پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۷۹۹
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۵
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
شخصیت گلنار به خوبی می‌تواند نمایان‌گر نسلی در ایران باشد که به دلیل در اختیار داشتن فضایی به نام اینترنت، به دهکده جهانی متصل شده‌اند و بیش از نسل‌های قبلشان می‌توانند ضمن مقایسه خودشان با آن‌چه در اختیار اندک اقلیتی است، مدعی و پرتوقع شوند. نسلی که اگر به خوبی هویتشان در خانواده شکل نگرفته و ارزش‌های اخلاقی برایشان نهادینه نشده باشد، حاضرند برای رسیدن به یک "آیفون سیکس" دست به هر کاری بزنند.


شیما فرزادمنش

علیرضا داوودنژاد نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده کهنه‌کار سینمای ایران، امسال با "فِراری" در سی‌وپنچمین جشنواره فیلم فجر حاضر شد. او که به عادت سال‌های اخیر بیشتر بازیگرانش را از میان اعضای خانواده و فامیل انتخاب می‌کرد، امسال در یک حرکت غیرمنتظره از بازیگرانی دیگر همچون محسن تنابنده و ترلان پروانه استفاده کرد که در کنار فیلمنامه‌ای که از دست نویسنده‌ای چون کامپوزیا پرتوی بیرون آمد، اثری متفاوتی را نسبت به کارهای اخیر در کارنامه داوودنژاد رقم زد.

از بازی همیشه درخشان و منحصربه‌فرد محسن تنابنده که همچون دیگر آثارش در "فراری" هم ظاهر شد که بگذریم، به بازی دلنشین و باورپذیر ترلان پروانه در نقش گلنار می‌رسیم که به خوبی از پس آن برآمد. در این میان اما دغدغه اصلی کارگردان عدالت اجتماعی است. در توضیح فیلم عنوان شده است: " فراری داستان دختر 18ساله‌ای به نام گلنار را روایت می‌کند که از شهرستان به تهران می‌آید و تلاش می‌کند تا با ماشین "فراری" هشت میلیاردی، عکس یادگاری بگیرد. گلنار در این‌ بین با یک راننده آژانس آشنا می‌شود که او را در اتفاقات قصه همراهی می‌کند".

البته که پرداختن به موضوعی که در این سال‌ها در جامعه ایران پررنگ و پرحاشیه شده است، می‌تواند موضوعی جذاب و قابل توجه باشد. از سویی تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی و تظاهر به ثروت که تمام اقشار جامعه را درگیر خود کرده و از طرف دیگر سیستم‌های ناکارآمد اقتصادی و فسادی که گه گاه بازار راست و دروغش در میان مردم داغ شده و خبر از جابه‌جا شدن صفرهای زیادی در میان برخی از به اصطلاح "آقازاده‌ها" دارد، همگی شرایطی را برای اوج گرفتن بی‌اخلاقی در جامعه فراهم کرده است.

در چنین شرایطی وقتی ارزش‌ها در جامعه صرفاً حول محور پول و ثروت شکل می‌گیرند، می‌توانیم شاهد دیدن هر روزه گلنارهایی باشیم که به امید یک زندگی مجلل از خانواده جدا شده و پا به خیابان می‌گذارند تا بلکه از هر طریقی طبقه‌شان را تغییر دهند. غافل از پایان‌های تلخی که در سلسله آسیب‌های اجتماعی نصیبشان می‌شود. بر همین اساس، شخصیت گلنار به خوبی می‌تواند نمایان‌گر نسلی در ایران باشد که به دلیل در اختیار داشتن فضایی به نام اینترنت، به دهکده جهانی متصل شده‌اند و بیش از نسل‌های قبلشان می‌توانند ضمن مقایسه خودشان با آن‌چه در اختیار اندک اقلیتی است، مدعی و پرتوقع شوند. نسلی که اگر به خوبی هویتشان در خانواده شکل نگرفته و ارزش‌های اخلاقی برایشان نهادینه نشده باشد، حاضرند برای رسیدن به یک "آیفون سیکس" دست به هر کاری بزنند.

اما آن‌چه شخصیت گلنار را در فراری پرابهام می‌کند، بی‌شناسنامه بودن خانواده اوست. شاید اگر بیشتر به شرایط خانواده و والدین او پرداخته می‌شد، شخصیت او نیز در قصه به نحو بهتری قابل درک می‌گردید. همچنین شخصیت راننده آژانس که با یک عبارت کوتاه سابقه جبهه داشتن معرفی می‌شود، بسیار ناکافی است و مخاطب تا انتها دلیل این همه تعهد و مسئولیت‌پذیری او را متوجه نمی‌شود. از آن بدتر رابطه نامشخص او با مادر و پسری است که کلید حل همه ماجرا هستند و با یک تلفن حلال همه مشکلات می‌شود و شاید که این راه، ساده‌ترین راه برای پایان دادن به سرگردانی دختری است که راننده‌اش تنها تا ساعت 6 عصر به او برای پیدا کردن تنها فراری 9 میلیاردی موجود در ایران مهلت داده است.

همچنین شخصیت سجاد با بازی رضا داوودنژاد در این فیلم، از پرابهام‌ترین و سؤال‌برانگیزترین شخصیت‌ها در داستان است. تعاریف و زمینه‌ای که از شخصیت او در فیلم وجود دارد، کاملاً متضاد با سجادی است که با دو جمله ساده و یک خاطره از زبان دختری روستایی به راحتی ترغیب به ایجاد ارتباط می‌شود. برای پسری که "تنها" فراری کشور را دارد و مرتب هم بر این تنها بودن تأکید می‌شود، این "به راحتی پذیرفتن" تاحدی عجیب و غیرقابل باور است.

در نهایت فراری با همه ضعف‌هایش از این جهت می‌تواند امیدبخش باشد که نسبت به کارهای قبلی کارگردان در سال‌های اخیر از یک دورهمی‌ خانوادگی فراتر رفته و دارای چارچوبی از بازیگر و قصه و متن و خط سیر مشخص است؛ هر چند که این همه، لزوماً به خوبی و هدفمند پرداخت نشده باشند.

*کارشناس‌ارشد جامعه‌شناسی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: