پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۳۸۱۰
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۶
دکتر محمد پزشگی


از زمان جنبش بازخیزی اسلامی ‌در دوره معاصر، یعنی از نیمه دوم سده نوزدهم میلادی تاکنون، مطالعات زنان همواره بخش جدایی‌ناپذیری از روند نظریه‌پردازی در جهان اسلام بوده است. این مطالعات را می‌توان به لحاظ مرجعیت اعتبار آنها به دو دسته مطالعات عرفی و مطالعات اسلامی‌تقسیم کرد.

مطالعات زنان با رهیافت اسلامی‌ در طول 150 سال اخیر متناسب با تحولات جوامع اسلامی ‌با فراز و نشیب‌هایی روبه‌رو شده است، اما در مجموع می‌توان از سه مرحله کلی در این دوره تاریخی نام برد. مرحله نخست مطالعات زنان در اندیشه اسلامی ‌نوگراست. در این دوره مسائل زنان از دیدگاه‌های سران جنبش بازخیزی مانند محمد عبده، محمد رشید رضا و قاسم امین بررسی می‌شود. به لحاظ تاریخی، فروپاشی امپراتوری عثمانی نماد پایان این دوره است.

مرحله دوم، دوره مطالعه زنان در اندشه اسلامی ‌معاصر است که به لحاظ تاریخی از ربع دوم سده بیستم شروع شده و تا نیمه هفتاد این سده ادامه می‌یابد. در این مرحله سه دیدگاه کلی در مطالعات زنان قابل شناسایی است: دیدگاه نوسلفی، دیدگاه اجتهادی و دیدگاه تجددگرای اسلامی. دو دیدگاه نخست در زمره رویکرد اصول‌گرایی قرار می‌گیرند، اما دیدگاه اخیر رویکردی تجددخواهانه به مسائل زنان دارد. مرحله سوم نیز مشتمل بر دیدگاه معرفت‌شناسانه در مطالعات زنان در جهان اسلام است.

به این دلیل که به نظر می‌رسد دیدگاه مرتضی مطهری در بخش دانشوران اجتهادگرای معاصر قرار دارد، به توضیح و تبیین بیشتر این دیدگاه می‌پردازیم.

(در همین زمینه: ضرورت بازتوليد نگاه شهيد مطهري در حوزه زنان)

دستاوردهای اندیشه اسلامی ‌نوگرا برای دیدگاه اجتهادی
از آن‌جاکه شکل‌گیری دیدگاه اجتهادی، بر پایه دیدگاه نوگرا بنا نهاده شده است، شاید بتوان دستاوردهای اندیشه اسلامی ‌نوگرا برای دیدگاه اجتهادی را در سه مفهوم کلیدی خلاصه کرد: مرجعیت عقل در استنباط احکام دینی، توجه به طبیعت و حقوق طبیعی، و مسأله زمان و توجه به عناصر متغیر در دین.

ازطرفی روش عقل‌گرایی عبده در این اندیشه سبب گشایش باب اجتهاد در مسائل اجتماعی در اسلام سنتی شد. عقل‌گرایی، توجه به فطرت و طبیعت و توجه به عنصر زمان و نقش آن در تحول تعالیم جنسی و جنسیتی در دیدگاه او، از عوامل مؤثر بر دیدگاه اجتهادگرایی بود. برای مثال یکی از بارزترین کاربردهای فطرت و طبیعت در دیدگاه عبده، در تفسیر مفهوم «ازدواج» است. عبده و رضا در تفسیر آیه «زنان هنگام ازدواج از شما پیمانی محکم گرفته‌اند»، معتقدند ازدواج پیمان فطری است و منظور آنها از پیمان فطری این است که زن وقتی اقدام به ازدواج می‌کند و به ترک تمام دوستان خود راضی می‌شود که اطمینان یابد پیوند ازدواج قوی‌ترین پیوند است و زندگانی او با شوهر خود شیرین‌ترین نوع زندگانی است. عبده می‌گوید این پیمان فطری از محکم‌ترین پیمان‌هاست که تنها انسانی آن را احساس می‌کند که احساسات انسانی را دریابد. زن، مرد را می‌پذیرد و خود را به او تسلیم می‌کند، با وجود آن‌که می‌داند از مرد ضعیف‌تر است و مرد می‌تواند حقوق او را تضییع کند و به عقیده عبده این امر ناشی از «عقل الهی» و «شعور فطری» است.

اندیشه اسلامی ‌معاصر از ایده طبیعت یا فطرت استفاده بسیار برده است. هرچند نویسندگان آن به‌ندرت تعریف دقیقی از آن به دست داده‌اند و صرف مسلم بودن «نابرابری» یا «تفاوت»، غالباً کل استدلالی است که برای ایده خود بیان می‌کنند. از سوی دیگر درخصوص توجه به عنصر زمان و نقش آن در تحول تعالیم جنسی و جنسیتی در دیدگاه عبده، می‌توان این مثال را آورد که عبده در تفسیر آیه «مردان سرپرست زنان هستند، به خاطر برتری‌هایی که خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است...» می‌گوید از نظر پیشینیان منظور از برتری برخی بر برخی دیگر، به‌رغم اطلاق آیه از نظر مشخص نکردن جنس انسان‌های برتر، برتری مردان بر زنان است، در نتیجه انسان معاصر می‌تواند از آیه بالا بفهمد که سرپرستی از آن جنس شایسته‌تر و گرداننده خانواده است؛ این معنا در عرف گذشته از آنِ مرد بوده و در زمان کنونی ما، بسته به هر اجتماعی ممکن است زن یا زن و شوهر با هم باشند. به این ترتیب آشکار می‌شود که آیه‌های قرآن توان تحمل معانی مختلف را دارند، به گونه‌ای که به ما اجازه برپایی روابط انسانی پیشرفته را در زمان کنونی می‌دهند. درحقیقت اندیشه اسلامی ‌معاصر با بهره‌گیری از تعالیم مشابه، حقوق طبیعی و حقوق فطری را مبنای تعالیم جنسی و جنسیتی خود قرار می‌دهد.

سیر دیدگاه اجتهادگرا
پس از اصلاحات عبده در «الازهر»، پرورش‌یافتگان این مرکز در فضای فکری اندیشه نوگرا تربیت شدند. این وضعیت پس از سقوط دولت عثمانی در سال 1982، با آغاز ربع دوم سده بیستم رو به افول گذاشت. 50 سال بعدی این سده، دوره رواج اندیشه نوسلفی بود. طی این دوره تعالیم مدرسه نوگرا، به دیدگاه‌های ظاهرگرایانه و نوسلفی تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که تا آغاز دهه 1980 مصر مرکز جنبش سلفی تلقی می‌شد.

در خارج از مصر، چند سال پیش از زعامت آیت‌الله بروجردی بر حوزه علمیه قم، «دارالتقریب اللمذاهب الاسلامیه» به همت تنی چند از روشنفکران سنی و شیعه تأسیس شد. آیت‌الله بروجردی در دوره مرجعیت خود تا حد ممکن با این سازمان همکاری و همفکری کرد. در این زمان، پس از چند سال، میان یک رهبر بلندپایه شیعه با زعمای حوزه سنی الازهر روابط دوستانه‌ای برقرار شد. طی این دوره بود که ایران به مرکز اصلی دیدگاه اجتهادگرا تبدیل شد و از آن زمان تاکنون مسائل زنان تحت‌تأثیر آموزه‌های علامه محمدحسین طباطبایی و مرتضی مطهری قرار گرفته است.

در خارج از ایران مهم‌ترین شخصیت این دیدگاه محمدحسین فضل‌الله و درجه بعد محمدمهدی شمس‌الدین است. تعالیم مرتضی مطهری برخلاف آموزه‌های فضل‌الله و شمس‌الدین، صبغه ای فلسفی دارد و مفهوم اساسی بحث او، «حقوق فطری» و «حقوق طبیعی» است. مطهری با تمسک به این مفهوم سعی می‌کند تمامی‌ احکام زنان را تفسیر کند. اساساً نقطه آغازین همه آموزه‌های جنسی و جنسیتی او، مفهوم حقوق فطری است.

نگرش مطهری به مسائل زنان، نه دیدگاه تجددگرایی محض است و نه نگرش سنتی
مطهری می‌گوید: «جامد از هرچه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمی‌گیرد، و جاهل هر پدیده نوظهوری را به نام مقتضیات زمان، به نام تجدد و ترقی موجه می‌شمارد. جامد هر تازه‌ای را فساد و انحراف می‌خواند و جاهل همه را یک‌جا به حساب تمدن و توسعه علم و دانش می‌گذارد».

این بخش در شناسایی دیدگاه اجتهادی مطهری دارای اهمیت است؛ دیدگاهی که خود آن را دیدگاه «اعتدالی» می‌نامد. به این ترتیب نگرش مطهری به مسائل زنان، نه دیدگاه تجددگرایی محض است و نه نگرش سنتی. چنین طرز تلقی‌ای سبب می‌شود که او مسأله زن در عصر کنونی را نه رهایی در معنای لیبرالی، بلکه در خانواده بداند.

به نظر می‌رسد شناخت مسأله زن، روش مطالعات زنان، طبیعت و حقوق طبیعی مهم‌ترین بنیان‌های شناخت تعالیم جنسی و جنسیتی مطهری را تشکیل می‌دهند.

اساسی‌ترین مسأله زنان توجه به نظام حقوق خانواده است
مطهری در مقدمه کتاب نظام حقوق زن در اسلام، جهت‌گیری اجتهادی خود درباره مسائل زنان را به خوبی نشان داده است. او در این مقدمه پس از تأکید بر توجه به اقتضائات جهان معاصر، انحراف جنبش‌های فمینیستی معاصر از نظر خودش را آشکارا نشان می‌دهد. مطهری در این مقدمه اساسی‌ترین مسأله زن در جامعه معاصر را نظام حقوق خانواده می‌داند.

به عقیده او پیدایش شعار آزادی زن و تساوی حقوق او با مرد، به عنوان مسأله اصلی فمینیسم در دنیای غرب، به حوادث سده هفدهم میلادی و بعد از آن بر می‌گردد. مطهری تحول بعدی را در سده نوزدهم می‌جوید؛ زمانی که اندیشه‌های جدید در زمینه حقوق انسان‌ها در مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پدیدار شد. او بیان می‌کند که تا اوایل سده بیستم تمامی ‌تلاش‌ها در زمینه حقوق انسان‌ها مربوط به حقوق ملت‌ها در برابر دولت‌ها یا حقوق طبقه کارگر در برابر طبقه سرمایه‌دار بود. در سده بیستم، برای نخستین‌بار مسأله حقوق زن در برابر حقوق مرد و تساوی زن و مرد مطرح شد. پیشگامان نهضت اجتماعی اروپا، آزادی زن و تساوی حقوق زن و مرد را مکمل و متمم حقوق بشر دانستند؛ در حالی‌که به عقیده مطهری آن‌چه به فراموشی سپرده شد، مسأله اساسی نظام حقوق خانواده بود.

اصل اجتهاد و روش مطالعات زنان
مطهری این عقیده را نمی‌پذیرد که هر تغییری که در وضعیت اجتماعی از جمله در وضعیت زنان پیدا می‌شود، باید به حساب پیشرفت و تکامل گذاشته شود. به عقیده او زمان همان‌گونه که پیشروی و تکامل دارد، به انحراف و فساد نیز کشیده می‌شود. در واقع مسأله زمان و جهت‌گیری ارزش‌گذارانه در مورد آن، مسأله «زن جدید» را پیش می‌کشد. دیدگاه مطهری درباره تغییر، تکامل به‌مثابه پیشرفت تک‌خطی نیست، از این‌رو می‌گوید تجددگرایان افراطی، گویا زمان را معصوم گمان می‌کنند و تغییرات سه سده اخیر در وضعیت زن را به دلیل جدید بودن آن، مطلوب می‌پندارند.

این سخن به معنای هواداری از سنت‌گرایی نیست؛ زیرا مطهری معتقد است کهنه‌گرایی نیز از عقیده به نظریه تکامل خطی بر می‌خیزد و به معنای عصمت گذشته است. از نظر مطهری، اسلام با قوانین ثابت و متغیری که دارد، با توسعه تمدن و فرهنگ سازگار است و می‌تواند با وضعیت متغیر زن معاصر انطباق یابد.

به اعتقاد مطهری اسلام از چند سازوکار می‌تواند به این مهم دست یابد: نخست، اسلام شاخص‌هایی برای سیر بشر نصب کرده است. این شاخص‌ها از سویی مسیر و مقصد وضعیت مطلوب زن را ارائه می‌کند و از سوی دیگر، انحراف‌ها و تباهی‌های وضعیت موجود را نشان می‌دهد؛ دوم، تفسیر قوانین اسلام به دو دسته ثابت و متغیر و سوم، رعایت درجه مصالح موجود در دستورها و تعالیم اسلام است.

او علاوه بر سازوکارهای فوق، به دو امر تأثیرگذار اساسی دیگر نیز در مطالعات زنان اشاره می‌کند: نخست، اختیارات حاکم اسلامی ‌در مسائل و معضلات زن معاصر و دوم، اصل اجتهاد.

طبیعت، فطرت و حقوق طبیعی
مطهری به تفاوت طبیعت مرد و زن اعتراف دارد. به عقیده او همین تفاوت در طبع است که نقش‌ها و وظایف خاصی را برای هر یک از زن و مرد ایجاب می‌کند. از نظر او یگانه مرجع صلاحیت‌دار برای شناسایی حقوق واقعی انسان‌ها، کتاب آفرینش است و وضعیت حقوقی زن و مرد در مقابل یکدیگر با مراجعه به آن مشخص می‌شود.

پرسش اصلی آن است که از نظر مطهری طبیعت زن چیست؟ و با طبیعت مرد چه تفاوتی دارد؟ ابتدا باید اذعان کرد که مطهری به تفاوت طبیعت زن و مرد اعتراف دارد و به عقیده او همین تفاوت در طبع است که نقش‌ها و ظایف خاصی را برای هر یک از زن و مرد ایجاب می‌کند.

ازطرفی مطهری میان حقوق طبیعی و اکتسابی تفاوت قائل می‌شود. بر این اساس، انسان‌ها همه از حقوق طبیعی مساوی و مشابهی برخوردارند، در حالی‌که حقوق اکتسابی چنین نیستند. دلیل او برای وجود چنین وضعیتی آن است که انسان‌ها برخلاف حیوانات اجتماعی دیگر طبعاً دارای سلسله‌مراتب اجتماعی نیستند، یعنی سازمان اجتماعی انسان طبیعی نیست بلکه وظایف و نقش‌ها بر اساس عرف و رسوم و قانون به وجود آمده‌اند.

تعالیم جنسی و جنسیتی
مطهری در کتاب‌های نظام حقوق زن در اسلام و اخلاق جنسی مسائل مختلف مربوط به زنان را فهرست کرده است، مانند: حیثیت و حقوق انسانی زن، تفاوت زن با مرد، مسائل خواستگاری، ازدواج موقت، استقلال اجتماعی، مهریه و نفقه، میراث، طلاق، چندهمسری مردان، حق سرپرستی مرد، حق حضانت فرزندان، عده زن، مسأله اجتهاد و جواز صدور فتوای زن، مقررات قضایی و جزایی، پوشش، اخلاق و تربیت زن، اخلاق جنسی از قبیل غیرت و عفاف و حیا، حق اشتغال در خارج از خانه و مقام مادری. اما متأسفانه به مسأله حقوق سیاسی زن، حقوق مدنی او و حق اشتغال در خارج از خانه یا اصلاً نپرداخته و یا به اختصار گذشته است.

مطهری برخلاف عقیده رایج جنبش‌های تساوی‌طلب فمینیستی سده بیستم، معتقد است در پرتو پیشرفت‌های این سده، تفاوت‌های زن و مرد بیشتر روشن شده است، اما نباید چنین گمان کرد که این تفاوت‌ها به معنای برتری جنس مرد بر زن یا ناقص و پست بودن جنس زن است. به عقیده او آفرینش از این تفاوت‌گذاری، هدف دیگری داشته و آن محکم‌شدن پیوند خانوادگی زن و مرد و پی‌ریزی بهتر شالوده و وحدت آنهاست. قانون آفرینش با ایجاد تفاوت‌ها، حقوق و وظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کرده است.

مطهری بیان می‌کند که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدود مقرر در طبیعت، سازگار با حقوق فطری و عدالت است. مطهری با استخراج حقوق زنان از حقوق طبیعی، به بررسی مهم‌ترین مسائل زنان می‌پردازد که از نظر او در حقوق خانوادگی خلاصه می‌شود.

(در همین زمینه: روش بدیع استاد مطهری در «نظام حقوق زن در اسلام»)

* دکترای علوم سیاسی و استادیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار