پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۷۴۸۱
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۴
درباره دلنوشته‌های اخیر زنان طلبه درباره ساختار حوزه بانوان؛
تربیت محققان، پژوهشگران و مدرسین مبرز در هر ساختار علمی، پس از طی دوره‌های تکمیلی محقق خواهد شد. این در حالیست که با توجه به نوپابودن ساختار حوزه زنان، سابقه مراکز تحصیلات تکمیلی حوزه زنان در کشور به جز جامعه‌الزهرا سلام‌الله‌علیها یا برخی حوزه‌های قدیمی‌تر که این دروس را ارائه می‌دادند، به 5- 6 سال هم نمی‌رسد.


چند روزی است مطلبی با عنوان "اندرونی حوزه علمیه، جایگاه زنان" و با نام مستعار "طلبه پرده‌نشین" در شبکه‌های مجازی منتشر شده و بازتاب‌هایی نیز از سوی زنان طلبه داشته است. این مطلب و بازتاب‌های مرتبط با آن که هر کدام از زاویه‌ای نوشته شده، گویای مسائلی در حوزه علمیه است که موجب می‌شود علی‌رغم رشد کمی زنان طلبه در سال‌های اخیر، کیفیت این رشد فاصله‌ای با افزایش کمی داشته باشد. اما آیا این بازنمایی، بازنمایی درستی از حوزه زنان است و اگر پاسخ مثبت است، دلایل آن چیست؟

به گزارش مهرخانه،
چند روزی است مطلبی با عنوان "اندرونی حوزه علمیه، جایگاه زنان" و با نام مستعار "طلبه پرده‌نشین" در شبکه‌های مجازی منتشر شده و بازتاب‌هایی نیز از سوی زنان طلبه داشته است. طلبه پرده‌نشین که 12 سال در حوزه علمیه مشغول به تحصیل است، در این متن از ذوق و شوق خود به تحصیل علوم دینی در ابتدای ورود به ساختار حوزه چنین نوشته است: "با هزاران اشتیاق سطح سه حوزه، رشته فقه و اصول را ثبت‌نام کردم. همان روز اول، جلسه اول، استاد تاریخ فقه و اصولمان آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت من مثل دیگر آقایان که می‌گویند خانم‌ها قدرت فهم مطالب سنگین را ندارند فکر نمی‌کنم، بلکه هر آن‌چه می‌دانم را به شما می‌گویم... امروز 12 سال است از طلبگی من می‌گذرد، دیگر آرزویم این نیست که ناگهانی و یک‌دفعه تا وسط حیاط فیضیه بروم.کار از کار گذشته است و زخم زنان طلبه عمیق‌تر از آن است که با این دلخوشی‌ها و رؤیاها التیام یابد".

او در ادامه با تأکید بر این‌که اسلام علم‌آموزی را بر هر زن و مردی واجب دانسته است، می‌گوید: "اما زنان و مردان برای تحصیل در علوم دینی از جهت امکانات و حتی اهداف آموزشی در وضعیت یکسانی قرار ندارند. حوزه‌های علمیه و علوم دینی و حتی علوم مربوط به زنان ماهیتی کاملاً مردانه دارد و زنان همیشه با مطرح‌کردن وظایف همسرداری، مادری و عدم اختلاط زن و مرد به بهانه تقوا و... به عقب رانده شده و همواره نقشی فرعی، حاشیه‌ای و تزیینی داشته‌اند. به هر کتابخانه و یا پژوهشگاهی نمی‌توانند بروند. با هر استاد یا کارشناسی نمی‌توانند دیدار داشته باشند. به هرجلسه‌ای نمی‌توانند بروند. در هر سخنرانی و نشستی نمی‌توانند شرکت کنند. به دیدار مراجع نمی‌توانند بروند. پای درس اساتید برجسته حوزه نمی‌توانند بنشینند. زنان حتی در مراکز مخصوص زنان همانند مرکز مدیریت خواهران یا جامعه‌الزهرا(س) منصبی تأثیرگذار ندارند تا در روند تصمیم‌گیری‌های کلان حوزه‌های علمیه خواهران نقشی اصلی، مؤثر و پویا ایفا کنند.... در حوزه زنان از همان ابتدا سیاست‌های تعریف‌شده مبنی بر مجتهدنشدن زنان است؛ از این‌رو در خروجی آن کمتر زنی مجتهد است...".

این مطلب، بازخوردهایی در فضای مجازی داشت و برخی طلاب خانم پاسخ‌هایی در راستای تأیید یا مخالفت با آن داشتند. برای نمونه محدثه بروجردی، طلبه حوزه علمیه خواهران در مطلبی با عنوان "من بانوی پرده‌نشین باشم و مردان ایوان‌نشین تربیت کنم" می‌نویسد: "سال‌های اول تحصیلم در حوزه، عشق تبلیغ و سخنرانی و دیده‌شدن در منبر را داشتم. اما آن‌قدر می‌فهمیدم که به خودم جرأت ندهم با کوله‌بار کوچکی که از علم و اخلاق دارم، پا به هر منبر و مجلسی نگذارم.... سال‌های تحصیل در مقطع سطح 2 گذشت. وقتی اساتید ما را به نام "مبلغات" خطاب می‌کردند، قند در دلمان آب می‌شد و ذوق می‌کردیم که ما هم به قشر خدمت‌گزاران به دین پیوسته‌ایم! غافل از آن‌که سنگر واقعی ما جای دگر بود و دنبال دیده‌شدن می‌گشتیم".

او با شرح روندی از تحصیل خود و سپس فرزندآوری‌اش به این نتیجه می‌رسد که هدف "پرده‌نشینان" با "ایوان‌نشینان" یکی است، اما مسیر متفاوت است. "...من سرسختانه معتقدم که بانوی والامقامی چون مجتهده امین که صدای مناجات و تسبیح در و دیوارها را می‌شنید هیچ‌گاه حتی جرقه‌وار در ذهنش به دیده‌شدن و بر ایوان نشستن نیاندیشیده است؛ و باز سرسختانه معتقدم که بانوان مکرمه‌ای چون همسر علامه طباطبایی، اگر پرده‌نشین خانه‌ای نبودند، ایوانی هم نبود تا ایوان‌نشینانی چون علامه طباطبایی ظهور پیدا کنند".

این طلبه حوزه علمیه در انتها تربیت ایوان‌نشین را وظیفه خود می‌داند و می‌گوید: "من یک پرده‌نشین طلبه هستم نه یک طلبه پرده‌نشین! قبل از این‌که طلبه باشم یک بانو هستم که رسالتی خطیر و ظریف را برعهده دارم و آن هم تربیت ایوان‌نشین است. اگر من نباشم، ایوانی هم نخواهد بود؛ چه رسد به ایوان‌نشین".

از سویی فردی دیگر با نام مستعار "از اندرونی حوزه"، طلبه حوزه علمیه خواهران در مطلبی با عنوان "ایوان‌نشینان با ذکر یاالله اندرون را هم نگاهی کنند" خطاب با طلبه پرده‌نشین می‌نویسند: "نامه‌تان را خواندیم و درگروه‌هایمان نشر دادیم. جای بسی خوشحالی است که بالاخره جایی در میان نامه‌های حوزوی پیدا کردیم و بالاخره‌تر این‌که ما را هم حوزوی به حساب آوردند. برخلاف نظر بسیاری، نظراتتان را نفوذ فمینیست در میان زنان طلبه ندیدم و سپاسگزارم که قسمتی از دردهای اندرونی را به ایوان‌نشینان حوزوی رساندید".

این طلبه که طبق اذعان خود از 13 سالگی وارد ساختار آموزشی حوزه شده، درخصوص فرآیندی که تا به الان طی کرده است، این‌طور توضیح می‌دهد: "...گروه مباحثاتی علمی تشکیل دادیم، پیشرفت کردیم؛ اما باورمان نکردند. رفتیم دانشگاه، اما دلمان نیامد که سنگر حوزه را خالی کنیم. دوباره برگشتیم به همان محیط و باز شروع خاله‌بازی.حالا 11 سال می‌گذرد از آن دوران و ما بزرگ شدیم اما باور نشدیم. همه جا دفاع کردیم از دید روحانیت و جامعه اسلامیمان که نگاه حداقلی و دست دومی به زن ندارد اما هیچ توجیهی برای عملکرد برخی مسؤولان حوزوی نسبت به خودمان نداریم. وقتی درخواست گروه‌های علمی تخصصی می‌کنیم بهانه می‌آورند که نمی‌شود؛ خانم‌ها وفادار نیستند، پایه کار نیستند. پایه کار پیدا می‌کنیم، بهانه می‌کنند که مسایل عقلی است و سنگین است. می‌گوییم سطح کلاس‌ها پایین است، می‌گویند ازین بیشتر نمی‌فهمید!... به راستی ما نمی‌فهمیم یا توان عرضه درست مطالب نیست؟ ما نمی‌فهمیم یا ننگ حوزه است که از اساتید خوب برای حوزه خواهران استفاده کند؟ بعضی از اساتید صرفاً برای سرگرمی و سربندی سر کلاس‌ها حاضر می‌شوند و از توان پاسخ به سؤالات عاجزند؛ این هم از فهم کم ماست؟"

او در انتها خطاب به "ایوان‌نشینان حوزه" می‌نویسند: "با یک ذکر یاالله نگاهی هم به اندرونی کنید. ما نگاه متساوی نمی‌خواهیم. نگاه اسلامی کنید به زن، به وقتش، سرمایه جانی و مالی‌اش، به فرمایش رسول در امر به علم‌آموزی به زن درکنار مرد. قدری فاصله بگیرید از آمار دادن‌ها که امسال 1000 تا طلبه جذب کردیم و فلان سال 2000؛ تا به دافعه‌ها بیاندیشیم قدری؛ به ما که از آن اندرونی و از آن تنگنای خفه باید علم را التماس کنیم از ایوان‌نشینان".

این مطالب که هر کدام از زاویه‌ای نوشته شده، گویای مسائلی در حوزه علمیه است که موجب می‌شود علی‌رغم رشد کمی زنان طلبه در سال‌های اخیر، کیفیت این رشد فاصله‌ای با افزایش کمی داشته باشد. اما آیا این بازنمایی، بازنمایی درستی از حوزه زنان است و اگر پاسخ مثبت است، دلایل آن چیست؟ در این زمینه چند نکته قابل توجه و بیان است:

(در همین زمینه: حوزه‌های علمیه خواهران؛ دانشگاهی دیگر یا علم‌آموزی به سبک دینی؟!)

اول، در بررسی وضعیت حوزه زنان باید توجه داشت که قیاس آن با حوزه مردان، قیاسی نادرست است؛ از این جهت که پیشینه حوزه مردان به حدود هزار سال می‌رسد و طبیعی است که در طول این مدت زمان، افراد مختلف و شاخص علمی، در حوزه مردان خیلی بیشتر باشد. اما در حوزه زنان، صرف‌نظر از این‌که برخی علمای بزرگ به دختران خود آموزش می‌دادند، ایجاد ساختار حوزه زنان به حدود سال 55 برمی‌گردد؛ به جز مراکزی مانند اصفهان و مشهد که ممکن است حدود 10 یا 15 سال جلوتر از این آغاز به کار کرده باشند. درحقیقت این سابقه، سابقه طولانی نیست و طبیعی است که تعداد دانش‌آموختگان مبرز برادران از خواهران بیشتر باشد.

دوم، از حدود سال 76- 75 در برنامه‌ریزی درسی حوزه زنان تفاوت‌هایی با حوزه مردان تفاوت‌هایی ایجاد شده است. ایجاد این تفاوت‌ها با این منطق صورت گرفته که زنان با توجه به زندگی خانوادگی و مشغله‌های مربوط به حوزه خانواده، نیاز به تفاوت‌هایی در ساعات، محتوای درسی و مدت زمان طول تحصیل دارند که همین امر نیز در طی این ‌سال‌ها توانسته تاحدودی بر توان علمی زنان طلبه تأثیرگذار باشد؛ چراکه دروس حوزه زنان خلاصه‌شده‌تر و در زمان کوتاه‌تری ارائه شده و برخی از دروس نیز حذف شده‌اند.

سوم، تربیت محققان، پژوهشگران و مدرسین مبرز در هر ساختار علمی، پس از طی دوره‌های تکمیلی محقق خواهد شد. این در حالیست که با توجه به نوپابودن ساختار حوزه زنان، سابقه مراکز تحصیلات تکمیلی حوزه زنان در کشور به جز جامعه‌الزهرا سلام‌الله‌علیها یا برخی حوزه‌های قدیمی‌تر که این دروس را ارائه می‌دادند، به 5- 6 سال هم نمی‌رسد. درحقیقت با وجود حضور پرتعداد طلاب زن، با توجه به فعال بودن آن‌ها در دوره‌های عمومی، نمی‌توان انتظار پرورش میزان بالایی از پژوهشگران و مدرسان مبرز را داشت.

(در همین زمینه: تلاش برای تربیت طلاب زن برای حضور در عرصه اجتهاد/ در آغاز راه هستیم- گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمودرضا جمشیدی، رئیس مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران)

چهارم، اتفاقات واقعی زندگی زنان که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت نیز در این امر مؤثر است؛ طبیعی است که تحصیل برای زنان با تعلیق و تعویق همراه باشد. زنان با ازدواج، فرزندآوری و... سال‌هایی در درس خواندنشان فاصله می‌افتد و همین موضوع می‌تواند بر توان علمی آن‌ها یا زمان به نتیجه رسیدنشان مؤثر باشد. زنان نیازمند زمان بیشتری برای توانمندشدن هستند. یعنی علی‌رغم این‌که ورودی زنان تعداد زیادی دارد، خروجی‌ها به همان میزان نیروی کیفی ندارد. در این میان توجه به ارائه تسهیلات تحصیلی به طلاب زن نیز لازم به نظر می‌رسد.

(در همین زمینه: معصومه ظهیری: راه برای پیشرفت خواهران طلبه باز است)

پنجم، همچنین درخصوص بانوان مجتهده، باید دانست به اذعان متخصصان، تعداد قابل توجهی از مجتهدین بانو در حد تجزی در حال حاضر در ساختار حوزه زنان داریم که البته این زنان اغلب به دلایل شخصی و بعضاًً تبیین‌های اخلاقی تمایلی به دادن امتحان نداشته‌اند و به همین دلیل هم اجتهاد آن‌ها مشخص نشده است. اما در صورت امتحان دادن، قطعاً به مقام اجتهاد خواهند رسید و شناخته خواهند شد.

(در همین زمینه: مباحث تحصیلات تکمیلی زنان در حوزه‌ها نوپاست/ ایجاد دیالوگ فقهی میان مجتهدین خانم و آقا؛ از ثمرات اجتهاد بانوان- گفت‌و‌گو با دکتر فریبا علاسوند، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده)

به گزارش مهرخانه، مسائل ساختاری ذکرشده برای حوزه زنان، شاید تاحدودی در دانشگاه‌ها هم برای زنان وجود داشته باشد و راه ارتقای علمی زنان در دانشگاه‌ها نیز به راحتی مردان باز نباشد. اما به هر حال با تلاش بیشتر زنان می‌توان از بسیاری از این موانع عبور کرد؛ کمااین‌که در حال حاضر زنان شناخته‌شده‌ای مانند بانو مجتهده صفاتی، بانو مجتهده گلگیری، دکتر فریبا علاسوند و... از حوزه زنان برخاسته و جزو علما و فضلای این ساختار تازه‌تأسیس علم دینی هستند.


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار