پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۴۲۴۵
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۳
دکتر لیلا سادات زعفرانچی عنوان کرد
اگر چارچوب‌ها در مرزهای ملی ما بصورت قاعده مند تنظیم و به صراحت تبیین شود، قاعدتاً افراد نمی‌توانند در دوران تبلیغات انتخاباتی باید و نبایدهای شعارگونه و ناملموس و محدودیت های تخیلی تعریف کنند. وجود یک چشم انداز جنسیتی مبتنی بر دیدگاه‌های ارزشی و ملی باعث می شود نتوان با موج سواری بر احساسات در لحظات حساس، مطالبات جدید آفرید و سپس در پاسخ به مطالبات گذشته نیز ناتوان بوده و موجب نارضایتی کاذب شد.


انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است. تا چند روز دیگر تکلیف این قطب مهم اجرایی کشور روشن می‌شود و رییس‌جمهور جدید در مسند قدرت می‌نشیند. در این میان کارشناسان و فعالان حوزه زنان و خانواده، با نگاه و تحلیل کارشناسی خود، انتظارات و پیشنهاداتی برای رییس‌جمهور جدید دارند تا او با عمل به این پیشنهادات و برآورده کرده این انتظارات، بتواند راهگشای مسائل زنان و خانواده در سال‌های مسؤولیت و خدمت خود باشد و کمتر شاهد فرصت‌سوزی و یا استفاده نادرست از امکانات باشیم. به همین‌منظور به سراغ کارشناسان این حوزه رفته و نظرات و پیشنهادات آنها را برای سیاست‌گذاری در حوزه زنان و خانواده جویا شدیم.

دکتر لیلا سادات زعفرانچی
دکترای اقتصاد


در حوزه زنان و خانواده، با چند مشکل ساختاری و زیربنایی مواجه هستیم که معمولاً با آمد و رفت دولت‌ها حل‌نشده می‌ماند و برخی از این مشکلات، در دوره‌های چهارساله تشدید می‌شود و نیازمند پاسخگویی جدی نهاد اجرایی است.

اصلی‌ترین مشکل ساختاری در حوزه مسائل زنان و خانواده که به شدت این حوزه را سیاست‌زده و دچار التهاب انتخاباتی می‌کند، فقدان یک نظریه‌پردازی صحیح در این حوزه است. فقدان نظریه پردازی مناسب با دو آسیب و چالش زیربنایی ما را روبرو کرده است: یکی این‌که برخی از دولت‌ها، معمولاً برداشت ناصحیح و ناصوابی از الگوهای متداول بین‌المللی دارند که به دلیل عدم سنخیت آنها با برخی از زیرساخت‌های ملی و دینی، معمولاً در گره‌گشایی مشکلات زنان در ابعاد ملی ناکام است. از سویی، برخی دیگر از دولت‌ها، با وجود ادعای داشتن طرحی نو در حوزه مسائل زنان و خانواده، به دلیل نبود یک مکتب و ایدئولوژی صحیح و صریح در حوزه مباحث دینی و همچنین فقدات چارچوب منسجم و مشخص بخصوص مشکل عدم یک دید سیستمی در رفع مشکلات زنان با وجود نیتی خیرخواهانه چندان موثر ارزیابی نمی گردند. بنابراین دو رویکرد مشخص ذکر شده در دولت‌ها در حوزه مسائل زنان و خانواده، به دلیل فقدان بهره‌گیری از یک نظریه ناب و زیربنایی در این حوزه، دچار آسیب‌ و نوسانات بدون دفاع است. سؤال اصلی این است که چرا اصولاً در دولت‌ها پرداختن به یک نظریه‌پردازی ساختاری، به صورت یک نیاز مبرم احساس نمی‌شود؟ مشکل اصلی آنجا است که دولت‌ها معمولاً در حوزه مسائل زنان و خانواده هم خود را نظریه‌پرداز می‌دانند و هم مهم‌ترین رکن اجرایی این نظریات. اما شاید اصلی‌ترین هدف فرمایش مقام معظم رهبری در زمینه ضرورت وجود یک مرکز فراقوه‌ای در حوزه زنان و خانواده، نجات بحث زنان از این نگرش ناصحیح دولت‌ها است و این‌که ما بتوانیم حوزه زنان و خانواده را از سیاست‌های تبلیغاتی و انتخاباتی- چه انتخابات ریاست جمهوری و چه سایر انتخابات‌ - مصون بداریم. بطور مثال ما در خصوص بانوان و زنانی صحبت می‌کنیم که به قدرت اختیار و انتخاب آنها برای هرگونه تصمیم‌گیری فردی و خانوادگی ایمان داریم و بنابراین این‌که آنها را بترسانیم از این‌که ممکن است دولتی بر سرکار بیاید که منجر به خانه‌نشینی آنها شود و چنین تصمیم‌گیری کلانی را برای زنان مختار بگیرد، غیر موجه است؛ چه این‌که زنان ما در دوران پس از انقلاب بارها و بارها ثابت کردند که زمانی که احساس تکلیف برای هرگونه نقش‌آفرینی کرده‌اند، دولت‌ها محمل این تصمیم‌گیری نبوده و نخواهند بود.

یکی دیگر از مشکلات ساختاری در حوزه مسائل زنان و خانواده، فقدان یک اجماع ملی در اولویت‌بندی، شناسایی ، طرح و برنامه‌ریزی رفع مسائل و موانع در حوزه زنان و خانواده است. متأسفانه در داخل برای شناسایی و حل مشکلات زنان با دیدگاه‌های متفاوت و متعارضی روبه‌رو هستیم و در نتیجه، فقدان یک اجماع ملی علاوه بر ایجاد سردرگمی برای نیمی از جمعیت جهت ارائه خط مشی در داخل مرزها، وجهه بین‌المللی‌ کشور را نیز در این زمینه متاثر و بی ثبات ساخته است. بطوریکه در حوزه بین‌الملل مشخص نیست که گفتمان ما در حوزه مسائل زنان و خانواده منتسب به چه مکتب، باور و اجماع داخلی است و چرا مرتبا نمایندگان جمهوری اسلامی ایران با تغییرات فاحشی در گفتمان جهانی حوزه زنان و خانواده ظهور و بروز دارند.

از دیگر مشکلات ساختاری در حوزه زنان و خانواده که زمینه سیاست زدگی تلقی می شود ، عدم استانداردسازی نسبت و تناسب تعاملات در حوزه زنان و خانواده است. کاملاً قابل درک است که پیوست خانواده به واژه زنان به دلیل دغدغه بجای سیاستگذار جمهوری اسلامی جهت فاصله از مکاتب غیرکاربردی فمینیستی صورت گرفته است و سعی شده با گره زدن مباحث زنان و خانواده به یکدیگر، به اهمیت نقش زن در کانون خانواده  پرداخته شود  اما سؤال اصلی این است که آیا تاکنون تلاش شده شناسایی جامع و کاملی نشات گرفته از دیدگاه‌های ارزشی و دینی در تعریف این دو حوزه و ارتباطات و تناسبات آنها داشته باشیم؟ آیا همه موضوعات زن با همه موضوعات خانواده به صورت یکپارچه قابل جمع است؟ و اگر نقش مستقلی برای زن و کانون خانواده برای حل مسائل دیده می‌شود، این نقش مستقل در کدام بخش‌هاست و قاعده‌های حقوقی، اقتصادی، سیاسی ناظر بر آن چگونه تعریف می شود. باید بتوان در یک نگاه ارزشی  مسائل مستقل و مسائل مرتبط را شناسایی نمود. ترسیم درست این خطوط ارتباطی باعث می شود زمانی که نکته‌ای را برای حل مشکلات تجویز می‌کنیم، ناظر به این امر باشد که مسأله را به صورت یکپارچه در حوزه مسائل زنان و خانواده ببینیم و از صرف لفاظی گره زدن این دو واژه پرهیز کرده در سیاست‌گذاری‌های به‌عمل آمده مصالح این دو محور عظیم جامعه را توأمان لحاظ کنیم.

بحث مهم دیگر، تکرار برخی از مطالبات زنان در هر دوره انتخاباتی است؛ به صورتی‌که اگر شعارهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری را در سالهای متمادی دنبال کنیم، بیش از پنج الی شش محور تکراری در این مطالبات و شعارها دیده نمی‌شود. لازم به ذکر است که مطالبات و شعارهایی که در آستانه انتخابات طرح می‌شود، بیش از آن‌که مطالبات و مشکلات اصلی زنان باشد، مطالبات کاندیداهای ریاست جمهوری برای جذب آراء بخش عظیمی از جمعیت است و بنابراین نتیجه این است که اصولا مباحث مطرح‌شده درد اصلی جامعه زنان تلقی نشده و بعد از سپری شدن دوران گذار انتخاباتی، هم از اهمیت بحث زنان و خانواده از نگاه قوه مجریه کاسته می شود و هم برخی از شعارهایی که در دوران تبلیغات مطرح می‌شد، فراموش شده و به جد پیگیری نمی‌گردد.

در نهایت یکی از اصلی ترین مسائل ساختاری و شاید مهم ترین دلیل سیاست‌زدگی و زمینه ساز استفاده ابزاری از نیمی از جمعیت در آستانه انتخابات، به‌خصوص انتخابات ریاست جمهوری، فقدان یک چشم‌انداز جنسیتی است که بایستی فراتر از قوای حاضر و در چارچوب یک اجماعی ملی طرح و تبیین گردد ؛ به‌گونه‌ای که در حوزه‌های ملتهب سیاسی، بحث زنان و خانواده دستاویزی برای جمع کردن رای حتی با عدول از باید ها و نباید های نظام  محسوب نشود. اگر چارچوب‌ها در مرزهای ملی ما بصورت قاعده مند تنظیم و به صراحت تبیین شود، قاعدتاً افراد نمی‌توانند در دوران تبلیغات انتخاباتی باید و نبایدهای شعارگونه و ناملموس و محدودیت های تخیلی تعریف کنند. وجود یک چشم انداز جنسیتی مبتنی بر دیدگاه‌های ارزشی و ملی باعث می شود نتوان با موج سواری بر احساسات در لحظات حساس، مطالبات جدید آفرید و سپس در پاسخ به مطالبات گذشته نیز ناتوان بوده و موجب نارضایتی کاذب شد.  

در پایان باید گفت هیچ دولتی بدون داشتن ظرفیت‌های پژوهشی و علمی منسجم، نه می‌خواهد و نه می‌تواند موجب ارتقاء وضعیت زنان شود. سیاسی‌ و ابزاری‌دیدن بخش اعظمی از جمعیت، اصلی‌ترین ظلم فاحش به حوزه زنان است و معتقدم که امروزه زنان فهیم ما در این بازی تکراری کارآزموده شده و هوشمندانه نسبت به شعار هایی که شعور آنان را به بازی می گیرد واکنش نشان خواهند داد. بسیاری از مشکلات کلان امروز در جامعه فراتر از مباحث جنسیتی، رفاه خانوار را در زمینه اقتصادی نشانه گرفته است و باور زنان این است که تا زمانی که معیشت خانوار در امنیت نباشد طرح هر گونه شعار بی ربط و بی برنامۀ جنسیت محور، غیر عملیاتی و لوکس خواهد بود. امید است که فارغ از روی کار آمدن هر دولتی، احترام به کرامت زن و خانواده محفوظ ماند.

انتهای پیام/ 930610
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین