پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۵۷۱۴
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۲
این روزها، دوباره توییتر و کانال‌های تلگرامی پر شده است از تحلیل و نقد و بررسی و غرور جریحه‌دار ملتی که سرافکنده است از رخ دادن این جرم و جنایت. البته این دفعه داستان شکل متفاوتی هم گرفته و درگیری‌های سیاسی به تحلیل‌های اجتماعی ورود کرده است و قتل دخترک معصوم وجه‌المصالحه دعوای سیاسی برخی از موافقین پذیرش سند 2030 شده است.


همین چند ماه گذشته بود که مسأله قتل ستایش احساسات همه را جریحه‌دار کرد؛ ستایش دختربچه‌ای که توسط پسر نوجوان همسایه، مورد تجاوز واقع شده و پس از آن به قتل رسیده بود. در آن ایام، برخی، از علل وقوع چنین جرمی ‌توسط یک پسر نوجوان سخن می‌گفتند و عوامل زمینه‌ساز چنین بزه‌ها و جنایت‌هایی را برمی‌شماردند. برخی به مسأله توجه والدین به مراقبت از فرزندانشان اشاره و برخی دیگر هم از خلأهای قانونی صحبت می‌کردند. همه تحلیل‌ها و روایت‌های درستی که در آن زمان مطرح شد، پس از چندی به فراموشی سپرده شد. دیگر نه سیاست‌مداری از قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری صحبت کرد، نه کارشناس اجتماعی از علل وقوع جرم و نه کنشگر اجتماعی از لزوم آگاه‌سازی جامعه، تا به امروز که دوباره دخترک معصومی ‌مورد ضرب و جرح و تجاوز و در نهایت قتل واقع شده است.

به گزارش مهرخانه، این روزها، دوباره توییتر و کانال‌های تلگرامی پر شده است از تحلیل و نقد و بررسی و غرور جریحه‌دار ملتی که سرافکنده است از رخ دادن این جرم و جنایت. البته این دفعه داستان شکل متفاوتی هم گرفته و درگیری‌های سیاسی به تحلیل‌های اجتماعی ورود کرده است و قتل دخترک معصوم وجه‌المصالحه دعوای سیاسی برخی از موافقین پذیرش سند 2030 شده است.

فارغ از تحلیل‌های اجتماعی سیاست‌زده که ماحصلی برای کاهش نرخ آسیب‌های اجتماعی ندارند، بررسی این واقعه و وقایع مشابه نشان می‌دهد که:

1.    در بررسی علل بزه‌های اجتماعی، اولین احتمال وقوع هر رخدادی که توسط کارشناسان بیان می‌شود، توجه به مسأله‌بودگی امر جنسی است. کارشناسان قبل از هر احتمالی، علل مسأله را پررنگ شدن امر جنسی معرفی می‌کنند. هر چند نگارنده تا حدود بسیاری از مسأله‌بودگی امر جنسی در جامعه ایرانی دفاع می‌کند و آن را نزدیک به‌ واقع می‌داند اما علت‌العلل خواندن این مسأله برای وقوع جرایم، باعث شده است که علل دیگر مورد توجه واقع نشوند. مثلاً در مورد آتنا، گفته می‌شود که این کودک نازنین، زیورآلاتی به دست و گوش داشته و ممکن است از نیت‌های مهم دزدیدن آتنا، دزدی زیورآلات او بوده باشد؛ هرچند این امر تا انجام بازجویی‌های دقیق از قاتل او مبهم خواهد بود.

2.    وقتی مسأله از حیث مسأله‌بودگی امر جنسی هم مورد توجه قرار می‌گیرد، مثل این است که علل زمینه‌ساز وقوع رفتار‌های خلاف عفت که توسط مجرمین سر می‌زند، به هیچ‌وجه قابل کنترل نیست و نمی‌توان عوامل زمینه‌ساز این رفتارها را حذف کرد. به همین دلیل فقط به بالابردن مهارت‌ها و آموزش‌های لازم برای مقابله با رفتارهای مجرمانه اشاره می‌شود. قاعدتاً نگارنده این یادداشت با افزایش آگاهی خانواده‌ها برای مراقبت از فرزندانشان مخالفتی ندارد ولی مسأله اجتماعی را فقط ناظر به آگاهی‌بخشی نسبت به قربانی نمی‌توان حل کرد. این دیدگاه یا نشأت‌گرفته از اذهانی است که وقوع جرایم را امری جبری در جامعه می‌دانند یا آن‌که برای خود هیچ مسؤولیتی برای مقابله با عوامل زمینه‌ساز قایل نیستند. به هر جهت مسأله‌بودگی امر جنسی علل واضحی دارد که نمی‌توان از آن‌ها غفلت کرد.

3.     نحوه بازنمایی این رخدادها به سبکی صورت می‌گیرد که بیشتر احساسات جامعه را خدشه‌دار کند و مسأله در سطح جر و بحث‌های سیاسی و رسانه‌ای باقی می‌ماند. مثلاً حتی در صفحات مجازی برخی از مسؤولان گفته شده بود که جسد این دخترک در حالت سلاخی‌شده یافت شده است؛ در حالی‌که آنچه از همان ابتدا مسؤولان این پرونده به آن اشاره کردند این بود که سلاخی‌شدن جسد این کودک، صرفاً شایعه است. همچنین برخی فعالان رسانه‌ای اصلاح‎طلب با تأکید بر سند 2030 و لغو آن به دلیل انتقادات صورت‌گرفته، اذعان داشتند که اگر آن سند مورد پذیرش قرار می‌گرفت، با چنین مسائلی روبه‌رو نمی‌شدیم. به نظر می‌رسد این نحوه بازنمایی‌ها بیشتر به جهت گروکشی‌های فکری و سیاسی و اثبات دیدگاه‌های خود درباره مسایل اجتماعی و رد دیدگاه‌های رقیب است، تا حل مسایل. فضای تخاصم‌گونه‌ای که رفع آسیب‌های اجتماعی نقطه مغفول آن است.

4.    وقتی در زمان وقوع این جرایم، مسؤولان و سیاست‌گذاران نیز در صفحات مجازی درباره واقعه می‌نویسند، بیش از پیش این مسأله به ذهن خطور می‌کند که مسؤولان امر، بیش از آن‌که حل مسایل اجتماعی و آسیب‌ها برایشان مهم باشد، دور نماندن از خبرسازی در شبکه‌های اجتماعی برایشان جذاب است، وگرنه به جای خبرسازی و یا احیاناً ارائه تحلیل‌های اجتماعی و در برخی موارد گروکشی سیاسی در شبکه‌های اجتماعی، از پیشبرد قانونی‌شدن لایحه حمایت از کودکان و نوجوان که بیش از 6 است در راهروهای مجلس گرفتار است، صحبت می‌شد که خلأهای قانونی موجب نگردد، با رشد این‌گونه آسیب‌ها و جرایم مواجه باشیم و یا حداقل گفته می‌شد که جایگزین ماده 227 برنامه پنجم توسعه که هدف آن تأمین امنیت اجتماعی بوده است و هیچ‌وقت حتی آیین‌نامه اجرایی آن تصویب نشد، کدام لایحه یا سند است؟

در آخر آن‌که، این واقعه تلخ به انتها می‌رسد و دیر یا زود، خاطره محوی از آن در اذهان باقی می‌ماند. امید است فرکانس‌های دقیق صدای خطرناک این وقایع، به گوش مسؤولان امر و دغدغه‌مندان برسد و بتوانیم در راستای کاهش آسیب‌های اجتماعی گام برداریم و دیگر در خبرها از قربانی‌شدن ستایش‌ها و آتناها نشنویم.

انتهای پیام/ 900710

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار