پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۱۸۹۲
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۱
سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر؛
در قسمت اول، داستان‌های این سه نفر واقعی و ملموس‌تر بود. هر کدام از آن‌ها قصه‌ای برای خود داشتند اما در گشت 2، این‌طور نیست. تنها هدف مشترک بین عباس، عطا و حسن، خالی کردن جیب مردم در موقعیت‌های مختلف است. سهیلی، به اختلاس‌گران و دزدان اقتصادی به صورت کاملاً شعارگونه طعنه می‌زند اما در نهایت چیزی دستگیر مخاطب نخواهد شد.


پگاه روشان‌شمال

فیلم سینمایی «گشت ۲» سیزدهمین ساخته سعید سهیلی در بخش سودای سیمرغ سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت. «گشت ۲» دومین قسمت فیلم «گشت ارشاد» بوده و در ادامه آن ساخته شده است. سه بازیگر اصلی فیلم همانند قسمت اول، حمید فرخ‌نژاد، پولاد کیمیایی و ساعد سهیلی هستند. سعید سهیلی پیش از این فیلم‌های «کلاشینکف»، «گشت ارشاد 1»، «ازدواج در وقت اضافه»، «چهارچنگولی»، «سنگ، کاغذ قیچی» و... را نیز در کارنامه کاری خود دارد.

فیلم با صحنه زندان آغاز می‌شود. جایی که عباس، با بازیگری حمید فرخ‌نژاد و حسن، با نقش‌آفرینی ساعد سهیلی، مدت محکومیت‌شان به پایان رسیده است. سکانس اول، سخنرانی طنزی است که فرخ‌نژاد برای سایر زندانیان و مسئولان می‌کند. کنایه‌ها و طعنه‌ها از همان ابتدای فیلم آغاز می‌شود؛ این‌که اگر ما در یک خانواده دیگر به دنیا می‌آمدیم، امروز وضعیتمان این نبود. اشاره به داستان اوباما و کیم کارداشیان از همان ابتدا تماشاچی را به خنده ‌می‌اندازد. در همان سکانس، طعنه‌هایی به اختلاس‌گران، آقازاده‌ها، مفسدین و ... هم می‌شود؛ طعنه‌هایی که با لحن قوی و طنز فرخ‌نژاد همراه است.

این دو پس از آزادی به سراغ نفر سوم می‌روند؛ عطا با بازی پولاد کیمیایی. برای عطا اتفاقات عجیبی رقم خورده است. در قسمت اول، مخاطب چنین استنباط کرده است که عطا مرده، اما الان و در قسمت 2، عطا زنده است. او مدتی به کما رفته بود اما اکنون ذهنش توانایی پیش‌بینی حوادث را دارد و به نوعی می‌تواند غیب‌گویی کند. تماشاچی با این سه نفر همراه می‌شود. سه نفری که بدون هیچ هدفی در شهر می‌گردند و به دنبال کار هستند تا پولدار شوند. گویی همیشه تمام آمال و آرزوهای بشر به پول ختم می‌شوند. شغل‌های مختلف را امتحان می‌کنند و در تمام آن‌ها ناکام می‌مانند. دایم از این شاخه به آن شاخه می‌روند و با حرف‌های رکیک و بی‌ادبانه، تماشاچی را وادار به خنده می‌کنند.

بسیاری از مواقع فیلمسازان برای ساختن قسمت دوم یک اثر سینمایی، به داشته‌های اثر در قسمت اول مراجعه می‌کنند و درواقع همان برگ برنده‌ای را رو می‌کنند که دیگر برگ برنده نیست اما سهیلی فضای متفاوتی را در پیش گرفته است که به جرأت می‌توان گفت ضعیف‌تر و سخیف‌تر از فضای گشت ارشاد 1 است. قصه کاملاً تغییر کرده و فضای سه نفر اصلی داستان هم کاملاً عوض شده است. در قسمت اول، داستان‌های این سه نفر واقعی و ملموس‌تر بود. هر کدام از آن‌ها قصه‌ای برای خود داشتند اما در گشت 2، این‌طور نیست. تنها هدف مشترک بین عباس، عطا و حسن، خالی کردن جیب مردم در موقعیت‌های مختلف است. سهیلی، به اختلاس‌گران و دزدان اقتصادی به صورت کاملاً شعارگونه طعنه می‌زند اما در نهایت چیزی دستگیر مخاطب نخواهد شد. در پایان، تماشاچی با پایانی بسیار سخیف و ابتدایی مواجهه است. آن‌ها به پول می‌رسند، می‌روند تا زندگی را به خوبی و خوشی ادامه دهند، برای حسن زن بگیرند، برای عطا ماشین 206 آلبالویی بخرند و اگر پولی باقی ماند، عباس مو بکارد برای خودش. همین!!

بی‌شک گشت 2 در سطحی پایین‌تر از گشت ارشاد 1 است و با چنین پایان‌بندی در داستان دوم موفق نیست. ضعف فیلمنامه در گشت ارشاد بسیار مشهود است؛ چراکه فیلم دایم به سمت لودگی و هجو می‌رود تا از ریتم نیافتد و تماشاچی خسته نشود. ما با سه شخصیت پاره‌پاره، بی‌منطق، لمپن و بی‌هدف روبه‌رو می‌شویم که به زور در کنار هم قرار گرفته‌اند تا گشت ارشاد 2 ساخته شود. رفتارهای 3 نفر اصلی داستان، مملو از شوخی‌های سرگرم‌کننده، همراه با فحش و بد و بیراه است که تماشاچی را به خنده وامی‌‌دارد. دیالوگ‌ها در مقایسه با گشت ارشاد 1 به سمت هجو پیش رفته و نتواسته طنز فاخری ارائه دهد.

سهیلی سعی کرده است با استفاده از خوش‌نامی گشت ارشاد 1 و بهره‌گیری از بازیگران آن، شخصیت‌های تیپیکال را به توده مردم عرضه کند. گشت ارشاد 2، فیلمی است که متأسفانه مرز میان هنر والا و هنر عامیانه را درنوردیده و هنر توده‌ای را برای مخاطبان منفعل ارائه می‌دهد. مخاطبانی که قطعاً رکود فروش را خواهند زد. مخاطبانی که فقط به دنبال خندیدن، آن هم به هر قیمتی هستند. مخاطبانی که رکود فیلم برای سلام بمبئی را زدند، قطعاً از گشت 2 نیز استقبال خواهند کرد. عامل اصلی تجاری فیلم و تلاش برای فروش بیشتر، نزدیک شدن به خطوط قرمز رسانه‌ای است. نیش و کنایه‌های شعاری و بی‌پرده در تمام سکانس‌ها دیده می‌شود. اینها فقط شعاری آلوده به طنز است تا یک نقد اجتماعی درست و همه‌جانبه. اوج اعتراضات و انتقادات در سکانسی است که فرخ‌نژاد دستگیر می‌شود. بسیار ابتدایی و کودکانه، نسبت به همه چیز اعتراض می‌کند، با داد و فریاد مردم را دور خودش جمع می‌کند، با هوچی‌گری، سعی می‌کند احساسات مخاطب را تحریک کند و با مظلوم‌نمایی نگاهی حق به جانب دارد. او با یک انتقاد ضعیف و غیرمنطقی می‌خواهد بگوید چرا به سراغ کله‌گنده‌ها و آقازاده‌ها نمی‌روید؟ و زورتان به ما و قشر پایین جامعه رسیده است. درحالی‌که از لحاظ جامعه‌شناسی جرم، مجرم در هر حالتی و در هر طبقه اجتماعی که باشد، خلافکار است؛ چه در طبقه بالا جرمی را مرتکب شود و چه در طبقات پایین. محرومیت و فقر در طبقات پایین توجیهی برای ارتکاب به جرم و دزدی نیست.  

گذشته از سکانسی شعارگونه که فرخ‌نژاد قهرمان داستان می‌شود، سؤالی که ذهن را درگیر می‌کند این است که چرا این سه نفر هیچگاه به فکر نمی‌افتند که از راهی شرافتمندانه امرار معاش کنند؟ چرا به دنبال کار واقعی نیستند؟ چرا می‌خواهند جیب مردم را خالی کنند؟ چرا دست به دزدی می‌زنند؟ چرا رمالی می‌کنند و هزاران چرای بی‌پاسخ دیگر... این فیلم با نگاهی سطحی در پی خنداندن مردم به هر قیمتی است؛ با بدترین شوخی‌ها و رکیک‌ترین حرف‌ها.

*دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: