پایگاه خبری مهرخانه | mehrkhane.com

کد خبر: ۳۸۰۲۲
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۲
بررسی مستند «انقلاب جنسی»؛
زینت سادات مطهری

اصطلاح «انقلاب جنسی» اولین‌بار برای اطلاق به تحولات عمده و گسترده‌ای که در دهه ۱۹۶۰ در غرب رخ داد، به‌کار رفت. هنوز هم بیشترین کاربرد این اصطلاح برای اشاره به همین برهه زمانی و تحولات فرهنگی-اجتماعی آن است. با این‌حال، حداقل دو کاربرد دیگر برای این اصطلاح به‌وجود آمده است: انقلاب جنسی قرن ۱۸ میلادی، و انقلاب جنسی در ایران.

انقلاب جنسی قرن ۱۸ که اخیراً توسط یک تاریخ‌نگار انگلیسی مطرح شد، اشاره دارد که برخلاف تصور رایج، تحول در هنجارها و عرف جنسی نه از دهه ۶۰ میلادی، که از قرن ۱۸ و همگام با انقلاب صنعتی و عصر روشنگری شروع شده است. مطالب تولیدشده درباره انقلاب جنسی در ایران نیز توسط افرادی چون پردیس مهدوی، استاد دانشگاه پامونا طرح شده است تا این فرضیه را به آزمون گذارد که جامعه مدنی در ایران در حال گذران یک دوره انقلابی توسط بخشی از جامعه و جوانان برای تقاضای آزادی‌های جنسی و رد هنجارهای جنسی رایج است.

انقلاب جنسی چیست؟
برای درک معنا و مفهوم انقلاب جنسی، می‌توان به رایج‌ترین کاربرد آن، یعنی انقلاب جنسی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی مراجعه کرد. دیدگاهی که انقلاب جنسی را مربوط به این دوران در غرب می‌داند، آن را با گسترش آزادی‌های خانوادگی و مدنی همزاد می‌داند که خود منبعث از تحول در دیگر عرصه‌ها بوده است. به بیان دیگر، افزایش آزادی‌های فردی در غرب در این دهه‌ها در نتیجه بهبود کلی فضای اقتصادی بعد از دو جنگ جهانی، ورود زنان به عرصه کار و جامعه، افزایش سطح بهداشت و گسترش تولید قرص ضدبارداری، کاندوم، و آلات التذاذ جنسی، تغییر مدهای پوشش و رفاه فردی مانند دامن کوتاه و اتومبیل و... بود. در این دوره که هم‌زمان بود با چند جریان مدنی عمده ازجمله جنبش سیاهان و اعتراضات دانشجویی به جنگ ویتنام، تفکرات فمینیستی نیز رخ نمودند و برای اولین‌بار، رابطه جنسی فارغ از ضرورت فرزندآوری در سطح وسیعی از جامعه آمریکایی و اروپایی عمومیت یافت. به‌تدریج و با توسعه دانش پزشکی درباره بیماری ایدز، نگاه منفی به همجنس‌گرایی (که در مردان عامل عمده گسترش بیماری ایدز است)‌ رنگ باخت و همجنس‌گرایی نیز به بخشی از جریان انقلاب جنسی ضمیمه شد.

روشن است که انقلاب جنسی که نام دیگر آن «جنبش آزادی‌های جنسی» است ارتباط مستقیم با فمینیسم و دیدگاه‌های منافی خانواده دارد. در این معنا، ارتباط جنسی امری صرفاً فردی است که تعهدی در قبال اجتماع از طریق کمک به بازتولید نهاد خانواده و نقش‌های حمایتی از کودکان و کهنسالان نداشته، و دیگر خانواده یک واحد تولید اقتصادی و تربیتی جدی محسوب نمی‌شود. لذا، گرایش جنسی به هم‌جنس و تمایل به برقراری ارتباط آزاد یا در قالب «خانواده جدید» همجنس‌گرا نیز بلامانع نلقی می‌گردد. همین نگاه کارکردگرایانه که به‌دلیل رفع ضرورت‌های اقتصادی تولید، فردگرایی را گسترش داده و خانواده را از محوریت جامعه خارج می‌کند، عامل قبح‌زدایی از تمامی افعال و تجربیاتی است که زمانی موضوع مجازات‌های سنگین و حتی مرگ بودند.

نگاه کلیسایی به روابط جنسی
دبهوی‌والا، کسی که اولین‌بار اعلام کرد انقلاب جنسی مربوط به قرن ۱۸ بوده و تاریخی بس قدیمی‌تر از دهه ۶۰ میلادی دارد، با تغییر رویکرد و سطح تحلیل‌های رایج که انقلاب جنسی را موضوعی فردی می‌داند، عنوان می‌کند که تغییر در روابط جنسی و قبح‌زدایی از رفتارهایی که زمانی تابو محسوب می‌شدند، امری تاریخی است که کاملاً ریشه در روابط تولید اقتصادی و سیاست‌های کنترل اجتماعی دارد. او با دقت موشکافانه به مخاطب خود نشان می‌دهد که چگونه مفهوم دوگانه «حریم خصوصی/ عمومی» برای اولین‌بار در اثر تغییر روابط تولید و ماشینی‌شدن آن در قرن ۱۸ پدید آمد و عامل آن شد که کنترل دولت‌ها بر رفتار جنسی مردم در حریم خصوصی خود، دیگر موضوعیت نداشته باشد؛ تحولی که طی قرن بیستم یک گام اساسی به جلو برداشت و رفتار جنسی را حتی در حریم عمومی نیز از کنترل دولت‌ یا هر نهاد عمومی دیگر خارج کرد. طبق تحلیل دبهوی‌والا، کمرنگ‌شدن نقش کلیسا در امور اجتماعی در قرن ۱۸، رابطه تنگاتنگ با جریان آزادی‌های جنسی و توسعه صنعتی داشته و هر سه این جریان‌ها بر روند سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و سیستم قضایی کشورهای غربی اثر گذاشته‌اند.

آن‌چه در سرتاسر کتاب دبهوی‌والا بسیار چشم‌گیر است، تحول عمده و غیرقابل انکاری است که ممکن است مخاطب را به تضاد عمیق در دو دوره قبل و بعد از انقلاب جنسی (قرن ۱۸) واقف کند. دبهوی‌والا در کتاب خود با ترسیم دقیق و با جزئیات روند مجازات‌های کلیسا برای خاطیان و کسانی که از احکام جنسی کلیسا عدول می‌کنند، احکامی مانند زنده‌سوزی، اعدام، تبعید، برهنه گرداندن خاطی در ملأ عام، و از این قبیل، نشان می‌دهد که چگونه این احکام در اثر تحولات اقتصادی کارکرد و تأثیر خود را از دست داد. آن‌چه در این یادداشت در مورد این نگاه حائز اهمیت است، تلاش منتقدین سیاست‌های جنسی ایران، برای تعمیم دادن این شرایط به سیاست‌های جنسی در جمهوری اسلامی است.

انقلاب جنسی ایران
پردیس مهدوی، نویسنده کتاب «قیام پرشور: انقلاب جنسی ایران» تلاش دارد این تز را مطرح کند که تحولات اخیر در جامعه ایرانی که در نحوه پوشش و سلوک آزادانه جوانان مشاهده می‌شود، نوعی کنش آگاهانه سیاسی با هدف نفی سیستم حکومت اسلامی در ایران است. به بیان دیگر، مهدوی تلاش دارد عنوان کند که رفتارهای پرخطر جنسی و پوشش‌های نامعقول در میان جوانان، عدول از انتظارات خانوادگی و نقش‌های اجتماعی، سرکشی نسبت به سیستم تربیتی و آموزشی، استقبال از مدهای پوششی غربی و... همگی تلاش برای پیوستن به فرهنگ جنسی‌ای است که در آن حضور در پارتی نوعی «اعتراض» محسوب می‌شود.

این نگاه اعتراضی در قالب نحوه پوشش و رفتار جنسی، چنان‌چه با روایت دهه ۶۰ غرب از انقلاب جنسی مقایسه شود، مشابهت‌ها و تناقضاتی را عیان می‌کند. مشابهت میان تز مهدوی و روایت مذکور از غرب آن است که در هر دو، رفتار جنسی نوعی «اعتراض» به نظم حاکم است. همان‌طور که گفته شد، در آمریکای دهه ۶۰ نیز انقلاب جنسی هم‌زمان با جنبش سیاهان و اعتراضات مدنی دانشجویان، نوعی اعتراض به «مردسالاری» ملحوظ در سرمایه‌داری غرب بود که خواستار بازتولید نهاد خانواده به‌نفع حفظ روابط تولید و نیز بازتولید امپریالیسم داخلی و خارجی بود. از سویی، اعتراض مدنظر مهدوی، نه به سیستم اقتصادی، که به سیستم اخلاقی حاکم است.

از همین‌رو، با دو مقایسه متفاوت درباره نظم اخلاقی در ایران و گفتمان جنسی مقابل روبه‌رو هستیم: دسته‌ای از تحول‌طلبان، نظم اخلاقی حاکم را با نظام اخلاقی کلیسای قرون وسطا مقایسه می‌کنند و خواستار سرنگونی آن درست به همان شکل هستند که کلیسا از جامعه غرب حذف شد؛ و عده‌ای مانند مهدوی، به‌طور ضمنی نظم حاکم در ایران را با نظام سرمایه‌داری غرب در اواخر قرن ۲۰ مقایسه کرده و آن را به بحث‌های جامعه مدنی پیوند می‌دهند. تناقضی که میان این دو دیدگاه وجود دارد آن است که در نگاه اول، دولت سکولار در غرب همان دولتی است که در نتیجه روشنفکری و صنعتی‌شدن قرن ۱۸ روی کار آمد و تکامل یافت، حال‌آن‌که همین دولت مبتنی بر سرمایه‌داری است که در دهه ۶۰ قرن ۲۰ مورد چالش مجدد قرار می‌گیرد! بنابراین، روشن است که رابطه میان «انقلاب جنسی» و نظم اخلاقی در هر دو تجربه تاریخی غرب مشهود نیست و لذا الزاماً نمی‌توان آن را به‌عنوان یک مشاهده علمی قابل تعمیم به دیگر جوامع، از جمله ایران، به‌رسمیت شناخت.

مستند اخیر «انقلاب جنسی»
مستند «انقلاب جنسی» از سوی گروه آرمان‌مدیا، به تهیه‌کنندگی محمدحسن مددی و کارگردانی حسین شمقدری، تلاش دارد با ارائه گزارشی از وضعیت رفتارها و نگاه‌های جنسی در بستر جامعه غربی، اولاً ذهن مخاطب ایرانی را با وضعیت کلی جریانات اخلاقی در غرب آشنا کند، و ثانیاً توصیه‌ها و تحذیرهایی در همین رابطه ارائه دهد.

ارائه تصاویری از زندگی و دیدگاه‌های دختران و پسران غربی که با دوربین سازندگان فیلم مستند شده، مخاطب ایرانی را بعضاً با شوک‌هایی مواجه می‌کند و کارگردان از این شوک‌ها برای برداشتن گام‌های یک‌به‌یک بعدی بهره می‌برد. کارگردان قصد دارد از این طریق ضمن ایجاد آگاهی در مخاطب، نسبت به ضرورت تصمیم‌گیری فردی و مسؤولانه همراه با اعتماد و اگاهی، جلب توجه کند؛ رویه‌ای که نسبت به روندهای فعلی در سیاست‌گذاری‌های موجود تازگی دارد.

در برخی سکانس‌ها، شاهد مصاحبه کارگردان با دختران و پسران آلمانی و هلندی و انگلیسی درباره تجربه جنسی، استفاده از لوازم آرایشی، وفاداری به شریک جنسی در عین آشنایی و ارتباط آزادانه، تمایل به جنس موافق یا مخالف، پایبندی اخلاقی نسبی به عفاف در عین آزادی (آن‌جا که دو دختر در مدرسه از برهنه‌کردن اندام جنسی خود در مقابل یک ۲۰ دلاری خودداری می‌کنند)، تسهیلات و امکانات دولتی برای رابطه جنسی که حکم مشوق و بلکه الزام رابطه جنسی در سنین نوجوانی دارد، و از این قبیل هستیم.

کارگردان در چهار برش مختلف در طول مستند، دائماً در حال جابه‌جا کردن ذهن مخاطب میان نگاه مثبت و منفی به آزادی‌های جنسی در غرب و در ایران است و در نهایت، اعلام می‌کند که نمی‌توان صرفاً دیدگاهی مثبت یا منفی به وضعیت جنسی در هیچ‌یک از این دو بستر اجتماعی داشت. او با ارائه نظرات شهروندان ایرانی سنین مختلف، سعی دارد نارضایتی نسبی از سیاست‌های سختگیرانه اخلاقی و جنسی را از طریق توجه دادن به واقعیت نیاز جنسی و تأخیر در ازدواج برای متولیان و مسؤولان به نمایش بگذارد، و از طرفی، با نشان دادن آثار مثبت پایبندی اخلاقی در ایران، مانند تمایل به جنس مخالف در صورت نیاز، و گرایش مطلق به جنس موافق در غرب، بر ضرورت نگاه آگاهانه و مسؤولانه نسبت به آزادی نیز به مخاطبان خود هشدار دهد.

این مستند با به نمایش گذاردن صحنه‌هایی از «رژه غرور» همجنس‌گرایان برای اولین‌بار موضوع را بی‌پرده با مخاطب ایرانی در میان می‌گذارد. کارگردان، بدون جدل و بحث، به سراغ تجربه منفی یک روسپی مرد در یک کشور غربی می‌رود، تا با استعانت از موسیقی زمینه‌ای که انتخاب کرده، جنبه منفی آزادی جنسی را نیز ترسیم کند. او تلاش می‌کند نشان دهد چگونه کودکان غربی از سنین کم نسبت به جنس مخالف خود رمیده‌اند و چگونه آزادی جنسی می‌تواند در ظاهری خنثی، درواقع مروج همجنس‌گرایی و پایان‌بخش نظام خانواده و تولیدنسل طبیعی باشد.

در نهایت می‌توان گفت مستند «انقلاب جنسی» شمقدری که کاملاً به‌موقع و در بحبوحه نقدهای مختلف از امضاء سند ۲۰۳۰ و مدتی بعد از پخش مستند «یک پیشنهاد ساده» یاسر عرب، منتشر شده است، گام دیگری است برای گشودن بحث جدی از وضعیت، واقعیات، ضرورت‌ها، و مخاطرات موضوع جنسیت و روابط جنسی در ایران. شمقدری از سویی نسبت به ضرورت پرورش سوژه‌های آگاه و مسؤول در همخوانی با ضرورت‌های دوره مدرن دعوت می‌کند، و از سوی دیگر، حدود و اشکال این آزادی را نیز از نظر دور نمی‌دارد.

* دانشجوی دکترای علوم سیاسی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار