پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۲۸۶۴
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۳
شهید مطهری:
در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی‌قدر فراوانند. کمتر مردی است به پایه خدیجه برسد و هیچ مردی جز پیغمبر و علی علیه‌السلام به پایه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نمی‌رسد. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم‌الانبیاء، برتری دارد. اسلام در سیر من الخلق الی الحق، یعنی در حرکت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است، در سیر من الحق الی الخلق است؛ در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسؤولیت پیغمبری است که مرد را برای این کار مناسب‌تر دانسته است.
شناخت زنی چون زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها، شناختی بس مشکل است. زنی با وجوه متعدد و گوناگون که بررسی هر یک، خود، امری خطیر است. زنی که سرآمد زنان تمامی اعصار است و باید او را شناخت تا الگو قرار داد؛ باید او را دید تا درک کرد؛ باید او را زندگی کرد تا رسم حیات آموخت.



به گزارش مهرخانه، ازاین‌رو و در راستای بررسی نگاه بزرگان به این بانوی بی‌بدیل، نگاهی داریم بر نوشتارهای پراکنده استاد شهید مرتضی مطهری درباره زهرای مرضیه سلام‌الله‌علیها؛ تا شاید بخش‌هایی از زندگی ایشان را به ما بنمایاند.

1.    برتری‌ها و فضائل زهرا سلام‌الله‌علیها
الف- افضل زنان

در قرآن، دو زن فوق‌العاده تقديس شده‌اند. البته ما زنان ديگري هم داريم که در قرآن تقديس شده‌اند، اما نه در حد اين دو زن، مثل مادر موسي. در احاديث ما رسيده است که کامل‌ترين زن‌هاي جهان ۴ زن هستند که دوتاي اين‌ها در امت‌هاي پيشين بوده‌اند؛ يکي زن فرعون، که نام او آسيه بوده است، و ديگري مريم، مادر مسيح. و اين‌ها در درجه اعلي هستند، وگرنه قرآن از مادر مريم هم تجليل کرده است، ولي نه در حد خود مريم. و 2 زن در اسلام هستند که در عالي‌ترين سطح‌ها قرار گرفته‌اند؛ يکي جناب خديجه دختر خويلد، همسر بزرگوار پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، که به اتفاق شيعه و سني تا اين زن-که همسر اول پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بود- زنده بود حضرت همسري ديگري انتخاب نکرد و با اين‌که وقتي اين زن از دنيا مي‌رفت، نزديک ۷۰ سال از عمر او گذشته بود، پيغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا آخر عمر هر وقت نام خديجه را مي‌شنيد، اشک‌هايش جاري مي‌شد. اين نشان مي‌دهد منتهاي وفاق روحي را که در ميان اين زن و حضرت رسول وجود داشت.

ديگر حضرت زهراي مرضيه، صديقه طاهره سلام‌الله‌علیها که از اين ۴ زن افضل آن‌ها ايشان هستند. و علاقه رسول اکرم به زهرا سلام‌الله‌علیها اعجاب‌آور است. پيغمبر که گزاف حرف نمي‌زند، مي‌فرمايد: «فاطمه انسيه حوراء» فاطمه يک انسان بهشتي است مثل اين‌که ما مي‌گوييم يک انسان فرشته‌صفت، که هم انسان است و هم فرشته، هم فضائل انسان را دارد و هم فضائل فرشته را (1).

ب- افضل آدمیان
در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی‌قدر فراوانند. کمتر مردی است به پایه خدیجه برسد و هیچ مردی جز پیغمبر و علی علیه‌السلام به پایه حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها نمی‌رسد. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم‌الانبیاء، برتری دارد. اسلام در سیر من الخلق الی الحق، یعنی در حرکت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است، در سیر من الحق الی الخلق است؛ در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسؤولیت پیغمبری است که مرد را برای این کار مناسب‌تر دانسته است (2).

ج- مقام کشف و شهود حضرت
پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلم باب نبوت یعنی پیامبری مسدود شد، اما باب کشف و شهود و الهام بسته نشد. ممکن است بشری از لحاظ صفا و کمال و معنویت برسد به مقامی که به قول عرفا یک سلسله مکاشفات برای او رخ می‌دهد و حقایقی از طریق علم الهامی، به او ارائه می‌شود، ولی او مأمور به دعوت مردم نیست. حضرت امیر علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «ان الله تعالی جعل الذکر جلاء للقلوب تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به بعد المعانده.» و بعد می‌فرماید: «و ما برح لله عزت آلاؤه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکر هم و کلمهم فی ذات عقولهم» (3). یعنی همیشه در دنیا افرادی هستند که خداوند در باطن ضمیرشان با آن‌ها حرف می‌زند. حضرت زهرا این‌جور بود با آن‌که پیامبر هم نبود (4).

د- نمونه‌ای برای مخلوقات
اهل‌بیت پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم انسان‌های ساخته‌شده هستند؛ انسان‌های ساخته‌شده مطابق عالی‌ترین مدل انسانیت. آن مدلی که خدای انسان برای انسان معین کرده است. پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «انا ادیب الله و علی ادیبی» (5). من تربیت‌شده خدا هستم و علی علیه‌السلام تربیت‌شده من است. علی علیه‌السلام یعنی یک انسان نمونه، یک انسان کامل؛ زهرا سلام‌الله‌علیها یعنی یک انسان نمونه، یک انسان کامل. علی علیه‌السلام انسانی است که سخن او، رفتار و کردار او، نمونه و درس است و زهرا سلام‌الله‌علیها همچنین (6).

هـ- ذلت‌ناپذیری حضرت
حسین علیه‌السلام در روز عاشورا فرمود: «هیهات منا الذله» ما تن به ذلت نمی‌دهیم. ما کجا و ذلت کجا؟ ما خدا را می‌پرستیم و خدایی که ما می‌پرستیم، نمی‌پذیرد که ما تن به ذلت بدهیم. پیامبر آن خدا نمی‌پسندد که ما تن به ذلت بدهیم. بعد می‌فرماید: آیا آن دامنی که حسین در آن دامن بزرگ شده است، آن پستانی که حسین از آن پستان شیر خورده، اجازه می‌دهد حسین تن به ذلت بدهد؟ پس من جواب پدرم علی را چه بدهم؟ جواب مادرم زهرا سلام‌الله‌علیها را چه بدهم؟ گویی مادرم این‌جا حاضر است و به من می‌گوید: حسین! تو از پستان من شیر خورده‌ای و آن‌که از پستان من شیر خورده، تن به ذلت نمی‌دهد (7).

در جنگ جمل، امیرالمومنین علی علیه‌السلام پرچم را به پسرش محمدبن‌حنفیه می‌دهد و امام حسین علیه‌السلام هم در این جنگ حاضر بوده است. می‌گوید پسر حمله کن! او باید جلو برود و دیگران مثل مالک‌اشتر پشت سرش حرکت کنند. دشمن تیراندازی می‌کند. محمد می‌ایستد تا تیرباران کمتر بشود بعد برود. علی می‌آید درحالی‌که غضب کرده و خیلی خلاف انتظارش شده است، محکم به سینه محمدبن‌حنفیه می‌زند و می‌فرماید: «اخذتک عرق امک» رگ مادریت گرفت؟ (8) درحالی‌که تو پسر علی هستی! پرچم را از او گرفت و تنها حمله کرد و امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا فرمود: من اگر بخواهم تسلیم شوم، پدرم علی نمی‌پسندد؛ ما در دامن علی و فاطمه بزرگ شده‌ایم (9).

و- دنیاگریزی و وارستگی
بهترین علامت رستگی و وارستگی از غیرخدا، وابستگی به حق و این‌که اساساً برای آن‌ها هیچ چیزی غیر از خدا مطرح نبوده است. ...شما می‌بینید تاریخ برایش (حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها) ۵ صفحه بیشتر باقی نگذاشته، اما همان ۵ صفحه‌ای که زندگی دیگران دارد، همین قضیه یک تاریخچه‌ای در زندگی آن‌ها بود. شما درنظر بگیرید که آن‌ها بشرند، نه این‌که بشر نیستند؛ اگر بشر نبودند که برایشان فضیلت نبود. وقتی بشر هستند، احساسات بشری دارند، اگر نمی‌داشتند که برایشان فضیلت نبود. ولی به این احساسات بستگی ندارند، یعنی یک احساسات عالی دارند که نمی‌گذارد آن‌ها بسته باشند.

خوشبختانه جزییات جهاز حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مشخص است. علی علیه‌السلام قرار می‌شود که عروسی او با زهرا سلام‌الله‌علیها را بگیرند؛ اما چیزی ندارد جز زره‌اش. می‌رود آن را به ۴۰۰ درهم می‌فروشد. بعد با یک یا دو نفر دیگر مأمور می‌شوند بروند یک جهیزیه تهیه کنند که قلم به قلمش مشخص است. یک پیراهن برای عروس تهیه می‌شود. پیراهن را می‌پوشد. خدای تعالی وقتی که می‌خواهد یک ارزش واقعی انسانیت را ظاهر کند، چنین می‌کند. آن روزی که آدم را می‌خواست بیافریند فرشتگان گفتند: «‌أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء» (10). خدا جواب داد: من می‌دانم در انسان چیزی را که شما نمی‌دانید. آن‌چه خدا می‌خواست این‌جور چیزها بود.

یک زن فقیر برهنه‌ای به عنوان یک سائل می‌آید و خطاب به اهل‌بیت می‌گوید: من عریانم و لباس ندارم. در آن گرفتاری کسی نبود که اصلاً متوجه شود که این زن هم آمده، غیر از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، ایشان پیراهن اولی خودش را می‌پوشد و لباس عروسی خود را به این زن انفاق و ایثار می‌کند. بعد که زن‌ها می‌آیند، می‌گویند پیراهن عروسی کجا رفت؟ می‌گوید: بله، زنی به این‌جا آمد و کسی به او رسیدگی نکرد‌، من به او انفاق کردم‌. بشر این است. تا این مقدار آزادگی و رهایی! «‌انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولا شکورا» (11). یعنی یک «متشکرم» هم از کسی توقع نداریم‌، فقط خدا و خدا (12).

2.    زهرا سلام‌الله‌علیها در قرآن
الف- سوره کوثر

قرآن درباره حضرت صدیقه طاهره می‌فرماید: «انا اعطیناک الکوثر»، کلمه‌ای بالاتر از کوثر نیست. در دنیایی که زن را شر مطلق و عنصر فریب و گناه می‌دانستند، قرآن می‌گوید: فاطمه نه تنها خیر است، بلکه کوثر است؛ یعنی خیر وسیع، یک دنیا خیر (13).

آيه «انا اعطيناک الکوثر» مخصوصاً به قرينه «ان شانئک هو الابتر» اشاره به کثرت ذريه است. البته تنها کثرت ذريه، کوثر و خير کثير نيست؛ طيب بودن و صالح بودن و مصلح بودن و ستون فقره اسلام بودن نيز در اين امر دخالت دارد. پس تنها نظر به کميت نيست، کيفيت هم در نظر است. عملاً معلوم شد که نسل پيغمبر که از بطن زهراست، واقعاً کوثر است؛ يعني خود زهرا کوثر است. از زهرا کماً و کيفاً خيرات کثير ظاهر شد. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها به حسب ظاهر در ۱۸ سالگي از دنيا رفت. در زمان حياتش به خاطر اين‌که تحت شخصيت و عظمت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و اميرالمومنين علیه‌السلام بود، بروز زيادي نداشت و ادب هم همين را اقتضا مي‌کرد؛ ولي به حکم مثل معروف «اي‌بسا شاعر که بعد از مرگ زاد»، زهرا سلام‌الله‌علیها بعد از مرگش به‌وسيله ذريه پاکش زنده شد، خون پاک و پرجوش زهرا سلام‌الله‌علیها در رگ فرزندانش اثر کرد.

در ميان قريش، هاشميان و در ميان هاشميان، علويان و در ميان علويان، فاطميان ممتازند. ستون فقرات اسلام بني فاطمه‌اند. ائمه، علما، حکما، سياسيون، شعرا، انقلابيون و نهضت‌کنندگان، آمران به معروف و ناهيان از منکر و بالاخره مصلحين از ميان اين‌ها برخاسته‌اند. اين است سر خمس که نسب سادات، ممتاز و مشخص باشد و اين است سر «قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي» (14) و اين است سر اين‌که پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ۴۰ روز خود را با رياضت تصفيه مي‌کند تا نطفه زهرا سلام‌الله‌علیها منعقد شود. نسل زنده اين است که در قرن سيزدهم و چهاردهم افرادي مثل ميرزاي شيرازي پيدا مي‌شوند و گوهر خود را با تحريم تنباکو ظاهر مي‌کنند و يا افرادي مثل سيد جمال‌الدين اسدآبادي پيدا مي‌شوند و نهضت‌هاي اسلامي را پايه‌گذاري مي‌کنند. خون فاطمي در رگ‌هاي سيدجمال‌الدين مي‌جوشد (15).

ب- سوره دهر (انسان)
در سوره مبارکه دهر برای اهل بهشت و ابرار، انواع نعمت‌ها غیر از نعمت حورالعین اسم برده شد. در این‌جا این سؤال مطرح می‌شود که چرا در این سوره از حورالعین نامی نمی‌برد؟ این سؤالی است که مفسران -حتی مفسران اهل تسنن- مطرح کرده‌اند. در تفسیر المیزان نکته‌ای را از تفسیر ابوالسعود نقل می‌کند و معلوم نیست که او اولین‌بار این نکته را ذکر کرده است یا خیر؟ و نیز او متوجه شده که این نکته در روایات هم هست و در میان اهل سنت شاید اول کس او متوجه شد، چرا در این آیات نامی از حورالعین برده نشده است؟ می‌گوید برای این‌که قبلاً سخن ابرار بود و این آیه شأن نزولش فاطمه و حسن و حسین علیهما‌السلام است، چون در این‌جا نام فاطمه بوده است، خداوند اکراماً لفاطمه، اسمی از حورالعین نبرده است (16).

ج- آیه تطهیر
در آيه تطهير مي‌خوانيم: خدا چنين اراده کرده است و مي‌کند که از شما اهل‌بيت پليدي را زايل کند، پاک و منزه‌تان بدارد و «يطهرکم تطهيرا» شما را به نوع خاصي تطهير و پاکيزه کند، تطهيري که خدا ذکر کرده، و آن تطهير عرفي و طبي نيست که منظور اين باشد که بيماري‌ها را از شما زايل کرده و ميکروب‌ها را از بدن شما بيرون مي‌کند. البته اين‌ها هم مصداق تطهير هستند، ولي مسلم تطهيري که اين آيه بيان مي‌کند، در درجه اول از آن چيزهايي است که خود قرآن آن‌ها را رجس مي‌داند.

رجس در قرآن يعني هرچه که قرآن از آن نهي مي‌کند، هرچه که گناه شمرده مي‌شود، مي‌خواهد؛ گناه اعتقادي باشد يا گناه اخلاقي و يا گناه عملي. اين‌ها رجس و پليدي است. اين است که مي‌گويند مفاد اين آيه، عصمت اهل‌بيت يعني منزه بودن آن‌ها از هر نوع آلودگي است. فرض کنيد ما نه از شيعه و نه از اهل سنت هستيم، يک مستشرق مسيحي که از دنياي مسيحيت آمده و مي‌خواهد ببيند کتاب مسلمين چه مي‌خواهد بگويد. اين جمله را در قرآن ديده و بعد به سراغ تاريخ و سنت و حديث مسلمان‌ها مي‌رود، مي‌بيند نه تنها آن فرقه‌اي که شيعه ناميده مي‌شوند و طرفدار اهل‌بيت هستند بلکه آن فرقه‌هاي ديگر هم در معتبرترين کتاب‌هايشان هنگام بيان شأن نزول آيه، آن را در وصف اهل‌بيت پيغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم دانسته‌اند و هر دو مذهب مي‌گويند آيه در شأن اين بزرگواران نازل شد؛ علي علیه‌السلام، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، حضرت امام حسن، امام حسين علیهماالسلام و خود رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم. در احاديث اهل تسنن آمده است که وقتي اين آيه نازل شد، ام‌سلمه که يکي از زن‌هاي پيغمبر است مي‌آيد خدمت حضرت و مي‌گويد يا رسول‌الله! آيا من هم جزو اهل بيت شمرده مي‌شوم يا نه؟ پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مي‌فرمايد تو اهل خير هستي، ولي جزو اين‌ها نيستي. و مدارک اين مطلب در روايات اهل‌سنت زياد است. اين آيه (تطهير) بالاتر از مدح است، مي‌خواهد مسأله تنزيه آن‌ها از گناه و معصيت را بيان کند.

مفاد اين آيه غير از مفاد آيات ماقبل و مابعد آن است. در اين‌جا مخاطب اهل‌البيت است و در آيات قبل، زنان پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم. در اين‌جا ضمير مذکر است و در آن‌جا ضمير مؤنث. ولي همين آيه‌اي که مفاد آن، اين همه با ماقبل و مابعدش مختلف است، در وسط آن آيات گنجانده شده مثل کسي که در بين صحبتش مطلب ديگري را مي‌گويد و بعد رشته سخنش را ادامه مي‌دهد. اين است که در روايات ما، ائمه علیهم‌السلام خيلي تأکيد دارند که آيات قرآن ممکن است، ابتدايش در يک مطلب باشد، وسطش در مطلب ديگر و آخرش در يک مطلب سوم. اين‌که براي تفسير قرآن اين‌قدر اهميت قائل شده‌اند براي همين است. نه تنها روايات و ائمه ما گفته‌اند که «انما يريدالله ليذهب عنکنم الرجس...» (17)، با ماقبل و مابعدش فرق دارد و مخاطب و مضمونش غير آن‌ها (زنان پيامبر) است بلکه اهل تسنن نيز همه، اين مطلب را روايت کرده‌اند (18).

3.    حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم و فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها
الف- محبت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم

پيامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به اتفاق شيعه و سني اين جمله را درباره حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مکرر فرمود: «فاطمه بضعه مني من آذاها فقد آذاني». نه تنها مسلمانان، بلکه غيرمسلمانان هم پيامبر اکرم را لااقل به حکيم بودن قبول دارند و آن‌ها هم که او را پيغمبر نمي‌دانند ولي در مقام عقل و حکمت، مردي مي‌دانند مافوق اين‌که حرفي را فقط از روي احساسات گفته باشد. ما که به پيغمبري او معتقد هستيم، چه شيعه و چه سني، مي‌دانيم پيغمبر هيچ حرفي را نمي‌زند مگر روي معيارها و مقياس‌هاي اسلامي و براي هدف‌هاي اسلامي. آن‌ها هم که او را پيغمبر نمي‌دانند، به اين امر اعتقاد دارند که او مرد حکيمي بود، فقط به ديني که آورده بود مي‌انديشيد و آدمي نبود که روي احساسات خودش حرف بزند.

اين همه اظهاراتي که پيغمبر اکرم درباره زهراي مرضيه کرده است، از يک نوع عنايت حکيمانه حکايت مي‌کند، يعني صرف احساس پدري و فرزندي نيست که احساسات پدري و فرزندي چنين سخناني را اقتضا کرده باشد و چون خودش حضرت زهرا را دوست مي‌داشته، فقط به ملاک اين‌که پدري فرزند خودش را دوست مي داشته، اين جمله‌ها را مي‌گفته است. چنين چيزي امکان ندارد. بلکه اين‌ها به منزله درسي بوده که به امت مي‌داده است، از باب اين‌که صلاح امت اسلام را در همين مي‌ديده است. آن احترامات خارق‌العاده‌اي که پيغمبر از دخترش زهرا مي‌کرد، عجيب و حيرت‌آور است. آيا کسي باور مي‌کند که در دنياي عرب تا چند سال پيش مردم از وجود دختر ننگ داشتند و دخترها را زنده‌به‌گور مي‌کردند حال يک مرتبه پيغمبر رسيد به حدي که دست دخترش را مي‌بوسد، زهرا را مي‌بويد و مي‌گويد: من بوي بهشت را از اين دختر مي‌شنوم، انسيه حوراء بشري است ملکوتي. اين‌ها نشان مي‌دهد که همان‌گونه که علي علیه‌السلام الگوي مرد اسلام و مرد نمونه اسلام بود، زهرا سلام‌الله‌علیها زن نمونه اسلام بود.

البته پيغمبر اين دختر را بسيار دوست مي‌داشت، ولي اولاً آن دوست داشتن، صرف يک احساس بي‌منطق پدر نسبت به فرزند نيست. براي پيغمبران چنين احساساتي هرگز نيست، احساساتشان هم مبتني بر توحيد، خداپرستي، خداشناسي و خدادوستي‌شان است و ثانياً اين سخنان درسي براي امت بوده است (19).

ب- نصایح رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
در روایت است که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رو می‌کند به یگانه فرزند عزیزش وجود مقدس صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها آن‌کسی که درباره‌اش می‌گوید: «بضعه منی»، او پاره جگر من است– و می‌گوید: «یا فاطمه اعملی بنفسک» دخترکم خودت برای خودت عمل کن. «انی لا أغنی عنک شیئا» من به درد تو نمی‌خورم، از انتساب با من کاری ساخته نیست (20).

تعلیمات مرا بپذیر و دستورات مرا عمل کن، مگو پدرم پیغمبر است، به دردت نمی‌خورد، به دستور پدرت عمل کردن به دردت می‌خورد. آن وقت شما زندگی همین حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را مطالعه کنید، می‌بینید در فکر این انسان گویا وجود ندارد که من دختر پیغمبر آخرالزمان هستم. حدیث است که وقتی به محراب عبادت می‌ایستاد، بدنش به لرزه درمی‌آمد. از خوف خدا گریه می‌کرد، شب‌های جمعه را تا صبح نمی‌خوابید و می‌گریست. این‌ها همه به انسان نوعی بیداری و آگاهی مسؤولیت‌آمیز و تعهدخیز می‌دهد (21).

4.    خطابه‌های فاطمی
زهرا در جوانی از دنیا رفته است. ولی خوشبختانه یک خطابه مفصل بسیار طولانی (در حدود یک ساعت) از ایشان در سن ۱۸ سالگی باقی مانده که این را تنها شیعه روایت نمی‌کند، بغدادی در قرن سوم این خطابه را نقل کرده است. همین یک خطابه کافی است که نشان بدهد زن مسلمان در عین این‌که حریم خودش را با مرد حفظ می‌کند و خودش را به اصطلاح برای ارائه به مردان درست نمی‌کند، معلوماتش چقدر است؟ ورود در اجتماع تا چه حد است؟ خطبه حضرت زهرا توحید دارد؛ در سطح توحید نهج‌البلاغه، یعنی در سطحی که دست فلاسفه به آن نمی‌رسد. وقتی که درباره ذات حق و صفات حق صحبت می‌کند، گویی در سطح بزرگ‌ترین فیلسوفان جهان است. از بوعلی‌سینا ساخته نیست که این‌طور خطابه بخواند.

یک‌دفعه وارد فلسفه احکام می‌شود؛ خدا نماز را به این خاطر واجب کرد، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر را برای این دلیل واجب کرد، زکات را برای این واجب کرد و… بعد شروع می‌کند به ارزیابی قوم عرب قبل از اسلام و تحولی که اسلام در این قوم به وجود آورد که شما مردم عرب چنین و چنان بودید‌. وضع زندگی مادی و معنوی آن‌ها قبل از اسلام را بررسی می‌کند و آن‌چه را به‌وسیله پیغمبر از نظر زندگی مادی و معنوی به آن‌ها ارزانی شده بود، گوش‌زد می‌کند.

بعد در مقام استدلال و محاجه برمی‌آید. او در مسجد مدینه در حضور هزاران نفر خطبه می‌خواند اما نمی‌رود بالای منبر که العیاذ بالله خودنمایی بکند. سنت پیغمبر این بوده که زن‌ها جدا می‌نشستند و مردها جدا، پرده‌ای بلند میان آن‌ها کشیده می‌شود. زهرای اطهر سلام‌الله‌علیها از پشت پرده تمام سخنان خودش را گفت و زن و مرد مجلس را منقلب کرد. این معنای آن است که ذکر کردیم: هم شخصیت دارد و هم عفاف، هم پاکی دارد و هم حریم، هیچ‌وقت خودش را جلوی چشم‌های گرسنه مردان قرار نمی‌دهد، اما یک موجود دست‌وپا چلفتی نیست که چیزی سرش نشود و از هیچ چیز خبر نداشته باشد (22).

پی‌نوشت
1.    آشنایی با قرآن، ج۸، ص۲۸.
2.    نظام حقوق زن در اسلام، ص۱۱۹.
3.    نهج‌البلاغه، خطبه۲۲۲.
4.    خاتمیت، ص۳۹.
5.    بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۳۱.
6.    آشنایی با قرآن، ج۷، ص۵۶.
7.    انسان کامل، ص۲۴۰.
8.    شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱، ص۳۲۱.
9.    ۱۰ گفتار، ص۲۲۲.
10.    سوره بقره، آیه30.
11.    سوره انسان، آیه9.
12.    آشنایی با قرآن، ج۱۱، ص۸۹.
13.    حماسه حسینی، ج۱، ص۳۲۷.
14.    سوره شوري، آیه۴۲.
15.    يادداشت‌هاي استاد، ج۹، ص۳۰۳.
16.    آشنایی با قرآن، ج11، ص79/ تفسیر المیزان، ج20، ص210.
17.    سوره احزاب، آیه۳۳.
18.    امامت و رهبري، ص۱۵۶/ نهج الحياه، محمد دشتي، ص۱۵۸.
19.    آشنايي با قرآن، ج۸، ص۱۲۵.
20.    حکیمی، محمدرضا، الحیاه، ج2.
21.    حق و باطل، ص۱۱۰/ حکمت‌ها و اندرزها، ج۱، ص۶۳.
22.    حماسه حسینی، ج۱، ص۲۲۳.

انتهای پیام/ 930623

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار