پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۴۲۳۹
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۸
دکتر تقی آزادارمکی:
به لحاظ تاریخی، فهم نادرستی از زنان در خانواده ایرانی وجود دارد و در فهم وضعیت امروز و کنش‌گری آنها در آینده نیز این فهم نادرست تسری پیدا کرده است. با این نگاه، اگر زن از خانواده بیرون آمده باشد، یک پدیده بدخیم اعتراضی یا پدیده جنسی می‌شود و همه آسیب‌ها و نابه‌سامانی‌های جنسی را به نام زن تمام می‌کنند و اگر درون خانواده باشد و دیده نشود، آن وقت زنی تو سری خور و بدبخت می‌شود.


انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است. تا چند روز دیگر تکلیف این قطب مهم اجرایی کشور روشن می‌شود و رییس‌جمهور جدید در مسند قدرت می‌نشیند. در این میان کارشناسان و فعالان حوزه زنان و خانواده، با نگاه و تحلیل کارشناسی خود، انتظارات و پیشنهاداتی برای رییس‌جمهور جدید دارند تا او با عمل به این پیشنهادات و برآورده کرده این انتظارات، بتواند راهگشای مسائل زنان و خانواده در سال‌های مسؤولیت و خدمت خود باشد و کمتر شاهد فرصت‌سوزی و یا استفاده نادرست از امکانات باشیم. به همین‌منظور به سراغ کارشناسان این حوزه رفته و نظرات و پیشنهادات آنها را برای سیاست‌گذاری در حوزه زنان و خانواده جویا شدیم.

دکتر تقی آزاد ارمکی
جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران


عموماً افرادی مانند سیاستمداران، روشنفکران و حتی کسانی که به‌عنوان کارشناس اجتماعی و آسیب‌شناس وارد حوزه خانواده شده‌اند، تعبیر و معنای غلطی از خانواده و تغییرات و مسایل و مشکلات آن ارایه دادند. به همین دلیل من معتقدم که یک تقلب معنایی اتفاق افتاده و این تقلب موجب شده است هر دستورالعمل و سیاستی که طراحی می‌شود، وضع خانواده را بدتر کند.

اولین ضرورت این است که یک بازشناسی کارشناسانه در مورد خانواده انجام دهیم. البته، وقتی از متخصصان خانواده صحبت می‌کنم منظور من الزاماً روانشناسان یا علمای دینی نیستند بلکه به کسانی اشاره دارم که در زمینه خانواده فهم تاریخی دارند و تحولات خانواده را می‌شناسند. این افراد در کنار متألهین، روانشناسان و سیاستمداران می‌توانند به یک سیاست در زمینه خانواده برسند. پس اولین ضرورت این است که یک جابه‌جایی در موقعیت و جای کسانی که خودشان را کارشناس حوزه خانواده می‌دانند، رخ دهد.

مسأله دیگر این است که باید مشخص شود جای خانواده در کجای کلیت نظام اجتماعی است و نیروهای اصلی خانواده کدام‌ نیروها هستند. در حال حاضر، معلوم نیست خانواده کجای نظام اجتماعی قرار دارد چون برخی جای خانواده را جلوی نظام اجتماعی، برخی آن را بیرون از نظام اجتماعی و برخی دیگر جای خانواده را در انتهای نظام اجتماعی می‌دانند. وقتی جایگاه خانواده را در انتهای نظام اجتماعی بدانیم، امکان بازیگری مناسب را برای کنش‌گران آن فراهم نمی‌کنیم. به همین دلیل وقتی در مورد زنان بحث می‌شود، زنان یک پدیده بیرون‌افتاده از خانواده تلقی می‌شوند یا به‌عنوان پدیده‌ای درون خانواده که دچار اضمحلال و نابودی شده، به آنها نگاه می‌شود.

به لحاظ تاریخی، فهم نادرستی از زنان در خانواده ایرانی وجود دارد و در فهم وضعیت امروز و کنش‌گری آنها در آینده نیز این فهم نادرست تسری پیدا کرده است. با این نگاه، اگر زن از خانواده بیرون آمده باشد، یک پدیده بدخیم اعتراضی یا پدیده جنسی می‌شود و همه آسیب‌ها و نابه‌سامانی‌های جنسی را به نام زن تمام می‌کنند و اگر درون خانواده باشد و دیده نشود، آن وقت زنی تو سری خور و بدبخت می‌شود.

فهم من این است که خانواده ایرانی در 50 سال اخیر دچار تحولات بنیادی شده است، البته این به معنای افول خانواده و جدا شدن آن از بنیاد و هسته نیست. متأسفانه کسی این تحولات را نمی‌بیند و در نگاه اول این تحولات و هر نوع حضور زن و مرد و دختر و پسر را در جامعه به‌عنوان آسیب‌ اجتماعی تلقی می‌کنند. مثلاً تحصیل و بیکاری زنان یا تغییر الگوهای ازدواج و آرزوهای آنها را یک آسیب می‌دانند. در حالی‌که این تغییرات مربوط به کلیت نظام اجتماعی است و جامعه ایرانی در دوران معاصر تغییرات زیادی پیدا کرده است اما چون تغییرات نظام اجتماعی را به رسمیت نمی‌شناسیم، در نتیجه، تغییرات خانواده را هم به رسمیت نمی‌شناسیم. نتیجه این می‌شود که تغییرات نظام اجتماعی را به نام خانواده می‌زنیم و تصمیم می‌گیریم در حوزه خانواده مداخله کنیم و خانواده را به وضعیت پیشینی برگردانیم که معلوم نیست آن وضعیت پیشین، وضعیت مناسبی برای خانواده بوده باشد.

در مجموع می‌توان گفت کار نخستی که باید انجام دهیم بازشناسی در باب خانواده است که در این بازشناسی باید نیروهای متخصص خانواده دریافت‌هایشان را ارایه دهند. نکته بعدی این است که باید جایگاه خانواده در کلیت نظام اجتماعی مشخص شود. همچنین باید بین تغییرات درون خانواده و آسیب‌های موجود، تمایز قایل شویم و مشخص کنیم نیروهای اصلی و مؤثر در خانواده کدام نیروها هستند و این نیروها چه تغییراتی داشته‌اند. مسأله دیگر این است که باید تعیین کنیم زنان در کجای نظام خانواده قرار دارند، چه تغییراتی کرده‌اند، چه خواسته‌ها و آرمان‌هایی دارند و چه سمت و سویی را طی می‌کنند.

من معتقدم زنان جامعه ایرانی به دنبال تشکیل خانواده هستند اما خانواده همگرای خوب می‌خواهند نه خانواده به‌هم ریخته و نابه‌سامان. درواقع، زنان از پوسته خود درآمده‌اند و به دنبال ساماندهی یک خانواده جدید هستند. زنان به دلیل مهارت‌ها و دانشی که کسب کرده‌اند، می‌خواهند جای خود را در این خانواده جدید بازتعریف کنند و آن وقت است که بحث زمان ازدواج، فرزندآوری، مالکیت، ارث، مشارکت و... تغییر می‌کند و زنان درگیر این مسایل هستند.

مثلاً در خانواده ایرانی وقتی مرد می‌میرد مشکلات زنی که در خانه مانده است، شروع می‌شود چون این زن در نظام اجتماعی ایرانی بلاتکلیف مانده است. این زن فرزندان را بزرگ کرده و در خانه مشارکت داشته اما وقتی همسرش فوت می‌کند، می‌خواهد تکلیف او به لحاظ مالکیت مشخص شود. وقتی دختران جوان شرایط چنین زنانی را می‌بینند، واکنش آنها در زمان ازدواج، شرایط ضمن عقد است یا درگیری‌هایی که بعداً در خانواده خود را نشان می‌دهد. باید روی این مسایل اقداماتی صورت گیرد و اصلاحاتی انجام شود چون در این صورت است که می‌توانیم از خانواده‌ای بهینه و کارآ در نظام اجتماعی اسلامی- ایرانی صحبت کنیم و مباحث مربوط به زن و زندگی را توضیح دهیم.

انتهای پیام/ 930701

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین