پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۳۹۶۵
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۳
گفت‌وگو با محمدحسین شریفی‌ ساعی؛ پژوهشگر رسانه و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی


به موازات تغییرات پرشتاب در حوزه تکنولوژی و همچنین ساختارهای اجتماعی، عناصر مختلف جامعه از جمله خانواده دچار تحولات بسیار مهم و مشهودی شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که نمی‌توان خانواده‌ امروزی را با خانواده دهه‌های گذشته مقایسه کرد. رسانه‌ها یکی از ابزارهای بسیار مهمی هستند که می‌توان تغییر و تحولات خانواده را از دریچه بازنمایی آنها مورد مطالعه قرار داد. در زمینه بازنمایی خانواده تفاوت‌هایی بین رسانه‌های رسمی مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه و رسانه‌های غیررسمی مانند شبکه‌های اجتماعی مجازی وجود دارد که هر یک در جای خود قابل تأمل و بررسی است. در این زمینه گفت‌وگویی داشتیم با محمدحسین شریفی‌ ساعی؛ پژوهشگر رسانه و مسائل اجتماعی ایران و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه تهران که سال‌هاست به پژوهش در حوزه مسائل و آسیب‌های اجتماعی در حوزه خانواده مانند الگوهای روابط پیش از ازدواج، تحولات عشق و خیانت در جامعه ایرانی، شکل‌های جدید زندگی مانند هم‌باشی و نحوه بازنمایی تحولات خانواده در رسانه‌های جمعی و اجتماعی مشغول است و مقالات علمی متعددی در این زمینه‌ها منتشر کرده است.

-    به نظر شما نقش رسانه‌ها در بازنمایی مسائل اجتماعی مختلف چگونه است؟
الان همه ما در جامعه‌ رسانه‌ای قرار داریم. رسانه‌ها، مهم‌ترین وسیله برای بازنمایی وقایع و مسائل اجتماعی در جامعه هستند. به تعبیر بودریار، تصویری که امروز از جهان داریم تصوبری واقعی نیست بلکه تصویری است که از طریق رسانه‌ها ساخته شده است. اما برای این‌که بتوانیم به نقش رسانه‌ها در بازنمایی مسائل اجتماعی بپردازیم، باید فهم بهتری از سازوکارهای آنها داشته باشیم. ابتدا باید تفاوت اساسی انواع رسانه‌ها را درک کنیم تا عملکرد آنها را در نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی، بهتر بفهمیم.

ویژگی‌های رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی
در یک تقسیم‌بندی کلی، امروزه رسانه‌ها به دو دسته «رسانه‌های جمعی» و «رسانه‌های اجتماعی» تقسیم می‌شوند. رسانه‌های جمعی، انواعی از رسانه‌های قدیمی‌تر مانند تلویزیون، رادیو، روزنامه، سینما و نظایر آن هستند که ارتباطی «یک‌سویه» را از طریق تولید محتوا توسط جمع محدودی از افراد برای جمع گسترده‌ای از مخاطبان فراهم می‌کنند. به‌طور مثال در رسانه ملی خودمان، نزدیک به 50 هزار نفر کارمند در کل کشور، برای 80 میلیون نفر مخاطب ایرانی و صدها میلیون نفر مخاطب در خارج از کشور، تولید محتوا و برنامه می‌کنند و یا یک فیلم سینمایی را تیمی حدوداً 100 نفره هدایت کرده و میلیون‌ها نفر را مخاطب و متأثر از کار خود می‌کنند. همین امر در مورد روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای، انواع شبکه‌های رادیویی و... نیز صادق است و تولید محتوا توسط عده‌ای اندک برای میلیون‌ها نفر صورت می‌گیرد.

در رسانه‌های جمعی، جریان عمودی ارتباط و تولید اطلاعات، برقرار است اما ماجرای رسانه‌های اجتماعی، به‌کلی متفاوت است. این رسانه‌ها که از نسل جدید ارتباطات هستند مانند انواع شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک، توییتر، تلگرام، اینستاگرام، یوتیوپ و مدل‌های بومی آن همچون آپارات، فیس‌نما و نظایر آن، ارتباطی «دوسویه» با امکان مشارکت و تولید محتوا توسط همه با همه را ایجاد می‌کنند؛ در این رسانه‌های جدید، سلسله مراتب چندان معنایی ندارد و ارتباط به صورت افقی صورت می‌گیرد و نه عمودی. رسانه‌های اجتماعی، مرز و خط‌كشي بين «رسانه» و «مخاطب» را از بين برده‌اند و «مونولوگ» را به «دیالوگ» تبدیل کرده‌اند.

در رسانه‌های اجتماعی، توليد رسانه‌اي در فرآيندي متفاوت با رسانه‌هاي جمعی همچون تلویزیون صورت مي‌پذيرد و كاربران رسانه‌های اجتماعی، صرفاً مصرف‌کننده اطلاعات نیستند بلکه خودشان، توليدكننده محتوا در عرصه اينترنت نیز محسوب مي‌شوند. در رسانه‌های اجتماعی، امکان تعامل دوطرفه مخاطبان با هم پدید آمده است. درواقع، در این رسانه‌های جدید، خود کاربر تبدیل به یک رسانه شده و همین امر، یکی از عوامل جذابیت شدید این رسانه‌های جدید در بین کاربران شده است؛ به طور مثال، امروزه مصرف تلگرام در بین کاربران ایرانی، چندین برابر مصرف برنامه‌های رسانه ملی شده است.

مخاطبان رسانه‌های جمعی در همه دنیا کاهش یافته‌اند
البته، باید به این نکته توجه داشت که اساساً تعداد بیننده‌های غالب رسانه‌های جمعی در جهان، در سال‌های اخیر پایین آمده است؛ چون سهم مصرف رسانه‌ای مردم در روز، ساعات مشخصی را شامل می‌شود و اگر یک کاربر، این ساعات را بیشتر صرف حضور در شبکه‌های اجتماعی مجازی کند، خود به خود به این معناست که از زمره مخاطبان رسانه‌های جمعی در آن ساعات کاسته شده است. چون مخاطبان شبکه‌های اجتماعی (فیسبوک، اینستا، توییتر، تلگرام و...) جای آنها را گرفته‌اند. درواقع، مصرف رسانه‌ای کاربران اغلب شبکه‌های تلویزیونی در کل جهان در حال تغییر است و این مسأله تنها مربوط به ایران نمی‌شود.

تأثیر ایدئولوژی در بازنمایی‌های رسانه‌های جمعی
-    با این مقدمه، به نظر شما وضعیت بازنمایی مسایل خانواده در رسانه‌های جمعی مانند تلویزیون و رسانه‌های اجتماعی مانند شبکه‌های اجتماعی مجازی به چه صورت است و این بازنمایی‌ها چه افتراقاتی با یکدیگر دارند؟
برای این‌که بدانیم نحوه بازنمایی مسائل اجتماعی در رسانه‌های جمعی چگونه است باید به مفهوم ایدئولوژی و رابطه آن با قدرت بپردازیم. محتواهای تولیدشده توسط رسانه‌های جمعی از نگاه سازندگان آن، صرفاً وسیله‌ای برای پر کردن اوقات فراغت مخاطبان نیست بلکه ماجرا پیچیده‌تر از این است و این برنامه‌ها، درواقع حوزه‌ای از فرآیند جامعه‌پذیری توده‌ای در سطح کلان هستند. سازوکار جامعه‌پذیری توده‌ای در رسانه‌های جمعی، بر مبنای فرآیند آموزش پنهان و درونی‌سازی ایدئولوژی‌ها عمل می‌کند. ویژگی این نوع از جامعه‌پذیری این است که معمولاً نمی‌فهمیم در حال فراگیری ارزش‌هایی خاص هستیم.

سیاست‌ رسانه‌های جمعی در قبال بسیاری از مسایل اجتماعی «سکوت» است
در همین راستا، رسانه‌های جمعی همچون بسیاری از رسانه‌های دولتی سعی می‌کنند مسائل اجتماعی حاد در حوزه خانواده را به راحتی بازتاب ندهند؛ چراکه در نگاه مخاطبان، ممکن است این مسائل ناشی از ضعف عملکرد دولت در عرصه حمایت از خانواده تلقی شود. این رسانه‌ها گرچه نمی‌توانند تعیین کنند که مخاطبان، «چطور» بیاندیشند اما می‌توانند تعیین کنند که «درباره چه» بیاندیشند. لذا در برجسته‌سازی موضوعات برای مخاطبان، دست‌کاری می‌کنند. یعنی به برخی از موضوعات ساده در حوزه خانواده می‌پردازند و برخی دیگر را مسکوت می‌گذارند. به همین دلیل، معمولاً «سکوت رسانه‌ای» توسط رسانه‌های جمعی، اولین واکنش در مقابل بسیاری از مسائل اجتماعی در ایران بوده است. به طور مثال افزایش ایدز، فحشاء، اعتیاد، روسپی‌گری، گسترش روابط پیش از ازدواج، خیانت، طلاق و... از جمله مسائلی هستند که رسانه‌های جمعی در داخل ایران، معمولاً کمتر و البته دیرتر از وقوع آنها مورد پرداخت رسانه‌ای قرار می‌دهند.

در مورد آمار طلاق که در سال‌های اخیر در شهرهای بزرگ، شکل افسارگسیخته به خود گرفته است، همین چندوقت پیش ثبت احوال ایران که متولی اعلام ماهانه آمار طلاق است بیان کرد که دیگر این آمار را اعلام عمومی نمی‌کند اما با فشار رسانه‌های منتقد، از دیدگاه قبلی خود عقب‌نشینی کرد. رسانه‌های جمعی وابسته به نهادهای دولتی، معمولاً مسائل اجتماعی مربوط به خانواده را با تأخیر زمانی منتشر می‌کنند و در این زمینه آوانگارد و پیشرو نیستند اما نکته مهم این است که وقتی یک مسأله اجتماعی خاص مثل روابط پیش از ازدواج بین دختر و پسر در سطح جامعه گسترش می‌یابد به‌طوری که مسأله، گویی علنی شده است، آن‌وقت رسانه‌های جمعی در ایران خود را مجبور می‌بینند که به جای پاک کردن صورت مسأله و سیاست دیرین عدم بازنمایی و سکوت رسانه‌ای در این حوزه‌های ممنوعه، به سمت بازنمایی هدفمند و البته، دادن پاسخی معقول برای حل این مسائل، حرکت کنند تا بتوانند نقش خود را همچنان در تغییرات و تحولات اجتماعی، ایفا کنند.

در شبکه‌های اجتماعی ملاحظات ایدئولوژیک وجود ندارد
اما در مورد رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی، این‌گونه ملاحظات ایدئولوژیک اصلاً وجود ندارد و سرعت انتقال اخبار مربوط به آسیب‌ها و مسائل اجتماعی، بسیار بالاتر است. شما آخرین اطلاعات و وقایع در مورد انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌توانید در رسانه‌های اجتماعی پیگیری و جست‌وجو کنید. مثلاً اطلاع‌رسانی در مورد اسیدپاشی اصفهان، توسط شبکه‌های اجتماعی، بسیار سریع‌تر و وسیع‌تر از رسانه‌های جمعی مانند رسانه ملی بود؛ رسانه‌های جمعی تا حد زیادی با احتیاط و حتی از طریق سکوت رسانه‌ای، از این مسأله عبور کردند. البته بازار شایعات و بزرگ‌نمایی‌ها در این شبکه‌های اجتماعی مجازی هم داغ است که نیاز به افزایش سواد رسانه‌ای مخاطبان دارد تا سره از ناسره مشخص شود.

-    رویکرد رسانه‌های جمعی رسمی مانند تلویزیون به مسایل خانواده مانند ازدواج و طلاق چگونه است؟
قبلاً تحقیقی در این رابطه انجام داده‌ام و به نحوه بازنمایی روابط پیش از ازدواج در سریال‌های تلویزیونی پرداخته‌ام. با تحلیل سریال‌های تلویزیونی می‌توان زمینه‌های اجتماعی سازنده آن را هم مورد تحلیل قرار داد؛ زمینه‌ای که می‌تواند ما را در فهم کلیت مسائل یاری کند. سریال‌های تلویزیونی، تاریخ زندگی خود را دارند؛ تاریخی که با تاریخ زندگی انسان‌ها در هر دوره اجتماعی بی‌ارتباط نیست. در پژوهشم به این نتیجه رسیدم که در دو دهه اخیر، دو شیوه عمده و اصلی از ازدواج یعنی ازدواج سنتی و ازدواج مدرن را در سریال‌ها و برنامه‌های رسانه ملی شاهد بوده‌ایم.

خوب‌نمایی ازدواج‌های سنتی در دهه 70
در دهه 1370، الگوی غالب ازدواج‌های تصویرشده در رسانه ملی، از نوع سنتی و به معنای عدم هرگونه رابطه بین دختر و پسر پیش از ازدواج بود و این امر برآمده از فضای اجتماعی در همان دوران بود. همچنین، در آن دوره نسبت به شکل‌گیری شیوه‌های جدیدی از همسرگزینی که به‌تدریج در آن دوران در حال وقوع بود، سکوت رسانه‌ای صورت می‌گرفت. ازدواج سنتی که بازنمایی می‌شد به این صورت بود که ابتدا جوانان، با راهنمایی خانواده‌ها ازدواج می‌کردند و سپس در مسیر زندگی مشترک، عشق را تجربه می‌کردند یا نمی‌کردند. این شیوه از ازدواج تا هم‌اکنون معمولاً با خوب‌نمایی و ترویج آن در رسانه ملی مواجه بوده است. اما سریال‌های تلویزیونی در هر دوره تاريخي تا حدود زيادي تحت‌تأثير شرايط اجتماعي حاكم بر جامعه، به بازنمايي وقایع می‌پردازند و با تغییر فضای اجتماعی، نحوه بازنمایی آنها هم تغییر می‌کند؛ چراکه بازنمایی، وابسته به موقعیت اجتماعی ظهورش است.

نحوه مواجهه رسانه ملی با ازدواج‌های مدرن
از اواخر دهه 1370 که به‌تدریج روابط دختر و پسر در تهران، افزایش یافت، رسانه ملی درگیر چالشی به نام تغییرات اجتماعی در حوزه همسرگزینی شد؛ یعنی افرادی که بیشتر تمایل داشتند اول عاشق شوند و سپس ازدواج کنند. درواقع این همان گفتمان ازدواج مدرن بود که در دهه 1380، بر طرفدارانش در بین جوانان اضافه می‌شد و رسانه‌های جمعی، سعی کردند در ابتدا با سکوت رسانه‌ای از آن عبور کنند اما با افزایش پیروان آن در سطح جامعه، سکوت رسانه‌ای هم شکسته شد و ازدواج مدرن به تصویر کشیده شد اما نه در جهت ترویج آن، بلکه در راستای تخریب آن.

رسانه ملی در این دوره می‌خواست رقیب گفتمانی جدید خود را خرد و خفیف کند. او مانند دوران پیشین، صرفاً متاع سنتی خویش را به مخاطب عرضه نمی‌کرد؛ چراکه رقیبان تازه‌ای چون ماهواره، با چشم‌نواز کردن ازدواج مدرن، در رقابتی سخت با ارزش‌های ازدواج سنتی در رسانه ملی برآمده بودند که نیاز به مقابله‌ای نوین را در عرصه‌ای جدید ایجاد می‌کرد. لذا در رسانه ملی از اوایل دهه 1380 به بعد با بازنمایی ازدواج مدرن مواجه بودیم؛ یعنی گفتمانی که سودای عشق رمانتیک پیش از ازدواج را در سر می‌پروراندند. اما نحوه بازنمایی الگوهای روابط مدرن در رسانه ملی، همیشه صورتی هدفمند داشته یعنی این روابط، تقریباً هیچ زمان با بازنمایی مثبت و خوب‌نمایی همراه نبوده و برخلاف گفتمان ازدواج سنتی، ایماژ غالب آن شدیداً منفی، چرک‌آلود و ویران‌گر به تصویر کشیده شده است.

(در همین زمینه: جادوی متمایز عشق برای دختران دهه شصت و هفتاد)

در بازنمایی رسانه‌ای، ارزش‌های گفتمان مدرن به عنوان عامل تهاجمی، مورد نقد شدید ولی پنهان قرار می‌گیرند. رسانه‌های جمعی در آن دوران، در الگوهای بازنمایی ازدواج مدرن، روابط عاشقانه را مطرح کرده و به چالش می‌کشیدند و آن را به‌گونه‌ای تصویر می‌کردند که فرجام آن اغلب با شکستی سهمگین همراه است؛ شکستی که پیامدهای مختلف روانی، اقتصادی و اجتماعی را برای طرفین و خانواده‌های آنها در بر دارد. به طور مثال، بازنمایی روابط عاشقانه در رسانه ملی با مراحل معینی شروع شده و با نتایج مشخصی پایان می‌یافت؛ یعنی شکل‌گیری روابط پیش از ازدواج بین دختر و پسری «بی‌تجربه و احساسی»، شکل‌گیری علاقه شدید بین این دو، احتمال سوءاستفاده از این روابط و مخالفت همیشگی خانواده‌ها، سپس مقاومت فرزندان، ازدواج و در نهایت شکست رابطه. در این میان، ریشه و پیام آن شکست را نیز باید در تضعیف حضور و نظارت خانواده‌ها و پیدایش روابط عاطفی شدید بین دختر و پسر دانست.

-    در رسانه‌های رسمی دیگر مانند روزنامه‌ها هم همین اتفاق رخ می‌دهد؟
خیر، در روزنامه‌ها دست بازتر است؛ چون جریان‌های گفتمانی مختلفی وجود دارد. از سوی دیگر، روزنامه‌ها مخاطبان کمتر و تخصصی‌تری دارند و تا حدی می‌توانند با خطوط قرمز بازی کنند اما خطوط قرمز در رسانه ملی پررنگ‌تر است چون مخاطبان آن در سطح ملی و فراملی است و تمام توده‌های اجتماعی را در بر می‌گیرد و به همین دلیل، طبیعتاً ملاحظات اجتماعی نسبت به برنامه‌های رسانه ملی، با حساسیت بیشتری اعمال می‌شود.

سیاست رسانه ملی در قبال تعدد زوجات و ازدواج موقت، سکوت است
-    وضعیت بازنمایی مسأله تعدد زوجات و ازدواج موقت در رسانه‌های رسمی به چه صورت است؟
به دلیل این که جامعه ایرانی نسبت به تعدد زوجات واکنش منفی شدیدی نشان می‌دهد سیاست رسانه‌های جمعی این است که در این موارد تا حد زیادی سکوت رسانه‌ای پیشه کنند. تعدد زوجات به شکل دائم یا غیردائم است که واکنش‌های اجتماعی نسبت به هر دو نوع آن بسیار شدید است. به تازگی کلیپی مستند در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن از خانم‌ها می‌پرسند ترجیح می‌دهید دوست‌پسر داشته باشید یا به عقد موقت یک مرد دربیایید؟ تقریباً همه دخترها (چه چادری و چه مانتویی) می‌گفتند ترجیح می‌دهیم دوست‌پسر داشته باشیم چون در ازدواج موقت انتظارات بسیار خاصی از زنان وجود دارد که الزاماً در دوستی با یک پسر این‌گونه نیست. من هم در پژوهش‌هایی که انجام دادم این مسأله را رصد کرده بودم. یکی از دلایل این مسأله این است که لفظ «صیغه»، بدنام شده است و دیگر خانمی دوست ندارد همسر صیغه‌ای مردی باشد؛ چراکه این نام، همراه با یک‌سری معانی و انتظارات خاص است؛ در حالی‌که دوستی با جنس مخالف الزاماً این‌گونه نیست و معمولاً رابطه عاطفی، دلبستگی و هیجان در آن وجود دارد.

نماینده‌های شاخص جریان حاکمیت، به ازدواج موقت دامن نمی‌زنند
به همین دلایل، رسانه ملی در قبال تعدد زوجات و ازدواج موقت تقریباً سکوت اختیار کرده است. سیاست اصولی رسانه ملی در این رابطه، ترویج ازدواج دائم و تک‌همسری است. اگر هم در برخی از برنامه‌های این رسانه در سال‌های اخیر، چند کارشناس راجع به این مسأله به اشاره صحبت کرده‌اند آنها نماینده رسانه ملی نیستند بلکه معمولاً کارشناس مدعو بوده‌اند که نظرشان را داده‌اند. جریان حاکم بر رسانه ملی این مسأله را ترویج نمی‌کند و به‌عنوان یک استثناء سعی می‌کند وارد آن نشود تا خود مردم راهشان را پیدا ‌کنند. برخلاف روح عقد موقت که در اسلام بسیار معانی وسیعی دارد، در حال حاضر عقد موقت یا صیغه، تبدیل به یک مفهوم تند و زننده و صرفاً جنسی شده که از طریق آن به زن به مثابه یک کالای جنسی نگاه می‌شود. به همین دلیل حاکمیت سعی می‌کند وارد این فضا نشود و آن را ترویج نکند. من بسیار کم دیده‌ام کسانی که نماینده‌های شاخص جریان حاکمیت هستند، به ازدواج موقت دامن بزنند و این مسأله را به جریان گفتمانی تبدیل کنند و یا اگر دامن بزنند دیگران با آن مخالفت نکنند.

در روزنامه‌ها و رسانه‌های غیردولتی چون خطوط قرمز کمتری نسبت به رسانه ملی وجود دارد، بیشتر به این جریان می‌پردازند و جریان‌های موافق و مخالف در این رابطه گفت‌وگو می‌کنند و بیشتر هم جریان‌های مخالف و فمینیستی با تعدد زوجات و ازدواج موقت در روزنامه‌ها غلبه دارند. درواقع، در روزنامه‌ها در مورد تعدد زوجات و ازدواج موقت سکوت زیادی وجود ندارد و اتفاقاً در جهت ترویج مقاومت فرهنگی نسبت به این موضوع قدم برمی‌دارند.

شکل‌گیری گفت‌وگو در شبکه‌های اجتماعی
-    در رابطه با ازدواج موقت و تعدد زوجات وضعیت در شبکه‌های اجتماعی به چه صورت است؟  
در شبکه‌های اجتماعی گفت‌وگو در این موارد، بسیار بیشتر است چون این شبکه‌ها کاملاً کاربرمحور هستند و ممکن است پیرامون مسایل اجتماعی گفت‌وگوهایی شکل بگیرد که هزاران نفر مخاطب داشته باشد. الان ازدواج موقت یک مسأله بسیار مهم در جامعه ما محسوب می‌شود چون نسبت به دهه‌های گذشته، میزان تحریک جنسی در جامعه ایرانی به شدت افزایش یافته است.

براساس آموزه‌های دین اسلام، جامعه‌ای اسلامی تلقی می‌شود که در آن تحریک حداقلی بیرون از منزل و تأمین حداکثری در منزل وجود داشته باشد؛ این در حالی است که در جامعه فعلی ما تحریک حداکثری خارج از منزل وجود دارد و به دلایل مختلف مانند خشونت خانگی، نارضایتی جنسی، نارضایتی عاطفی و... در بخشی از جامعه متأهلان نیز، تأمین حداقلی از نظر جنسی و عاطفی در منزل اتفاق می‌افتد. کسانی هم که مجرد هستند، همان تأمین حداقلی داخل منزل را هم ندارند. تناقضی در تئوری جنسی در جامعه ایران وجود دارد و الگوی فعلی پاسخگوی نیازها نیست. به همین دلیل برخی جوانان به دنبال کشف راه‌های جدید هستند. از این‌رو، بخشی از مذهبی‌ها به سمت ازدواج موقت می‌روند و برای غیرمذهبی‌ها هم مهم است که به هر حال با یک نفر از جنس مخالف رابطه داشته باشند.

تغییرات وسیع جنسی جامعه ایرانی
طی مصاحبه‌هایی که انجام دادم متوجه شدم هدف بسیاری از پسرها از فعالیت در شبکه‌های اجتماعی پیدا کردن دخترهایی است که با آنها ارتباط داشته باشند. در حال حاضر بین پسرها و دخترها اعتماد متقابل چندانی وجود ندارد چون بخش قابل توجهی از جوانان، تجربه روابط عاطفی و حتی جنسی دارند؛ در حالی‌که مثلاً در 10 سال گذشته، چنین تجربیاتی نداشتند.‌ درواقع، از پدیده‌ای با نام تغییرات وسیع جنسی صحبت می‌کنیم که ذائقه‌ها را در ایران تغییر داده است. نکته مهم این است که علاوه بر مجردها، بخشی از متأهل‌ها هم به این فضا روی آورده‌اند و شبکه‌های اجتماعی هم بستر بروز تغییرات نگرشی در افراد را تسهیل کرده است.

ارتباط روابط ناپایدار عاطفی با سرمایه‌داری
اِوا ایلوز، جامعه‌شناس مشهور در کتاب خودش «عشق و تناقضات آن در فرهنگ سرمایه‌داری» می‌گوید سرمایه‌داری، فرهنگ مصرف و مد را القاء می‌کند و در این فرهنگ شما یاد می‌گیرید که هر روز باید پوشش خود را تغییر دهید و دائم وسایل خود را عوض کنید. درواقع، فرهنگ مصرف با استفاده از ابزار مد، روی آدم‌ها فشار فرهنگی وارد می‌کند. در چنین فرهنگی، عشق هم تاریخ مصرف دارد و شما نمی‌توانید در جامعه سرمایه‌داری و فرهنگ آن زیست کنید اما 50 سال به یک نفر تعهد بدهید که در کنار او باشید. در این فرهنگ باید همه چیز را مصرف کرد و لذت برد؛ لذا عشق هم یک پدیده مصرفی می‌شود و آدم‌ها امروز با یک نفر و فردا با فرد دیگری هستند. هر جا فرهنگ سرمایه‌داری گسترش پیدا کند، تعهدات بلندمدت را در بخش قابل توجهی از افراد پایین می‌آورد. به همین دلیل، بالاترین میزان جدایی‌ها در جوامع سرمایه‌داری رخ می‌دهد. در این جوامع، آدم‌ها یاد می‌گیرند دائماً همه چیز زندگی‌شان را تغییر بدهند و این مسأله به تدریج وارد ناخودآگاه آنها شده است.

(در همین زمینه: همه ناگفته‌ها از "عشق در دنیای معاصر" از منظر جامعه‌شناسی- گفت‌وگو با دکتر مصطفی مهرآیین)

(در همین زمینه: بررسی جامعه‌شناختی وضعیت "عشق" در ایران- گفت‌وگو با دکتر ابوتراب طالبی؛ جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی)

براساس تئوری جامعه مخاطره‌آمیز از اولريش بک هم می‌توان مسأله ورود افراد و به‌ویژه پسرها به روابط خارج از ازدواج را تحلیل کرد. اولريش بک می‌گوید آدم‌ها وقتی احساس کنند برخی رفتارها ریسک بزرگی برای آنها دارد، آن رفتارها را انجام نمی‌دهند. در جامعه سرمایه‌داری، ریسک ازدواج در سنین پایین، بسیار بالاتر از ریسک روابط پیش از ازدواج است. به همین دلیل، این روابط بین افراد در حال گسترش است. در مورد شرح این مسأله می‌توان گفت ویژگی‌ اقتصاد سرمایه‌داری، خصوصی‌سازی است و در بخش خصوصی هم قراردادها به‌صورت کوتاه‌مدت و شش ماهه یا یک‌ساله بسته می‌شود، بسیاری از اوقات هم قراردادی وجود ندارد. حتی سازمان‌های دولتی هم به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر قراردادهای بلندمدت با کسی امضا نکنند چون در رقابت با شرکت‌ها و سازمان‌های دیگر ممکن است حیات خودشان هم بلندمدت نباشد. همین مسأله روی الگوهای ازدواج و همسرگزینی تأثیر می‌گذارد.

«تعهد پایدار» با «شغل ناپایدار» سازگار نیست
من با مردی مصاحبه می‌کردم که ماهانه حدود 4 میلیون تومان درآمد داشت اما ازدواج نمی‌کرد و طی دوره‌ای حدوداً 10 ساله با بیش از 50 زن ارتباط گرفته بود. وقتی از او پرسیدم چرا ازدواج نمی‌کنی، جواب داد قرارداد من 6 ماهه است و هر 6 ماه تمدید می‌شود و معلوم نیست ماه هفتم با من تمدید کنند یا خیر. نکته مهمی که می‌خواهم بگویم این است که «تعهد پایدار» با «شغل ناپایدار» سازگار نیست. جامعه ایران هم به سمت مشاغل ناپایدار می‌رود و امنیت شغلی برای جوانان دیگر وجود ندارد. ناامنی شغلی، چیزی فراتر از بیکاری است. ناامنی شغلی، به بی‌ثباتی شغلی شاغلان اشاره دارد. در جامعه امروز، کسی که امنیت شغلی ندارد، امنیت روانی هم ندارد و کسی که امنیت روانی ندارد، به سمت یک رابطه پایدار و تعهد بلندمدت نمی‌رود و این خود یکی از عوامل گسترش روابط ناپایدار در جامعه ایرانی شده است.

یک نکته دیگر این است که بسیاری از پسرها به این نتیجه رسیده‌اند که مگر در ازدواج چه چیزی هست که در رابطه دوستی با یک دختر نیست؟ درواقع، در دوستی با یک دختر، نیازهای جنسی و عاطفی آنها تأمین می‌شود و در مقابل، تعهد و دردسر کمتر و تنوع بیشتری را تجربه می‌کنند و به این نتیجه می‌رسند که چرا باید با ازدواج برای خود دردسر درست کنند.

گوشی تلفن همراه ابزار تحول در اخلاق جنسی
یکی از مسایلی که باعث ارتباط بیشتر دخترها و پسرها با هم شد، افزایش ورود دختران به دانشگاه و محیط کار بود که باعث شد ارتباط دختر و پسر نزدیک‌تر شود و این ارتباط در بلندمدت به روابط عاطفی بیانجامد. گسترش فن‌آوری هم در این زمینه اهمیت بسیار زیادی دارد. گوشی تلفن همراه ابزار تحولات در اخلاق جنسی شده است؛ چون نه تنها این رابطه‌ها را تسهیل، که آن‌ها را پنهان هم می‌کند. با گسترش استفاده از تلفن همراه، قدرت خانواده‌ها به چالش کشیده شده است و خانواده‌ها فکر می‌کنند که می‌دانند فرزندانشان چه کار می‌کنند اما درواقع نمی‌دانند؛ چون روابط، با تلفن همراه، به راحتی مدیریت می‌شوند و خانواده‌ها خبردار نمی‌شوند. به عبارت دیگر، شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر موبایل به شدت روابط بین دختر و پسر را تسهیل کرده‌اند.

عقب‌نشینی‌های فرهنگی پسرها و دخترها
مسأله دیگری که وجود دارد این است که تعصب بسیاری از پسرها به رابطه قبلی دختر، کم شده است؛ چون دیگر داشتن رابطه را طبیعی می‌دانند. 10 سال پیش دوست‌پسر داشتن دختر برای پسری که می‌خواست با او ازدواج کند، یک خط قرمز پررنگ محسوب می‌شد اما الان در بخش‌های قابل توجهی از جامعه، این‌گونه نیست و خط قرمز خیلی از پسرها از دوست‌پسر نداشتن دختر، به نداشتن رابطه جنسی عقب‌نشینی کرده است. بخش زیادی از پسرها هم موقع خواستگاری از روابط گذشته دختر نمی‌پرسند و می‌گویند «نمی‌پرسم، تو هم نپرس» چون خودش هم روابطی داشته است که نمی‌خواهد بگوید.

با خیلی از پسرها که مصاحبه می‌کنم می‌بینم به این نتیجه رسیده‌اند که با دختری آشنا شوند که قبل از آنها تجربه زیادی نداشته باشد. بعضی از پسرها که تجربیات زیادی دارند خیلی رادیکال شده‌اند و اصلاً قبول نمی‌کنند که دختری تجربه نداشته باشد. درواقع، استاندارد رابطه عاطفی و رابطه جنسی آن پسر به جایی رسیده که می‌گوید من نمی‌توانم دختری را که اولین‌بار است ارتباط برقرار می‌کند، مدیریت کنم. حتی با پسری مصاحبه کردم که می‌گفت دختر باید حتماً قبل از من رابطه داشته باشد تا نحوه رفتار جنسی را بلد باشد؛ البته این‌ها از نظر جمعیتی، اقلیت هستند اما اقلیت رو به رشد محسوب می‌شوند.

من این مسأله را در خانم‌ها هم بررسی کردم و فرضم این بود که خانم‌ها از تجربه قبلی پسر ناراحت می‌شوند اما بسیاری از آنها این دیدگاه را نداشتند و برخلاف فرضیه اولیه من می‌گفتند ما اتفاقاً خوشحال می‌شویم اگر پسری یک یا دو رابطه تمام‌شده در گذشته داشته باشد و می‌گفتند این مسأله به دو دلیل به نفع ماست. دلیل اول این است که او ما را به خاطر رابطه جنسی نمی‌خواهد؛ چون به قدری تواناست که می‌تواند این ارتباط را با فرد دیگری هم داشته باشد. دلیل دوم هم این است که چنین پسری رابطه عاطفی را بلد است و اشتباهات روابط گذشته را در رابطه جدید تکرار نمی‌کند. حتی من شنیده‌ام خانم‌ها پسری که هیچ تجربه‌ای نداشته را مسخره می‌کنند. فضای فرهنگی جامعه این‌گونه تغییر کرده و مخصوصاً پسرها که با توجه به فرهنگ مردسالار انتخاب‌گر بودند، دائم عقب‌نشینی فرهنگی می‌کنند.

(در همین زمینه: مسأله این نسل بیش از خانواده، روابط عاطفی و جنسی است/ بررسی آینده خانواده ایرانی- گفت‌وگو با دکتر مصطفی مهرآیین؛ جامعه‌شناس)

دیدگاه دختران و پسران نسبت به دوستی در فضای مجازی
-    در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در این زمینه چه اتفاقی می‌افتد؟
فضای مجازی میدان بسیار خوبی برای دوست‌یابی شده است. بخش زیادی از خانم‌ها از فرآیند دوست‌یابی به دنبال ازدواج و بخش کمی هم به دنبال مسایل مالی هستند. مخصوصاً برای آنهایی که ضربه عاطفی خورده‌اند یا مورد خیانت واقع شده‌اند و نمی‌خواهند رابطه عاطفی داشته باشند، مسأله مالی اهمیت دارد. البته، این به معنای روسپی‌گری نیست و بخشی از خانم‌ها می‌خواهند پارتنری داشته باشند که برای آنها خرج کند. به تعبیر دیگر، الان پارتنر یا همان شریک عاطفی برای بخشی از خانم‌ها، منبع درآمد است. پسرها هم عمدتاً از دوستی به دنبال مسأله جنسی هستند. البته برای برخی از آنها نیز مسایل مالی و به اصطلاح تیغ‌زدن دخترهای پولدار و کم‌تجربه اهمیت دارد.

در اینستاگرام فضا نسبت به تلگرام جنسی‌تر است. البته، در گروه‌ها و کانال‌های تلگرام هم این فضا وجود دارد. خیلی از پسرها در تلگرام عضو گروه‌هایی می‌شوند که شاید با حوزه تخصصی و علاقه آنها چندان سنخیتی نداشته باشد اما در این فضاها وارد چت خصوصی با دخترها می‌شوند و با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. هدف بسیاری از خانم‌ها هم از وارد شدن در این فضاها این است که مورد خوبی برای ازدواج پیدا کنند.

من با آقایی مصاحبه می‌کردم که بعد از 5 سال زندگی از همسرش جدا شده بود و تنها در 6 ماه از طریق شبکه‌های اجتماعی، با حدود 15 خانم ارتباط جنسی پیدا کرد و به راحتی وارد هرج و مرج جنسی شد؛ یعنی فضایی که در 20 سال پیش از این، اگر آرزو هم می‌کرد به این راحتی نمی‌توانست به آن دست یابد. شبکه‌های اجتماعی سهولت زیادی را به‌وجود آورده‌اند و مرد با خود فکر می‌کند که با این شرایط چرا باید ازدواج کند؟ این آقا می‌گفت من قدرت اقناع‌ خودم را برای ازدواج مجدد از دست داده‌ام. دردسترس بودن خانم‌ها و رقابتی که برای داشتن پارتنر بین آنها شکل گرفته، باعث شده که دست پسرها خیلی باز شود. درواقع، وقتی خانم‌ها وارد میدان شدند و خودشان را عرضه کردند، قدرتشان پایین آمد و همین مسأله باعث می‌شود که سن ازدواج هم بالا برود چون پسر می‌گوید وقتی دخترهای زیادی دردسترس هستند من برای چه به سرعت ازدواج کنم؟ خانم‌ها آمده‌اند در این روابط که مورد خوبی ازدواج پیدا کنند اما در یک فرآیند پیچیده، تعداد زیادی از آنها وارد رابطه با پسرها شده‌اند و رقابت شدیدی بین آنها شکل گرفته است که همین امر، به طور معکوس، سن ازدواج را بیشتر هم کرده است.

-    بازنمایی مسأله خیانت در رسانه‌های رسمی و رسانه‌های غیررسمی به چه صورت است؟
در حال حاضر، به‌قدری رابطه خارج از ازدواج ساده شده که بسیاری از آدم‌های متأهل و متعهد هم دچار بحران معنا شده‌اند و می‌گویند چرا باید تعهد زیادی به هم داشته باشیم. در این زمینه گروه‌های دوستی که این روابط در آنها وفور دارد، در تغییر رفتار آدمی بسیار تعیین‌کننده هستند. من با زوج‌های متعددی مصاحبه کرده‌ام که خیلی همدیگر را دوست داشتند اما با ورود یک‌طرف رابطه، به برخی از گروه‌های دوستی خاص، زندگی آنها تحت‌تأثیر قرار گرفت. مثلاً با مردی مصاحبه می‌کردم که بسیار همسرش را دوست داشت اما وارد یک گروه همکاری خاص شده بود که همه مردان آن گروه از همسرانشان جدا شده بودند و دوست‌دخترهای متعدد داشتند. این مرد هم که در تعارض هویتی قرار گرفته بود، ابتدا مقاومت می‌کرد اما به‌تدریج با زنان متعدد ارتباط برقرار کرد. وقتی همسرش متوجه این مسأله شد از او خواست به این کار ادامه ندهد و او هم قبول کرد اما نتوانست به قول خود پایبند بماند و به‌قدری به این کار ادامه داد که زندگی زناشویی‌اش به جدایی رسید.

تا یک دوره‌ای در مورد این مسائل در رسانه‌های رسمی گفت‌وگو نمی‌شد و سکوت رسانه‌ای برقرار بود تا این‌که به‌تدریج و در سال‌های اخیر بروز پیدا کرده و تبدیل به یک مسأله بسیار مهم در حوزه خانواده شده است؛ به‌طوری‌که بخشی از جوانان تمایل دارند این فضا را تجربه کنند و همین مسائل ریسک خیانت زناشویی را هم بالا برده است. رسانه ملی خیانت را به شکل منفی نشان می‌دهد و این اتفاق را به شخصیت منفی داستان پیوند می‌دهد؛ چون خیانت هیچ‌وقت مثبت نیست. کاراکترها هم نماینده یک گفتمان خاص هستند؛ مثلاً وقتی قرار است سرمایه‌داری در یک فیلم تقبیح شود، کاراکتر منفی فیلم، فرد پولدار و رباخواری است که از قضا به همسرش هم خیانت می‌کند. به این ترتیب، خیانت و سرمایه‌داری با هم تقبیح می‌شوند.

-    بازنمایی مسأله خیانت در شبکه‌های اجتماعی به چه صورت است؟
بازنمایی‌ در این فضا ساده‌تر و البته مخفی‌تر است و بسیار آزادنه و راحت در این مورد گفت‌وگو شکل می‌گیرد و مطلب به اشتراک گذاشته می‌شود. در شبکه‌های اجتماعی کلیپ‌های زیادی در مورد خیانت وجود دارد و صحبت‌هایی که در این شبکه‌ها راجع به این موضوع می‌شود، اصلاً در رسانه‌های جمعی از نوع دولتی و یا حتی غیردولتی هم نیست.

نادیده گرفتن نقش ساختارهای اجتماعی در رسانه‌های رسمی
-    نسبت بازنمایی مسایل خانواده در رسانه‌های رسمی و رسانه‌های غیررسمی با واقعیت جامعه چگونه است؟
در رسانه‌های رسمی و به‌ویژه رسانه ملی برای بسیاری از مسائل خانواده ریشه‌های فردی قائل می‌شوند. مثلاً اگر کسی خیانت کند، می‌گویند آدم بد و هرزه‌ای بوده و تربیت خانوادگی بدی داشته یا طلاق را تنها به خشونت، بددهانی و نارضایتی جنسی ارتباط می‌دهند اما حرفی از ساختارهای اجتماعی به میان نمی‌آورند. به بیان دیگر، در این رسانه‌ها مسأله خانواده را تنها از منظر روانی و فردی بررسی می‌کنند و در مورد نقش ساختارهای گسترده‌تر اجتماعی مانند بیکاری، مسائل اقتصادی و... در پیدایش و گسترش بحران‌های مربوط به خانواده سکوت پیشه می‌کنند. این در حالی است که رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی به‌صورت جامع‌تر به این مسأله می‌پردازند و ابعاد مختلف مسایل را با سهولت بیشتری مورد توجه قرار می‌دهند.

-    رسانه‌های رسمی در حوزه بازنمایی مسایل خانواده چه بایسته‌هایی را باید رعایت کنند؟
در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد. یک دیدگاه این است که با همین روند جلو بروند و سعی کنند به مسائل اجتماعی حاد نپردازند؛ چون پرداختن به این مسائل به معنای ترویج آنها تلقی می‌شود. دیدگاه دیگر معتقد است این مسأله باید به موضوع اصلی جامعه تبدیل شود تا مردم و متخصصان در مورد آن گفت‌وگو کنند و به راه‌حلی مشخص برسند و اجماعی بین نخبگان در این راستا شکل بگیرد. این دیدگاه معتقد است محرمانه کردن مسائل اجتماعی مانند خوردن قرص مسکن است که درد را صرفاً مخفی می‌کند ولی درمان نمی‌کند و در بلندمدت موجب گسترش بیماری هم می‌شود؛ در حالی‌که درد می‌خواهد به جامعه بگوید باید جلوی بیماری را گرفت. اما دیدگاه غالب این است که در مورد بسیاری از مسایل اجتماعی نباید چندان گفت‌وگو شود و سعی می‌کنند این مسائل، علنی نشوند اما در مورد برخی دیگر از مسائل تا حدودی گفت‌وگو برقرار است.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین