پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۷۰۶۷
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۱
زینت سادات مطهری


زنان خانه‌دار عبارتند از کلیه زنانی که بدون اشتغال خارج از منزل، تمام‌ وقت روزانه خود را صرف رسیدگی به امورات منزل و نگهداری از کودکان و اعضای خانواده، یا تهیه غذا و نظافت و خانه‌داری می‌کنند. زن خانه‌دار معمولاً در مقابل زن شاغل تمام‌وقت یا نیمه‌وقت قرار می‌گیرد و مکمل این سبک زندگی، مرد شاغل تمام‌وقت و نان‌آور خانواده است. این سبک زندگی اولیه‌ترین و اصیل‌ترین سبک زندگی خانوادگی است که در طول تاریخ پدید آمده و دلیل آن، سهل‌تر بودن خانه‌داری در مقابل تلاش برای به‌دست آوردن غذا در دوره شکارگری انسان بوده است.

با گذشت زمان و تکامل شیوه‌های حیات اجتماعی به‌صورت ورود به عصر کشاورزی، این الگوی تقسیم کار خانوادگی تغییر چندانی نیافت و حتی زنان خانه‌دار از فرزندان خود نیز برای رسیدگی به امورات خانه‌داری و کشاورزی کمک گرفتند. اما ورود به عصر صنعتی بود که زنان را وارد بازار کار کرد و لذا، تقسیم زنان در زندگی خانوادگی به زن خانه‌دار و زن شاغل تنها دو قرن عمر دارد. این سیر در کشورهای مختلف مسیرهای مختلفی داشته است، اما می‌توان گفت عموماً همه این کشورها تحت‌تأثیر انقلاب صنعتی وارد این تقسیم‌بندی شده‌اند.

خانه‌دار بودن به‌معنای نداشتن درآمد و تحت تکفل اقتصادی نان‌آور مرد بودن است. بااین‌حال، برخی اقتصاددانان فمینیست و غیرفمینیست معتقدند ارزش کار خانگی زنان خانه‌دار می‌باید در تولید ناخالص داخلی کشورها محاسبه شود؛ چراکه در صورت محاسبه هزینه‌های لازم برای انجام اموری که زنان خانه‌دار به‌طور معمول انجام می‌دهند توسط هر شخص دیگری، باید هزینه‌ بالایی برای آن در نظر گرفت که خود یک شغل محسوب می‌شود.

یک‌چهارم زنان آمریکایی خانه‌دارند/ نظر مثبت مردم آمریکا نسبت به فرزندان زنان خانه‌دار
باوجود تغییرات فراوان در طی 2 قرن اخیر و تسریع این تغییرات در چند دهه اخیر میلادی، هنوز هم یک‌چهارم زنان آمریکایی در زندگی زناشویی خانه‌دار هستند و ۵۹٪ آمریکایی‌ها معتقدند فرزندان چنین خانواده‌هایی از وضعیت بهتری نسبت به فرزندان خانواده‌های با دو والد شاغل برخوردارند. اما این نظرات تأثیری در تعیین جایگاه زنان خانه‌دار در بیشتر کشورها ندارد.

در استرالیا، برخی معتقدند اشتغال زنان خانه‌داری که فرزندان آن‌ها وارد سن لازم برای رفتن به مدرسه شده‌اند، باید اجباری شود؛ چراکه شاغل‌نبودن زنان در این کشور می‌تواند رشد اقتصادی را کند نماید. طبق تخمین این دسته، در صورت اجباری‌شدن اشتغال زنان خانه‌دار، رشد اقتصادی استرالیا ظرف ۲۰ سال ۲۰٪ افزایش خواهد یافت و رتبه این کشور را در میان کشورهای عضو OECD ارتقاء خواهد بخشید.

در آمریکا، قانونی وجود دارد مبنی‌بر این‌که تنها افراد دارای درآمد می‌توانند کارت اعتباری داشته باشند. این به آن معناست که زنان خانه‌دار، حتی در صورت تمکن مالی از راه‌های غیراشتغال، مانند ارث یا خرید و فروش سهام، امکان بهره‌‌بردن از امکانات حساب بانکی مدرن را نداشته و برای افتتاح حساب نیازمند اجازه همسر هستند. تنها در سال ۲۰۱۲ بود که این قانون با چالش مواجه شد و برد حمایت مالی مصرف‌کنندگان لایحه‌ای برای اصلاح آن ارائه کرد.

زنان خانه‌دار آمریکایی در صورت مواجهه با وضعیت طلاق با شوک عظیمی مواجه می‌شوند. گذشته از این‌که همسران تمایلی به پرداخت کمترین حقوق مادی به آن‌ها ندارند، قضات و دستگاه حقوقی، حتی قضات زن، از ابراز همدردی و صدور رأی به‌نفع چنین زنانی امتناع می‌کنند. به‌عبارتی، زنان خانه‌دار علی‌رغم این تصور رایج میان زنان که کار خانه نیز شغل محسوب می‌شود، از هیچ‌یک از مزایای اشتغال برخوردار نیستند. در برخی ایالات مانند ماساچوست، قانون قدیمی پرداخت نفقه مادام‌العمر برداشته شده و در ایالاتی مانند نیوجرسی نیز این قانون منوط به شرایطی است که عدم اشتغال داوطلبانه زن را شامل نمی‌شود. در بهترین حالت، چنین زنانی توصیه به بازگشت به محل کار می‌شوند.

مادران خانه‌داری که از ابتدا شغلی نداشته‌اند، تنها امکان ورود به مشاغلی مانند مسؤول فروش که نیازی به سابقه کار ندارد را دارا هستند. زنانی که به‌دلایلی مانند ازدواج و فرزند‌دار شدن شغل خود را رها کرده‌اند، بعد از گذشت زمان و نیاز به بازگشت به محل کار، با مشکل تقویت رزومه مواجه‌اند. برخی اقدامات معدود مانند برگزاری دوره‌های تقویت مهارتی که دانشگاه Pace در سال ۲۰۱۳ برای زنان وکیل خانه‌دار برگزار کرد، محدود به موارد خاص و اتفاقی است و تدابیر جدی برای رسیدگی به وضعیت اشتغال چنین زنان وجود ندارد.

خانه‌داری از کمترین مزایا و حقوق اجتماعی و خانوادگی در جهان برخوردار است
لیندا هیرشمن، در کتاب «برو سر کار» (۲۰۰۶)، لسلی بنت در کتاب «خطای زنانه» (۲۰۰۷) و شریل سندبرگ در کتاب «تسلیم» (۲۰۰۷) زنان تحصیل‌کرده‌ای که به‌دلیل فرزنددار شدن شغل خود را رها می‌کنند را ملامت کرده و نشان می‌دهند که عموم جامعه غربی نسبت به چنین زنانی حس مطلوبی نشان نمی‌دهد. این امر نشان می‌دهد کلیه رفتارها و قوانین تشویقی به‌نفع اشتغال زنان است و خانه‌داری از کمترین مزایا و حقوق اجتماعی و خانوادگی برخوردار است.

طبق قانون آمریکا، لحاظ کردن تبعیض در استخدام بر مبنای «جایگاه خانوادگی افراد» غیرقانونی است، اما همان‌طور که اشلی نلسون در روزنامه Nation اشاره کرده است، زنان کمی هستند که با این بخش از حقوق خود آشنایی داشته باشند. بیشتر چنین زنانی به‌دلیل ترس از بی‌درآمد ماندن حاضر به پذیرش هر نوع شغلی هستند، و در نهایت، اثبات جرم کارفرما در تبعیض عملاً ناممکن است. لذا، این قانون کمک چندانی به زنان خانه‌دار در یافتن شغل در صورت ضرورت نمی‌کند.

زنان خانه‌دار همچنان سهم خاصی از قوانین کشورها ندارند
طبق یافته‌های مرکز نظرسنجی پیو در سال ۲۰۱۲، تعداد زنان خانه‌دار آمریکایی نسبت به سال ۱۹۹۹ افزایش یافته است. این روند پاندولی در میزان زنان خانه‌دار در کشورهای غربی به دلیل تغییرات جمعیتی، تغییر و تردید عمومی نسبت به تأثیر اشتغال زنان بر تربیت فرزندان، و بی‌میلی زنان نسبت به اشتغال عنوان شده است. بااین‌حال، توجه عمومی دولت‌ها به حقوق سنتی زنان، بیشتر جنبه عمومی داشته و برخی از آن‌ها -مانند مرخصی زایمان با حقوق- تنها شامل حقوق مادران شاغل است و زنان خانه‌دار همچنان سهم خاصی از قوانین و سیستم حقوقی کشورها ندارند.

بخشی از دلایل بی‌توجهی به وضعیت و حقوق زنان خانه‌دار در این کشورها را شاید بتوان در میزان تحصیلات و مسایل نژادی جست‌وجو کرد. طبق یافته‌های سال ۲۰۰۷، یک‌چهارم از نزدیک به ۶ میلیون زن خانه‌دار در آمریکا هیسپنیک هستند، ۴۵٪ آن‌ها دیپلم ندارند، ۴۷٪ تحصیلات لیسانس یا کمتر دارند، و تنها ۸٪ تحصیلات عالیه دارند. تحلیل‌ها حاکی از آن است که حتی جمهوری‌خواهان -مانند همسر میت رامنی- که بیش از سایر احزاب از نقش‌های سنتی زنان استقبال کرده و قایل به حق انتخاب در این زمینه هستند، حمایت قانونی از زنان خانه‌دار به‌عمل نمی‌آورند.

مؤسسه حقوقی سیمون برآورد کرده است که باوجود گرایش فزآینده آمریکایی‌ها برای ورود به بازار کار، تعداد زنان خانه‌دار رو به‌افزایش است و دلیل این امر را بالا بودن هزینه‌های پرستار و مهد کودک ذکر کرده است که در نهایت می‌تواند تمامی حقوق احتمالی مادر را مصروف خود کند. این نشان می‌دهد حتی حمایت از زنان خانه‌دار نیز در صورت تمایل آن‌ها به پیوستن به بازار کار است، نه خانه‌دار ماندن. از سوی دیگر، فضای فرهنگی مصرف‌گرا در این کشورها به‌گونه‌ای است که انتظار می‌رود هرگونه توافق بر سر خانه‌دار ماندن زن قبل از ازدواج صورت گیرد و حتی در این‌صورت نیز سیستم قضایی تأمین حقوق زن در صورت طلاق را تضمین نمی‌کند.

در انگلستان، مادران از برخی کمک‌های دولتی مانند ویزیت روزانه پرستار تا ۱۰ روز برای مشاوره و راهنمایی مادران بهره‌مند می‌شوند. اما در این‌جا نیز این زنان شاغل هستند که بهره بیشتری از قوانین خانوادگی کار می‌برند؛ چراکه تمدید مرخصی زایمان برای پدران منوط به بازگشت زودتر مادر به محل کار است.

به‌نظر می‌رسد مادران در آلمان تمایل بیشتری به ترک کار خود بعد از تولد فرزند دارند و دلیل این امر سخت‌بودن شرایط و قوانین برای مادران شاغل است. گفته می‌شود آلمان یکی از بهترین ملاحظات را در میان کشورهای اروپایی برای رسیدگی به مادران و زنان باردار دارد. مادران قبل و بعد از زایمان حق برخورداری از پرستار و مشاوره ماما را داشته و مادران شاغل ۱۴ هفته مرخصی با حقوق کامل دارند. بااین‌حال، رسیدگی‌ها در این کشور نیز محدود به تولد فرزند است و کمک‌ها و تدابیر دیگری برای حمایت از زنان خانه‌دار صورت نمی‌گیرد.

* دانشجوی دکترای علوم سیاسی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار