پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۳۴۳۸
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۸
دکتر شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس:
درصد مجردان کاهش یافته است زیرا در سال 1385، 43 درصد از مردان مجرد بوده‌اند که امروز 34 درصد شده و زنان 35 درصد مجرد بودند که الان 26 درصد شده است. پس تعداد متأهلان بیشتر شده است. 54 درصد مرد و 56 درصد زن در سال 1385 متأهل بودند و در سال 1395 تقریباً 63 و 64 درصد شده است که این نشان می‌دهد در دهه 60 به سن ازدواج رسیده‌اند و ازدواج می‌کنند و چون وسط هرم متورم است و قاعده هرم جمع‌تر هست، پس مجردان رو به کاهش هستند.


هر پنج سال یکبار که سرشماری انجام و اطلاعات آن منتشر می‌شود، تحلیل‌های مختلفی چه از جانب کارشناسان و چه از جانب عموم مردم در این باره مطرح می‌شود که گاه این تحلیل‌ها با یکدیگر همخوانی ندارند. برای بررسی دقیق تغییرات جمعیتی در حوزه زنان و خانواده به سراغ دکتر شهلا کاظمی‌پور، جمعیت‌شناس و عضو هیأت علمی‌ دانشگاه تهران و عضو هیأت علمی مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه رفتیم و با ایشان به گفت‌و‌گو نشستیم.

خانم دکتر! لطفاً بفرمایید براساس اطلاعات سرشماری سال 1395 تغییرات جمعیتی را به‌طور کلی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جمعیت ایران حدوداً 4میلیون و 982 هزار نفر افزایش داشته و به بیش از 79 میلیون نفر رسیده است. رشد سالانه جمعیت 1.24 درصد بوده که نسبت به دوره پنج‌ساله 1385 تا 1390 که 1.29 درصد بوده، 0.05 درصد کم شده است ولی همین‌طور در پنج‌ساله 1385 تا 1390 و پنج‌ساله 1390 تا 1395 تقریباً سالی یک میلیون افزایش جمعیت داشتیم. این نسبت در مورد زنان و مردان هم بوده است. همچنین نزدیک 2 میلیون و 600 هزار مرد و 2 میلیون و 183 هزار زن افزایش داشتیم.

تغییرات نسبت جنسی معقول نیست
یک تغییر مهم این بود که نسبت جنسی که در سال 1390، 101.8 بود به 102.7 رسیده که کمی افزایش داشته و به نظر من غیرمعقول است و منتظر آمار تفصیلی هستیم که ببینیم این اتفاق در قسمت موالید افتاده است یا در دوره‌های سنی دیگر. معمولاً هرچه جامعه به سمت توسعه می‌رود، نسبت جنسی کم می‌شود و تعداد زنان بیشتر می‌شود زیرا امید زندگی زنان افزایش می‌یابد.

از جمعیت تقریباً 80 میلیونی، حدود 74 درصد شهرنشین و نزدیک 26 درصد روستانشین هستند که نسبت به سال 1390، حدود 3 درصد شهرنشینی افزایش یافته و در ازای آن 2.6 درصد روستانشینی کاهش یافته است. یکی از دلایل کاهش روستانشینی مهاجرت است. یکی دیگر از دلایل هم تغییر وضعیت برخی روستاها به شهر است. هرچه شهرها زیاد شود، به‌تبع آن روستانشینی کاهش می‌یابد. این صرفاً به معنی خالی شدن روستاها نیست. زیرا ممکن است روستاها به قوت خود باقی باشند ولی اگر در سرشماری 1390-1395، 50 روستا تبدیل به شهر شده باشند، تعداد زیادی از جمعیت که در روستا بودند، به عنوان جمعیت شهری شناخته می‌شوند.

بعد خانوار هم رو به کاهش بوده؛ آیا روند کاهشی آن را طبیعی می‌دانید؟
در سال 1390 بعد خانوار 3.56 بوده که در سال 1395 به 3.3 نفر رسیده است یعنی حدود 0.25 کاهش یافته است. از دلایل آن می‌توان به کاهش تعداد فرزندان، افزایش خانوارهای تک‌زیست و مهاجرت اشاره کرد. همواره مهاجرت خزنده‌ای از روستاها به شهرها داریم. این قابل انتظار است که بعد خانوار کاهش یابد زیرا فردی که از روستایی مهاجر می‌آید، اگر در روستا خانواده پدری 5 نفر باشند، آن‌ها تبدیل به چهار نفر می‌شوند و خودش که به شهر می‌آید و به تنهایی یا همراه با دوستش زندگی می‌کند، تبدیل به خانوار تک‌نفره یا دونفره می‌شود. کاهش بعد خانوار به علت مهاجرت در نقاط شهری و روستایی وجود دارد که در نقاط روستایی هم عاملش می‌تواند مهاجرت باشد. حالا شاید هم کاهش موالید باشد که آن را باید در آمارهای دیگر ببینیم.

اشتباهی با عنوان رشد صفر درصد
نکته دیگر این است که اعلام شده که رشد جمعیت ایران در سال 1395، 1.24 بود که این رشد جمعیت طی سال‌های 1390- 1395 بود. علاوه بر آن اعلام کرده‌اند که رشد جمعیت سال 1395، صفر بوده است، در صورتی که اشتباه مطرح شده است. هر سالی را نسبت به خودش بگیرید، رشد آن صفر می‌شود. ما اصلا رشد صفر نداریم زیرا در اصل از سال 1390 تا 1395، 4میلیون و 782 هزار نفر افزایش جمعیت داشتیم که سالانه 956 هزار نفر می‌شود. یعنی در هر کدام از این سال‌ها 956 هزار افزایش جمعیت داشتیم که متوسط رشد آن 1.24 است که این رقم متوسط سال است. هیچ‌وقت نمی‌گویند رشد یک سال صفر است.

میانگین 3.3 بعد خانوار رقم کمی نیست
توزیع نسبی خانوارها بر حسب تعداد افراد خانوار در دهه اخیر نشان می‌دهد که جمعیت خانوارهای یک نفره تا چهار نفره افزایش یافته و خانوارهای 5نفره به بالا کاهش داشته‌اند؛ تحلیل شما همان مباحثی است که اشاره کردید مانند مهاجرت؟
در شهرها، خانوارها هسته‌ای‌تر هستند و تعداد اعضای خانوارها کمتر است. در گذشته خانوارها پرجمعیت بودند و افراد با پدر و مادر زندگی می‌کردند. بعد خانوار یا تعداد زیاد خانوار پر اولاد همه کاهش یافته است. متوسط تعداد فرزندان در خانواده‌های ما 2 تا 2.5 است. اگر خوشبینانه ببینیم، بعد این خانوارها 4 است. اما همه که زوج و پدر و مادر نیستند؛ برخی به تنهایی زندگی می‌کنند و برخی تازه ازدواج کرده‌اند یا سالخورده‌اند و صاحب فرزند نیستند. در مجموع میانگین 3.3 بعد خانوار رقم کمی نیست.

یکی از مواردی که در سرشماری به آن برخوردیم، تفاوت بسیار کم در بعد خانوار شهری و روستایی است. دلیل آن را چه می‌دانید؟
از سال 1385 به بعد میزان باروری کل در شهر و روستا به هم نزدیک شده و خانواده روستایی دیگر گسترده نیست. به همین دلیل به هم نزدیک شده است. در بررسی‌ها می‌بینیم تعداد فرزندان اکثر روستاییان نیز کاهش یافته است و به همین دلیل بعد خانوار در آنجا پایین است. علاوه بر آن زوجینی که بیشتر در معرض باروری هستند، مهاجرت می‌کنند. در روستاهای ما بیشتر سالمندان زندگی می‌کنند که عموماً یک نفره یا دو نفره هستند.

اما نکته‌ای که در آمارها دیده می‌شود، نزدیکی میانگین و میانه سنی در هر سه وضعیت شهری، روستایی و غیرساکن است که بین 29 تا 31 سال قرار دارد. آیا میزان مهاجرت کم شده است و جوانان بیشتر در روستا می‌مانند؟
طبیعتاً باید میانگین سنی در روستاها بالاتر باشد زیرا جوانان به شهر مهاجرت می‌کنند. ولی ممکن است روستاها تعدادی سالخورده و تعدادی کودک داشته باشند که میانگین را در آن محدوده سنی قرار می‌دهد. میانگین سنی در کشور 31.1 سال، در نقاط شهری 31.5 سال و در نقاط روستایی 30 است؛ یعنی تاحدودی میانگین سنی روستایی از شهری پایین‌تر است و جمعیت روستاهای ما هنوز جوان‌تر از شهرها هستند. میانه هم به همین شکل است؛ به‌طوری‌که در شهرها 30 و در روستاها 28 سال است. این دو وضعیت دال بر این هستند که هنوز جمعیت روستایی ایران از جمعیت شهری کمی جوان‌تر است. این موضوع می‌تواند به دلیل بالاتر بودن موالیدشان باشد. می‌تواند به دلیل مهاجرت جمعیت واقع در سن فعالیت باشد که در نتیجه جوان‌ترها وکودکان در روستا مانده‌اند. براساس آن‌چه ارقام نشان می‌دهد، تعداد مهاجران رو به کاهش است. یکی از دلایل این مسأله افزایش جمعیت شهرهاست که در نتیجه باعث می‌شود مهاجرت کمتری از روستا به شهر اتفاق بیفتد.

اگر باروری در همین سطح بماند، ممکن است رشد جمعیت منفی شود
اشاره ای به نرخ شد جمعیت داشتید؛ آیا این روند در آینده، ما را به بحران می‌رساند؟
2 سال پیش که جمعیت ایران را برآورد کردم، پیش‌بینی می‌کردم رشد جمعیت به 1.1 برسد اما الان 1.24 است. رقمی که من پیش‌بینی کردم 79 میلیون و 923 هزار و 897 نفر بود که بسیار به آمار ارائه‌شده نزدیک است. یعنی این قابل انتظار بوده که چنین رقمی شود زیرا 95 درصد از این جمعیت در سال 90 وجود داشته‌اند. با سالی حدوداً 300 هزار فوت و 1.5 میلیون تولد، فعلاً بحران جدی نداریم. اگر باروری در همین سطح بماند، ممکن است رشد جمعیت منفی شود اما اگر باروری را کمی افزایش بدهیم رشد جمعیت‌مان بهتر خواهد شد.

قاعده هرم سنی بزرگ‌ترشده است
هرم جمعیتی را چگونه می‌بینید؟
براساس نمودار هرم جمعیتی جمعیت صفر تا 14 ساله در سال 1385، 25 درصد در سال 1390، 23.4 درصد و در سال 1395، 24 درصد شده است؛ یعنی تا حدودی در قاعده هرم و در سنین صفر تا 14 سال جمعیت افزایش یافته است. دلیل آن گشتاور جمعیتی است زیرا موالید دهه 60 بسیار بالا بود و در حال حاضر که در سن ازدواج هستند، باروری‌شان هم بالا رفته است یعنی تعداد موالیدشان هم بیشتر شده و این روی قاعده هرم سنی اثر گذاشته است؛ به‌طوری‌که قاعده هرم سنی را مقداری متورم کرده است. وسط هرم چندان تغییر نکرده و 15 تا 64 ساله‌ها که تقریباً 71 درصد بوده‌اند، 69.9 شده‌اند. یک درصد از این جمعیت کم شده که به دلیل بازتر شدن قاعده هرم است. نکته دیگر بالاتر از 65 ساله‌ها هستند که درصدشان رو به افزایش است اما هنوز به سالخوردگی جمعیت نرسیده‌ایم؛ زیرا اگر 7 درصد جمعیت، بالای 65 سال داشته باشند، مرحله اولیه سالخوردگی را خواهیم داشت اما در حال حاضر 6.1 درصد بالای 65 هستند و این نسبت به سال 1390 که 57 درصد بوده 0.4 درصد افزایش یافته است.

در آینده جمعیت‌ سالخورده می‌شود
اثر این آمارها را در میانگین و میانه سنی می‌بینیم. میانگین سنی یک سال افزایش پیدا کرده است. میانه سنی هم حدوداً یک سال زیاد شده که نشان می‌دهد جمعیت ما به سمت سالخوردگی می‌رود اما هنوز سالخورده نشده است؛ زیرا میانه سن از میانگین سن پایین‌تر است و هنوز چولگی جمعیت به سمت راست هرم است. یعنی در اصل جمعیت جوان است و میانه و میانگین به هم نزدیک می‌شود که تقریباً توزیع نرمال می‌شود. بعدها در آینده چولگی به سمت چپ تمایل پیدا می‌کند که جمعیت‌مان سالخورده می‌شود اما فعلاً این مشکل را نداریم. میانه و میانگین خیلی به هم نزدیک هستند. میانه سنی سه سال زیاد شده است؛ 27 سال بوده و تبدیل به 30 سال شده است. ولی میانگین یک سال افزایش پیدا کرده است. پس شتاب میانه بیشتر است.

وضعیتی که از گروه سنی صفر تا 14 سال در هرم جمعیتی توصیف کردید، در آینده چه تغییراتی برای جمعیت رقم خواهد زد؟
در آینده و در زمانی که همین نسل به سن باروری برسد، یک گشتاور دیگر جمعیتی خواهیم داشت. مثلاً الان متولدین دهه 60 که به سن ازدواج رسیده‌اند، موالید افزایش پیدا کرده است. زیرا ما موالید کشورمان در دهه 60، بالای 2 میلیون بود. سپس به‌تدریج کاهش یافت و به یک میلیون و 200 هزار نفر رسید. بعد کم‌کم بالاتر رفت و الان یک میلیون و 600 هزار نفر است که موالید متولدین دهه 60 هستند و باعث باز شدن قاعده هرم شده‌اند. ولی اگر هیچ سیاستی اعمال نشود و باروری ما در همین حد باقی بماند، مجدداً موالید 1 میلیون و 600 هزار نفر سیر نزولی خواهد داشت تا موالید دهه 1390 به سن باروری برسند؛ یعنی حدود 20 سال بعد که از نظر گشتاور جمعیتی باز هم افزایش موالید خواهیم داشت. اما اگر سیاست جمعیتی اعمال شود و باروری افزایش یابد، همچنان قاعده هرم باز خواهد ماند.

تحلیل ازدواج دهه‌های 60 و 70
با توجه به نتایج سرشماری، وضعیت ازدواج متولدین دهه 1360 و 1370 را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
برخلاف انتظار سهم جمعیت مجرد ما روز به روز در حال کاهش است و برخلاف این‌که همه فکر می‌کردند به دلیل گرایش به تحصیل، درصد مجردان زیاد می‌شود اما این‌طور نبود. درصد مجردان کاهش یافته است زیرا در سال 1385، 43 درصد از مردان مجرد بوده‌اند که امروز 34 درصد شده و زنان 35 درصد مجرد بودند که الان 26 درصد شده است. پس تعداد متأهلان بیشتر شده است. 54 درصد مرد و 56 درصد زن در سال 1385 متأهل بودند و در سال 1395 تقریباً 63 و 64 درصد شده است که این نشان می‌دهد در دهه 60 به سن ازدواج رسیده‌اند و ازدواج می‌کنند و چون وسط هرم متورم است و قاعده هرم جمع‌تر هست، پس مجردان رو به کاهش هستند. یعنی کاهش ازدواج‌ها قابل انتظار است زیرا جمعیت در معرض ازدواج هم کم می‌شود. اینجا نشان می‌دهد که جمعیت هرگز ازدواج نکرده ما 9 درصد کاهش داشته است. طبیعتاً ازدواج‌ها هم باید 9 درصد کاهش داشته باشد. بنابراین کاهش ازدواج معضل اجتماعی نیست.

این‌ها دهه شصتی‌هایی هستند که به سن ازدواج رسیده‌اند. زمانی که دهه هفتادی‌ها هم به ازدواج برسند، سهم همسرداران کم نخواهد شد زیرا دهه شصتی‌ها تا سالخوردگی هم در سنین همسرداری خواهند بود. چراکه متوسط سن همسرداری در ایران حدود 42 سال است. با توجه به این هرم سنی که قاعده‌اش بازتر می‌شود، 20 سال دیگر ممکن است درصد مجردها کمی بیشتر شود. در واقع این‌ها تغییرات ساختاری است که ناشی از تغییر ساختار جمعیت است.

بیشتر خانوارهای تک‌زیست متعلق به زنان است
خانم دکتر! تحلیل‌تان از وضعیت خانوارهای تک‌نفره و تجردزیستی چیست؟
خانوارهای تک‌نفره در سال 1385، 5.2 بوده در سال 1390 به 7.1 رسیده و در سال 1395 به 8.5 رسیده است. به این گروه تک‌زیست می‌گوییم. این خانواده‌ها‌ می‌توانند پیرزن یا پیرمردی باشند که همسرشان فوت کرده و تنها زندگی می‌کنند. یکی از علل افزایش خانوارهای تک‌نفره، افزایش سالمندان است. یعنی وقتی امید زندگی افزایش می‌یابد، این انتظار را داریم که زن یا مرد سالخورده تنها زیاد شود. این یک عامل است.

بیشتر این خانوارهای تک‌زیست متعلق به زنان است. زیرا مردان عموماً از همسرشان بزرگ‌تر هستند و احتمالاً زودتر از همسرشان فوت می‌کنند. یا اگر زن زودتر فوت کند، مرد ازدواج مجدد دارد. نکته دیگر این است که وقتی مهاجرت اتفاق می‌افتد، افراد در مبدأ در خانواده پدری هستند اما وقتی به مقصد می‌آیند، تنها زندگی می‌کنند مانند کارگران و دانشجوها. عوامل دیگری مانند مدرنیزاسیون نیز وجود دارد؛ در گذشته افراد حتی تا سنین بالا با خانواده پدری‌شان زندگی می‌کردند. افزایش امید زندگی دلیل بعدی است. عامل دیگر نیز می‌تواند طلاق باشد که ممکن است گروهی از مطلقه‌ها به زندگی تک‌زیستی بپردازند.

به لحاظ جمعیتی طلاق در چه وضعیتی است؟
به‌طور دقیق اعلام نشده است، اما سهمش بسیار کم است؛ زیرا 63 درصد دارای همسر و 34 درصد هرگز ازدواج  نکرده هستند. در نتیجه تعداد افراد بدون همسر در اثر طلاق بسیار کم است. البته در مورد زنان بیشتر از مردان است. 10 درصد زنان بدون همسر بر اثر فوت و طلاق هستند. معمولاً 7 درصد بر اثر فوت و 1 تا 2 درصد بر اثر طلاق، بدون همسر هستند.

مردان معمولاً یا بیوه نمی‌شوند یا بیوه نمی‌مانند
وضعیت ازدواج زنان بدون همسر در اثر فوت را چگونه تحلیل می‌کنید؟
به‌طور متوسط اختلاف سنی زوجین در ایران حدوداً پنج سال است. اما برخی مردان 10 یا 15 سال از همسرشان بزرگ‌تر هستند. وقتی به سنین سالخوردگی می‌رسند، اگر سن مساوی هم داشته باشند در زمان فوت، مرد 10 تا 15 سال زودتر از همسرش فوت می‌کند. یعنی این قابل انتظار است که زنان بیوه از مردان بیوه بیشتر باشند.

از طرفی این زنان که به سن سالخوردگی می‌رسند، یا تمایلی به ازدواج مجدد ندارند یا هنجارهای جامعه این اجازه را نمی‌دهد یا شانس و فرصتش را ندارند بنابراین به صوت بیوه باقی می‌مانند اما مردان وقتی که همسرشان حتی در سنین سالخوردگی فوت می‌کند، به دلیل این‌که نمی‌توانند از خودشان پرستاری کنند، سعی می‌کنند ازدواج کنند. پس علاوه بر این‌که مرد بیوه کمتر به وجود می‌آید، زیرا مردان اغلب سریع‌تر از همسرشان فوت می‌کنند، عموماً در صورت بیوه شدن، ازدواج مجدد دارند.

در آمارهای ازدواج وضعیت زناشویی را از 10 سالگی در نظر گرفته‌اند؛ ازدواج را در سنین 10 تا 14 سال و 15 سال به بالا چگونه تحلیل می‌کنید؟
ازدواج در سنین 10 تا 14 زیاد نیست اما از آنجایی که رخ می‌دهد و ثبت احوال هم اعلام می‌کند، در سرشماری مدنظر قرار می‌دهند. براساس اطلاعات سازمان ثبت احوال، یک درصد ازدواج‌ها زیر 15 سال است. رقم ازدواج در سنین 15 تا 19 سال کمی افزایش یافته زیرا با توجه به هرم سنی شانس ازدواج این گروه افزایش یافته است. در مجموع عمده ازدواج‌ها در سنین 20-24 و 25-29 برای زنان و مردان انجام می‌شود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار