پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۶۶۷
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۳
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
با یک نگاه واقع‌بینانه باید گفت، دعوتنامه یک درام اجتماعی است که روایتی کاملاً رئالیستی دارد و البته خالی از تِم مذهبی نیز نیست. نمی‌توان گفت دعوتنامه یک فیلم مذهبی است بلکه یک فیلم اجتماعی است با بک‌گراند مذهبی. فیلم شامل چند داستان متقاطع است که رویدادهایش شخصیت‌های هر کدام از داستان‌ها را به هم پیوند داده است. با وجود این‌که سه داستان در فیلم روایت می‌شود اما قصه پیکره واحدی را پیدا کرده که تماشاگر احساس می‌کند با فیلمی یگانه مواجه است، نه با چند داستان اپیزودیک و مجزا.
فیلم دعوتنامه

پگاه روشان‌شمال

مهرداد فرید با به‌کارگیری بازیگرانی مانند میترا حجار، شقایق فراهانی، حمیدرضا آذرنگ و با کمک دخترش، غزل فرید، فیلمی ساخته که بیشتر شبیه تله‌فیلم است تا فیلم سینمایی و قابلیت نمایش در تلویزیون را دارد. «دعوتنامه» روایتگر زندگی شخص درمانده‌ای است که در مشهد زندگی می‌کند و برای عمل جراحی فرزند بیمارش به پول نیاز دارد. در این اوضاع و احوال، او به‌طور کاملاً کلیشه‌ای از کارش اخراج می‌شود. مستأصل و درمانده‌تر از قبل به دنبال راهی برای فراهم کردن پول است. شخصیت اول داستان به طرز کاملاً ابتدایی که برای هر مخاطبی قابل پیش‌بینی بود، با شخصی خلافکار آشنا می‌شود و با هم تصمیم می‌گیرند از راه دزدی، امرار معاش کنند. او از زائران حرم امام رضا علیه‌السلام دزدی می‌کند و از این طریق زندگی را می‌گذراند اما در نهایت مالباختگان تبدیل به نقش اول فیلم می‌شوند و داستان را رقم می‌زنند.

مهرداد فرید به موضوعی تکراری اشاره دارد آن هم با پرداختی ضعیف. البته نمی‌توان گفت همواره سینما نیازمند موضوعاتی جدید است اما باید همان موضوعات قبلی و تکراری را نیز با داستانی غنی و روایتی قوی، بیان کرد. در این داستان، چند معضل اجتماعی در طبقات مختلف جامعه مانند طبقه سنتی، طبقه متوسط و همچنین طبقه فرودست و فقیر در کنار هم بیان شده است از جمله فقر، بیماری، دزدی، قصاص، بخشش و طلاق. بدیهی است هرکدام از این معضلات به تنهایی جای بحث و بررسی دارد و گنجاندن تمام آن‌ها در یک فیلم تا حدودی مصنوعی به نظر می‌رسد.

فیلم در وهله اول، سرگرم‌کننده بود چراکه کارگردان سعی کرده بود فیلمی سرگرم‌کننده بسازد که مخاطب از تماشای آن لذت ببرد. از همین‌رو تعداد زیادی از شخصیت‌ها را درگیر داستان کرده بود. برخی از نابازیگران نیز حضور اولشان را در این فیلم تجربه می‌کردند و به سینمای ایران معرفی شدند اما به جِد باید گفت نه تنها نابازیگران، بلکه در قسمت‌هایی از فیلم بازیگران سرشناس نیز نتوانسته بودند بازی قابل قبولی از خود ارائه کنند و متأسفانه در برخی سکانس‌ها مخاطب را به خنده وا می‌داشتند.

با یک نگاه واقع‌بینانه باید گفت، دعوتنامه یک درام اجتماعی است که روایتی کاملاً رئالیستی دارد و البته خالی از تِم مذهبی نیز نیست. نمی‌توان گفت دعوتنامه یک فیلم مذهبی است بلکه یک فیلم اجتماعی است با بک‌گراند مذهبی. فیلم شامل چند داستان متقاطع است که رویدادهایش شخصیت‌های هر کدام از داستان‌ها را به هم پیوند داده است. با وجود این‌که سه داستان در فیلم روایت می‌شود اما قصه پیکره واحدی را پیدا کرده که تماشاگر احساس می‌کند با فیلمی یگانه مواجه است، نه با چند داستان اپیزودیک و مجزا.

به‌طورکلی، با وجود تمام ضعف‌ها، فیلم دعوتنامه در حد و اندازه جشنواره نبود. حرفی برای گفتن نداشت و در جذب مخاطب نیز چندان موفق نبوده است. کنایه‌های نه چندان مناسب به ماجرای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، رانت‌خواری و دکل نفتی، فاقد اثرگذاری و شعاری است. دعوتنامه پایین‌تر از سطحی است که جدی گرفته شود و متلک‌های سارق خرده‌پای داستان بی‌معنا و مصنوعی به نظر می‌رسد. مخاطب جدیت کافی و تلاش لازم را برای امرار معاش در فرد نمی‌بیند؛ او به راحتی با دوست خلافکارش همراه شده و دست به سرقت‌های کوچک می‌زند. دزدی‌های سارق برای تماشاچی فاقد جذابیت است اما برای جذابیت داستان کارگردان مخاطب را وارد زندگی مالباختگان می‌کند تا فیلم از ریتم نیافتد. شخصیت‌های داستان نیز بسیار ضعیف‌تر از حد انتظار بودند. مرد داستان، مرد شریفی است که زحمت می‌کشد، بعد دزد می‌شود و در نهایت ژان وال ژان داستان از آب درمی‌آید. به همین راحتی!! زن تیپکال قصه نیز، ضعیف است و تو سری‌خور که با بچه مریض خود سر در گریبان است.

وجود چنین فیلم‌هایی که کارگردان جسارت فیلم‌سازی ندارد متأسفانه سطح جشنواره را بسیار پایین می‌آورد و مخاطب‌گریزی از سوی مردم را به دنبال خواهد داشت. در هر حال بهتر بود پرداختی قوی‌تر، بازی‌های بهتر و داستانی پیچیده‌تر برای این فیلم در نظر گرفته می‌شد. مهرداد فرید از دخترش (غزل فرید) برای یکی از نقش‌ها استفاده کرده است. غزل فرید نه تنها از پس نقش خود خوب برنمی‌آید، بلکه در برخی سکانس‌ها کاملاً ابتدایی و ناشیانه بازی می‌کند. تشخیص مرز بین بازی خوب و بد که در آن اغراق نشده باشد، به‌عهده کارگردان است، ولی متأسفانه هیچ هدایتی از سوی کارگردان برای بازیگران مشهود نیست. گویی غزل فرید از خانه بیرون آماده و یکدفعه جلوی دوربین قرار گرفته است، بدوت هیچ توانایی، استعداد و بدون ذره‌ای آمادگی.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: