پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۷۴۵۲
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۸
پیش از این، بیشترین طلاق‌هایی که برای زنان ثبت می‌شد، در گروه‌های سنی 20-24 سال بود اما در حال حاضر در گروه سنی 25-29 سال است. یعنی حدود 4 تا 5 سال افزایش سن طلاق زنان را داشتیم.


برخلاف اظهار نظر برخی کارشناسان، سن مطلقه شدن زنان بالا رفته است که نوعی همبستگی با بالا رفتن سن ازدواج نیز دارد.

به گزارش مهرخانه، کاهش سن طلاق زنان از موضوعاتی است که در سال‌های اخیر بسیار شنیده می‌شود اما در تحلیل آن عموماً دلایل کارشناسی و آماری درستی بیان نشده است. به منظور واکاوی وضعیت طلاق در کشور و به‌ویژه کاهش سن مطلقه شدن زنان به سراغ دکتر رسول صادقی، دانشیار جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور رفتیم. او در گفت‌و‌گو با خبرنگار مهرخانه با تأکید بر این‌که کاهش سن مطلقه شدن زنان فرضیه‌ای غلط است، تصریح کرد: اگر وضعیت طلاق را نسبت به 10 سال گذشته در نظر بگیریم، سال 1385 حدود 65 درصد زنان مطلقه زیر 30 سال سن داشتند. هرچه زمان به جلو می‌آید، این نسبت کم می‌شود؛ به‌طوری‌که در سال 1390 حدود 60 درصد و در سال 1394 سن حدود 55 درصد زنانی که طلاق گرفتند، زیر 30 سال بود. یعنی تقریباً نیمی از زنانی که طلاق گرفته‌اند در سن زیر 30 سال هستند.

طلاق

ازدواج

1385

64.93

92.27

1390

60.54

89.40

1394

54.62

84.08


همبستگی سن طلاق و ازدواج
او با اشاره به ارتباط نرخ طلاق با نرخ ازدواج گفت: بحث افزایش سن طلاق در میان زنان به افزایش سن ازدواج همبستگی دارد. از آن‌جایی که سن ازدواج افزایش پیدا کرده، سن طلاق نیز افزایش پیدا می‌کند. در حال حاضر حدود نیمی از زنان مطلقه زیر 30 سال سن دارند. البته این درصد بالاست؛ که نشان می‌دهد طلاق در ایران به‌ویژه برای زنان ساختاری جوان دارد. ساختار جوان جمعیت مطلقه و از طرفی امکان پایین ازدواج مجدد، طلاق را برای زنان مشکل‌آفرین‌تر و مسأله‌دارتر می‌کند زیرا زمانی طولانی را باید به‌عنوان مطلقه زندگی کنند. با این وجود سن طلاق نسبت به چند دهه اخیر کاهش نداشته است. پیش از این، بیشترین طلاق‌هایی که برای زنان ثبت می‌شد، در گروه‌های سنی 20-24 سال بود اما در حال حاضر در گروه سنی 25-29 سال است. یعنی حدود 4 تا 5 سال افزایش سن طلاق زنان را داشتیم.

شاخص نسبت طلاق به ازدواج اشتباه است
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور به تحلیل وضعیت کلی طلاق در کشور پرداخت و افزود: براساس شاخصه‌های مختلف برآورد می‌کنیم که روند طلاق افزایشی بوده است. اما در جامعه و مراکز دولتی از شاخصی تحت عنوان نسبت طلاق به ازدواج استفاده می‌شود که نشان می‌دهد در سال به ازای هر 100 ازدواجی که ثبت می‌شود، چند طلاق ثبت می‌شود. در نهایت ماحصل این شاخص را مثلاً 24 درصد مطرح می‌کنند. یعنی با تقسیم تعداد طلاق در یک سال بر تعداد ازدواج در همان سال و ضرب نتیجه در 100 می‌گویند به ازای هر 100 ازدواج 24 مورد طلاق رخ می‌دهد.

حدود 14 درصد طلاق‌ها در همان سال ازدواج اتفاق می‌افتد
صادقی با اشاره به تأثیر ارایه آمار به این شکل روی جامعه ادامه داد: ارایه آمار به این روش باعث می‌شود در رسانه‌ها نتیجه‌گیری شود که در سال 1394 از هر 4 ازدواج یکی منجر به طلاق شده است. به چند دلیل این روش درست نیست؛ تمام طلاق‌هایی که در سال 1394 اتفاق می‌افتد، مربوط به ازدواج‌های همان سال نیست. یعنی صورت کسر، تعداد طلاق در سال 1394 است اما لزوماً طلاق‌هایی نیست که به دنبال ازدواج در این سال رخ داده باشد. حدود 14 درصد طلاق‌ها در همان سال ازدواج اتفاق می‌افتد و مابقی مربوط به ازدواج‌های سال‌ها و دهه‌های قبل است. حتی افرادی را داریم که بعد از 60 سال زندگی، طلاق می‌گیرند اما ارقام آن‌ها را تقسیم بر ازدواج‌های امسال می‌کنیم.

او افزود: از طرفی زمانی که می‌گوییم 24 درصد ازدواج‌ها به طلاق می‌انجامد، لزوماً به دلیل افزایش طلاق نیست بلکه به معنای کاهش تعداد ازدواج‌ها نیز بوده است. زمانی که تعداد ازدواج‌ها کم شود، خروجی رقم بالایی را به خود اختصاص می‌دهد.

شاخص اصلاح‌شده/ به ازای هر هزار زن متأهل، 8 طلاق داریم
این جمعیت‌شناس با اشاره به شاخص جایگزین نسبت طلاق به ازدواج اظهار کرد: باید از شاخصی به‌عنوان شاخص اصلاح‌شده استفاده ‌شود ولی متأسفانه در دنیای سیاست‌گذاری و رسانه‌ها درخصوص این شاخص صحبت نمی‌شود. شاخص اصلاح‌شده به این صورت است که تعداد طلاق‌ها در یک سال را تقسیم بر تعداد زنان متأهل در همان سال کرده و نتیجه را در هزار ضرب می‌کنند. این شاخص نشان می‌دهد که به ازای هر هزار زن متأهل چند مورد طلاق اتفاق می‌افتد. براساس این شاخص در سال 1375 به ازاری هر هزار زن متأهل (یا هر هزار زوج) 4 مورد طلاق در کشور اتفاق افتاده است. این رقم در سال 94 نزدیک 8 است. یعنی به ازای هر هزار زن متأهل حدود 8 مورد طلاق داریم.

پررنگ‌شدن نقش مشکلات اقتصادی در بروز طلاق
صادقی با بیان این‌که شاخص مذکور نیز افزایش طلاق را نشان می‌دهد، افزود: اما افزایشی که شاخص قبلی به نادرستی نشان می‌دهد، وجود ندارد. به هر حال طلاق در تمام کشورها حتی کشورهای منطقه عربی مثل امارات متحده عربی، کویت، قطر و عربستان نیز افزایش داشته و میزان طلاق در این کشورها از ایران هم بالاتر است. در نسل جدید نقش ساختارهای فرهنگی که مانع طلاق می‌شد و قبح طلاق را ایجاد می‌کرد، کمرنگ و نقش مسائل و مشکلات اقتصادی بیشتر شده است.

یکی از مهم‌ترین بسترهای شکل‌گیری طلاق الگوهای نامناسب ازدواج است
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور درباره وضعیت طلاق در گروه‌های اجتماعی مختلف تصریح کرد: در بحث گروه‌های اجتماعی باید دید چه عوامل و بسترهای اجتماعی طلاق را شکل می‌دهد. مطالعه‌ای در سال 1393 و 1394 روی جوانان در شهر تهران انجام دادیم و به الگوهایی دست یافتیم. یکی از مهم‌ترین بسترهای شکل‌گیری طلاق الگوهای نامناسب ازدواج است. میزان طلاق در افرادی که نقش زیادی در ازدواجشان نداشتند، بالاست. همچنین در ازدواج‌های خودانتخابی که خانواده نه‌تنها دخالتی ندارد بلکه تأیید خانواده هم نقشی ندارد، نیز میزان طلاق بالاست. به بیان دیگر میزان طلاق هم در ازدواج‌های سنتی و هم در ازدواج‌های مدرن بالاست. اما ازدواج‌هایی که با انتخاب افراد و خانواده و تأیید طرفین بوده، معمولاً دوام بیشتری داشته است.

دوام ازدواج در فاصله طبقاتی نزدیک، بیشتر است/ بالابودن میزان طلاق در افرادی که تجربه رابطه جنسی قبل از ازدواج با غیرهمسر فعلی‌شان داشتند
او با اشاره به فاصله طبقاتی موجود در جامعه ادامه داد: همچنین بحث همسان‌همسری مخصوصاً با توجه به فاصله طبقاتی موجود مطرح است. اگر خانواده‌ها و زوجین به لحاظ طبقاتی، اقتصادی، اجتماعی و به‌ویژه فرهنگی در سطوح نزدیک هم باشند، دوام ازدواج بیشتر است اما فاصله طبقاتی زیاد مخصوصاً اگر به نفع خانواده زن باشد، احتمال طلاق را بالا می‌برد. از طرفی این مطالعه نشان داد در افرادی که تجربه معاشرت و روابط جنسی قبل از ازدواج با غیرهمسر فعلی‌شان داشتند، میزان طلاق بالاست و می‌تواند روی الگوهای ازدواج اثرگذار باشد. در خانواده‌هایی که تجربه خشونت خانگی بالاست و در زوجینی که نارضایتی زناشویی و جنسی بالاست نیز میزان طلاق بیشتر دیده می‌شود. همچنین در بین افرادی که مهارت حل تنش ندارند یعنی به لحاظ اجتماعی و روان‌شناختی نمی‌توانند زندگی و مسائل و مشکلات موجود را مدیریت کنند، احتمال طلاق بالاست.

بیکاری و ناامنی شغلی جوانان از عوامل مؤثر در طلاق
این جمعیت‌شناس به عوامل اقتصادی و فرهنگی اشاره کرد و افزود: از عوامل اقتصادی می‌توان به فقر مالی، بیکاری و ناامنی شغلی اشاره کرد که دامن‌گیر اکثر جوانان شده و افراد شاغل نیز ممکن است بعد از ازدواج شغل‌شان را از دست بدهند. در این شرایط معمولاً طلاق با فاصله‌ای بعد از مدت بیکاری رخ می‌دهد. به لحاظ فرهنگی هم تغییرات فرهنگی، فردگرایی و تبدیل نشدن فردیت به زوجیت بعد از ازدواج مطرح است. همچنین تغییراتی در حوزه دین اتفاق افتاده که به دنبال آن نقش دین در برخی حوزه‌های زندگی مانند خانواده کمرنگ شده است. از طرفی وجود ایده‌های فمینیستی به‌ویژه در بین افراد تحصیل‌کرده زمینه‌ای برای افزایش طلاق در جامعه است.

نمی‌توانیم به الگوی خاصی در طلاق دست یابیم
صادقی با بیان این‌که نمی‌توانیم به الگوی خاصی در طلاق دست یابیم، گفت: در شمال و جنوب شهر تهران میزان طلاق بالاست اما دلایلش متفاوت است. در قسمت‌های جنوب شهر تهران دلایل اقتصادی، بیکاری، اعتیاد و خشونت تأثیرگذار است و در شمال تهران مسائل فرهنگی و بحث‌های اخلاقی زمینه طلاق را ایجاد می‌کند. تغییر نگرش‌ها اتفاق دیگری است که در این زمینه افتاده است؛ در گذشته در جامعه ما به افراد بحث سوختن و ساختن را می‌آموختند که با لباس سفید عروسی بروند و با کفن سفید برگردند. در این نگرش، طلاق پذیرش اجتماعی نداشت. اما در نسل جدید طلاق پذیرش اجتماعی پیدا کرده و معتقدند پایان تلخ بهتر از تلخی بی‌پایان است. یعنی هرچند ممکن است طلاق را به‌عنوان پدیده مثبتی قلمداد نکنند اما به‌عنوان راه‌حل مشکلات در نظر می‌گیرند. با این نگرش، روند افزایش طلاق در آینده نیز به احتمال زیاد تدوام خواهد داشت.

در ایران طول مدت زمانی که ازدواج منجر به طلاق می‌شود پایین است
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور درباره گروه‌های سنی که بیشترین طلاق در آن‌ها رخ می‌دهد، ادامه داد: بیشترین طلاق‌ها در گروه زنان 25 -29 سال و مردان 30 تا 34 سال اتفاق می‌افتد که گروه‌های بلافاصله پس از ازدواج نیز هستند. این نشان می‌دهد طلاق در ایران زود اتفاق می‌افتد و به‌عبارتی در ایران طول مدت زمانی که ازدواج منجر به طلاق می‌شود پایین است. طبق آمارهایی که داریم در ایران در سال‌های اخیر حدود 14 درصد طلاق‌ها در سال اول زندگی اتفاق افتاده است. منظور از سال اول زندگی بعد از مراسم عروسی نیست بلکه بعد از عقد است. متأسفانه در بسیاری از مناطق کشور، عقد را به معنای ازدواج نمی‌دانند و الگوی نامزدی کمرنگ شده است. افراد بلافاصله پس از خواستگاری عقد می‌کنند و بعد از مدتی متوجه عدم تفاهم می‌شوند و یک طلاق ثبت می‌شود. به همین دلیل بخش زیادی از طلاق‌ها در سال اول زندگی رخ می‌دهد که هنوز افراد حتی زیر یک سقف هم نرفته‌اند.

حدود 54 درصد طلاق‌ها در 5سال اول زندگی رخ می‌دهد
او با اشاره به وضعیت طلاق در پنج سال اول زندگی تصریح کرد: حدود 40 درصد طلاق‌ها بین 1 تا 5 سال بعد از ازدواج اتفاق می‌افتد که اگر آن را در کنار آمار سال اول قرار دهیم، می‌توانیم بگوییم بیش از نیمی از طلاق‌ها (حدود 54 درصد طلاق‌ها) در پنج سال اول زندگی به‌ویژه سال اول اتفاق می‌افتد. در مقایسه وضعیت ایران با ترکیه می‌بینیم که نرخ کلی طلاق این دوکشور تقریباً نزدیک هم است. پیش از این ترکیه بالاتر بود اما در سال‌های اخیر نرخ طلاق در ترکیه از ایران پایین‌تر آمده است. در ایران 14درصد طلاق‌ها در سال اول زندگی اتفاق می‌افتد که بخشی از آن مربوط به زمان عقد افراد است. اما در ترکیه 3.6 درصد طلاق‌ها در این بازه زمانی است. زیرا در ترکیه گروه‌های مشاوره خانواده و به‌ویژه مددکاران بسیار فعال هستند و به همین دلیل طلاق‌های سال اول زندگی در این کشور مربوط به موارد خاصی است که در دادگاه مطرح می‌شوند.

ترکیه برای بهبود وضعیت طلاق چه کرده است؟
این جمعیت‌شناس در مورد فعالیت‌های گروه‌های مددکار و مشاوره ترکیه در سال اول زندگی اظهار کرد: گروه‌های مددکار و مشاور با هدف حل تنش وارد زندگی این افراد می‌شوند. بر این اساس طلاق در سال اول زندگی در این کشور پایین آمده است. متأسفانه در ایران مشاوره‌های قوی با هزینه بسیار پایین و مددکار اجتماعی با امکان ورود در خانواده برای حل مشکلات نداریم. به همین دلیل بیشترین طلاق‌ها در سال اول اتفاق می‌افتد و اگر افراد بتوانند سال اول را که مسائل و مشکلات بیشتر اتفاق می‌افتد، با مدیریت خاصی حل کنند، معمولاً می‌توان گفت که تا حدود زیادی مرحله بحرانی طلاق را سپری کرده‌اند.

تهران و البرز صدرنشین آمار طلاق هستند
صادقی تهران و البرز را صدرنشین آمار طلاق دانست و افزود: بیشترین نرخ طلاق در استان تهران و البرز است که جزو استان‌های توسعه‌یافته هستند. با توجه به این‌که تعداد ازدواج‌ها نیز در تهران بالاست، طبیعی است که تعداد طلاق هم بالا باشد؛ اما زمانی که این رقم را به میزان تبدیل می‌کنیم، یعنی می‌گوییم به میزان هر هزار زن متأهل چه تعداد طلاق رخ می‌دهد، اثر جمعیت بالا به نوعی تعدیل و خنثی می‌شود.

دو الگوی متفاوت طلاق در استان غربی و مذهبی
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور درباره سایر استان‌ها پرطلاق گفت: در زمینه میزان طلاق، دو الگوی متفاوت در دو استان غربی و دو استان مذهبی داریم. در استان کردستان و کرمانشاه نرخ طلاق بالاست که عمدتاً به دلیل بیکاری و مسائل فرهنگی است؛ چراکه در این استان‌ها بیکاری رقم بالایی دارد. در استان‌های خراسان رضوی و قم نیز نرخ طلاق بالاست. در استان‌های مذهبی مهاجرت، مهاجرپذیری، حاشیه‌نشینی، چندفرهنگی و متفاوت بودن و یک‌دست نبودن تا حدود زیادی روی این موضوع اثرگذار است.

در بحث طلاق نباید روی ارقام مطلق مانور داد
او با تأکید بر این‌که در بحث طلاق نباید روی ارقام مطلق مانور داد، افزود: نباید بگوییم سالانه مثلاً 163 هزار مورد طلاق در حال وقوع است و بعد این رقم را تبدیل به آمار ساعتی و دقیقه‌ای کنیم. این کار بسیار نادرست و غیرکارشناسی است. این ارقام مطلق باید نسبی شود. زمانی که می‌گوییم 163 هزار طلاق رخ می‌دهد، باید توجه کرد که 22 میلیون خانوار داریم. یعنی نرخ طلاق حدود 8 به ازای هر 1000 خانواده می‌شود. این رقم واقعی است. طلاق افزایش داشته اما زمانی که روی ارقام مطلق و شاخص‌های نادرست مانور داده می‌شود، نگرانی‌ها در جامعه بالا می‌رود.

اطلاع‌رسانی نادرست در مورد طلاق؛ بالا رفتن ترس از ازدواج و کم‌شدن قبح طلاق
این جمعیت‌شناس ادامه داد: با افزایش نگرانی، دو حالت در جامعه اتفاق می‌افتد؛ در درجه اول ریسک ازدواج بالا می‌رود زیرا ترس از طلاق باعث می‌شود افراد دنبال ازدواج نروند. در درجه دوم اطلاع‌رسانی به این شیوه منجر به از بین رفتن قبح طلاق می‌شود. در مطالعه‌ای در مجتمع قضایی ونک، زنی می‌گفت من هم مانند 19 نفری هستم که همین ساعت در کشور در حال طلاق هستند. وقتی آمار تبدیل به ساعت و دقیقه می‌شود، قبح و ضدارزش بودن طلاق نیز پایین می‌آید.

پایین‌ترین نرخ طلاق مربوط به استان یزد است
صادقی در مورد استانی که دارای پایین‌ترین نرخ طلاق است، گفت: پایین‌ترین نرخ طلاق مربوط به استان یزد است. در مناطقی که محیط سنتی، فرهنگی و دینی است، ممکن است اختلافات زناشویی زیادی وجود داشته باشد که به طلاق عاطفی برسد. در این استان‌ها معمولاً طلاق عاطفی بالاست. البته در سال‌های اخیر تعداد طلاق‌های ثبت‌شده در این استان نیز افزایش یافته و قید و بندهای سنتی که خانواده را به هر شکلی نگه می‌داشت، کمرنگ شده است. در هر حال نرخ طلاق در یزد از سایر استان‌ها کمتر است.

سه گروه مهم در سیاست‌گذاری‌های طلاق
معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات جمعیتی کشور با اشاره به سیاست‌گذاری‌های لازم در زمینه طلاق تصریح کرد: در بحث طلاق به لحاظ سیاست‌گذاری باید سه گروه را به‌عنوان گروه هدف انتخاب کنیم و برای آن‌ها برنامه داشته باشیم. جوانان یکی از این گروه‌ها هستند؛ زیرا بیشترین طلاق‌ها در دوران جوانی اتفاق می‌افتد و جمعیت مطلقه کشور ساختار جوانی دارد. دومین گروه زنان هستند؛ زیرا بعد از طلاق احتمال ازدواج مجدد آن‌ها پایین است و مدت زمان طولانی از عمر خود را باید در وضعیت مطلقه‌بودن به سر ببرند. سومین گروه زوجین در سال اول زندگی هستند که باید بسیار برنامه داشت و مشاوره و مددکاری اجتماعی را در این حوزه فعال کرد.

انتهای پیام/ 940502


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار