پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۵۷۱۶
تاریخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۱
اگرچه نتایج حاصل از داوطلبی دختران در کنکور محتمل است طبق سال‌های گذشته منجر به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه‌ها شود، ولی صرف همین داوطلبی، چند پرسش و تأمل را رقم می‌زند که می‌بایست مورد مداقه قرار گیرد. قابل ذکر است این تأملات بیشتر به علل و زمینه‌ها داوطلبی یک و نیم برابری دختران در دانشگاه‌ها برمی‌گردد.


مسأله نرخ رشد دختران در دانشگاه‌ها از مسایلی است که در دهه اخیر موجب واکنش‌های بسیاری شده است؛ برخی آن را موفقیت جمهوری اسلامی ‌در حوزه زنان تلقی می‌کنند، برخی از پیامدهای منفی فزونی دختران در دانشگاه‌ها می‌گویند و برای نهاد خانواده نگران هستند و برخی خرسند از واقعه، مسأله را به جبران عقب‌ماندگی دختران گره می‌زنند. فارغ از این‌که، به کدام‌یک از این دیدگاه‌ها و یا احیاناً دیدگاه‌های دیگری که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد یا ایجاد شود قائل باشیم، در کنکور سراسری امسال نسبت جنسیتی کنکور خبر از نسبت 3 به 2 داشت؛ یعنی تقریباً به ازای هر 3 دختر، 2 پسر در کنکور سراسری شرکت کردند. هر چند این آمار نسبت به سال گذشته تغییر محسوسی نداشته ولی باز هم موجب شده است که بحث حضور دختران در دانشگاه‌ها مورد توجه دغدغه‌مندان حوزه اجتماعی واقع شود.

به گزارش مهرخانه، اگرچه نتایج حاصل از داوطلبی دختران در کنکور محتمل است طبق سال‌های گذشته منجر به حضور 60 درصدی دختران در دانشگاه‌ها شود، ولی صرف همین داوطلبی، چند پرسش و تأمل را رقم می‌زند که می‌بایست مورد مداقه قرار گیرد. قابل ذکر است این تأملات بیشتر به علل و زمینه‌ها داوطلبی یک و نیم برابری دختران در دانشگاه‌ها برمی‌گردد.

1.    چرا پسران تمایلی برای حضور در دانشگاه‌ها ندارند؟ فرزندان در سن ورود به دانشگاه‌ها، معمولاً استقلال در تصمیم ندارند و خانواده ایرانی همچنان یکی از منابع هویت‌بخش است و همچنین ارتقای پایگاه اجتماعی خود را در تحصیل فرزندانش جست‌وجو می‌کند. حال چرا خانواده ایرانی علی‌رغم آثار مثبت تحصیلات در ارتقای جایگاه خانواده، می‌پذیرد که فرزندش ادامه تحصیل دانشگاهی نداشته باشد؟ غیر از این پاسخ که تحصیلات تبدیل به سرمایه نمادین شده است، چه پاسخ‌های دیگری به این پرسش می‌توان داد؟ آیا پیامدهای حاصل از تبدیل نقش تحصیلات به سرمایه نمادین برای جامعه کارشناسی روشن است؟ اقداماتی در این زمینه توسط سیاست‌گذاران صورت گرفته است؟

2.    پسران ایرانی از چه راه‌های موازی برای دستیابی به موقعیت‌های شغلی بهره برده‌اند؟ آیا نظام فنی حرفه‌ای در این زمینه مؤثر واقع شده است؟

3.    نسبت داوطلبی در گروه‌های مختلف تحصیلی به چه صورت است؟ دختران در گروه‌های تحصیلی که موقعیت شغلی بالاتری دارند نیز بیشتر داوطلب هستند؟ به طور مثال در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به دلیل نیاز عمومی‌ كشور به رشته‌های پزشكی، این رشته‌ها جایگاه ویژه‌ای پیدا کردند و سیل داوطلبان به سمت این رشته‌ها سرازیر شد. با اشباع نسبی جامعه نسبت به پزشكان عمومی‌ و به‌تدریج پزشكان متخصص، اقبال عمومی ‌جامعه و جوانان به ورود در رشته‌های پزشكی و پیراپزشكی رو به كاستی گذاشت و رشته‌های فنی و مهندسی در رتبه اول مطلوبیت قرار گرفت. در سال 1380، دختران 25 درصد دانشجویان رشته‌های فنی را تشکیل داده بودند؛ درحالی كه این رقم در رشته‌های پزشكی به 70 درصد رسیده بود. به عبارت دیگر دختران نوعاً در رشته‌هایی داوطلب و پذیرش شده‌اند که مطلوبیت و اولویت اول نیست. آیا این منطق در کنکور فعلی نیز حاکم است؟

4.    برخی از کارشناسان علت رشد داوطلبی دختران نسبت به پسران را خدمت سربازی می‌دانند. آیا مانعیت سربازی بر سر راه پسران باعث شده است پسران به جای قرار گرفتن در صف کنکور به سمت تحصیل در دانشگاه‌های موازی روانه شوند؛ دانشگاه‌هایی که آزمون جدی برای پذیرش بر سر راه آن‌ها قرار نداده است؟

5.    آیا افزایش رشد دختران برای دواطلبی کنکور به این برنمی‌گردد که دختران بازمانده از پذیرش در سال‌های پیشین همچنان به داوطلبی کنکور اصرار دارند ولی پسران به جای اصرار بر داوطلبی کنکور، یا به خدمت سربازی رفته‌اند و یا وارد مهارت‌آموزی برای ورود به بازار کار شده‌اند؟

6.    و در آخر، چرا علی‌رغم تجربه دختران متولد دهه شصت، که هم موفق به پذیرش در کنکور شدند و هم تحصیلات دانشگاهی را سپری کردند ولی نرخ اشتغال‌شان تغییر قابل ملاحظه‌ای پیدا نکرد، همچنان با رغبت دختران برای تحصیلات عالیه مواجه هستیم؟ چرا دختران ایرانی نتوانسته‌اند، راه‌های جایگزین دانشگاه را بیابند و از آن طریق به مسیر و حیات شغلی و اجتماعی خود بپردازند؟ آیا نمی‌توان پاسخ این سؤال را دلایلی این‌چنینی دانست که دختران، دانشگاه را مسیری برای دستیابی به اشتغال نمی‌دانند بلکه دانشگاه را مسیری می‌دانند که پس از پایان دوران مدرسه تا رسیدن به زندگی خانوادگی، از آن بگذرند؟

(در همین زمینه: نگاه دانشجویان دختر دهه هفتادی به تحصیل، اشتغال، برابری زن و مرد، حجاب و رابطه با جنس مخالف)

(در همین زمینه: چرا زنان به دانشگاه می‌روند؟/ انگیزه کسب شغل چقدر محرک زنان برای ادامه تحصیل است؟)

البته شناخت دقیق انگیزه‌های واقعی دختران برای ورود به دانشگاه‌ها نیاز به پژوهش‌های اجتماعی دارد اما همین مقدار شواهد نشان می‌دهد که پسران دانشگاه را هدفمندتر انتخاب می‌کنند و به سمت رشته‌هایی می‌روند که امکان اشتغال بیشتری دارند ولی دختران رویکردی فراغتی‌تر و هویتی‌تر با دانشگاه دارند. همین نحوه انتخاب رشته تحصیلی باعث شده است این تحلیل که حضور دختران در دانشگاه‌ها، مانع دستیابی پسران به اشتغال و مهارت می‌شود و یا این‌که تحصیلات، عقب‌ماندگی اجتماعی دختران را جبران می‌کند، تحلیل کامل و درستی نباشد و پس از تجربه یک دهه نرخ بالای تعداد دختران در دانشگاه‌ها، با دختران بسیاری مواجه باشیم که بعضاً تحصیل را تنها برای دستیابی به اشتغال طی نکرده‌اند و حتی در شرایطی که به اشتغال دست پیدا می‌کنند، پس از ورود به زندگی خانوادگی، آن را رها می‌کنند.



انتهای پیام/ 900710

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار