پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۷۹۸
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۹
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
قهرمان داستان، روشنفکری است که در پی ناتوانی از درک اوضاع اجتماعی و تحلیل نادرست، اشتباهی غیر قابل جبران مرتکب شده است. اشتباهی که به نحوی تراژیک‌تر به‌عینه درباره همسرش نیز مرتکب می‌شود، یعنی قادر به نقد روایت غالب درباره زنی تنها در جامعه‌ای مردسالار نیست و موفق نمی‌شود مسأله‌ای شخصی را در بطن روابط اجتماعی درک و تحلیل کند.


ریحانه اصلان زاده

مردی پس از سال‌ها، بعد از مرگ همسرش موفق می‌شود از زندان مرخصی بگیرد تا فرزندان خردسالش را که دیگر او را نمی‌شناسند، سر و سامان دهد و هم‌زمان برای شایعاتی که پیرامون زندگی همسرش وجود داشته است، پاسخی بیابد. او می‌خواهد کسی را پیدا کند که نگهداری از فرزندانش را به‌عهده گیرد و در عین حال دریابد همسرش در غیبت او چگونه گذران زندگی می‌کرده است. این خط اصلی داستان فیلم انزواست. در خلال جست‌وجوی مرد زندانی برای کسی که سرپرستی فرزندانش را به‌عهده گیرد، با اطرافیان، دوستان و خانواده او آشنا می‌شویم و علت زندانی شدن، بدبینی او به همسرش و دلیل مرگ همسرش (که ابتدا همه تصور می‌کنند خودکشی بوده است) را در‌می‌یابیم.

تم اصلی فیلم گسستگی اجتماعی، عدم احساس پیوند و فاصله میان افراد در زندگی اجتماعی است؛ آن چه روابط دوستان، خانواده و همسایگان را از هم گسسته و مختل کرده و چنین وضعیتی امکان همدلی و نیکویی افراد در قبال یکدیگر را سلب کرده است. بنابراین فیلم متشکل از مراجعه او به آشنایان مختلف و بی‌میلی و امتناع آنان از کمک به اوست. آنان یا کودکان را مایه دردسر و هزینه اضافی می‌دانند، یا نکبتی که در آن دست و پا می‌زنند، امکان هرگونه کمکی را از آنان سلب می‌کند.

افراد همه به نوعی درگیر محدودیت‌های برخاسته از فقر یا عقده‌های مختلف هستند که امکانشان برای ارتباط انسانی را مختل کرده است. فیلم شرایطی را تصویر می‌کند که افراد جامعه اتمیزه شده و بدون پیون اجتماعی مستحکم، زمینه‌ای برای ارتباط با دیگری جز از خلال منفعت شخصی نمی‌بینند. این تم و خط اصلی فیلم است که بخش‌های مختلف داستان و شخصیت‌ها را که به طرز عجیبی با پیشینه و خاستگاه اجتماعی مشترک، وضعیت طبقاتی، مختلفی دارند و از سرمایه اقتصادی و فرهنگی متفاوتی برخوردارند، به یکدیگر مربوط می‌کند.

کارگردان انزوا تلاش کرده است، یک نقد اجتماعی را به نقدی فرهنگی و سیاسی نیز مرتبط سازد، که در جای خود قابل احترام است؛ اما مشکل این‌جاست که این نقد چندسویه به خاطر نمادگرایی سطحی و عدم درک ارتباط ارگانیک این ساحت‌های مختلف با یکدیگر، خود سویه‌ای شعاری، تکراری و سطحی می‌یابد. آن‌جا که درباره سینما، کنار رفتن روشنفکران و مبارزه نافرجام آنان برای مبارزه با فساد سازمان‌یافته در آن که سینما را تبدیل به محل خرید و فروش مخدر کرده است و در نهایت کل عرصه را به مدیرانی وانهاده است که کاربری بهتر از آشپزخانه برای آن نیافته‌اند، و اینک نیز همین مدیران‌اند که روشنفکر را در حبس و دوری از جامعه نگه داشته‌اند، سخن می‌گوید.

نقش روشنفکر، هنر و مبارزه با رویکرد ایدئولوژیکی که به کار توجیه وضعیت موجود می‌آید و زوال آن در برابر سینمای تجاری، در حد گفتاری کوتاه در چند سکانس باقی می‌ماند، و ما به‌واسطه همین دیالوگ‌های محدود پی می‌بریم که قهرمان داستان، روشنفکری است که در پی ناتوانی از درک اوضاع اجتماعی و تحلیل نادرست، اشتباهی غیر قابل جبران مرتکب شده است. اشتباهی که به نحوی تراژیک‌تر به‌عینه درباره همسرش نیز مرتکب می‌شود، یعنی قادر به نقد روایت غالب درباره زنی تنها در جامعه‌ای مردسالار نیست و موفق نمی‌شود مسأله‌ای شخصی را در بطن روابط اجتماعی درک و تحلیل کند. بر این اساس در هر دو مسأله متحمل اشتباهی فاجعه‌بار می شود، هر چند جز احساس گناهی کور، به هیچ درک و دریافت جدیدی دست نمی‌یابد.

در مقابل این همه نقد کلی، انتزاعی و نامرتبط به یکدیگر، بیننده توقع دارد فیلم موضع سینمایی متعهد را اتخاذ کند. حال آن‌که خود در ساختار کلی فیلم، در تدوین، در موسیقی و در شکل روایت و موضع‌گیری اخلاقی، به موضعی مرتجع و برخاسته از همان سینمای تجاری که کنایه‌آمیز «محل سیر شدن شکم افراد» می‌نامدش، تن داده است. موسیقی نامتناسب با محتوای فیلم که با ریتمی حماسی (در متن فیلم با قهرمان رنجوری مواجهیم که پیشاپیش امکان هرگونه تغییری در سرنوشت خود و کودکانش را از دست داده است؛ نه سرمایه‌ای دارد و نه پناهی و نه دوستان درستکاری)،تقلید از فیلم‌های معمایی و جنایی در فضاسازی‌ها و وام‌گیری از تصویرسازی از قهرمانان و ضد قهرمانان فیلم‌فارسی در مواجهه با نامردمان در لباس دوست، همگی دلیلی است بر آن‌که خود فیلم را بخشی از آن چیزی بدانیم که نقدش می‌کند. عدم توفیق در رویکرد انتقادی فیلم نیز به همین دلیل است.

*دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: