال اینجاست که آیا واقعا در این کشور خانمی شایسته‌ی وزارت نبود کما این‌که به دولت ایشان گزینه‌های شایسته‌ی بسیاری معرفی شد و من شخصا بسیاری از گزینه‌هایی که شایسته‌ی وزارت بودند را به ایشان معرفی کردم و با این وجود توجهی به این موضوع نشد و دست کم برای بنده از همان ابتدا مشخص شد که دولت اراده‌ای برای انتصاب ندارد. علاوه بر کوتاهی دولت در انتخاب زنان به عنوان مقام وزارت ایشان یک وعده‌ای دادند که وزرای منتخب، معاونین خود را از میان زنان انتخاب کنند که این وعده تا حدودی عملی نشد. وقتی که خود رییس جمهور وزیر زن انتخاب نمی‌کند چگونه می‌تواند متوقع باشد و وزیر خود را موظف کند به اینکه معاونین خود را از میان خانم‌های توانمند انتخاب کنند. 

اما در همین دولت حاضر ما شاهد آن هستیم بسیاری از معاونت‌های سازمان‌ها و وزارت خانه‌ها از میان زنان انتخاب شدند نمونه‌ی بارز آن وزارت نفت است که آقای وزیر ریاست یک سازمان موثر و بزرگ زیر مجموعه ی وزارتخانه را،؛ سازمان نفت و فرآورده‌های پتروشیمی از میان زنان انتخاب کردند؟
بله البته منظور این نیست که همه کنار گذاشته شده اند اما آنچه مهم است ما در حال حاضر به دنبال یک روند هستیم و یک مسیر رو به رشد که تبعیض‌ها را برطرف کند. ما الان بخشدار و فرماندار زن هم داریم ولی آنچه مورد تاکید بنده است این است که دولت موظف بوده است در طی این چهار سال به طور زیر ساختی مسیری را ایجاد کند و لایحه‌ای را مصوب کند که عملکردی ماندگار داشته باشد و تبعیض اساسی از بین برود که نه تنها این کار را انجام نداد که حتی در اجرا و عمل، آن کاری که قبلا انجام شده بود را از بین برد. دولت قبل طی یک آیین نامه‌ی اجرایی سازمان‌ها را در استان‌های مختلف موظف کرده بود که پست مدیر کل امور زنان را در سلسله مراتب سازمانی‌شان به وجود آورند اما دولت آقای روحانی غیر از اینکه وزارت را برای زنان از بین برد پست امور زنان در وزارت خانه‌ها را نیز حذف کرد و ضرورت وجودی آن را به عهده‌ی وزرای منتخب خود گذاشت که در صورت نیاز از آن استفاده کنند. مسئله‌ی مهم دیگر حذف یک درصد بودجه وزارت خانه‌ها برای زنان و خانواده بود و حرکت دیگری که به موقعیت زنان ضربه زد انحلال ستاد ملی زن و خانواده بود که این ستاد در واقع دارای جایگاه بالایی در تصویب قوانین داشت.

عملکرد رئیس جمهور از منظر جامعه مدنی و پیگیری مطالبات زنان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
در حوزه‌ی جامعه مدنی اتفاقی که افتاد این بود که اثربخشی صدای زنان را در بستر مدنی به طور بسیار زیادی کاهش داد. مثلا معاون ایشان خانم مولاوردی اساسا به جای آنکه پاسخگوی مطالبات زنان در جهت اجرایی و عملیایتی کردن لوایح و طرح‌ها باشد خود را در جایگاه مدنی نشاند و حرف‌هایی را که جریان مدنی و نخبگان و کارشناسان و فعالین زنانی  که در چارچوب نظام کار می‌کنند می‌زدند را صرفا بازگو کرد و خود دولت و عوامل زیر مجموعه‌ی آن در جایگاه مطالبه‌گر نقش ایفا می‌کنند. این عمل به تعبیر بنده یک رندی از جانب دولت است. دولت یازدهم در حوزه‌ی زنان در همه‌ی زمینه‌ها و محورها اعم از صاحب پست شدن زنان توانمند و مدیر، رفع مشکلات اجتماعی و قانونگذاری در کلیه‌ی این محورها دولت روحانی شد مطالبه‌گر و حتی شد اپوزسیون و هیچکس از معاونین ایشون به جای اینکه پاسخگوی مطالبات زنان باشند و گزارش کار بدهند شدند سخنگو و مطالبه‌گر. در واقع نهادهای مدنی و نخبگان دیگر چه چیزی را می‌خواستند بگویند که دولت نگفته باشد این رندی در حوزه‌ی زنان و خانواده ابزار را از دست جامعه زنان گرفت و دادن چند پست سازمانی نیز بازی دادن فعالان زن است. 

علی رغم این مسائل و انتقاداتی که از عملکرد دولت روحانی در حوزه‌ی توجه به مطالبات زنان دارید از حوزه‌ی پایین دستی و متن رفتارهای جامعه‌ی مدنی آیا انتقاداتی به فعالیت‌های زنان وارد است؟
جامعه مدنی یک فرد نیست که ما بگوییم که چرا این کار را کرده است بلکه موضوعات مطرح هستند. به عنوان مثال فرض کنید مسئله زنان سرپرست خانوار و اعتیاد و آسیب‌های خانواده و قوانینی که باید مصوب شود قوانینی که باید اصلاح شود نحوه‌ی عملکرد دولت در جامعه مدنی باعث شکاف شده است. عملکرد جامعه مدنی که از طیف‌های مختلف و جریان‌های مختلف زنان می‌توانستند اشتراک نظر داشته باشند وقتی که صدایی بلند است صداهای دیگر شنیده نمی‌شود علاوه بر آن شکافی که رخ می‌دهد مسئله ساز است. البته این مسیری که تا به حال معاونت زنان طی کرده است در همه‌ی دولت‌ها در خروجی عملکرد با هم یکی بوده‌اند و آن این‌که نگاهشان به زنان همواره ابزاری بوده است و مشکلات زنان ابزاری در جهت کسب قدرت بوده است و در جهت رفع مشکلات اساسی و مطرح اقدامی نکردند. 

زمانی‌که در جایگاه کلان و بالادستی آقایان به خانم‌ها پست می‌دهند در واقع خواسته‌شان را هم بر آنها تحمیل می‌کنند. و خواسته‌ای که از امور زنان دولت‌ها وجود دارد توان افزایی آن جریان سیاسی است که آن خانم را به این پست رسانده است. در این دولت موضوع زنان به جریان اصلاح طلب سپرده شده است  و این امور زنان در دولت خرج توان افزایی جریان سیاسی مربوطه شد تا آرا را کسب کند. وقتی که خود دولت مشکلات زنان را مطرح می‌کند جامعه مدنی چه عملی می‌تواند انجام دهد. مثلا مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حوزه‌ی زنان چه کرده است و خروجی آن چه بوده است. تطبیق عملکرد دولت با برنامه قاعدتاً با مصلحت نظام است کجا تطبیق داده شده است که دولت فعلی برنامه‌ی پنجم توسعه را اجرایی کرده است یا خیر؟ مقصر اصلی تنها دولت نیست اما به این خاطر دولت مطرح می‌شود که در رأس امور فعلی است.

از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزارم.


منتشر شده در ویژه نامه زنان صبح‌نو


نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۸/۳۰
1
0
دقیقا موافقم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار