پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۷۴۵۷
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۲
این پراکندگی شخصیت‌های داستان یعنی پدر و مادر و دو فرزند خانواده و پدربزرگ آن‌ها می‌تواند دورنمایی باشد از موضوع مهاجرت و جدایی انسان‌ها. در طی اتفاقی ناخواسته برای پدر، همه اعضا خانواده مجدد دور هم جمع می‌شوند و گرمای وجودشان، امید‌بخشی است برای ادامه زندگی.


پگاه روشان‌شمال

ابوالحسن داوودی، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده صاحب‌سبکی است که آثاری چون جیب‌برها به بهشت نمی‌روند، نان و عشق و موتور و 1000، رخ دیوانه، تقاطع و «زادبوم» را در کارنامه کاری خود دارد. فیلم‌های داوودی مانند هر کارگردان دیگری مورد انتقادهای مثبت و منفی بسیاری از سوی سینماگران و اهل قلم قرار گرفته است. به عنوان نمونه، فیلم تقاطع، از سوی بسیاری از منتقدان مورد استقبال قرار نگرفت و آن را تقلیدی از فیلم «تصادف - crash» محصول 2005 آمریکا دانستند اما نمی‌توان انکار کرد که روایت بومی‌شده این فیلم در سینمای ایران، به نوبه خود تجربه قابل قبولی از آب درآمد.

و اما فیلم بحث‌برانگیز «زادبودم»...
فیلمی که در سال 1387 ساخته شد و با کش و قوس‌های زیاد، بالاخره تابستان امسال به روی پرده رفت. عدم اکران طولانی‌مدت می‌تواند هر فیلمی را از حال و هوای ساخت آن در زمان و مکان خودش دور کند. در حقیقت هر فیلمی، زاده شرایط محیط خویش است و در بستر خود و با توجه به شرایط اجتماعی زمان خود حرف‌هایی برای گفتن دارد. اما نکته‌ای که «زادبودم» را از سایر فیلم‌ها متمایز می‌کند این است که بعد از گذشت 9 سال، هنوز روایت داستان، جذابیت دارد. در «زادبودم»، با فیلم‌نامه‌ای تازه و غیر‌کلیشه‌ای مواجه هستیم. هر چند در مقاطعی روند فیلم چندان منسجم نبود اما در نهایت داوودی با جمع‌بندی خود توانست پیام را در قالب استعاره به مخاطب دیکته کند.

«لاک‌پشت‌ها باغیرت‌ترین موجودات زمینن. اونا بعد از سی سال که از جزیره خارج شدن و همه دنیا رو طی کردن بازم برمی‌گردن تا تو وطن خودشون تخم‌ریزی کنن»؛ نقطه عطف داستان همین دیالوگ است. این جملات در قصه تک‌تک شخصیت‌های فیلم پنهان شده است. شخصیت‌هایی که در قالب یک خانواده هستند اما هرکدام در جزیره تنهایی خویش زندگی می‌کنند. هر کدام دغدغه‌ها، مشکلات، گرفتاری‌ها و تنهایی‌های خود را دارند. آن‌ها در طی اتفاقاتی خواسته یا ناخواسته، سهواً یا عمداً از هم دور افتاده‌اند. هر چند زندگی در جریان است اما همیشه خلأ و فقدان خانواده و محبت آن‌ها در افراد حس می‌شود.

در دقایق ابتدایی فیلم مخاطب با 5 نفر در 5 جای مختلف دنیا همراه می‌شود که هرکدام قصه خودشان را دارند و به تنهایی روزگار می‌گذرانند. شاید علت اصلی این جدایی به نوعی تفاوت در نوع نگرش به موضوعات سیاسی و اجتماعی است. در گوشه‌ای از دنیا، پیرمردی خسته را می‌بینیم که با قبول کارهای فرودست به سختی سعی در امرار معاش دارد؛ خسته و تنها و در انتظار صدایی یا ملاقاتی از سوی فرزندش. در همان کشور پسری جوان به دنبال تحقیقات دانشگاهی است و ناخودآگاه در این روند، جست‌وجوهایش با دغدغه‌های مادرش در گوشه‌ای دیگر از دنیا گره می‌خورد. مادری که در جزیره قشم چشم‌انتظار بازگشت لاک‌پشت‌هایی است که 30 سال قبل در همان خاک سر از تخم بیرون آورده‌اند. این لاک‌پشت‌ها همان استعاره کارگردان درباره ریشه و خاک انسان‌هاست. در طرف دیگر، پدر قصه را می‌بینیم. پدری شلوغ و پرمشغله که به دنبال منافع کاری خودش است. کم‌کم تماشاچی پی می‌برد که همیشه پدر خانواده به دنبال موقعیت شغلی خودش بوده و حتی دخترش را نیز قربانی این کار می‌کند. دختر داستان با بازی پگاه آهنگرانی، در دبی درگیر زندگی نه چندان آرامی است. کسی از حال و روز او خبر ندارد. او هم در جزیره تنهایی خود مانند ماهی که از آب بیرون افتاده، تلاش می‌کند زنده بماند. این پراکندگی شخصیت‌های داستان یعنی پدر و مادر و دو فرزند خانواده و پدربزرگ آن‌ها می‌تواند دورنمایی باشد از موضوع مهاجرت و جدایی انسان‌ها. در طی اتفاقی ناخواسته برای پدر، همه اعضا خانواده مجدد دور هم جمع می‌شوند و گرمای وجودشان، امید‌بخشی است برای ادامه زندگی.

از دیدگاه جامعه‌شناسی، خانواده و جایگاه آن در زندگی فرد همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و هست و هیچ‌گاه نمی‌توان نقش خانواده و به‌ویژه پدر و مادر را در سرنوشت فرزندان نادیده گرفت. در «زادبودم» دو قصه هم‌زمان با هم پیش می‌رود. تماشاچی هم نگران لاک‌پشت‌هایی است که قرار است سر از تخم بیرون بیاورند و هم درگیر ماجرای این خانواده می‌شود، خانواده‌ای که هر کدام از دید خودشان مظلوم واقع شده‌اند. ابوالحسن داوودی با هوشمندی و ظرافت این دو داستان را در قالب یک قصه دلنشین پیوند زده است؛ به‌طوری‌که مخاطب در طول قصه احساس سردرگمی نخواهد کرد. درواقع، استفاده از داستان بازگشت لاک‌پشت‌ها به زادبوم خود، نمادی است از بازگشت سارا و امیرعلی به ایران.

آن‌چه این خانواده از هم‌گسیخته را دوباره دور هم جمع کرده است، مادر خانواده است که ظاهراً بی‌اشتباه‌ترین فرد است. کسی که برای بقای زندگی خود و فرزندانش تلاش کرد، ازخودگذشتگی کرد، در برهه‌های حساس زندگی‌ سکوت کرد و شأن پدر برای فرزندان را از بین نبرد، با پسر خانواده همدلی و همراهی و از دختر خانواده نیز حمایت کرد. در نهایت مادر بود که نقطه وصلی شد برای همه اعضای خانواده. برای همسری نادم و پشیمان، برای دختری زخم‌خورده از زندگی و برای پسری شاکی و معترض.

در کنار همه نقاط قوت «زادبودم» باید واقع‌بینانه برخی از انتقادها را نیز لحاظ کرد. در ارتباط با کند بودن ریتم فیلم اتفاق نظر چندانی نیست. برخی این ریتم را طبیعی و به نوعی ذاتیِ داستان می‌پندارند و برخی نیز طولانی‌بودن فیلم را خسته‌کننده می‌دانند. همان‌طور که به بازی ضعیف پگاه آهنگرانی و مهدی سلوکی انتقادهایی وارد است در مقابل بازی زوج دوست‌داشتنی سینمای ایران، رؤیا تیموریان و مسعود رایگان، تحسین‌برانگیز و قابل ‌تقدیر بود.

نکته حائز اهمیت دیگر در مورد «زادبودم»، سیاسی‌دانستن آن است. در نگاه بسیاری از منتقدان رسانه و سینما، فیلم مملو از کنایه و شعارهای سیاسی است و به‌واقع سیاست از وجوه غالب شخصیت اول در داستان «زادبودم» است. البته به گفته کارگردان، موضوع سیاسی‌بودن شخصیت اول تنها برای نشان دادن مشغولیت و دردسر کاری و در راستای شخصیت‌پردازی این نقش بوده است و موضع‌گیری خاصی در این زمینه وجود ندارد. اما داستان فیلم نیز گویای تم غالب سیاسی آن است.

در مجموع با نگاهی فارغ از قضاوت باید گفت، با توجه به شیوه روایت متفاوت داستان، «زادبودم»، فیلمی است که با بیان دغدغه‌های نسل‌های مختلف، نگاهی متفاوت به انسان‌ها، خانواده، جامعه و وطن دارد. درواقع زادبوم حکایت از شکاف نسل‌ها دارد و روایت ازهم‌گسستگي چند نسل در يك خانواده است.

دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار