پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۰۹۹۶
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۶
رامین کهن در گفتگوی تفصیلی درباره وضعیت نمایش و قراردادش با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان می‌گوید و از عملکرد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گلایه دارد.

به گزارش مهرخانه، به نقل از تسنیم، رامین کهن این روزها از چهره‌های شناخته شده تئاتر کودک است. جایگاهش با وجود سن اندکش به قدری است که در جشنواره تهران مبارک اخیر در نمایش «موش تا موش» مرضیه برومند و هنگامه مفید برایش بازی کردند. «تیستوی سبزانگشتی» او در سال 93 یکی از موفق‌ترین آثار تالار هنر بود.

رامین کهن به واسطه چند بعدی بودنش در میان گروه‌های نمایشی کودک نیز شاخص است. بازی می‌کند، آهنگسازی می‌کند، برای خردسالان کار می‌کند و گاه برای نوجوانان. او متعلق به یک جریان خاص نیست. اینها همه بهانه‌ای شد در نقد جشنواره اخیر تئاتر کودک و نوجوان و وضعیت تئاتر کودک با او گفتگویی مفصل داشته باشیم. 

شما اولین اجرای «یک روز و دو فصل» را در مدرسه فرانسویها اجرا کردید. چرا آنجا اجرا کردید؟ چرا در یک مکان رسمی فضای تئاتری اجرا نرفتید؟
واقعیتش این است که اتفاقاً مدرسه فرانسویها برعکس آن چیزی که در همۀ مدارس ایرانی وجود دارد برای این قضیه رسمیت دارد. وقتی یک نمایش اجرا می‌شود، سن تعریف می‌شود، در حد امکاناتشان صندلی می‌گذارند و یک طوری برخورد می‌کنند که گویی تئاتر با سالن تئاتر است، با توجه به محدودیتهایشان. البته آنها محدودیت خیلی کم دارند. یک فضای بزرگی دارند، یک سوله دارند که آنجا صندلی می‌گذارند و یک سِنی می‌گذارند، پرده نصب می‌کنند و نمایش اجرا می‌کنند.

مدارس به‌دنبال آشنا کردن بچه‌ها با فرهنگمان نیستند
اینکه چرا ما آنجا اجرا کردیم [باید بگویم] ما یک دعوت‌نامه از یک جشنواره در تایلند داشتیم و می‌خواستیم برای آنها یک کاری که فکر می‌کردم برایشان جذاب است [اجرا کنیم]. همین مسائل شرقی و فرهنگی خودمان است مانند «ننه سرما و عمو نوروز» و قصۀ فصلها  و از این طرف هم مدرسه فرانسوی می‌خواستند یک نمایش داشته باشند که با این فرهنگ آشنا شوند. متأسفانه مدارس خودمان خیلی دنبال این نیستند. نزدیک عید که می‌شود بیشتر مهدکودکها دنبال یک رقص و بزمی در مدارسشان هستند؛ ولی باز آنان می‌خواهند یک مقدار نگاه عمیق‌تری به فرهنگ داشته باشند که ما این را به زبان فارسی برای آنها اجرا کردیم با [همراهی] دوبله فرانسوی.

مخاطبان آن کار همه فرانسوی بودند؟
مخاطبان هم فرانسوی بودند. شاگردان فرانسوی بودند که نه تنها فرانسوی بودند؛ بلکه خیلی از آنان از کشورهایی مانند تونس، مستعمرات سابق فرانسه و یا بچه‌های سفرای کشورهای دیگر بودند که ترجیح می‌دهند بچه‌هایشان را مدرسه فرانسوی‌ها بفرستند.

وقتی که اجرای شما تمام شد برای اجرا در جاهای دیگر هم موفق شدید؟
به خاطر فوت پادشاه تایلند جشنواره را مدتی عقب انداختند. گفتند بهمن برویم، قرار است فوریه برویم.

هزینه‌ای که کردید مرکز از شما حمایت کرد؟
نه، مرکز هیچ حمایتی از ما نکرد و هیچ وقت حمایت نکرده و نخواهد کرد. کارهای قبلی هم که در جشنواره‌های روسیه و هر جشنواره‌ای که به ما توصیه کردند و رفتیم، نامه زدیم، درخواست کردیم. بالاخره گروه‌های ما هم پرجمعیت است. این کار اتفاقاً کم‌جمعیت بود؛ ولی گروه‌های ما 10 نفر یا هشت نفره هستند و واقعاً هزینۀ بلیت و ویزا برای ما خیلی سنگین است؛ به خصوص نزدیک جشنواره‌های خارجی که دعوت می‌شویم، همیشه به یک تب‌وتابی می‌افتیم. این باید تغییر کند. شرایط مالی خوبی وجود ندارد و واقعاً مرکز هیچ حمایتی از ما تا الآن نکرده است.

خود سفارت تایلند چطور؟
نه سفارت تایلند حمایتی نکرد. باتوجه به عقب افتادن جشنواره ما از مدیران جشنواره تقاضای بازگشت مبلغ خسارت استرداد بلیط ها را کردیم، آنان گفتند اگر بتوانند شرایطی فراهم می‌کنند که [هزینه ی] بلیت ما را بدهند که ما به جشنواره برویم.

بعد از این قضایا اجرای شما کجا روی صحنه رفت؟
اتفاقاً بعد از اجرایی که در این جشنواره داشتیم هم من و هم‌گروه من به این فکر افتادیم که این کار را اگر بتوانیم یک رِپرتواری برایش برگزار کنیم؛ اما دو مطلب وجود دارد. یکی اینکه شما یک کار را ببرید داخل مدارس اجرا کنید یا اینکه در یک سالن اجرا کنید و از مدارس دعوت کنید اجرای شما را در یک سالنی ببینند. به نظر من شیوۀ دوم درست‌تر است به خاطر اینکه بچه‌ها باید فرهنگ بلیت خریدن، تئاتر دیدن، آمدن به فضای تئاتر را تجربه کنند.

ولی کانون پرورشی خیلی دنبال فرهنگ اول است.

کانون پرورش نسبت به زمانی که در کودکی مخاطب آن بودم، فاصله گرفته است
در مورد کانون این سینه مالامال درد است. کانون پرورش فکری کودکان کاملاً دیگر کانون نیست و شده یک سازمان، سازمان پرورش فکری کودکان و آن هم نه پرورش، ساخت فکر کودکان. متأسفانه کانون پرورش به شدت از آن چیزی که یک زمانی من هم بعنوان یک کودک مخاطب آن بودم و می‌دیدم فاصله گرفته است. به خاطر محافظه‌کاری مدیریت است. به خاطر عدم برنامه‌ریزی صحیح است و بعد هم مدام از این حرفها که اهداف کانونی! کدام اهداف کانونی!!؟ کانون چه اهدافی داشته؟ کانونی که یک زمانی هنرمندانی به این بزرگی از آن بیرون آمدند، در سینما، در انیمیشن دیگر نیاز نیست آدم نامها آنان را بگویید. در تئاتر، یک زمانی مهد هنر و فرهنگ این مملکت بوده، کانون پرورش فکری کودکان، الآن کتاب مدرسه تولید می‌کند، کار های پرتابل و سیار از کتابهای کانون که گاهی بودجه ناچیزی می‌دهند و آن کار را می‌آورند در سالن اجرا. کار تریلی را می‌کنند کار صحنه، کار صحنه را می‌کنند تریلی، کار کتاب مدرسه را یک مقدار بودجه به آنها می‌دهند صحنه و....

فضا بسته است برای یک عده محدود.

من یک مثال بگویم. کار من در جشنوارۀ تهران مبارک، به نام «موش تا موش» جشنوارۀ شانزدهم اجرا شد و در کانون هم اجرا شد. طبق صحبتهایی که از قبل با مدیریت کانون کردم که من مشغول انجام چنین کاری هستم و این کار مانند کارهای خود کانون است. هنرمندان صاحب‌نامی در آن با من همکاری کردند از جمله: هنگامه مفید،مرضیه برومند، الکا هدایت، امیر میرآقا و... بعنوان صداپیشه. و تیم خیلی خوب و جوان و با انگیزه‌ای که بعنوان بازی‌دهندگان عروسک بودند. گروه موسیقی بسیار خوبی هم در این کار با من همکاری داشتند.عروسکهای نمایش از جنس چوب ساخته شد و کار پس از دومرحه بازبینی از آن فیلتر سخت جشنوارۀ تهران مبارک عبور کرد و در جشنواره پذیرفته شد و در سالن مرکز تئاترکانون اجرا شد و بعد وقتی در کانون اجرا شد، همان روز اجرای ما توسط شورای کاشناسی خود کانون هم بازبینی شد: امیر مشهدی‌عباس، حسن دادشکر، زهرا صبری، عادل بزدوده . و با اتفاق آرا کار پذیرفته شد و قرارداد نوشته شد. در مهر ماه - امضای من و آقای کریمی صارمی وجود دارد- ما قرارداد بستیم و من از 12 دی طبق قراردادم موظف به اجرا بودم، ما گروه را جمع کردیم با همه آنها هم صحبت کردیم، تغییراتی که می‌خواستیم برای اجرای جدیدمان بدهیم دادیم. به هر حال یک کاری که در فستیوال تولید می‌شود با یک کاری که برای اجرای عموم در کانون شکل می‌گیرد متفاوت است. پوستر طراحی شد. جلسه هماهنگی گذاشته شد و امروز که 25 آذر هستیم هنوز سرنوشت کار ما آنجا معلوم نیست و اجرا نداریم . ما قرارداد داشتیم حتی پیش‌پرداخت اندکی بابت ترمیم و بازسازی عروسک ها از کانون گرفتیم. به هر حال گروه ما معطل است، 6 ماه به خاطر تعهد به کانون با هیچ سالن دیگری صحبتی نشد. می‌توانستم بروم همان روز اول تالار هنر و آنجا اجرا کنم؛ ولی به خاطر عهدی که با کانون داشتم و قراردادی که با کانون داشتم دست نگه داشتم. گویا کار من در شورای بالای کانون مشکل دارد.

منظورتان از شورای بالا چه کسانی هستند؟
نمی‌دانم. پیگیری هم که کردیم تازه به ما می‌گویند چرا این‌قدر پیگیری می‌کنید. کمتر از یک ماه به اجرای ما باقی‌مانده و هیچ چیزی هم مشخص نیست و البته چیزی که مشخص است بنده خودم با این شرایط تمایلی به اجرا در آنجا ندارم چون که آنجا نه شأن هنر را نگه می‌دارند، نه شأن هنرمند را .

زمانی کانون جایی بود که آدمها با تفکرشان، با عشقشان کار می‌کردند، امروز چه شده؟
ولی بنده اعتراض خودم را به کانون نمایشگران کودک و نوجوان خانه تئاتر خواهم کرد و از آنها می‌خواهم که به لحاظ حقوقی پیگیر باشند. چرا که خانه تئاتر صنف من و همکارانم است که قرار است همین مسائل را حل کنند. کانون پرورش فکری کودکان که زمانی هنرمندانی چون حسن دادشکر، کامبیز صمیمی مفخم و یک جایی بود که آدمها با تفکرشان، با عشقشان کار می‌کردند، امروز چه شده؟

خودت قبلاً در کانون کار کرده بودی؟
من یک دوره‌ای یک کاری در کانون داشتم.

این ادغامی که اخیراً رخ داده، باعث این اتفاقات نشده است؟
نمی‌دانم یک چیزهایی در کانون فرمایشی است، من خیلی تاریخچه آن را نمی‌دانم اما...

شاید یکی از دلایلی که این‌قدر روی مدرسه حساس شدند همین باشد، یعنی آموزش و پرورش دارد این کارها را می‌کند.

سطح کیفی کارهای کانون خیلی پایین آمده
نمی‌خواهم خودم را بگذارم جای کارشناسان؛ ولی خیلی از کارهایی هم که می‌رود خود کارشناسان آنان هم راضی نیستند. سطح کیفی کارهای کانون خیلی پایین آمده. نسبت به تالار هنر افت داشته. یک زمانی ورود به کانون خیلی سخت‌تر بود به خاطر اینکه سخت‌گیری بیشتر بود، الآن این‌طور نیست. الآن واقعاً این‌طور شده است که اصلاً ورودی وجود ندارد، یک جمعی هستیم. الآن تریلی می‌رود، ماه بعد صحنه می‌رود، ماه بعد کتاب، تئاتر، مدرسه، یعنی واقعاً محدود است. یکی از کارکنان خیلی محترم و دوست‌داشتنی آنجا، سعید زین‌العابدینی الآن اینجاست، مجری طرح کار ما بود، آمده از من می‌پرسد چه خبر از کارت؟ مجری طرح از من می‌پرسد نتیجه چه شد! و این بی‌اخلاقی چیزی است که باید در مورد آن صحبت شود.

کار اخیر تو «یک روز و دو فصل» چرا اجرا نرفت؟
این را می‌خواهم اجرا بروم، بعد از این اجرای خیلی خوبی که در جشنواره داشتیم. با توجه به بازخوردی که از بچه‌های خردسال گرفتم خیلی احساس کردم دوست دارم که این کار را در یک سالنی برای صبحها اجرا ببرم که خردسالان بیایند و ببینند. اگر امکانش فراهم شود. مدارس هم خیلی این روزها سخت برای دیدن تئاتر می‌آیند. به خاطر اینکه نمی‌خواهند هزینه بلیت بدهند. ترجیح می‌دهند ما برویم که به لحاظ قیمت [باصرفه‌تر است]. من آدمی نیستم که نگاه کاسب‌کارانه داشته باشم.، بیشتر برای من فرهنگ‌سازی مهم است. بیشتر برای من اندیشه و خنده مهم است و اینکه بدانم مخاطبم که کودک است واقعاً دغدغه من است. در کارم نگاه دارم و درس این رشته را خواندم. نگاه دارم به مخاطبم و مثلاً در همین جشنواره مسئول سالن می‌گفت اجرای سومتان داوری دارد، اگر این نورتان نرسید، نرسید، خیلی سخت نگیرید. گفتم ببخشید مخاطب اجرای اول من چرا نباید ببیند. من کار را برای مخاطبم دارم انجام می‌دهم نه برای داورم. برای داورم هم احترام قائل هستم؛ اما برای من اولویت آن کودک است.

در مورد بخش خردسال این جشنواره بگویم، به نظرم بخش خوبی است. یک مقدار احساس می‌کنم الآن حاشیه اش کم است، خودمانی و صمیمانه‌تر است؛ اما چون خردسال است نباید بگوییم که خرد است، مثلاً در فراخوان آمده کار خردسال شما نباید بیشتر از دو بازیگر داشته باشد این خودش خیلی بد است به نظرم، یعنی این شرایط را گذاشتن برای یک آرتیست خیلی و برای این بخش بد است، چرا؟ مگر بچه‌های خردسال نمی‌توانند یک کار سه پرسوناژ یا چهار پرسوناژِ ببینند؟ مشکل اسکان است، مشکل چیست؟

به جای  رقابتهای سطحی،  به فکر تعامل فرهنگی و هنری با یکدیگر باشیم
من در فستیوالهای خارجی کارهای خارجی یک نفره و کارهای خارجی پنج نفره هم دیدم؛ ولی هیچ وقت شرایطی برای آنان گذاشته نمی‌شود. خودشان به این نتیجه می‌رسند که ما می خواهیم دو نفره کار کنیم، نیاز کار چیست؟ این خیلی مهم است و اینکه کلاً من با رقابت مخالفم، به نظرم وقتی حرفه‌ای می‌شود که رقابت در ورود به جشنواره باشد، مانند جشنواره «تهران مبارک» که مثلاً کارها برای پذیرفته شدنشان باید دو سه مرحله را پشت سر بگذارند؛ چون بر چه اساسی ما می‌خواهیم قضاوت بکنیم؟ هر کاری برای خودش یک فضایی دارد، هر کاری برای خودش یک اندیشه‌ای دارد، چه چیزی وجه تمایز این دوتا است که بگوید این بهتر است، یا این ابتر است؟ این جشنواره وقتی می‌تواند حرفه‌ای شود که ما به جای  رقابتهای سطحی که در نهایت منتهی به یک تندیس و جایزه  نقدی ناچیز می‌شود به فکر تعامل فرهنگی و هنری با یکدیگر باشیم. ما نباید به این بسنده کنیم. می‌توانیم بیاییم در این جشنواره با آرامش کار کنیم. برنامه‌ریزی ورکشاپها بشدت ایراد دارد. ورک‌شاپها در خود ایام اجراهای جشنواره قرار نگیرد، یعنی این ورک‌شاپها مثلاً سه روزه این جشنواره فقط ورک‌شاپ باشد، طوری برنامه‌ریزی شود که ما بتوانیم در آنها شرکت کنیم. همین طور بتوانیم راحت برویم کارهای همدیگر را ببینیم. یکی دیگر از معضلات جشنواره همدان حمل و نقل آن است که هر سال بدتر می‌شود.

جشنواره را فشرده می‌بینید؟
من الآن همه چیز را یک کمپلکسی می‌بینم که تو فقط می‌توانی از هر کدام از آنها یک مقدار بچشی. به نظرم اولین نکته این جشنواره که خیلی خوب است، آموزش دارد، ورک‌شاپها را دارد، ولی این بخش ورک‌شاپها، تعارف نداریم من یک روز سر اجرا هستم، دیگری دوستم سر اجراست، چگونه برویم در این ورک‌شاپها شرکت بکنیم و بعد الآن ما همه استرس کارمان و اجرایمان را داریم ولی اگر این جدا تعریف شود، مثلاً سه روز نهایی، سه روز ابتدایی یا دو روز مثلاً همه چیز تعطیل یک ورک‌شاپ خیلی پرطمطراق، یک سمینار مثلاً پژوهشی که همه باشند، جشنواره خارجی همین‌طور است دیگر، سخنرانی‌های سر جای خودش است، مانند فجر باشد، الآن اتفاقی که در فجر افتاده خیلی تمرکز را آورده بالا، یعنی همه راحت می‌توانند بروند در ورک‌شاپها شرکت کنند.

نظرت درباره جشنواره چیست؟
من گفتم همه چیز دارد با هم اتفاق می‌افتد، یک مقدار تمرکز شرکت‌کنندگان کم می‌شود یعنی نمی‌توانند تمرکز کنند، اطلاع‌رسانی خیلی بد است، مثلاً دیروز جلسۀ خردسال گذاشتند من اصلاً خبر نداشتم، جلسات درونی بود، یعنی یک تابلوی بُردی اینجا باشد کاری ندارد و هزینه‌ای نمی‌خواهد، گفتم من در جریان نبودم می‌گویند در کانال کانون تئاتر همدان گذاشتیم من که در کانال کانون تئاتر همدان عضو نیستم، چه انتظاری است با این اینترنت بدی که اینجا داریم. به نظرم بیشتر از آنکه لازم باشد خرج یکسری چیزهای حاشیه‌ای بکنند برای تئاتر کودک، کارهای خارجی بهتری بیاورند، مثلاً کار؟؟؟ کار خوبی بود خیلی خوشم آمد، باقی را که دیدم خیلی به نظرم خوب نبودند.

کدام کار را نپسندیدی؟
کار استرالیا و آفریقای جنوبی به عنوان یک کار خارجی من را ارضاء نمی‌کرد که بخواهم یک تکنیکی را ببینم یا یک تجربه‌ای را ببینم که روی من تأثیرگذار باشد و اینکه در کل من فکر می‌کنم می‌شود یک مقدار ساده‌تر برگزار کرد؛ اما پربارتر برگزارش کنیم و اینکه هیچ چیزی بهتر از این نیست من سال قبل هم گفتم به جای اینکه من سه اجرا اینجا با استرس و بدبختی داشته باشم، همدان یکی دو هفته بیاید در شهر من اجرا برود، من یکی دو هفته بیایم در همدان اجرا بروم، بوشهری همین‌طور، این اتفاق بیفتد و این تجربه برای من که در تهران نمایشم را اجرا کردم، اگر این اتفاق بیفتد به نظرم به صد جشنواره می‌ارزد.

همه جای دنیا  یک کمک مالی از طرف دولت یا شهرداری به تئاتر کودک می‌شود
من فکر می‌کنم حمایت دولتی خیلی لازم است در تئاتر کودک چون بلیتش به لحاظ بهاء خیلی ارزان‌تر از تئاتر یا هزینه‌هایی است که شده، همه جای دنیا این‌گونه است یعنی یک کمک مالی از طرف دولت یا شهرداری به تئاتر کودک می‌شود و نمایشها در سرتاسر کشور اجرا می‌شود.

الآن به غیر از تهران جای دیگری هم اجرا داشته‌ای؟
بله در  آبادان هم اجرا داشته‌ام. همچنین در دوره ای که جشنواره در اصفهان بود؛ ولی آن هم به شکل یا جشنواره بوده، نه به شکل اجرای عموم. یعنی اینکه من 10، 15 شب اجرا بروم مردم را به سمت خودم فرابخوانم، کار من صدا بکند مردم بیایند، ببینم بازخورد این شهر یا آن شهر چیست.

انتهاي پيام/ 930610



ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار