پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۸۱۳
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۲
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
فیلمنامه از لحاظ محتوایی به شدت مخدوش است و رگه‌های از فمینیسم افراطی در آن دیده می‌شود که بی‌منطق و دلیل به قاب تصویر درآمده؛ با زنانی در سایه که در هیچ نقشی پررنگ و واقعی نیستند و یارای مقابله با جامعه را ندارند. ظلم‌هایی که به آذر می‌شود و فشارهایی که به او از همه طرف می‌آید تا او نتواند در جامعه نقشی سازنده داشته باشد، بسیار ابتدایی، بی‌منطق و مصنوعی است. گویی فیلمساز خواسته تا دنیایی دروغین را همانند حصاری در اطراف آذر بسازد تا او از هیچ‌سو نتواند از فشار جامعه مردسالار خلاصی یابد. دیالوگ‌های بسیار کلیشه‌ای آذر گواه همین همین مطلب است.


نفیسه طهوری


فیلم سینمایی «آذر» به تهیه‌کنندگی نیکی کریمی ‌و کارگردانی محمد حمزه‌ای در بخش سودای سیمرغ سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت. فیلمبرداری «آذر» آبان ماه امسال آغاز و تمام فیلمبرداری آن هم در تهران انجام شد. در این فیلم نیکی کریمی، حمیدرضا آذرنگ، هستی مهدوی، فرید سجادی‌حسینی، مهران نایل، شیرین آقاکاشی، پریسا ‌هاشم‌پور، مانیا علیجانی و لیلا زارع با حضور پژمان جمشیدی و هومن سیدی به ایفای نقش می‌پردازند.

فیلم سینمایی «آذر» اولین ساخته محمد حمزه‌ای است که با حضور نیکی کریمی‌ در دو نقش بازیگر نقش اول زن و نیز تهیه‌کنندگی اثر، به روی پرده رفت تا اهالی رسانه شاهد اولین ساخته این فیلمساز باشند. آذر بر اساس نوشته فیلمنامه‌نویس موفق سال گذشته، احسان بیگلری ساخته شده است؛ هر چند که در مقام قیاس به قوت فیلمنامه قبلی این نویسنده یعنی "برادرم خسرو" نیست. فیلمنامه برخلاف انتظاری که از نویسنده می‌رود، اشکالاتی دارد. زمان زیادی از فیلم سپری شد تا وارد داستان اصلی شویم؛ داستانی که مشابهش را در سال‌های اخیر کم ندیده‌ایم.

این فیلم دست و پا زدن زنی به نام آذر را به تصویر می‌کشد که بعد از به زندان افتادن همسرش می‌کوشد کافه رستورانی را که به کمک او راه‌اندازی کرده است مانند گذشته اداره کند. او در کنار امرار معاش در تلاش است رضایت خانواده مقتول را که اتفاقاً عموی همسرش نیز است، برای آزادی شوهرش بگیرد. اما در این مسیر، دست به هر کاری می‌زند نتیجه‌ای منفی می‌گیرد و بیش از پیش در مشکلات فرو می‌رود.

در آغاز فیلم به‌ویژه در پرده اول تلاش شده که شخصیت آذر ،کاراکتری شاداب به نظر بیاید اما داستان زندگی او به نحوی پیش می‌رود که در نهایت او را به گونه‌ای دیگر می‌بینیم. منطق کلی فیلم به شدت ضعیف و زیر ده‌ها سؤال بی‌پاسخ است. در اثر یک مشاجره ساده، امیر همسر آذر که نقش او را حمیدرضا آذرنگ بازی می‌کند، به دلیل قتل به زندان می‌افتد. از ابتدای فیلم به‌ویژه از این بخش داستان به دلیلی نامشخص که تا انتهای فیلم نیز گره از آن باز نمی‌شود، پدر مقتول با آذر خصومت دارد و درصدد تخریب او بر می‌آید و با بهانه‌تراشی‌های متعدد حاضر نمی‌شود به هیچ طریقی از امیر که همانند پسرش او را بزرگ کرده، بگذرد. در نهایت نیز ساده‌ترین و احمقانه‌ترین راه برای آزادی به ذهن امیر خطور می‌کند: چوب حراج زدن به شرافت و آبروی همسرش.  

در چنین شرایطی طبیعی است که یک زن همه تلاش خود را برای آزادی همسر و اداره زندگی به‌کار گیرد اما تلاش‌های آذر در این راستا کمی‌ نامأنوس به نظر می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که برخلاف تصویری که نویسنده به سختی سعی در القای آن به مخاطب دارد، او را زنی عاقل و توانا در ذهن نمی‌پروراند و سؤالات زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که مثلاً چرا زنی که سرمایه و توانایی دارد و ظاهراً مدیر رستوران است، در نقش پیک موتوری باید ظاهر شود با آن‌که پیک دیگری در رستوران حضور دارد؟ اصرار کارگردان در تصویر کردن نیکی کریمی ‌پشت موتور و چندین سکانس از فیلم که به نمایش موتورسواری نیکی کریمی‌ می‌گذرد، کمی‌ گل‌درشت می‌نماید. فیلم به نوعی می‌خواست «رضا موتوری» (1) زنانه شود اما نشده و تصویری از یک استقلال‌طلبی زنانه را به شکل نامأنوسی به تصویر کشیده است.

فیلمنامه از لحاظ محتوایی به شدت مخدوش است و رگه‌های از فمینیسم افراطی در آن دیده می‌شود که بی‌منطق و دلیل به قاب تصویر درآمده؛ با زنانی در سایه که در هیچ نقشی پررنگ و واقعی نیستند و یارای مقابله با جامعه را ندارند. ظلم‌هایی که به آذر می‌شود و فشارهایی که به او از همه طرف می‌آید تا او نتواند در جامعه نقشی سازنده داشته باشد، بسیار ابتدایی، بی‌منطق و مصنوعی است. گویی فیلمساز خواسته تا دنیایی دروغین را همانند حصاری در اطراف آذر بسازد تا او از هیچ‌سو نتواند از فشار جامعه مردسالار خلاصی یابد. دیالوگ‌های بسیار کلیشه‌ای آذر گواه همین همین مطلب است.

در نهایت وقتی مخاطب با تیتراژ پایانی فیلم مواجه می‌شود، هنوز منطق داستان برایش باز نشده و با سؤالات زیادی سینما را ترک می‌کند.

پی‌نوشت
1.    رضا موتوری نام فیلم درام ایرانی است به نویسندگی و کارگردانی مسعود کیمیایی و با بازی بهروز وثوقی، فریبا خاتمی‌ و بهمن مفید که در سال ۱۳۴۹ اکران شده است.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: