پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۶۰۴
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۶
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
نباید از نظر دور داشت که موضوع کلی و خطی فیلمنامه که حول محور اهمیت روابط خانوادگی، عمق عواطف میان اعضای خانواده، از دست رفتن فرصت‌ها و پشت‌کردن‌های رفاقت‌های ظاهری است، به خودی خود موضوعی جذاب و قابل تأمل است؛ اگر که به خوبی در قالب یک داستان پرورانده شود.
بن بست وثوق

شیما فرزادمنش

"بن‌بست وثوق" به نویسندگی و کارگردانی حمید کاویانی در بخش چشم‌انداز سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. فیلمی‌ پر از نام‌های سرشناس سینما همچون امین تارخ،‌ هانیه توسلی، مهدی پاکدل، جمشید مشایخی و هومن برق‌نورد که به همین دلیل هم در ذهن مخاطب توقع دیدن فیلمی ‌عمیق را ایجاد می‌کند.

کاویانی که پیش از این سوابق بسیاری هم در سینما و هم در تلویزیون به عنوان مستندساز، نویسنده، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه‌ریزی و همچنین به عنوان مدرس کارگاه‌های فیلمسازی دارد، در اولین ساخته سینمایی بلند خود به عنوان نویسنده و کارگردان سراغ موضوعی خانوادگی مبنی بر روابط خواهر و برادری رفته است.

تقریباً 20 دقیقه ابتدای فیلم، در سکوت و بدون دیالوگ میان بازیگران شروع می‌شود. البته که فیلم‌های صامت زیادی قبل از شکل‌گیری سینمای ناطق در تاریخ این هنر موجود است و حتی پس از دوران سینمای ناطق نیز فیلم‌نامه‌های معروف و ماندگاری بودند که اساس آنها بر روایت تصویر بود و دیالوگ‌های کمی ‌داشتند یا حتی به کلی فاقد دیالوگ بودند. اما آن‌چه روایت تصویری و بدون دیالوگ را برای مخاطب جذاب کرده و کنجکاوی او را برای دنبال کردن اثر برمی‌انگیزد، مفاهیمی ‌است که قرار است از طریق این تصاویر به او منتقل شود. درحالی‌که در "بن‌بست وثوق" خصوصاً در همان ربع ابتدایی فیلم که باید مخاطب جذب و به اصطلاح میخکوب قصه شود، شاهد صحنه‌هایی تکراری، کند، زائد و فاقد اثر در روند داستان هستیم که به‌واقع بیننده را خسته و دلزده می‌کند. اوضاع زمانی بدتر می‌شود که پس از 20 دقیقه انتظار کنجکاوانه برای دیدن نقطه‌عطفی که پس از این همه سکوت قرار است اتفاق بیفتد، مخاطب با یک هیچ بزرگ روبه‌رو می‌شود و سرخورده‌تر از قبل به دنبال نقطه روشنی در فیلم می‌گردد.

اما نباید از نظر دور داشت که موضوع کلی و خطی فیلمنامه که حول محور اهمیت روابط خانوادگی، عمق عواطف میان اعضای خانواده، از دست رفتن فرصت‌ها و پشت‌کردن‌های رفاقت‌های ظاهری است، به خودی خود موضوعی جذاب و قابل تأمل است؛ اگر که به خوبی در قالب یک داستان پرورانده شود. درحالی‌که " بن‌بست وثوف" به قدری شامل صحنه‌ها و دیالوگ‌های زائد و تکراری و غیرلازم است که مخاطب به‌جد در اواسط فیلم حتی کنجکاوی نسبت به چگونگی پایان‌بندی فیلم را نیز از دست می‌دهد. شخصیت‌های بدون شناسنامه و هویت و سؤال‌های بی‌پایان پاسخ داده نشده در ذهن مخاطب، همگی از عواملی هستند که در میانه بازی‌های درخشان بازیگران نامدار فیلم، مخاطب را خسته و ناامید از رسیدن به نقطه‌عطفی غیر قابل پیش‌بینی می‌کنند.

گرچه مهرداد فرید، تهیه‌کننده فیلم طی مصاحبه‌ای در رابطه با حرف اصلی "بن‌بست وثوق" رسالت اصلی فیلم را سرگرمی‌ تماشاگر عنوان کرده و انتقال پیامی‌ خاص را جزو اولویت‌های اول سینما نمی‌داند. درحالی‌که قطعاً ایجاد سرگرمی‌ و انتقال پیام، لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون اولی فیلم تبدیل به مستند شده و بدون دومی ‌سرگرمی ‌فاقد پیام جذابیتی برای مخاطب ندارد و بخش مهمی‌ از رسالت هنر که تعهد به جامعه است، از دست می‌رود. شاید که بر همین اساس بهترین توصیفی که می‌توان از "بن‌بست وثوق" ارائه داد، "فیلمی‌صرفاً جهت سرگرمی" باشد.

نکته دیگری که در رابطه با فحوای فیلم نباید فراموش شود، اشاره به موضوع اصلی داستان است که گرچه خوب پرورانده نشده، اما مسأله‌ای قابل تأمل خصوصاً در خانواده‌های ایرانی است. مخفی‌کاری و انکار مشکلات در مقابل دیگر اعضای خانواده به بهانه نگران نکردن آنان و مراقب از ایشان همان مشکل اصلی رضا و لیلا در "بن‌بست وثوق" است که منجر به از دست رفتن فرصت‌های بسیار و پیامدهای بسیار بدتری برای کل خانواده و خود ایشان شده است. زمانی که رضا پس از زندانی شدن اجازه نداد خانواده متوجه شوند که مبادا باعث سرافکندگی شود و همین باعث سال‌ها دلنگرانی و تشویش و خشم در لیلا و مادرش شده، یا لیلا که بیماری خود را از برادر مخفی می‌کند تا او ناراحت نشود و در نهایت راندن نامزدش به بهانه داشتن مشکلات شخصی و خانوادگی...؛ همگی مواردی هستند که ممکن است در زندگی روزمره بسیار دور و اطراف خود ببینیم و گاهی تبدیل به یک ژانر در خانواده‌ها می‌شود. ژانری که گرچه دلیل آن مراقب از دیگران و نگران نکردن آنهاست، اما به مراتب نتایج بدتری ایجاد کرده و روابط خانوداگی را فاقد اثرگذاری در لحظه‌های حساس می‌کند.

همچنین از زاویه‌ای دیگر می‌توان گفت مضمون اصلی فیلم که توجه به احساسات و شرایط اطرافیان و درک زندگی از زاویه نگاه آنان بود، به‌طور کامل در 10 دقیقه قابل بازگویی بود و بر همین اساس هم 10 دقیقه انتهایی فیلم بیش از تمام یک ساعت و اندی دیگر، فیلم حاوی نکات و مفاهیم اصلی و مدنظر نویسنده بود و برای مخاطب قابل تأمل. همچنین در همین دقایق پایانی بود که به لطف سرعتی که به داستان بخشیده شد و وجود دیالوگ‌های منسجم‌تر، حتی بازیگران نیز فرصتی برای نشان دادن آنچه در چنته داشتند، یافتند.

اما آخرین نکته‌ای که در رابطه با "بن‌بست وثوق" باید به آن اشاره کرد، وجود نوعی گفتمان مردسالارانه در فیلم بود. بالغ بر بیست بار در دیالوگ‌های فیلم از مردی و مردانگی یاد شد که در کنار سیگاری که همیشه گوشه لب "رضا" قرار داشت، بیشتر یادآور فیلم‌فارسی‌های قدیمی ‌ایرانی بود. به همین دلیل به نظر می‌رسد محوریت فیلم بر مرام و معرفت و مردانگی (در معنای شجاعت) قرار داشت و بر همین مبنا حتی برای توصیف صبوری و استقامت و شجاعت قهرمان زن فیلم، او یک "مرد" خطاب می‌شود.

*کارشناس‌ارشد جامعه‌شناسی


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: