پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۶۴۹۵
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۱
عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی مدیریت تک جنسیتی اعم از زنانه و مردانه را «مردود» توصیف کرد.

به گزار
ش مهرخانه، به نقل از خانه ملت، معصومه آقاپور علیشاهی ضمن انتقاد از عدم حضور زنان در بین وزرای کابینه پیشنهادی دولت دوازدهم در یادداشتی بر لزوم توجه بیشتر به نقش زنان ایرانی در آینده سیاسی کشور تاکید کرد که متن یادداشت به شرح زیر است:

«بنام خدا
خواسته و مطالبه ی جامعه زنان ایران از دوره ی دوم دولت تدبیر و امید حضور بیشتر زنان در رده های بالای مدیریتی بالاخص در کابینه دولت جدید بوده است که با معرفی وزرای کابینه دولت دوازدهم از سوی ریاست محترم جمهور در روزهای اخیر، موجی از ناامیدی و دلسردی را در میان بانوان ایرانی ایجاد کرد. قطعاً بر کسی پوشیده نیست که بیش از نیمی از فعالان ستادی و رای دهندگان به آقای دکتر روحانی در سطوح مختلف مدیریتی و اجتماعی چه در داخل و چه در خارج کشور از قشر بانوان ایرانی بوده اند.

نادیده گرفتن خواست بانوان ایرانی در معرفی زن بعنوان وزیر در کابینه
باید توجه داشت این عمل رئیس جمهور و تیم مشاورین ایشان، جدا از نادیده گرفتن خواست حداکثری بانوان ایرانی در معرفی بانوان موفق و فرهیخته ایرانی بعنوان وزیر در کابینه، اثرات مُخرب و غیر قابل جبرانی در روحیه و انگیزه خیل عظیمی از بانوان ایران زمین، ایجاد خواهد کرد. باید توجه داشت، این موضوع بیانگر سهم‌خواهی زنان است؛ سهمی که در جای‌جای قانون اساسی به‌عنوان برابری زن و مرد از آن یاد شده است.

اصل بیستم قانون اساسی گواه این موضوع است که همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.برای توسعه پایدار در تمام سطوح، نقش زنان در تصمیم گیری وتصمیم سازی ها باید همانند مردان باشد. نمی شود انتظار رشد وپیشرفت کشور را داشت اما ۵۰ درصد جمعیت جامعه را نادیده گرفت.

امروز زنان ایرانی به اندازه ایی از توانایی و تخصص رسیده اند که بتوانند حتی به عنوان رئیس جمهور، کشور را اداره کنند، چه برسد به وزیر! چه کسی مدعی ست زنان ایرانی نمی توانند انواع وزارتخانه رابر عهده گرفته و بهتر از مردان اداره کنند؟ باید توجه داشت در تمام مباحث فساد کلان اقتصادی از ابتدای انقلاب تاکنون حتی یک زن نیز در مَظنِّ اتهام قرار نگرفته است، چه برسد به اینکه بخاطر جایگاه مدیریتیش محکوم شده باشد! براستی نباید از خود پرسید چرا زنان ایرانی با حداقل امکانات و آزادی های جنسیتی و حداکثر محدودیت های خانوادگی و اجتماعی هر بار در منصبی قرار گرفته اند، بهترین عملکرد و سالم ترین کارنامه را از خود بروز داده اند!؟ زنان به دلیل وجود اندیشه مدیریتی همه جانبه نگر، مدیریت مادرانه، نه منفعت طلبانه، دلسوزانه، تعهد و قانونگرایی، کارامدتر و کاراتر از مردان عملمی کنند. مگر به غیر از این است که سالهاست مردان مدیریت را دردست دارند و کشور را به اینجا کشیده اند؟

مدیریت تک جنسیتی اعم از زنانه و مردانه از نظر اینجانب مردود است
آیا اصل شایسته سالاری که بارها مورد تائید و اشارات مقامات عالی رتبه نظام از بدو انقلاب تاکنون بوده است فقط مختص مردان این سرزمین است؟ مدیریت تک جنسیتی اعم از زنانه و مردانه از نظر اینجانب مردود است چرا که موجب می‌شود توسعه همه جانبه شکل نگیرد. کشور ما یک کشورمردم سالار دینی است ولی همه مدیریت‌های خرد و کلان به دستمردان اداره می‌شود و زنان جایگاهی ندارند. اگر استناد ما از نگاه دینی نیز مختص و معطوف به این موارد شود باز هم توجیهی برای عدم حضور زنان در مناصب بالای مدیریتی وجود ندارد.

از بدو شروع اعلان عمومی دین مبارک اسلام، توسط پیامبر عظیم الشان اسلام(ص)، حضور زنان بسیار پررنگ و چشمگیر بوده است و افتخار ما مسلمانان این است که پیامبر(ص)، نه تنها جایگاه اجتماعی زنان را تنزل نداد بلکه با بوسیدن دست دختر خود نزد همگان و ازدواج با حضرت خدیجه(س) که زنی تاجر و فعال در عرصه اجتماعی بود به همه باورهای تاریخی غلط در مورد زنان خط بطلان کشید. قطعاً همگان بیاد داریم که حضرت فاطمه زهرا( س) در قضیه خلافت خلیفه اول چگونه عمل نمود؟ قطعاً همه بیاد داریم که اگر حضرت زینب(س) نبود، کربلایی نبود! پس این همه تنگ نظری و عدم اعتماد به بیش از نیمی از جمعیت جامعه چیست؟ در مورد نهضت انقلاب اسلامی ایران چطور؟ آیا صفوف بهم فشرده زنان در پیروزی انقلاب را فراموش کردیم؟ درحالی‌که زنان در طول انقلاب، جنگ تحمیلی و پس از آن اثبات کرده‌اند که از مدیریتی قوی برخوردارند.

در کشورهای جهان سوم و در حال‌گذار از جمله کشور ما در شرایط برابر چنانچه یک زن و مرد هم امتیاز باشند، مرد در جایگاه مدیریت به کار گرفته می‌شود. یکقدم آن سوتر؛ باز اگر زن بالاتر باشد و مرد پایین‌تر، مرد برای مدیریت انتخاب می‌شود. این همان آسیبی است که جامعه ما از آن رنجمی‌برد. ما از دکتر روحانی دست کم انتظار داشتیم چند وزارتخانه مهممثل آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و… را حداقل به زنان بسپارد.

اصولا یکی از دلایل مشکلات فرهنگی، اجتماع و اقتصادی در سطح ملی را کم رنگ بودن نقش زنان در عرصه کلان  مدیریت می دانم. مگرمی شود ما نیمی از انسان های جغرافیای خود را به حلقه مدیریت و اثرگذاری راه ندهیم بعد انتظار داشته باشیم برای آنها همواره تصمیمات صحیح اتخاذ کرده و رضایت آنها را افزایش دهیم؟باید اعتراف کنم،در کشور ما برخلاف اغلب کشورهای جهان، حضور زنان در عرصههای اقتصادی و سیاسی یا حوزه های قدرت موانع جدی وجود دارد که ریشه در تاریخ یک جامعه پدر سالار است و صرف یک انقلاب سیاسی عادت و برداشت ها و نگرش های غیرمنطقی نسبت به زنان و توانمندی های آنها را از بین نمی رود. هر چند آموزه های امام خمینی (ره) راهگشا بود اما تفاوت های جدی در برابر حضور زنان وجود داشته ودارد.

نکته قابل تامل دیگر، مقایسه حضور زنان در عرصه سیاسی کشورهای دنیا با کشور عزیزمان ایران است که جایگاه خوبی ندارد و متاسفانه در بین ۱۹۳ کشور دنیا رتبه صد و هفتاد و هفتم را داراست که با توجه به این میزان جمعیت و پتانسیل بانوان ایرانی که غالباً اقشار تحصیلکرده و متعهد در کار را نیز شامل می شوند، بسیار بحث انگیز است. با توجه به جدیدترین آمار گرفته شده تنوع و تفاوت گسترده ای در درصد نمایندگان زن مجلس در هر منطقه ای باقی مانده است ، بر اساس آمار ژوئن ۲۰۱۶ حضور زنان بر این اساس است :

کشورهای شمال اروپا ۴۱.۱℅ ، آمریکا ۲۷.۷℅، اروپا از جمله شمالاروپا ۲۴.۳℅ ، جنوب صحرای آفریقا۲۳.۱℅ ، آسیا۱۹.۲℅ ،کشورهای عربی۱۸.۴℅ و اقیانوس آرام ۱۳.۵℅. تمامی آمارهای موجود نشان دهنده افزایش حضور  زنان در تمام عرصه های سیاسی و مدیریتی است. این در حالیست که نرخ نمایندگان زن ایران  در پارلمان حدود %0.6 است!

ارتباط دوسویه و متقابل میان توسعه یافتگی کشورها و میزان مشارکت زنان امروزه بر کسی پوشیده نیست و یک رابطه علت و معلولی بر این ارتباط حاکم است. از یک سو بهره برداری از کل منابع انسانی ومعطل نگذاردن نیمی از آن در مسیر توسعه و عدم تکیه صرف بر منابع طبیعی جامعه را به سمت توسعه یافتگی سوق می دهد و از سوی دیگر توسعه یافتگی جوامع منجر به افزایش حضور سیاسی زنان و بهبود جایگاه فرهنگی آنان می شود.

بررسی وضعیت زنان در کشورهای اسلامی، به ویژه در خاورمیانه و شمال آفریقا و نیز در آسیای جنوبی(شامل پاکستان) نشان می دهد که زنان اغلب در این کشورها ازامکان مشارکت گسترده تر در زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نسبت به زنان ایرانی برخوردار هستند .این در حالی است که در چند کشور توسعه یافته تر مسلمان، به ویژه در جنوب شرقی آسیا میزان مشارکت زنان در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و نیزحضور در پست های اداره جامعه بسیار مناسب تر از وضعیت همتایان آنها در خاورمیانه و شمال آفریقاست .

با ذکرمباحث بالا و با این اوصاف امروزه سهیم کردن زنان در قدرت نهامری از سر اختیار، بلکه یک امر اجباری است. توجه به منافع بسیار عینی سرمایه گذاری روی زنان ، تلاش برای ارتقا و افزایش مشارکت سیاسی زنان را به مسئولیتی همگانی مبدل می کند .

از آنجایی که نابرابری شرایط رقابت زنان و مردان در عرصه سیاست محصولی تاریخی است و با شعار و به راحتی و به سرعت حل نخواهدشد، لذا اتخاذ تدابیر عملی و برنامه ریزی های لازم و مقتضی وتسهیل شرایط ورود، حضور و بقای زنان باید درنظر گرفته شود و همه احزاب و گروه های اصلاح طلب و اصولگرا باید سریعا موضع گیری شفاف خود را نسبت به حضور زنان در همه سطوح سیاسی و مدیریتی کشور مشخص نمایند و این مُیسر نمی شود مگر آنکه همگان و به ویژه نخبگان سیاسی به این باور برسند که جامعه ای که نیمی از اعضای خود را که غالباً تحصیلکرده و دارای انگیزه بالا در ایفای نقش در همه ابعاد هستند، لنگر اساساً دارای مشارکت و سهم کمتری از مردان بداند، هرگز روی سعادت را نخواهد دید و دیگر آنکه زنان به باور وتاثیرگذاری خود در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی برسند و این مهم جز به همت و همراهی همه زنان ایرانی در اقصی نقاط عالم به دست نمی‌آید.

انتهاي پيام/ 930610



برچسب ها: تک‌جنسیتی ، زنان
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدیدترین