پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۶۴۲۹
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۷
یکی از موارد اجرای لعان زمانی است که مردی بدون شاهد، همسر خود را متهم به زنا کند یا کودکی را که از همسرش متولد شده، فرزند خود نداند و زن نیز ادعای شوهر را تکذیب و انکار کند. در چنین شرایطی هر دو نزد حاکم رفته و در حضور او لعان خواهند کرد؛ مرد برای اثبات ادعای خود و زن برای دفع اتهام از خود.


لعان، چنان‌چه از اسم آن مشخص است، از باب لعن و به معنای نفرین است و در اصطلاح شرعی، نوعی مباهله است برای دفع حد یا نفی ولد (فرزند). در احکام فقهی گاه تهمت بیان‌شده به قدری سنگین است که لازم است طرف مقابل از خود دفاع کند و گوینده نیز برای تبرئه‌شدن از حد، سخن خود را اثبات کند. لعان در حقیقت برای حفظ کیان خانواده از تهمت و هرگونه اتهام بی‌مورد و بی‌اساس است.

به گزارش مهرخانه، یکی از موارد اجرای لعان زمانی است که مردی بدون شاهد، همسر خود را متهم به زنا کند یا کودکی را که از همسرش متولد شده، فرزند خود نداند و زن نیز ادعای شوهر را تکذیب و انکار کند. در چنین شرایطی هر دو نزد حاکم رفته و در حضور او لعان خواهند کرد؛ مرد برای اثبات ادعای خود و زن برای دفع اتهام از خود.

چنان‌چه در منابع فقهی و رساله فقها آمده، کیفیت لعان به این ترتیب است:
1.    هر دو در حضور حاکم شرع، به حالت قیام می‌ایستند.

2.    مرد پس از تکرار ادعای خود، چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ اَنّی‌ لَمِنَ الصَّادِقینَ فیما قُلتُ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که در ادعای خود (نسبت به زنا یا نفی ولد) صادق و راستگو هستم».

3.    سپس یک‌بار می‌گوید: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کُنْتُ مِنَ الْکاذِبینَ»؛ یعنی «اگر در ادعای‌ خود دروغگو باشم، لعنت خدا بر من باد».

4.    اگر زن ادعای مرد را قبول نداشته باشد، چهار بار می‌گوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ انّهُ لَمِنَ الکاذِبینَ فی‌ مَقالَتِهِ»؛ یعنی «خدا را گواه می‌گیرم که او (شوهر) در ادعای خود دروغگو است».

5.    آن‌گاه می‌گوید: «اِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کانَ مِنَ الصَّادِقینَ»؛ یعنی «اگر او در ادعای خود راستگو باشد، خشم خدا بر من باشد».

اجرای لعان به عنوان آخرین راه‌حل و پایان رابطه، نتایجی را نیز به همراه دارد که اولین آن به‌هم خوردن نکاح میان زن و مرد بدون نیاز به طلاق است؛ ضمن آن‌که به یکدیگر حرام ابد نیز خواهند شد.

اگر لعان برای نفی‌ ولد باشد نیز هر نوع رابطه و نسبت میان فرزند و پدر و خویشان او منتفی شده و هیچ‌یک از هم ارث نخواهند برد.

نسبت زنا
شک به همسر

امام‌خمینی(ره) در رساله توضیح‌المسائل خود می‌فرمایند: «براى شوهر جائز نيست به صرف شك و حتى با ظن غالب و به خاطر پاره‌اى حركات مشكوك، نسبت زنا به همسر خود بدهد، بلكه حتى افتادن قضيه بر سر زبان‌ها هم جائز نيست و نيز صرف اين‌كه فردى موثق خبر بياورد نمی‌تواند چنين نسبتى به او بدهد؛ مگر در صورتي‌كه برايش يقين حاصل شود. لكن در همين صورت هم اگر زن نسبت او را تصديق نكند، حاكم نسبتش را نمی‌پذيرد؛ مگر اين‌كه او شاهد بياورد، بلكه در چنين وضعى اگر چنين نسبتى به او بدهد و زن تقاضا كند كه حد قذف بر او جارى كنند، حد بر او جارى می‌شود، مگر آن‌كه لعان با شرایطى كه بعداً ذكر می‌كنيم صورت بگيرد كه اگر گرفت، حد از او برداشته می‌شود».

دائمی‌بودن ازدواج
بر اساس نظر فقها و چنان‌چه امام‌خمینی(ره) در رساله خود ذکر می‌کنند، لعان در ازدواج دائم ممکن است و البته باقی شروط معتبر و مهم در این زمینه: «شرط است در لعان اين‌كه زن مورد اتهام همسر دائمى او باشد، پس در نسبت دادن زنا به زن بيگانه نمی‌تواند به طريق لعان حد را از خود بردارد بلكه در صورتي‌كه شاهد نياورد، بايد حد بخورد، و همچنين در زوجه منقطعه كه بنابر اقوى لعان جريان ندارد. شرط ديگر اين‌كه زن مدخول‌بها باشد وگرنه نمی‌تواند با لعان خود را از حد قذف خلاص كند. شرط ديگر اين‌كه زن معروف به زنا نباشد كه اگر معروف باشد، لعان نيست بلكه حد قذف هم نيست تا بخواهد با لعان خود را از آن خلاص كند؛ تنها او را تعريز می‌كنند، مگر آن‌كه با آوردن شاهد خود را تبرئه کند، بله اگر زن زناى علنى می‌دهد، بعيد نيست كه پای تعزير هم به ميان نيايد، و نيز در لعان شرط است كه زن، كامل و سالم از كرى و لالى باشد وگرنه جاى لعان نيست».

تهمت زنا
سؤال: اگر مردى به زنش تهمت ارتباط نامشروع بزند و نتواند ادعاى خویش را در دادگاه صالحه اثبات کند:
1.    آیا براى مرد جایز است دوباره با زن خویش ادامه زندگى دهد؟

2.    آیا براى زن از لحاظ شرعى واجب است با همسرش ادامه زندگى دهد؟

3.    آیا در این خصوص زن می‌تواند تقاضاى طلاق کند و به حق و حقوق خویش اعم از مهریه و جهیزیه و دارایی‌هاى زندگى برسد؟


جواب:
آیت‌الله بهجت در پاسخ به موارد فوق می‌فرمایند: «با درخواست زوجه، مرد استحقاق حد قذف دارد؛ مگراین‌که لعان را واقع سازد. ولى دوباره زندگى کردن بدون لعان مانعى ندارد و زن هم باید به وظایفش عمل کند، مگر این‌که طلاق خلع یا مبارات بگیرد».

نفی فرزند
نفی بعد از نزدیکی
سؤال: شخصی بعد از ایام حیض پنج ماه از زوجه خود کناره‌گیری کرده (نزدیکی نکرده) بعد از مدت مزبور حمل ظاهر شده، حال زوج نفی‌ولد می‌کند (مدعی است که این ولد از او نیست) حکم شرعی را در این مورد بیان فرمایید؟
جواب: امام‌خمینی(ره)
در پاسخ می‌فرمایند: «ولد ملحق به او است، مگر نزد حاکم شرع بر وجه شرعی اثبات کند که ولد از او نیست».

بنابر آن‌چه امام‌خمینی(ره) در تحریرالوسیله می‌نویسند، شقوق مختلف مسأله قابل تأمل است: «اگر فردى كودكى كه در بستر او متولد شده را نفى كند، اگر می‌داند كه به مادر او دخول كرده است، آن هم دخولى كه تكون كودك از نطفه او را ممكن و محتمل بسازد و يا قبلاً اقرار به چنين دخولى داشته و با اين حال فرزندى او را از خود نفى مى‌كند، در محكمه، نفى او مسموع نيست و آن فرزند به خاطر نفى او از او منتفى نمى‌شود؛ نه به طريق لعان و غير آن، و اما اگر علم به دخول ندارد و قبلاً هم اقرار به دخول نكرده و فعلاً آن را نفى مى‌كند؛ چه اين‌كه در نفی خود علت را ذكر نكند مثل اين‌كه بگويد: (اين كودك فرزند من نيست) و چه اين‌كه علت را ذكر كند مثل اين‌كه بگويد: (اين كودك از من نيست زيرا من اصلاً به مادر او دخول نكرده‌ام) و چه اين‌كه منكر دخولى باشد كه تكون كودك از نطفه او را ممكن سازد، در تمام اين چند صورت، هر چند كه فرزند بر صرف نفى او از او منتفى نمى‌شود، لكن مى‌تواند به طريق لعان او را از خود نفى كند. البته مشروعيت لعان در زمانى است كه دخول ثابت‌شده باشد وگرنه به هيچ‌وجه مشروع نيست».

دائمی بودن ازدواج
سؤال: آیا نفى‌ولد متعه همانند فرزند نکاح دائم از راه لعان صورت مى‌گیرد؟
جواب:
فقها متفقند که لعان، در متعه جایی ندارد، از این‌رو است که آیت‌الله مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: «در مورد متعه لعان جارى نیست و بدون لعان نفى‌ ولد ممکن است».

سؤال: شخصى زن جوانى را متعه کرده و با اقرار خود مواقعه نیز انجام شده و زن مزبور پس از آن، وضع حمل کرده و طفل را به مرد متمتع نسبت مى‌دهد ولى مرد منکر الحاق ولد به خود است. آیا قسم به نفى ‌ولد از طرف مرد در این صورت مشروعیت دارد؟
جواب:
در جواب این سؤال، آیت‌الله مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: «چنان‌چه مرد اقرار به مواقعه دارد، ولد به او ملحق است و با قسم از او نفى نمى‌شود». آیت‌الله بهجت نیز این‌گونه پاسخ می‌دهند: «اگر معلوم نباشد که به مجرد احتمال یا گمان نفى کرده، به نفى ولدِ شوهر، ولد منتفى مى‏شود ظاهراً، اگرچه نفى براى او بدون علم تکلیفا جایز نیست؛ اگرچه عزل کند یا ظن به انتفا داشته باشد یا زن را متهمه بداند، و على‌اىّ‌حالٍ در عقد انقطاعى لعان نیست». ایشان در جای دیگری می‌فرمایند: «اگر علم به نفى ندارد، نمى‏تواند نفى ولد کند و با علامات مفیده‏ ظن به انتفا، محکوم به لحوق است به‌واسطه‏ فراش، و در صورت نفى زوج، ولد بدون لعان از او منتفى است».

انکار بعد از اقرار
سؤال: همسر اینجانب پس از دو ماه که از تولد فرزند سومم سپری شده است، می‌گوید بچه از آن من نیست (با آن‌که 9 ماه او را در شکم داشته‌ام، مرا به زایشگاه برده و بچه را به دنیا آورده‌ام و آزمایش خون بچه هم با پدر مطابقت دارد). اکنون من و بچه را از خانه بیرون کرده، نه به خانه می‌برد و نه طلاق می‌دهد. لطفاً نظر خود را در این باره بیان فرمایید؟
جواب: امام‌خمینی(ره) در جواب این سؤال اقرار را هرچند ضمنی، معتبر دانسته و می‌فرمایند: «اگر شوهر با زوج دائمی خود نزدیکی کرد؛ به نحوی که امکان دارد در اثر آن نزدیکی حمل از نطفه او منعقدشده فرزند از او باشد، یا آن‌که در اثناء حمل یا بعد از ولادت فرزند رفتار او قولاً و یا عملاً  طوری باشد که حکایت کند از اقرار او به این فرزند از اوست، دیگر نمی‌تواند فرزند را از خود نفی کند. در غیر این دو صورت، اگر مدعی شود که فرزند از او نیست، دعوای او ثابت نمی‌شود مگر با اجراء صیغه لعان با مراعات ضوابط شرعیه که در رساله عملیه مسطور است».

امام‌خمینی(ره)
در تحریرالوسیله نیز این مسأله را این‌طور توضیح می‌دهند: «اگر مردى اقرار كند كه فرزند از او است و سپس آن را انكار كند، انكارش مسموع نيست؛ چه اين‌كه انكار قبليش صريح بوده باشد و يا به طوركنايه، مثل اين‌كه وقتى مژده برايش برده‌اند كه خداى تعالى فرزندى به تو عطا كرده و اميد است مولود مباركى برايت باشد، او در مقابل بگويد آمين يا ان‌شاءالله‌تعالى؛ بلكه بعضى از فقها فرموده‌اند همين‌كه شوهر در حين ولادت كودك حاضر باشد و يا اين‌كه محذورى در بين نبوده او را از خود نفى نكرده باشد، خود نوعى اقرار است كه در نتيجه بعدها نمى‌تواند آن كودك را انكار كند. بلكه اين فتوى به مشهور هم نسبت داده شد، لكن اقوى خلاف آن است».

تکذیب بعد از انکار و لعان
نکته دیگری که امام‌خمینی(ره) در تحریر بدان اشاره دارند، مسأله تکذیب لعان است؛ ایشان می‌فرمایند: «اگر مرد بعد از آن‌كه ملاعنه كرد تا فرزند را از خود نفى كند، دوباره خود را تكذيب كند و بگويد اين فرزند من است، اين اقرارش در مورد هر حكمى كه عليه اوست، جارى مى‌شود اما در مورد هر حكمى كه به نفع اوست، جارى نمى‌شود. در نتيجه آن پسر از او ارث مى‌برد ولى پدر از او و او از ارقاب او ارث نمی‌برد، و اين پسر به خاطر اقرار پدر از ارقاب پدرش هم ارث نمى‌برد».

اقرار بر زنا
سؤال: زن شوهردارى وضع حمل می‌كند و اعلام می‌دارد كه مولود مربوط به شوهر او نيست و از يك رابطه نامشروع به دنيا آمده و شوهر نيز او را تصديق كرده و بالاتفاق نفى‌ ولد می‌كنند، حال بفرمایيد آيا در مورد سؤال لعان جارى می‌شود يا خير؟
جواب: در پاسخ به این سؤال آیت‌الله گلپایگانی می‌فرمایند: مفروض سؤال مورد لعان نيست.

انتهای پیام/ 930623

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین