پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۳۸۳۳
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۸
گفت‌وگو با دکتر سید مجید امامی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع)


چند سالی است که زنان در تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، وارد شده‌ و مورد توجه قرار گرفته‌اند. نامزدهای ریاست جمهوری نیز سعی می‌کنند به نوعی با دادن شعارهای زنانه و در راستای حقوق زنان، آراء آنها را به خود جلب کنند. اما این حضور زنانه در تبلیغات انتخاباتی از چه زمانی در ساختار سیاسی کشورمان وارد شد و چه مؤلفه‌هایی دارد؟ از سویی چه شرایط اجتماعی موجب شد که نامزدهای انتخاباتی به این سمت و سو حرکت کنند؟ اینها مواردی است که در گفت‌وگو با دکتر سید مجید امامی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع) به بررسی آنها پرداخته‌ایم.

حضور زنان در فیلم‌ها و شعارها و تبلیغات انتخاباتی از چه زمانی مطرح شد و این مسأله چه نسبتی با جریانات اجتماعی و سیاسی داشت و چه تحولاتی را تا به حال طی کرده است؟
اجتماعی شدن تبلیغات انتخاباتی و حضور انتخاب‌کنندگان به عنوان آکتورهای تبلیغاتی یا به عنوان شتاب‌دهنده‌های تبلیغاتی، به سال 76 به بعد و تحولاتی که به لحاظ فرهنگی اتفاق می‌افتد، باز می‌گردد. نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم یک فراتحلیل تاریخی است. عمده این کنش‌های تبلیغاتی یا کنش‌های ارتباطات سیاسی انتخابات در نسبت با زنان، مبتنی بر امر زنانه و مطالبات جنسیتی زنان است که طبعاً به بیداری جنسیتی، تقویت هویت جنسیتی و نقد هویت جنسیتی زنان مربوط می‌شود. زنان به عنوان رأی‌دهندگان مستقل و طبیعی که هم در سایر موضوعات دارای نگرش و کنش هستند و هم می‌توانند به عنوان کانون‌ها و محورهای تربیتی خانواده، بر آراء خانواده‌ها مؤثر باشند، قابل‌توجهند.

در تبلیغات انتخاباتی متأثر از فمینیسم به معنای خاص کلمه هستیم
در واقع می‌خواهم بگویم این آسیب‌شناسی در نسبت با زنان و تبلیغات انتخاباتی وجود دارد که ما کاملاً متأثر از فمینیسم به معنای خاص کلمه هستیم. حتی کاندیداهایی که ادعای تبعیت کامل‌تری از رویکرد بومی و مکتب اسلامی دارند نیز به دامان امر زنانه صرف می‌افتند. این مسأله به تقویت هویت جنسیتی در تقابل با هویت عادی زنان در جامعه اسلامی کمک می‌کند. لذا می‌بینید وقتی به زنان می‌رسید باید در مورد حجاب و اشتغال و آزادی و... زنان وعده و وعید دهید و مطالبه داشته باشید. درصورتی‌که این یک کوتاهی و قصور جدی معرفتی است چراکه زنان در سایر موضوعات اجتماعی، هم مطالبه دارند و هم بهره‌مند و متأثرند، و هم می‌توانند صحنه بازی را عوض کنند.

البته تبلیغات این‌گونه بوده است و ما باید بررسی کنیم آیا سطح آگاهی سیاسی زنان، جدا از بحث احساسات و موضع‌گیری‌های سطحی، در دوره‌های گذشته ارتقا یافته یا نیافته است. طبعاً افزایش زنان تحصیل‌کرده و افزایش حجم زنانی که تجربه کنش دانشگاهی دارند، باعث می‌شود مطالبات تغییر کند و این طبیعی است. تغییر مطالبات باید به این معنا باشد که از مطالبات شخصی به مطالبات اجتماعی و ملی تغییر یابد و نه این‌که الزماً مطالبات جنسیتی محدود و بعضاً ناهنجار و غیرمرتبط با اقلیم فرهنگی ما باشد.

مردانی که به دنبال مطالبات حوزه خانواده نیستند
شما فرمودید که گفتمان‌های اصولگرایی و اصلاح‌طلبی وقتی می‌خواهند وارد حوزه شعار برای زنان شوند، گویا به دنبال طرح مطالبات فمینیستی هستند. آیا ما در دوره‌هایی مانند دو دوره گذشته که جریان اصولگرایی به نوع پرقدرت‌تری ظاهر شد، خلاف این مسأله را شاهد نبودیم؟ مثلاً این‌که زنان‌خانه‌دار و مطالبات مربوط به بیمه زنان خانه‌دار و تسهیلات شغلی و مرخصی زایمان و... پررنگ شد. به نوعی برگشت به خانواده، علی‌رغم هجمه‌ای که پیش از آن وجود داشت، در شعارهای کاندیداها برجسته شد. شما این تصویر را قبول دارید؟
بله. این مثال‌ها نشان می‌دهد که ما شاهد یک هویت برساخته‌شده‌ای به نام هویت زنانه و امر جدیدی به نام امر زنانه هستیم. البته مسأله خانواده و سیاست خانواده را جدا می‌کنم. سیاست خانواده اگر به طور ملی مطالبه و دنبال شود، زن و مرد ندارد؛ لازم نیست در مواجهه با زنان مطرح شود. چرا مردان به دنبال مطالبات حوزه خانواده نیستند؟ آیا این غیر از آن است که ما به اشتباه تصور می‌کنیم خانواده مطالبه زنان ماست و درآمد و اشتغال مطالبه مردان؟ اگر این‌طور شده باشد، یعنی مردان دغدغه خانواده ندارند. در رسانه هم دیدید که برنامه‌های خانواده بیشتر برای زنان و صبح‌ها پخش می‌کنند.

هویت زنانه مدام در حال برجسته شدن است
منظور من آن است که نباید این‌گونه تصور شود که مطالبات زنانه، تحت موضوع خانواده قرار گرفته است. به نظرم هویت زنانه به این معنا که در مقابل سایر ابعاد هویت شهروندی قرار بگیرد، مرتب در حال برجسته شدن است و طبعاً به دنبال آن ما امواج فمینیستی را داریم.

در تبلیغات از سطح هویت جنسیتی فراتر برویم
البته تأکید بر خانواده به جای نگاه فردگرایانه زن یا مردسالار که در شعارهای برخی کاندیدها در چند دوره گذشته بود و آن افراد یا رأی نیاوردند و یا نتوانستند کامل اجرا کنند، بخشی از مطالبات زنان را پوشش می‌دهد. اما حرف من آن است که ما باید در دیالوگ کاندیداها با جامعه زنان یا تبلیغاتی که هدف آن جلب آراء زنان است، از سطح هویت جنسیتی فراتر رفته و به هویت انسانی زنانمان هم توجه کنیم و زنان هم باید در این سطح، در مبارزات انتخاباتی وارد شوند.

دیالکتیک میان تبلیغات و عینیت اجتماعی
اشاره فرمودید که یک هویت جنسیتی از طریق این شعارها برای زنان ما بازسازی می‌شود. این هویت جنسیتی چه نسبتی با واقعیت جامعه زنان ما دارد؟
یک دیالکتیک کامل بین تبلیغات و عینیت وجود دارد؛ بین بازتولید و بازنمایی رسانه‌ای با عینیت‌ها. یعنی ما به میزانی که بر ابعاد فمینیستی کنش زنان در جامعه تأکید می‌کنیم، طبعاً در حال تقویت فمینیسم هم هستیم. البته من قصد ندارم بگویم که همه ابعاد فمینیسم مورد نقد است. مثلاً این مسأله که سرمایه اجتماعی زنان ما باید به قدری بیشتر باشد که مشکل یا نقص اجتماعی نداشته باشند، مسأله‌ای است که مورد نظر امام و رهبری هم بوده است؛ این مطالبه‌ای مربوط به جامعه زنان است. اما حرف آن است که این مطالبات و مسائل تا چه میزان به این سمت می‌رود که زنان را در مقابل جامعه قرار دهد. شما می‌گویید که آیا تأثیرگذار بوده است؟ من می‌گویم همان‌قدر که این وضعیت از جامعه تأثیر گرفته، همان‌قدر و با همان درجه هم بر جامعه تأثیر می‌گذارد.

حال نکته‌ای که وجود دارد آن است که آیا کاندیدایی که خیلی مقید و پایبند به ضوابط و اندیشه اسلامی ایرانی است، نباید برای زنان تبلیغ کند؟ کمیته زنان داشته باشد؟ و... من نمی‌گویم کمیته زنان یا مخاطب زن یا تبلیغات و برنامه‌های زنانه نداشته باشد. من می‌گویم بهتر بود تبلیغات حوزه خانواده می‌گذاشتیم یا می‌گفتیم مطالبات ما در حوزه خانواده این است یا دیدگاه‌های ما این است یا اندیشه ما این است. البته در جامعه و فرهنگ و اقتصاد، زنان محرومیت‌ها و مشکلاتی را داشتند که عمدتاً متأثر از برنامه‌های توسعه و اجرای غلط آن بوده است. این‌که توازن جنسیتی در دانشگاه ما به هم خورده و افزایش تأکید بر دانشگاه برای زنان باعث شده آنها از سن ازدواج دور شوند را هیچ فمینیستی مطرح نمی‌کند و اتفاقاً این مسأله را حسن جامعه زنان می‌داند. ما این‌طور نقص‌های حوزه زنان را داریم، اما طرح آنها باید در کالبد سطح تحلیل خانواده و سطح حیات خانوادگی باشد تا جامعه بیش از این دچار امواج منفی فمینیسم نشود.

در تبلیغات، در یک مارپیچ سکوت به زنان خانه‌دار توجهی نمی‌شود
در این دیالکتیکی که میان جامعه زنان و فضای سیاسی و شعارهای انتخاباتی وجود دارد، صدای زنانی که صدای بلندتری دارند به احتمال زیاد بیشتر شنیده می‌شود و مطالباتشان نیز بیشتر مطرح می‌شود و بر ایجاد هویت نیز اثرگذاری بیشتری خواهند داشت؛ در این شعارها و فضای انتخاباتی به نظر شما به کدام قشر از زنان بیشتر بها داده شده و توجه شده است؟ و این زنانی که به آنها توجه شده چه درصدی از جامعه زنان ما هستند و چه میزان از مطالبات کلی جامعه زنان ما را می‌توانند بازنمایی کنند؟
قطعاً گروه برتر و گروه هدف و گروه پرکنش، زنان خانه‌دار و سنتی و مادران جوان ما نبودند؛ بخشی زنان نواندیش، زنان شاغل، زنان جویای کار، زنان دانشجو بودند که جمعیت قابل‌توجهی هم دارند. این حاضر بودن در کارزار تبلیغات موقت و شلوغ‌بودگی باعث می‌شود که گروه خاصی مورد توجه قرار بگیرد و مطالبات خواست آنها مدنظر قرار بگیرد و در یک مارپیچ سکوت به سایر اقشار زنان توجهی نشود؛ چه به مسائل آنها و چه به لزوم شنیده شدن صدایشان.

مارپیچ سکوتی در مسائل زنان وجود دارد که همه فکر می‌کنند فقط چیزی که زنان نوگرا به عنوان مسأله مطرح می‌کنند مسأله است؛ چون گاهی اوقات زنان با فرهنگ‌های دیگر از شنیدن و گفتن و شنیده شدن استنکاف می‌کنند. به همین‌خاطر ما فکر می‌کنیم جامعه زنان یعنی زنان نوگرا و در تبلیغاتمان تنها برای آنها برنامه‌ریزی می‌کنیم.

زنان تصویری که از یک مرد موفق دارند را به کاندیدای موردنظرشان تعمیم می‌دهند
این روند در سال‌های اخیر بهبود پیدا نکرده است؟ ما گاهی اوقات می‌بینیم از سوی زنانی که در ساختارهای تبلیغاتی و انتخاباتی رؤسای جمهور هستند و خودشان جزو زنان فعال حوزه زنان به‌شمار می‌آیند، به نوعی مطالبات مادران شاغل یا زنان خانه‌دار یا دختران مجردی که دچار تجرد قطعی شدند، مورد توجه قرار می‌گیرد. یعنی به نوعی به حوزه‌هایی که تا پیش از این به آنها توجه نمی‌شد، توجه می‌کنند. به نظر شما این روند در حوزه خانواده قابل تعریف است؟
من چون اطلاعات تفصیلی ندارم، خیلی نمی‌توانم مقایسه کنم. اما حتماً به این حوزه و تقویت نهادهایی که در حوزه خانواده تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی می‌کنند، توجه شده است و در این بین صدای نخبگان سیاسی بیشتر شنیده می‌شود. اما من فکر می‌کنم چیزی که عمده کاندیداها تصور می‌کنند باید بگویند و مطرح کنند، مسائل مرتبط با زنان است. در صورتی‌که چیزی که در صندوق رأی اتفاق می‌افتد خیلی مسأله پیچیده‌ای نیست. بخش زیادی از زنان تصویری که از یک مرد موفق دارند را به کاندیدای اصلح موردنظرشان تعمیم می‌دهند و این نکته بسیار مهمی است و در بسیاری از نقاط دنیا نیز همین‌گونه است. در حقیقت اصلح بودن یک نامزد انتخاباتی در نگاه زنان، نمودی از موفقیت در زندگی قلمداد می‌شود.

بسیاری از زنان به خاطر شعارهای زن‌گرایانه یک کاندیدا جذب او نمی‌شوند
لطفاً این تحلیل را بیشتر توضیح دهید.
منظور آن است که بخشی از زنان سنتی و زنان خانه‌دار و در یک تفاهم فکری، رأیشان از افراد معتبر خانواده مانند همسر و فرزند ارشد تبعیت می‌کند، هرچند این الزام نیست. البته کسانی که از جو خانواده تبعیت نمی‌کنند هم به خاطر شعارهای زن‌گرایانه یک کاندیدا جذب او نمی‌شوند؛ بلکه چون او را مردی موفق و پیروز قلمداد می‌کنند به او رأی می‌دهند. این مسأله‌ای است که در رفتار رأی‌دهی زنان در دنیا هم دیده شده و به نظر طبیعی می‌رسد. در شرایطی هم که مردان باید به زنان رأی دهند، رفتار رأی‌دهی مردان از حیث طبیعت خانواده‌گرای انسان خیلی قابل تحلیل است؛ به شرط آن‌که تضعیف نشده باشد.

انتهای پیام/ 900710

* منتشرشده در ویژه‌نامه زنان روزنامه صبح نو
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار